سه شنبه 28 خرداد 1398 |  عضویت / ورود

قبل از طلاق، حتماً سوره طلاق را بخوانید!


این روزها با آن ترفند «وُتیره» که چهار سال پیش در مطلب «یک روش ساده برای حفظ قرآن» معرفی کرده بودم که یکی از پربازدیدترین و پُرلایک‌ترین مطالب بوده (و به زودی مستندترش خواهم کرد)، خوشبختانه حفظ جزء ۳۰ و ۲۹ قرآن را تمام کرده‌ام و جزء ۲۸ را شروع کرده‌ام. (با سوره‌های دیگر که از جزءهای ۲۵ و ۲۷ و... حفظ کرده‌ام، مجموعاً بیش از ۱۵۰۰ آیه می‌شود و این برای خودم واقعاً ناباورانه است!)

به هر حال، این روزها در جزء ۲۸، در حال حفظ سوره طلاق هستم. چند روزی بود که می‌خواستم این مطلب را ارسال کنم که خواهشی که امروز استاد انصاریان در برنامه سمت خدا از مردم در مورد طلاق داشتند (که طلاق نگیرید) بانی شد این مطلب را آماده کنم:

متأسفانه گاهی اوقات از دانشجو یا دوست می‌شنوم که خیلی راحت می‌گوید: «از همسرم جدا شدم!» طوری شده که امثال خود من از ازدواج می‌ترسیم و کم‌کم یک فکر خطرناک رواج پیدا کرده که: ازدواج نکردن (یک امر مستحب) بهتر از ازدواج کردن و طلاق گرفتن (که عرش خدا را به لرزه می‌آورد و کلی خطرات اجتماعی دیگر دارد) است.

http://img.aftab.cc/news/95/talagh.jpg

وقتی از دلیل خیلی از طلاق‌ها سؤال می‌کنم، متوجه می‌شوم که اکثراً دلیل طلاق، مباحث مالی است. یعنی مثلاً یک پسر جوان عجله کرده و در دورانی که هنوز هنر و مهارت (بخوانید عُرضه) کافی برای کسب درآمد ندارد، اقدام به ازدواج کرده و حالا که به زندگی مشترک وارد شده می‌بیند، خانم انتظاراتی دارد که او توان تأمین آن‌ها را ندارد و همین موضوع باعث شکاف بین آن‌ها و کم‌کم بی‌محبت شدن نسبت به هم و... و نهایتاً طلاق می‌شود.

خیلی‌ها هم فکر می‌کنند ازدواج که کنند اعصابشان راحت‌تر می‌شود و دردسرهایشان کمتر و... خلاصه یک بهشتی برای خودشان تصور می‌کنند و بعد که وارد زندگی مشترک می‌شوند می‌بینند، همان چند دقیقه خواب راحت که در دوران مجردی داشتند هم از دست رفت!! (به خصوص اوائل زندگی... غافل از اینکه اوائل هر کاری دردسرهایی دارد و کم‌کم روی ریل که افتاد لذت‌بخش می‌شود)

به هر حال، دلیل طلاق هر چیزی که باشد، مهم نیست، من می‌خواهم خواهش کنم که اگر خدای‌ناکرده کسی می‌خواهد به این اقدام خطرناک دست بزند و یا به خاطر مشکلات زندگی از این فکرهای خطرناک در سر می‌پروراند، چند باری سوره عظیم و عجیب «طلاق» را با معنی مرور کند!

این سوره، خیلی عجیب است! یعنی اگر یک روانشناس حرفه‌ای بیاید این سوره را تحلیل کند، بهتر می‌توانید عظمت این سوره را درک کنید.

لحن سوره اشک انسان را در می‌آورد؛ انگار که خداوند نیز دارد گریه می‌کند و صحبت می‌کند.

در عین حال که احکام طلاق را می‌گوید (چون ناچار است که احکام را مشخص کند)، بعد از هر حکم، در آخرِ هر آیه با لحن خاصی التماس می‌کند که «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»: «اگر تقوا پیشه کنید (و طلاق نگیرید و صبر در برابر مشکلات داشته باشید) خداوند راه خروج از مشکلات را نشان خواهد داد»

دوباره در آخر آیه بعد، پس از بیان یک حکم، می‌فرماید: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا» «اگر تقوا پیشه کنید (و این کار را نکنید) خداوند امور را آسان می‌کند»

دوباره در آخر آیه بعد: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا» «اگر تقوا پیشه کنید (و این کار را انجام ندهید) خداوند گناهان شما را می‌بخشد و اجری عظیم عطا می‌کند»

دوباره در آخر آیه بعد: «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا» «(از سختی‌های زندگی نترسید و دست به این کار نزنید) خداوند بعد از سختی آسانی قرار خواهد داد»

در آیات بعد خداوند انگار که التماس می‌کند که کار را بدتر از این نکنید که عذاب و دردسرهایش سخت‌تر از تحمل زندگی است...: «أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا» «خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است پس اى خردمندانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا بترسيد راستى كه خدا سوى شما تذکری فرو فرستاده است»

در آیات بعد عظمت خود را به رخ می‌کشد تا دل انسان قرص شود که او بر قولی که داده (که سختی‌ها را آسان کند) تواناست: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا»: «خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد فرمان [خدا] در ميان آنها فرود مى ‏آيد تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست و به راستى دانش وى هر چيزى را در بر گرفته است»

 

من فکر می‌کنم نظام کشور باید برای طلاق، یک شرط بگذارد: زوجین باید برای طلاق، سوره طلاق را با معنی حفظ کنند!

باور کنید مشکل از هر کدام از طرفین که باشد با خواندن و تکرار این آیات نرم می‌شود و بسیاری از طلاق‌ها ممکن است از این طریق به محبت و تحمل سختی‌های ظاهری زندگی تبدیل شود.

 

به هر حال، خواهش می‌کنم آن‌ها که کوچک‌ترین مشکلی با مشکلات زندگی دارند (و مشکلات را «شُکلات»های زندگی نمی‌دانند) حتماً این سوره را بخوانند و چه خوب که حفظ کنند. این سوره حاوی همان آیه‌ای است که برای وسعت در روزی بسیار تأکید شده و من در مطلب «توصیه‌ای بهتر از کیمیا» جریانش را گفته بودم. با هم این سوره را بخوانیم:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا ﴿۱﴾
اى پيامبر چون زنان را طلاق گوييد در [زمان‏بندى] عِده آنان طلاقشان گوييد و حساب آن عده را نگه داريد و از خدا پروردگارتان بترسيد، آنان را از خانه ‏هايشان بيرون مكنيد و بيرون نروند مگر آنكه مرتكب كار زشت آشكارى شده باشند. اين است احكام الهى و هر كس از مقررات خدا [پاى] فراتر نهد قطعا به خودش ستم كرده است نمى‏ دانى شايد خدا پس از اين پيشامدى پديد آورد (۱)

فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾
پس چون عده آنان به سر رسيد [يا] به شايستگى نگاهشان داريد يا به شايستگى از آنان جدا شويد و دو تن [مرد] عادل را از ميان خود گواه گيريد و گواهى را براى خدا به پا داريد اين است اندرزى كه به آن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارد داده مى ‏شود و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏ دهد (۲)

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿۳﴾
و از جايى كه حسابش را نمى ‏كند به او روزى مى ‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏. خدا فرمانش را به انجام‏ رساننده است به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏ اى مقرر كرده است (۳)

وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴿۴﴾
و آن زنان شما كه از خون ‏ديدن [ماهانه] نوميدند اگر شك داريد [كه خون مى ‏بينند يا نه] عده آنان سه ماه است و [دخترانى] كه [هنوز] خون نديده‏ اند [نيز عده‏ شان سه ماه است] و زنان آبستن مدتشان اين است كه وضع حمل كنند و هر كس از خدا پروا دارد [خدا] براى او در كارش تسهيلى فراهم سازد (۴)

ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ﴿۵﴾
اين است فرمان خدا كه آن را به سوى شما فرستاده است و هر كس از خدا پروا كند بدي‌هايش را از او بزدايد و پاداشش را بزرگ گرداند (۵)

أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى ﴿۶﴾
همانجا كه [خود] سكونت داريد به قدر استطاعت‏ خويش آنان را جاى دهيد و به آنها آسيب [و زيان] مرسانيد تا عرصه را بر آنان تنگ كنيد و اگر باردارند خرجشان را بدهيد تا وضع حمل كنند و اگر براى شما [بچه] شير مى‏‌دهند مزدشان را به ايشان بدهيد و به شايستگى ميان خود به مشورت پردازيد و اگر كارتان [در اين مورد] با هم به دشوارى كشيد [زن] ديگرى [بچه را] شير دهد (۶)

لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا ﴿۷﴾
بر توانگر است كه از دارايى خود هزينه كند و هر كه روزى او تنگ باشد بايد از آنچه خدا به او داده خرج كند خدا هيچ كس را جز [به قدر] آنچه به او داده است تكليف نمى ‏كند خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى ‏كند (۷)

وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا ﴿۸﴾
و چه بسيار شهرها كه از فرمان پروردگار خود و پيامبرانش سر پيچيدند و از آنها حسابى سخت كشيديم و آنان را به عذابى [بس] زشت عذاب كرديم (۸)

فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا ﴿۹﴾
تا كيفر زشت عمل خود را چشيدند و پايان كارشان زيان بود (۹)

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا ﴿۱۰﴾
خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است پس اى خردمندانى كه ايمان آورده‏‌ايد از خدا بترسيد راستى كه خدا سوى شما تذكارى فرو فرستاده است (۱۰)

رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا ﴿۱۱﴾
پيامبرى كه آيات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‌‏كند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند از تاريكي‌ها به سوى روشنايى بيرون برد و هر كس به خدا بگرود و كار شايسته كند او را در باغ‌هايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است در مى‌آورد جاودانه در آن مى‏‌مانند قطعاً خدا روزى را براى او خوش كرده است (۱۱)

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا ﴿۱۲﴾
خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد فرمان [خدا] در ميان آنها فرود مى‌آيد تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست و به راستى دانش وى هر چيزى را در بر گرفته است (۱۲)

 

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 28 بهمن، 1395 توسط Hamid]
[ #مطالب مذهبی، قرآنی و فرهنگی]



بازدیدها از این مطلب: 6141 بار   امتیاز متوسط : 0  تعداد آراء: 0   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 13 با 12 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

علیرضا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط علیرضا در مورخه : جمعه، 29 بهمن، 1395
1. لحن «التماس میکند» مناسب باری تعالی نیست. بهتر است تعبیر مناسب دیگری جایگزین شود.
2. آنچه شما در پرانتر جلوی تقوا نوشتید و رعایت تقوا را مرادف انجام ندادن طلاق گرفتید، قطعا غلط است. طلاق گاهی یک راه حل است. آنچه توصیه قرآن است این است که حتی اگر با همه سازشها و صبرها به این نتیجه رسیدید که جدا بشید، این کار همراه با تقوا باشه چرا که در جریانهای طلاق، ما شاهد بسیاری از بی تقوایی های مالی و اخلاقی هستیم.

در پایان این نکته جالب را عرض کنم همانطور که ازدواج از موجبات روزی است، طلاقی که بعد از صبر و از سر تقوا باشد هم از موجبات روزی است. ببینید روایت را:

كنت عند أبي عبد الله عليه السلام، فأتاه رجل، فشكا إليه الحاجة، فأمره بالتزويج
قال: فاشتدت به الحاجة، فأتى أبا عبد الله عليه السلام، فسأله عن حاله، فقال له: اشتدت بي الحاجة، فقال: «ففارق»
ثم أتاه، فسأله عن حاله، فقال: أثريت و حسن حالي، فقال أبو عبد الله عليه السلام: «إني أمرتك بأمرين أمر الله بهما، قال الله عز و جل: «و أنكحوا الأيامى منكم» إلى قوله «و الله واسع عليم» و قال: «و إن يتفرقا يغن الله كلا من سعته».


[ ارسال جوابیه ]

    Hamid (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : جمعه، 29 بهمن، 1395
    سلام.
    ای کاش دوستانی که به برخی مطالب ایراد می‌گیرند در انتهای نظر، خودشان و مدرکی که دارند را معرفی کنند که نکات، مؤثرتر باشد.
    اما در مورد دو اشکال:
    ۱- یعنی بنده خودم متوجه این نکته نبودم که «التماس» مناسب خداوند نیست؟
    اتفاقاً دو بار آمدم قبل از عبارت «التماس می‌کند» یک پرانتز باز کردم و نوشتم «خداوند (نعوذ بالله) التماس می‌کند» اما عمداً نعوذ بالله را پاک کردم. چون تأثیر لحن بیان خدا از بین می‌رفت.
    خداوند «انگار» واقعاً دارد التماس می‌کند... اتفاقاً همین التماس است که نشان می‌دهد چقدر این «طلاق» در نزد او مبغوض است!
    گاهی در برخی شرایط، یک شخصیت بزرگ، با اشک شما را التماس می‌کند که کاری را انجام ندهید. این کار، از شخصیت او کم نمی‌کند بلکه اهمیت موضوع را می‌رساند... مثلاً در عاشورا آن روایت عجیب را داریم که امام حسین (علیه السلام) به دشمن فرمود: «مُنّوا علیَّ...» (بر من منت بگذارید و به این بچه آب دهید...) لابد اگر شما این روایت را می‌دیدید می‌گفتید: چون در شأن امام نیست، پس روایت جعلی است! خیر، اتفاقاً همین منت کشیدن و التماس کردنِ امام، کلی نکته دارد! شقاوت دشمن را می‌رساند، محبت عجیب پدر به فرزند را می‌رساند و من فکر می‌کنم یک دنیا حرف در این التماس («مُنّوا») خوابیده! (مردم! ببینید شقاوت را به کجا رساندید که امام به آن عظمت می‌گوید: بر من منت بگذارید... آیا این التماس کردن امام حسین، از ارزش و عظمت او می‌کاهد؟ خیر، اتفاقاً تمام عاشورا و اوج عاشورا در همین کلمه است!)
    همانطور که یک دنیا حرف در التماس‌های خداوند (یعنی بیش از چهار بار تکرار «و من یتق الله...») خوابیده!

    ۲- اینکه تقوا اینجا چه معنی‌ای دارد، جای بحث دارد؛ خیلی خلاصه:
    - می‌دانید که کلمه «تقوا» در قرآن معانی مختلفی دارد. مثلاً در این آیه تقوا یعنی دور کردن:
    أَفَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿۲۴﴾
    آيا كسي كه با صورت خود عذاب دردناك (الهي) را دور مي‏سازد (همانند كسي است كه هرگز آتش دوزخ به او نمي‏رسد؟)
    - گاهی مترجم در پرانتز جمله‌ای اضافه می‌کند که به درک بهتر کمک کند و ممکن است معنی دقیق آن عبارت نباشد؛
    مثلاً: آیت الله مکارم شیرازی این آیه را اینطور ترجمه کرده:
    إِنَّ فِي اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ ﴿۶﴾
    مسلما در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده آيات (و نشانه‏ هائي) است بر آنها كه پرهيزكارند (و حقایق را می‌بینند)
    چیزی که در پرانتز نوشته شده (حقایق را می‌بینند) از کلمه «تقوا» برداشت شده اما با توجه به معنای جملات قبل از آن... (در هیچ دیکشنری‌ای تقوا «دیدن حقایق» ترجمه نشده اما جملات قبل این معنی را به ذهن می‌آورد...)

    و کلی بحث دیگر از جمله اینکه: من شخصاً ترجمه کلمه به کلمه و یا حتی جمله به جمله آیات را نمی‌پسندم. الان همین ترجمه‌ای که از استاد فولادوند در مطلب گذاشتم را واقعاً نمی‌پسندم (وقت نبود وگرنه به هیچ وجه این ترجمه را قرار نمی‌دادم). معتقدم یک ظلم به آیات به این قشنگی است... شما ترجمه را بخوانید و ببینید لذتی از آیات می‌برید؟

    با توجه به این توضیحات، شما آیات را بخوانید و ببینید آیا واقعاً‌ و وجداناً منظور از تقوا در این آیات «تقوا در جدایی» (یعنی مراعات حال زن در طلاق) است؟ یا اینکه تقوا را باید در این آیات همانطور ترجمه کرد که من گفتم... یعنی هر کس تحمل کند و طلاق نگیرد...

    مثلاً شما این آیه را چطور تفسیر می‌کنید:
    پس چون عده آنان به سر رسيد [يا] به شايستگى نگاهشان داريد يا به شايستگى از آنان جدا شويد و دو تن [مرد] عادل را از ميان خود گواه گيريد و گواهى را براى خدا به پا داريد اين است اندرزى كه به آن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارد داده مى ‏شود و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏ دهد
    مثلاً اگر کسی این احکام را رعایت نکند، چه مشکلی پیش می‌آید که خدا می‌گوید: اگر در جدایی تقوا پیشه کنید، خداوند راه بیرون رفتن از مشکلات را نشان می‌دهد!؟
    یعنی چه!؟ به نظر شما این چه معنی‌ای دارد؟ مسخره نیست؟ من بعد از طلاق، راه بیرون رفتن از مشکلات را می‌خواهم چه کار!؟
    اصلاً من طلاق می‌گیرم که مشکل از بین برود بعد خدا این وسط بیاید بگوید اگر در جدایی تقوا پیشه کنید، من راه بیرون رفتن از مشکل را به شما نشان می‌دهم؟ (به نظر شما اینجا خداوند یک موضوع بی‌ربط را وسط نکشیده؟)

    یا مثلاً: اگر در جدایی تقوا پیشه کنید، خداوند از جایی که حسابش را نمی‌کنید به شما روزی می‌دهد؟ مسخره نیست؟ من بعد از طلاق، روزی می‌خواهم چه کار!؟ روزی بعد از طلاق چه جذابیتی برای من دارد که خدا با آن بخواهد من را تشویق کند که در جدایی تقوا داشته باشم!؟
    اما اگر اینطور ترجمه کنیم: اگر به خاطر فقر طلاق نگیرید(=تقوا پیشه کنید) خداوند از جایی که فکرش را نمی‌کنید به شما روزی می‌دهد و امور زندگی‌تان را آسان می‌کند و کلی تشویق دیگر...
    اصلاً اگر »تقوا» را اینجا «تقوا در جدایی» بدانیم، یک نوع تشویق خداوند به طلاق مشاهده می‌شود!! (اینطور القا می‌شود: مردم، طلاق بگیرید، مشکلی نیست، فقط یک کار از شما می‌خواهم: در جدایی تقوا داشته باشید، اگر این را رعایت کنید، روزی‌تان را زیاد می‌کنم، امورتان را سهل می‌کنم، اجر عظیم می‌دهم و...! شما باشید همین فردا نمی‌روید طلاق بگیرید!؟ فقط کافی‌ست موقع جدایی تقوا پیشه کنید! همین! این همه اجر خواهید برد!) در حالی که اگر «طلاق نگرفتن به خاطر مشکلات جزئی» ترجمه کنیم، یک نوع تشویق به پایدار ماندن در زندگی مشاهده می‌شود.

    به هر حال، این قضایا جای بحث عمیق دارد که اینجا جایش نیست.
    من إن شاء الله به شرط حیات، این مطلب را بعد از اتمام دکترای علوم قرآن و حدیث آپدیت خواهم کرد و مستندتر در موردش صحبت خواهم کرد.
    نکته آخر اینکه در رشته مترجمی زبان به ما یاد داده‌اند که ترجمه، یک هنر است که هر کسی نمی‌تواند از پس آن بربیاید؛ ترجمه چسباندن معنی لغات یا جملات به یکدیگر نیست...
    موفق باشید.


    [ ارسال جوابیه ]

      [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 30 بهمن، 1395
      سلام

      1. وصف خدا با غیرخدا تفاوت دارد. سبحان الله عما یصفون. هر چیزی که ما بنظرمان نیکو جلوه داده شد که نباید به خدا چسبانده شود. عرضم این بود که از لفظ دیگری استفاده شود که هم معنا را برساند و هم خلاف شان خدا نباشد.

      2. درباره طلاق هم بنده عرض کردم لزوما آنطور نیست یعنی «منحصر کردن» تقوا در آنچه در پرانتز ذکر شده درست نیست نه اینکه خدا دعوت به خویشتنداری منظورش نبوده.
      هم منظور از تقوا میتواند دعوت به خویشتنداری باشد و هم دعوت به اینکه اگر قرار است طلاق بگیرید، تقوا را در مسائل اخلاقی و مالی مراعات کنید چرا که در اغلب طلاق‌ها شاهد اینگونه بی‌تقوایی‌ها حتی از سوی متدینین هستیم که یا در مسائل مالی به هم ظلم می‌کنند یا لجام زبان را آزاد گذاشته و انواع گناهان زبانی را مرتکب می‌شوند از جمله وهن مومن و غیبت و ...
      برای مدرک این انحصار ناصحیح هم می‌توانید به المیزان مراجعه بفرمایید که روی «ملتزم شدن به حدود الهی» تاکید کرده نه منحصرا ترک طلاق.


      [ ارسال جوابیه ]

        Hamid (امتیاز : 1)
        توسط Hamid در مورخه : شنبه، 30 بهمن، 1395
        جمله شما این بود:
        آنچه شما در پرانتر جلوی تقوا نوشتید و رعایت تقوا را مترادف انجام ندادن طلاق گرفتید، «قطعا غلط است.»
        پس، نظرتان عوض شد، قطعاً غلط نیست!؟
        ضمن اینکه هیچ کس نگفت چیزی که در پرانتز می‌آید مترادف تمام و کمال تقوا است. چون اینجا بحث طلاق نگرفتن بود مترادفی بیان شد که با بحث هماهنگ است.
        از همین آیه می‌شود صد جور استفاده کرد.
        همانطور که بخش «و من یتق الله یجعل له مخرجا...» را ائمه جدا کرده‌اند و بدون یک کلمه صحبت از طلاق، گفته‌اند هر کس تقوا داشته باشد، گشایش خواهد داشت و روزی‌اش زیاد می‌شود... و آنجا ائمه، تقوا را مترادف با «دوری از گناه» گرفته‌اند.
        لابد ائمه هم «قطعاً غلط گفته‌اند»؟
        چه بسا اگر کسی که دروغگو است، پیش امام برود و از تنگی روزی گلایه کند، امام همین آیه را برای او بخواند و آنجا تقوا مترادف با «دروغ نگفتن» گرفته شده...

        به هر حال،
        من از بحث و رده‌درازی بیزارم اما هدف این بود که بگویم سریعاً در برابر یک مطلب جبهه نگیرید و فکر نکنید ایراد شما «قطعاً» وارد است. اینجا جای بحث نیست و من اهل بحث نیستم ولی در نظر داشته باشید که به اندازه کافی (و چه بسا بیشتر از حد کافی) می‌دانم چه می‌نویسم...
        ممنونم.


        [ ارسال جوابیه ]


آرزو                توسط آرزو در مورخه : جمعه، 27 اردیبهشت، 1398(لینک نظر)
چقدر عالی حرف زدین


[ ارسال جوابیه ]