شنبه 31 تیر 1396 |  عضویت / ورود

چرا باید حجاب داشته باشیم؟ لینک‌ها و مطالبی در مورد دلیل حجاب


یکی از دانشجویان (شاگرد اول کلاسشان) که احتمالاً به خاطر تذکری که چند وقت پیش خیلی دوستانه در مورد رفتار و حجابش در کلاس دادم، علاقه‌مند به این موضوع شده، در کنار یک سؤال در مورد درس، نوشته:

راستی استاد خیلی وقته با خودم سبک سنگین میکنم بگم یا نه راستش من خیلی
وقته تو اینترنت و اینور اونور دارم راجع به حجاب تحقیق میکنم مثلا راجع
به اینکه فرق یه مانتویی با حجاب با یه چادری چیه؟
آیا واقعا حجاب در اون حد باید باشه یا بروز شده؟
خیلی سایتا رفتم و مطالبشونو خوندم اما هیچکدوم منو مجاب نکردن. احساس
میکنم یه جور از رو تعصب و یکطرفه ست
میشه شما چند تا مقاله خوب بهم معرفی کنید بخونم؟
چیزی باشه که روم تاثیر بذاره، مثل چیزای دیگه دینی بهم آرامش بده و بهش
علاقه پیدا کنم
ممنون


با خودم فکر کردم تا الان هر چه مطلب فرستاده‌ام بیشتر به درد پسرها خورده (مثلاً در مورد سربازی و شغل و امثالهم) و البته این طبیعی‌ست، چون من مذکر هستم! اما گفتم یک بار هم برای دخترهای سایت یک مطلب بنویسم!

این هم یکی از دو راهی‌هایی است که هر دختری ممکن است با آن مواجه شود: چادر یا مانتو؟ اصلاً چرا حجاب؟ دقیقاً مشابه همین ابهام را ما آقایان داریم: ریش اسلامی بگذاریم یا ته‌ریش؟ (که این موضوع بماند برای بعد)

چرا حجاب؟

دو سال پیش یک درگیری اساسی بین کاربران سایت در مورد حجاب در انجمن‌ها (در این تاپیک: http://yourl.ir/hejab) در گرفت! یکی از خانم‌های سایت گفت:

من این تاپیک رو که خوندم انقدر سوال اومده تو ذهنم که نگو. یکی سوالات من رو جواب بده......

3- من به عنوان یک خانم جوان دوست دارم زیبا باشم. لباس زیبا بپوشم . از چادر مشکی متنفرم


من نظرم را بی‌پرده در مورد این موضوع در آنجا گفتم و اینجا نیز کپی می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم بخوانید. اگر حوصله نداشتید برای مشاهده لینک‌های بیشتر به انتهای مطلب بروید:


متأسفانه مشکل ما در حجاب اینه که دخترانمون نمی‌تونن خودشون رو جای پسرها بذارن و پسرها هم نمی‌تونن خودشون رو جای دخترها بذارن.

من پیش از این در مورد نگاه پسرها و دخترها به هم صحبت کردم. اما مجبورم بیشتر توضیح بدم. پیشاپیش من رو ببخشید.
ببینید chaser,جان،
من عذر می‌خوام اینطور می‌گم، اما مجبورم.
شما چقدر با وضعیت جوانان آمریکایی آشنا هستید؟
مستندهایی مثل *** و یا *** که خود آمریکایی‌ها ساختن و وضعیت واقعی جوانان آمریکایی رو به تصویر می‌کشه دیدید؟ (اول اسم مستنددها رو نوشته بودم، اما بعدش خجالت کشیدم و پاک کردم)
روابط جنسی که خیلی راحت بین اون‌ها جریان داره رو دیدید؟
من یه سؤال از شما دارم:
من هم می‌خوام اون روابط رو داشته باشم.
یعنی می‌خوام هر روز جایی باشه برم خودم رو تخلیه کنم. با هر کس خواستم هر کاری کنم.
چرا پدرها جلو دختراشون رو می‌گیرن و نمی‌ذارن بیان با من هر کاری خواستیم کنیم؟
خیلی خیلی عذر می‌خوام، اما اگر شما دختری داشته باشید، چرا جلوش رو می‌گیرید و نمی‌ذارید بیاد با من هر کاری کنه؟
یا چرا جلو پسرتون رو خواهید گرفت و نمی‌ذارید بیاد با یک دختر هر طور راحته رفتار کنه؟
من جمله شما رو دوباره اینجا می‌ذارم:
من به عنوان یک خانم جوان دوست دارم زیبا باشم. لباس زیبا بپوشم . از چادر مشکی متنفرم
من جمله جدیدتر رو می‌گم:
من به عنوان یک پسر جوان دوست دارم هر نوع رابطه‌ای با دختران اطرافم داشته باشم. از محدودیت در لباس و حیا هم متنفرم.

لابد می‌خواهید بگید این با اون فرق می‌کنه!!! Shocked
اگر بگید فرق می‌کنه من دیگه ادامه نمی‌دم چون می‌گم شما انسان بی‌منطقی هستید.
چه فرقی می‌کنه؟
اصل اینه که شما می‌خواهید هر طور خواستید رفتار کنید و من هم می‌خوام هر طور خواستم رفتار کنم.
درسته یا نه؟

خوب، اگر درسته، بیایید دنیایی که هر کس خواست هر طور رفتار کنه رو تصور کنیم:
من به عنوان یک انسان آزاد می‌خوام هر طرف که خواستم رانندگی کنم. از محدود شدن در قوانین هم متنفرم.
من به عنوان یک انسان آگاه و تحصیل‌کرده می‌خوام هر طور که خواستم درآمد کسب کنم. حتی گول زدن شما! حتی دزدیدن مال شما. از قوانین قضایی هم متنفرم.
من به عنوان یک شخص ایرانی می‌خوام هر کجای ایران که شد خونه بسازم حتی شده خونه شما رو خراب کنم و خونه‌م رو جاش بسازم. از قوانین شهرداری هم متنفرم.
و ...
دقت کنید، من فقط کلمات شما رو برداشتم و به جاش چند فعل جدید گذاشتم.
فکر نمی‌کنم این جملات با جمله شما فرقی داشته باشه.
چه شهر جالبی می‌شه نه؟ Crying or Very sad

خوب، شاید به این نتیجه رسیده باشید که چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید قوانینی وجود داشته باشه. این قوانین، ممکنه در نگاه اول، محدود کردن به نظر برسه، اما به نظر شما محدودیت هست؟ خیر، مصونیته. مصونیت از خونه شما، اموال شما، سلامت شما...

خوب، اگر به این نتیجه رسیده باشید که قانون نیازه، پس حالا باید محدوده قانون مشخص بشه.
شما برای حجاب چقدر محدودیت پیشنهاد می‌کنید؟
مثلاً شما می‌گید:
خانم‌ها مجاز باشن مقداری از موشون که رنگ شده رو بیرون بذارن، صورتشون رو تا حد خوشگلی آرایش کنن. لباس وزین بپوشن.
خوب، مشکلی نیست.
حالا محدوده آقایون رو مشخص کنید. آقایون تا چقدر محدود باشن؟
من از طرف آقایون می‌گم:
آقایون به خاطر مسائل ژنتیکی، وقتی اون ظاهر زیبا رو ببینن، ناخواسته ذهنشون به این سمت می‌ره که عجب خانم خوشگلی! ای کاش می‌شد... Embarassed
آهان، لابد می‌گید نه، آقایون باید از این فکرها نکنن.
آقایون می‌گن این دیگه دست ما نیست. این غریزه‌ست. اگر باور ندارید، کافیه توی یوتیوب بعضی کلیپ‌های مثلاً طنز که کنار دریا گرفته شده رو ببینید. یک خانم، روی ساحل، به پشت خوابیده و داره آفتاب می‌گیره. عذر می‌خوام، اما یک دفعه یک آقا می‌پره... و فیلم می‌گیرن و می‌خندن... Embarassed 
http://img.aftab.cc/news/92/hijab.jpg شما احتمالاً می‌گید:
خوب، پس آقایون حالا که نمی‌تونن از این فکرها نکنن و نمی‌تونن جلو خودشون رو بگیرن، پس نگاه نکنن.
عذر می‌خوام، اون خانم به پشت بخوابه و کاملاً پسرهای جوان بیچاره رو که گناهی ندارن که غریزه شهوت دارن رو تحریک کنه و بعد بگه نگاه نکنید؟
خوب، اینطور باشه، آقایون هم می‌گن: خوب خانم‌ها خودشون رو بپوشونن!
می‌شه حدس زد که یک درگیری اساسی به وجود خواهد آمد (همونطور که از ابتدای خلقت بشر درگیری سر همین بوده)
بنابراین، طبق معمول که درگیری رخ می‌ده، می‌ریم پیش یک قاضی.
قاضی کی باشه؟
می‌دونید که دنیا از ابتدای خلقت داره سر همین قاضی بحث می‌کنه.

شما می‌گید قاضی کی باشه؟
شاید بگید قاضی فروید باشه.
خوب، فروید می‌گه نباید غریزه رو سرکوب کرد. اگر خواستی یا هوس کردی، برو کارت رو کن... Embarassed
شاید بگید قاضی، دین دروغین مسیحیت باشه. خوب، اون دین می‌گه کلاً قید شهوت و غریزه رو بزن و سرکوبش کن و کلاً کلیسانشین شو و حتی ازدواج هم نکن.
شاید بگید قاضی، سردسته قبایل آمازون باشه.
خوب، اون قاضی می‌گه کلاً خانم‌ها و آقایون لباس‌ها رو در بیارن و کنار هم زندگی کنن. (به خدا قسم به خدا قسم، همین قاضی که نه می‌دونه اسلام چیه و نه قرآن و نه قوانین دیگه، به این نتیجه رسیده که مشکلی نیست آقایون کاملاً عریان باشن، اما خانم‌ها باید حداقل عورتشون رو با برگ درخت بپوشونن!! Crying or Very sad باور ندارید؟ مستند Human Planet رو ببینید. من شک ندارم که خانم‌های اونجا هم هر روز دارن فکر می‌کنن که آخه ما چرا باید این برگ‌های لعنتی رو به خودمون بچسبونیم؟)
خلاصه، دنیا داره قاضی‌های مختلفی رو بررسی می‌کنه.
هر قاضی عیوب و مزایایی داره.
اما، یک قاضی مظلوم و دلسوز هم هست که دائم قسم می‌خوره که بابا! به خدا من صلاح شما رو می‌خوام. من همه این قاضی‌ها و احکامشون رو می‌دونم. همه‌شون از روی هوس قضاوت می‌کنن. باور کنید حکمی که من می‌دم باعث سعادت دنیوی و اخروی شما می‌شه. من از روی شناختی که نسبت به شما دارم حکم می‌کنم.
اسم اون قاضی چیه؟
اسلام.
می‌ریم پیش اون قاضی.
این قاضی معروفه به عدالت.
قاضی از خدا (سردسته این دادگاه) سؤال می‌کنه. خدا جواب می‌ده:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ
به مؤمنان (مؤمنین، جمع مذکر است، یعنی مردان مؤمن) بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ (آیه 29 سوره نور)

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [=کنیزانشان‌]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید. (آیه 30 سوره نور)

بنازم این حکم رو.
به خدا انسان باید سنگ باشه در برابر این حکم خاشع و خاضع نشه. Crying or Very sad
بگذریم از نکات جالبش که خدا می‌دونسته که خانم‌ها نمی‌تونن جلو خودشون رو بگیرن! چون بیشتر از آقایون دوست دارن که زیبا باشن.
به همین دلیل، آیه مربوط به آقایون رو در ابتدا می‌بینیم.
یعنی آقایون! شما بیشتر مراعات کنید. خانم‌ها رو من طوری آفریدم که ممکنه سختی مبارزه با غریزه نذاره جلو خودشون رو بگیرن (و حتی شاید برای بقای نسل و ترویج ازدواج، باید کمی اینطور باشه). اگر اینطور شد، شما پیش‌دستی کنید و چشم‌هاتون رو پایین بندازید.

نکته جالب دیگه اینکه اشاره می‌کنه به پایین انداختن نگاه. که همه چیز از این نگاه شروع می‌شه.
خانم‌های محترم!
ای کاش الان قیامت بود و شما می‌دیدید که با مراعات نکردن این حکم، چه بلایی سر پسرهای جوان‌ آوردید.
من خجالت می‌کشم بقیه ماجرا رو بگم، اما کمی سربسته می‌گم:
شاید در قیامت برای اون خانم بد حجاب که دوست داشته زیبا بگرده، یک فیلم رو به نمایش بذارن: من براتون تعریف می‌کنم اون فیلم از چه قراره:
در فیلم، شما در محلی کار می‌کنید. آرایش کرده‌اید و زیباترین خانم اداره هم شده‌اید. موهای زیبایتان که زرد طلایی‌ست به خوبی پیداست. کمی هم از سینه‌تان. حجم بدنتان به خوبی نمایان شده است.
یک پسر مظلوم وارد صحنه می‌شود.
شما را می‌بیند.
او معتقد است من به عنوان پسر، دوست دارم هر خانم زیبایی که دیدم به او خیره شوم و از زیبایی‌اش لذت ببرم.
در حالی که شما حواستان نیست، حسابی شما را ورانداز کرده است و به مرحله‌ای از لذت رسیده است.
او وارد مرحله بعدی فکر و خیال می‌شود.
ای کاش می‌شد... Embarassed
یعنی می‌ش...؟ Embarassed
نمی‌تواند، چون قوانین لعنتی و مردم اطراف نمی‌گذارند.
فکر می‌کند برود خانه خودش را با خانمش تخلیه کند. می‌خندد Very Happy من که همسر ندارم Very Happy با خود فکر می‌کند: خوب، بروم همسر بگیرم! Razz نمی‌توانم. دلایلش را هم از ذهنش عبور می‌دهد.
فکر می‌کنید ادامه فیلم چطور پیش می‌رود؟
اصلاً شما انتخاب کنید که ادامه فیلم چطور پیش برود:
1- برود زنا کند. (انواع زنا)
2- برود هر طور شده زن بگیرد. (مشکلی نیست اگر شرایط ایجاب کند که دزدی کند یا هر طور شده حتی با کشتن پدر و مادر دختر مورد علاقه‌اش، دختر مورد علاقه‌اش را از چنگ پدر و مادر در بیاورد)
3- جدی نگیرد و هوسش را سرکوب کند. (خیلی بی‌انصافید!!!! از شما انتظار نداشتم این گزینه را انتخاب کنید)
4- تا همین حد که از ما لذت برد کافی‌ست، برود و رویش را کم کند (همین؟ بقیه‌اش چی؟ شما ده‌ها جوان را تا لب چشمه ببرید و تشنه برگردانید؟ ده‌ها جوان را تا مرز ارضا پیش ببرید و بعد بگویید کافی‌ست؟ می‌دانید چقدر از نظر ژنتیکی به آن جوان فشار عصبی وارد می‌شود؟ می‌دانید بسیاری از اعصاب‌های به هم ریخته و بیماری‌های روانی و حتی جسمی وخیم و ... به خاطر همین است که ادامه نداده‌اید؟)
5- خیلی جدی گرفته‌اید! همه پسرها مثل شما نیستند! (خواهرم! شما خیلی خوش خیال هستید!! متأسفانه مشکل ما هم همین است! خانم‌ها فکر می‌کنند آقایون هم مثل آن‌ها هستند که اگر نگاه کنند می‌توانند خیلی راحت از کنارش عبور کنند و قضیه بدون هیچ حساسیتی تمام شود!!! اگر اینطور بود، به خدا قسم خیلی از آقایون ترجیح می‌دادند تا آخر عمر ازدواح نکنند. همین فشارهای فکری و روحی آن‌ها را دیوانه می‌کند و برای جلوگیری از به گناه افتادن به سمت ازدواح می‌روند.
کدام خانم از دیدن کشتی یا شنای آقایون احساس شهوانی پیدا می‌کند. می‌دانید اگر آن کشتی، کشتی زنان بود چه بلایی سر آقایون می‌آمد؟)

کدام گزینه را انتخاب کردید؟
کارنامه آن خانم خارج از این گزینه‌ها نیست Crying or Very sad
خانمی که در کارنامه‌اش جرم زنا را می‌بیند.
خانمی که در کارنامه اعمالش جرم دزدی و قتل را می‌بیند.
خانمی که در کارنامه‌اش حکم روانی کردن و مریض کردن ده‌ها جوان مظلوم را می‌بیند.
به خدا اعتراض می‌کند که خدایا! من از نگاه خودم چقدر مؤمن بودم. حالا تو گفته‌ای زنا؟ دزدی؟ قتل؟ بازی با اعصاب دیگران؟
خدایا! قسم می‌خورم که من فقط ظاهرم بدحجاب بود. من در دلم حجاب داشتم.
من در رفتار و منش و گفتارم حجاب داشتم... همین‌ها کافی نبود؟
و من شک ندارم که با دیدن آن فیلم، خودش جواب خودش را خواهد داد: نه، کافی نبود.

بگذریم.
عذر می‌خوام که کمی بی‌پرده صحبت کردم. عرض کردم که این پرده‌ها باعث شده هیچ خانمی درک درستی از آقایون جوان نداشته باشه و هیچ آقایی هم درک درستی از خانم‌ها نداشته باشه. وگرنه همونطور که شما با کمال میل قوانین رانندگی رو رعایت می‌کنید، قوانین حجاب رو هم رعایت می‌کنید. (چه دخترها و چه پسرها)
متأسفانه کلاس‌های تنظیم خانواده ما هم شده یک مشت چرت و پرت در حاله‌ای از حیا. من اگر مربی تنظیم خانواده بودم، باور کنید کاری می‌کردم که خانم‌ها خودشون با کمال میل نقاب بزنن و آقایون یقیه‌هاشون رو تا دکمه آخر ببندند!
من فکر می‌کنم بعضی فیلم‌های غربی هر چند که خیلی زشت هستن و دیدنشون واقعاً افتضاحه و بلاشک گناه، اما از این بابت که باعث می‌شه طرفین، بفهمن چه بلایی سر همدیگه می‌یارن، تا حدودی بد نیست.
ای کاش می‌شد اسم بعضی مستندها رو بگم و اگر می‌دونستم کسی منحرف نمی‌شه، معرفی کنم که ببینید و بفهمید که ممکنه چه بلایی سر یک جوان بیاد وقتی یک خانم بی‌حجاب رو می‌بینه. یا چه بلایی سر خانم‌ها میاد وقتی آقایون رعایت نمی‌کنن.
(توجه: فیلم‌هایی که می‌گم نه اینکه صحنه‌های زشتی داشته باشن. اتفاقاً اینطور نیست، فقط مشکلات روانی و اعتیادهای جنسی دختران و پسرها رو به صورت سربسته بررسی می‌کنه که ممکنه چه مشکلاتی بر اثر رعایت نکردن حریم‌ها پیش بیاد. اما متأسفانه باز هم حیا، اجازه نمی‌ده حتی اسم فیلم رو بگم. در حالی که خیلی از سایت‌های ایرانی که من می‌گم خدا خیرشون بده، این نوع فیلم‌ها رو برای دانلود گذاشتن)

در آخر، اینکه گفتید چرا مسؤولین...
باید عرض کنم که اگر مسؤولین هم مثل من و شما فکر کنن:
من به عنوان یک خانم جوان دوست دارم زیبا باشم. لباس زیبا بپوشم . از چادر مشکی متنفرم
یعنی بگن:
من به عنوان مسؤول، دوست دارم هر وقت خواستم کارم رو انجام بدم و هر وقت خواستم برم تعطیلات یا نظارت رو بردارم... از فضولی در کارم هم متنفرم.
اگر اینطور فکر کنن، پس شما نباید بهشون گیر بدید! چون شما خودتون طرفدار "هر کی هر طور خواست" هستید.

بدون هیچ منظور یا تأکید روی شخص خاصی می‌گم:
متأسفانه در جامعه ما افرادی که بیشتر رعایت نمی‌کنند، طلبکارتر هستند:
افرادی که پوست موزشون رو زمین می‌ندازن، همیشه می‌گن:
خیابون‌های ژاپن از تمیزی برق می‌زنه.


موفق باشید.

 

چرا چادر؟

در این زمینه، این لینک به نظرم جالب و شاید حاوی ده‌ها صفحه مطلب بود:

دو مطلب کوتاه هم در وبلاگم نوشته‌ام که شاید مفید باشد:

گناهان دنباله‌دار

سیگنال چادر

 

چند لینک پراکنده برای دختران:

یک وبلاگ هست که چند وقت پیش یکی از دوستان به ایمیلم فرستاد. نویسنده‌اش یک خانم تحصیل‌کرده‌ی خانه‌دار و مذهبی است. شاید به درد دخترها و خانم‌ها بخورد:

http://womanart.blogfa.com/

 

یک سری سمینار خوب و مهم:

و اما شاید یکی از بهترین سمینارها که البته بیشتر، مشکلات دختران و پسران جوان را بررسی می‌کند، سمینارهای دکتر حبشی با عنوان «کنترل غرایز جنسی در دوران جوانی» است که می‌توانید از طریق صفحه زیر دانلود کنید:

http://www.rasekhoon.net/media/3087/

البته عرض کردم که شاید مستقیماً به حجاب مربوط نباشد اما کمی بی‌پرده‌تر از صحبت‌های من در مورد مشکلاتی که بی‌حجابی زن‌ها برای پسران جوان پیش می‌آورد صحبت می‌کند.

و همینطور دردسرهای دوران جوانی دختران را موشکافی می‌کند. شاید باور نکنید که من ایمیل‌هایی از طرف برخی دانشجویانم دریافت می‌کردم که خجالت می‌کشیدم حتی جواب بدهم اما در این سمینارها فهمیدم که ظاهراً این مشکلات، مشکلات حادی بین دختران است! مثلاً یک دختر عاشق یک دختر دیگر می‌شود! تا حدی که بعد از دانشگاه که جدا می‌شوند، افسردگی شدید می‌گیرد! من فکر می‌کردم فقط مشکل چند تا از دانشجویان من است اما در این سمینارها فهمیدم مشکل خیلی حادتر از این حرف‌هاست! یا مثلاً یک دختر عاشق استادش می‌شود. یک واسطه پیدا می‌کند و خودش را به مریضی سرطان می‌زند و از طریق آن واسطه پیغام می‌دهد که مریض شده است تا عکس العمل استادش را ببیند! این موضوع دقیقاً در سمینار دکتر حبشی اشاره شده که خیلی از دخترها عاشق مربی‌شان می‌شوند!!!! یا مثلاً چنان گروهی عاشق هم می‌شوند که تمام ظاهر و باطنشان شبیه به هم می‌شود! مثلاً یک دفعه همه با یک نوع لباس و یک نوع آرایش در دانشگاه حاضر می‌شوند! من شاید ده مورد از این اتفاق را بین دانشجویانم دیده‌ام که دکتر جبشی هشدارهای جالبی در این زمینه می‌دهد...

به نظر من این سمینار طولانی و بی‌پرده باید به دست تمام پدرها و مادرها برسد تا مراقب دختران و پسرانشان باشند.

هشدار: اگر سن شما کمتر از ۱۸ سال است به نظر من این سمینارها را گوش نکنید چون فعلاً لزومی ندارد ذهنتان درگیر این مسائل شود. (والله من تا نوزده سالگی نمی‌دانستم بچه چطور متولد می‌شود!! و چقدر آرامش ذهنی داشتم. خدا لعنت کند یکی از دوستان را که خواست چشمان ما را باز کند و این مسائل را توضیح داد! اگر کمتر از ۱۸ سال دارید، فعلاً بی‌خیال این چیزها شوید. بیشتر به درد پدر و مادرها می‌خورد)

 

صحبت پایانی:

برای این دانشجو چیزهایی هم در ایمیل نوشتم که بخشی از آن‌ها را اینجا هم قرار می‌دهم:

در مجموع می‌دونم که دو راهی سختی هست. همونطور که من به عنوان یک جوان مذکر می‌خوام خوش‌تیپ بگردم، این حب به زیبایی و خودنمایی در تو به عنوان یک جوان مؤنث چندین برابر هست و این طبیعیه که بخوای خوش‌تیپ بگردی و معمولاً یک خانم در مانتو جذاب‌تر به نظر می‌رسه تا چادر.
این دو راهی در ما مردها هم هست. صبح تا شب تمام فکر و خیال من و امثال من این هست که آیا باید ریش بلند بذارم یا ته‌ریش کافیه؟ دقیقاً مشابه چادر و مانتو برای شما زن‌ها...
 
وقتی حق و باطل تشخیصش سخته، یکی از راه‌های تشخیص درست اینه که ببینیم طرفداران دو طرف چه کسانی هستن و وضع زندگی و آخر و عاقبتشون چطوره؟
مثلاً در مورد ریش مردها: به نظر من می‌رسه کسانی که به خاطر ایمانشون ریش گذاشتن (نه اینکه چون بهشون میاد یا به خاطر ریا و مکر و حیله) اون‌ها انسان‌های پاکی هستند که وقتی زندگی مادی‌شون رو بررسی می‌کنیم، می‌بینیم چقدر آرامش و رضایت از زندگی‌شون زیاده. انسان‌های دوست‌داشتنی و قابل اعتمادی هستن. نور از چهره‌هاشون می‌باره.
از اون طرف، معمولاً چه کسانی ریش‌هاشون رو هفت تیغه می‌کنن؟ معمولاً افرادی که فسادهای اخلاقی کوچک تا بزرگ دارن. معمولاً از زندگی راضی نیستن. معمولاً دردسرهاشون بیشتر از قبلی‌هاست.
اگر قیامتی هم بر پا باشه، کدوم گروه با خیال راحت‌تری در مقابل خدا حاضر می‌شن؟
 
در مورد حجاب خانم‌ها هم همینطور:
به نظر می‌رسه کسانی که به سمت حجاب اسلامی پیش می‌رن خانم‌های بسیار دوست داشتنی و محبوبی هستن و معمولاً از زندگی بسیار راضی هستن و مشکل حادی ندارن.
اما خانم‌هایی که حجاب درستی ندارن (مثل دختران فاسدی که توی کوچه و خیابون‌ها الاف هستن)، هر روز مشکل جدیدی پیدا می‌کنن. ترک تحصیل، روابط نامشروع، اعتیاد، خودکشی و غیره. 
اگر قیامتی بر پا باشه هم که مشخصه کی برنده بوده.
پس این نشون می‌ده طرفداران حجاب مورد عنایت هستن. پس یک انسان زرنگ که می‌خواد هم دنیا داشته باشه و هم آخرت، به نظرت کدوم رو انتخاب می‌کنه؟
 
به هر حال، من فکر می‌کنم توضیح در مورد دلیل حجاب لازم نیست چون واقعاً با نگاه به اطرافت می‌تونی بفهمی کدوم افراد موفق‌تر (یعنی از زندگی راضی‌تر) هستن.
 
سؤالت بیشتر اینه که من چادری باشم یا مانتویی.
حقیقت اینه که این اتفاق یک شبه و در یک لحظه نمی‌افته. به خصوص به شرایط خانواده و فامیل و اینکه قبلاً چطور بودی و خیلی چیزهای دیگه ربط داره. اما اگر راه ایمان رو دنبال کنی، متوجه می‌شی که به مرور شرایطی پیش میاد که هر وقت فرصتی دست بده (مثل شب‌های قدر) بلند بلند گریه می‌کنی و به خدا می‌گی: خدایا! یعنی واقعاً این من بودم که با این حجاب ناقص می‌گشتم؟ وای بر من... یعنی من نمی‌تونستم بفهمم که این حجاب، درست نیست؟

 

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند

کلمات کلیدی: حجاب،حجاب مناسب،حجاب بانوان،حجاب اسلامی، چرا حجاب؟،عفاف و حجاب، ترویج حجاب، مستند Human Planet،بی حجاب، چرا چادر؟، چادر ،علت حجاب

[ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 13 مرداد، 1392 توسط Hamid]
[ #برای جوانان]



بازدیدها از این مطلب: 15844 بار   امتیاز متوسط :   تعداد آراء: 1   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 10 با 8 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

[بدون موضوع] (امتیاز : 1)(لینک نظر)
توسط ghodrat در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392
کاملا صحیحه

این مطلب واسه چه زمانیه؟

مخاطباش که قدیمین نه؟

اما تاریخش که همین مرداد امساله

هر چه باشد مطلب جامعی بود.من اینجور مطالب آفتابگردان را رو تو ورد ذخیره میکنم و می دونم حاهایی است که به کارم میاد.

ممنون


[ ارسال جوابیه ]


سعید فلاح (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط سعید فلاح در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392
انصافا فوق‌العاده بود..

سپاس..


[ ارسال جوابیه ]


امیر مسکنی (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط امیر مسکنی در مورخه : یکشنبه، 13 مرداد، 1392
دستت درست مهندس


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط meh_ham در مورخه : یکشنبه، 13 مرداد، 1392(لینک نظر)
عالی


[ ارسال جوابیه ]


s (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط s در مورخه : یکشنبه، 13 مرداد، 1392
البته باید یه چیزم بهش اضافه بشه که من از با خدا بودن به اینجا رسیدم که حجاب برام مهم شد

این کار یه روز و دو روز نبوده اما آدما گاهی فقط به یه تلنگر نیاز دارن و تذکر استاد واسه من یه تلنگر بود تا به خودم بیام به خاطر همین ازشون ممنونم


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط anari در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392(لینک نظر)
حمید جان خیلی با توپ پر اومدی این دفعه! محافظه کارتر از این حرفها بودی که!

ولی بیش از هر چیزی مشکل اینجاست که قشری نگاه می کنیم، حرف می زنیم و عمل می کنیم؛ نتیجه اش هم می شه پارادوکسهایی که ما رو به دو راهی می رسونه!

البته من هم یک مرد هستم و 28 سالی از عمرم می گذره و می‌دونم که خانم‌ها مردها رو با خواجه‌های حرم‌سرا اشتباه می‌گیرن!! ولی با لحنت خیلی موافق نیستم!

خانم chaser یا هر خانم دیگری که مایل‌ه زیبا باشه، داره به فطرتش پاسخ می‌ده، منتهی موالیان دینی و فرهنگی معمولن قواعد رو در چنین موارد حساسی رعایت نمی‌کنند.

مقصود اینکه به جای اینکه سلبی برخورد کنیم، باید ایجابی رفتار کرد. یعنی زیبایی حیا، آرامش تقوی در قالب حجاب خوب بیان نشده. وگرنه هر فطرتی بدون شک مفتون اون می‌شه. جدای از دین و بحث‌های فرهنگی و اجتماعی و... فقط به خاطر خودمون... برای اینکه لذت بیشتری ببریم. برای لذت بیشتر

من بلد نیستم ولی این قدر می‌دونم که متاسفانه عوامل مختلفی دست به دست هم داده تا نگاه به حجاب یک نگاهی شبیه به نگاه ارسلان به مادرش باشه!... "زنه"!


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط anari در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392(لینک نظر)
2

یک مستندی هست مال یک خانم ترکیه‌ای به نام "هدی کایا" که مدافع حجاب‌ه... بسیار زیباست... این قدر این خانم با هویت و اصالت صحبت می‌کنه، که این، حضورش رو بیش از هر چیزی زیبا کرده... در واقع شما شیـــفتـــه زیــبایــــی روحـــی‌اش می‌شید و چقدر این زیبایی زیباست، لذت بردن ازش شیرین‌ه، سردرد و آفت و حسادت و خرابی و چروک و افتادگی و لک و چاقی و دمده شدن و... نداره. و همه اینها در سایه یک لباس تقوی است.

یادمه چندین سال پیش برنامه کوله‌پشتی آن وقتی که هنوز فرزاد حسنی مجری‌اش بود، روز تولد حضرت زهرا س یک خانم ایرانی الاصلی رو آورده بودند که تا همین چند سال پیش آمریکا زندگی می‌کرده بود و تحصیلات عالیه‌ای داشت و زندگی ایده‌آلی رو می‌گذرونده همیشه پولدار بوده و همه چیز تموم بوده خلاصه... ولی بعدن حجاب رو انتخاب کرده و زیبایی بندگی و تاج بندکی خدا که همون چادر هست رو چشیده بود و چقدر با انرژی این رو می‌گفت... اون موقع اصلن یک موجی راه افتاد... یکی از همکارا می‌گفت یکی دوتا خانم‌های بدحجاب فامیل‌شون تحت تاثیر قرار گرفته بودند و... خلاصه یه وضعی... این هم آدرسش

http://www.aparat.com/v/XvIEc

اصولن لذت زیبایی که به ظاهر (کلن نه فقط لباس و اینا...) به شدت در معرض تلاطم‌ه... ولی زیبایی که درش معنا هست (به معنای عام) چون محدود در ماده نیست فوق العاده است... تا ته آسمون ادامه داره!


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط anari در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392(لینک نظر)
3

گاهی تصور می‌شه که دین مخالف لذت‌ه... در حالی برعکس دین می‌گه از لذت کوچک بگذر تا به لذت بزرگ و خیلی عمیق‌تر برسی... نمی‌دونم خواننده این مطلب چقدر اهل ذوق‌ه ولی از هر دینی هم آدم باشه وقتی به شعر "کیش مهر" می‌رسه، شیدایی، وجد و لطافت و نازل طبعی شاعرش رو که داره موج می‌زنه، می‌فهمه... درک می‌کنه که شاعر چقدر مست‌ه‌...

شاعر یک عالم دینی‌ه... علامه طباطبایی!

پرستش به مستی‌ست در کیش مهر / برونند زین جرگه هشیارها / ...

http://ayateghamzeh.persianblog.ir/post/931



گذشته از این‌ها، این بحث خیلی پیچیده است... همه‌اش به دین و خدا ربط نداره! پسر و دختر هم نداره ... الان پسرا بدتر شدن!! عوامل زیادی هست... فرهنگی، اجتماعی، روانی...

قصد بدی ندارم اصلن همین پسرها، دیگه الان از نظر علمی خیلی‌ها می‌دونند که بسیاری از این رفتارها در اثر "احساس کهتری‌ه"... که رفع اون وسط کشیدن جهنم و بهشت نیست. کافی‌ه این جوان احساس عزت کنه... این قضیه خیلی پیچیده است... علی رغم ظاهر ساده‌اش...


[ ارسال جوابیه ]


fereshte (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط fereshte در مورخه : دوشنبه، 14 مرداد، 1392
سلام آقای نیرومند



من تازه با سایت تون آشنا شدم عالیه خیلی خوبه



و ازون عالیه تر افکار شما در مورد حجاب ؛دغدغه همیشگی بشر



ای کاش دخترها و خانم های ما لذت با حجاب بودن وبه خصوص چادر رو می چشیدند

و بعد در مورد اینکه ما چادریها بی کلاس و بی فرهنگیم صحبت می کردنند واقعا دلم واسه همه شون می سوزه !!!



منی که این حرف رو می زنم خودم هر دو حالت رو تجربه کردم !!!!!

راستی منم رشته ام مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار البته فقط متاسفانه اسم مهندسی رو یدک می کشم !!!!!!!



بازم متشکرم از شما


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط در مورخه : سه شنبه، 15 مرداد، 1392(لینک نظر)
مثل اینه که بگیم آفتاب نتابه چون بستنیمون آب میشه


[ ارسال جوابیه ]


سید (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط سید در مورخه : سه شنبه، 15 مرداد، 1392
سلام

جالب بود . مثل بقیه پست هاتون که به بقیه معرفی کردم



وقتی از دخترها در مورد پسرها بپرسیم بیش از 99 درصدشون می گن که مردها فقط به س ک س فکر میکنن و اگر نظر پسرها رو در مورد دخترها بپرسم اونها هم می گن که دختر ها فقط دوست دارن خودنمایی کنن. خوب به نظرتون این ها طبیعیه یا غیر طبیعی ؟

من این جواب این سوال رو از یه تحقیقی که از بین 100 دختر و پسر 15 تا 25 ساله غربی انجام گرفته رو از سایت www.tanzimekhanevadeh.ir براتون می ذارم .

معمولا پسرها بطور طبیعی از سن 15 تا 25 سالگی هر 10 دقیقه یکبار به س ک س فکر می کنن این در حالی که دخترها هر روز دوبار به این مقوله فکر می کنن . یعنی اگه بخوایم حساب کنیم ، یه پسر از سن 15 تا 25 سالگی تقریبا 525600 مرتبه به س ک س فکر می کنه حالا اگه بخوایم هر بار فکر کردن رو 10 ثانیه بگیریم می شه حدود 1460 ساعت از عمر 10 سالشون که برای دختر خانوم ها این مقدار 1800 مرتبه است که مجموعا می شه 5 ساعت .

یعنی اگه بخوایم یه ضرب و تقسیم ساده انجام بدیم تو این تحقیق نشون می ده که مردها 292 برابر بیشتر به این مسئله فکر میکنن .

خوب حالا شما خانومی که وقتی تو عروسی یا خیابون یا ... که به هم جنس خودت نگاه می کنی و مثلا پیش خودت می گی طرف چه لباس و چه اندامی داره یا از رنگ روژ لب طرف خوشت می یاد یا ... ، یا شاید یه عده حتی نظری دیگه هم به همجنس خودشون داشته باشن . پیش خودت فکر نکردی تو که خانومی اینطوری هستی ، اون آقا بیچاره که 292 برابر تو این مسائل غریزش قوی تر ، چه می کشه !؟

حالا من با نگاه های خواسته کاری ندارم ولی اونی که نمی خواد ببینه چی ؟

خوب نبینه ! حتما اینو می خواید بگید دیگه !

اولا این که این بزرگترین و قویترین گرایشیه که تو وجود هر انسان سالمی وجود داره و نمی شه بهمین راحتی جلوش رو گرفت .

می دونی مثل اش مثل چی می مونه ؟ مثل زمان حضرت موسی (شاید یه پیامبر دیگه باشه که من یادم رفته) است با قومش که وقتی که خیلی تشنه شده بودن و داشتن از کنار یه نحر آب می گذشتن ، خدا به موسی گفت که به قومت بگو که هیچ کسی از این آب نخوره مگر به اندازه یک کف دست که البته از اون همه آدم و فقط تعداد اندکی تونستن جلوی خودشونو بگیرین

خوب فرضا کنید که یه پسر نوعی سعی داره اصلا آب نخوره ! حالا مثلش می دونی مثل چیه می شه ؟ مثل حضرت یوسفه . وقتی زلیخا حضرت یوسف رو به اتاقی برد که ... حضرت یوسف سرش به طرف چپ برد ولی بازم زلیخا رو دید ، سرش رو به طرف راست برد بازهم اونو دید . همینطور به بالا و پایین ، بازهم زلیخا رو دید ، چون زلیخا آینه گذاشته بود . بعد حضرت یوسف بسمت درها فرار کرد و از خدا کمک خواست و ... .

خوب مثل یه پسر مسلمون مثله حضرت یوسفه که وقتی یه خانوم می بینه سرش رو به چپ و راست می بره ، یکی از یکی بدتر . سرش رو بالا می بره تابلوهای تبلیغاتی ! سرش می اندازه پایین می گن املی . تو آداب معاشرت بلد نیستی . خوب این جوون نوعی باید چیکار کنه ؟

وقتی هم صحبت از حجاب و ... می شه خانوم ها می گن که پسرها خودشون رو کنترل کنن !

خوب این اقا پسری که الان خواسته و ناخواسته یه تعداد سوژه س/ک/س/ی تو ذهنش هست چیکار باید بکنه ؟

اگه مرد نباشه می شه نامرد ، می شه از خدا بیخبر ، می شه مصداق اونهایی که خدا بهش لعن کرد ، می شه ... یا بهتر بگم هیچی نمی شه

حالا اگه بخواد ازدواج کنه ، باید حداقل تو خانواده های مذهبی 114 تا سکه که حداقل می شه 120 میلیون + هزینه های دیگه ازدواج از قبیل مسکن و کار خوب ... رو هم داشته باشه . خوب جوون نوعی که حدودا 18سالشه باید بره 2 سال سربازی که می شه 20 ساله . بعد حداقل 4 سال درس بخونه که بشه کارشناس ! بعد بخاطر اقتضای زمانه چند سال دیگه هم درس های زوری که اصلا علم حساب نمی شه و وقت تلف کردنه ! بخونه که بشه 27 یا 28 ساله که اگه زرنگ بوده تو دوران داشنگاه تو خونه و اموزشگاه و از دوست ... کار یاد گرفته و اگه هم روتین و معمولی بوده باشه باید دوباره یه یه سالی دنبال کلاس و ... باشه تا یه چیزی یاد بگیره . تازه همینه اینها مال موقعی که بتونی پول دانشگاه و کلاس و .. رو در بیاری .

بعد که طرف 28 سال یا بیشتر شد حالا باید بره خواستگاری و ...

خوب بعد همه از این آقا انتظار دارن که هم خونه و ماشین زندگی مرفه و ... . حالا همه اینا بکنار 120 تا سکه هم رو گردن آقاهه میافته که اگر یه زن خدا نشناس گیرش باید ، می شه زندانیه مهریه و اگه خانومه خانوم ! داشته باش می شه بدهکار و بمیری هم اون دنیا خدا حالتو می گیره .

بعدا با این همه اسکونتی که خدا بهشون داده که همیشه خدا باید مردها دنبالشون بیافتن ، همش هم میان می گن که حقوق زن حقوق زن !

گاهی دلم برای مردها می سوزه که مرد بودن چه کار سختی است

قبل ازدواج این همه مکافات ، بعدش هم انتظار دارن که همین آقا گرگه ! که بخاطر زندگی مرفه یه خانوم ، دو شیفت کار کنه تا بتونه برای هر عروسی رفتن خانومش یه لباس چند صد تومنی براش بخره چون خانوم ها عادت ندارن که تو دوتا مجلس یه لباس تکراری بپوشن ! غافل از این که یکی از همین مردهای همیشه خسته ، از آن مردهایی که از سن قانونی یعنی 18 سالگی، مجبور به دویدن هستند. دویدنی به دنبال سربازی، تحصیلات، شغل خوب و تهیه مسکن و ... چون همه از مردها توقعاتی دارند. یکی از همین مردهایی که ممکن است شریک زندگی تان باشند یا پدر تان و یا برادرتان. در هر صورت دوستتان دارند. یکی از همین مردهایی که آرزو دارد تا بهترین شرایط زندگی را برای همسرش مهیا کند. همان هایی که وقتی می خواهند حرف خاصی به همسرشان بزنند هول می شوند و یکی از همان مردهایی که ممکن است دیگر در بین ما نباشند.

اما از مردی که از صبح تا شب برای کسب درآمد بیشتر و مهیا کردن یک زندگی نسبتا خوب، تلاش کرده، انتظار داریم که وقتی شب به خونه می رسه، با تمام خستگی اش، بشینه و زیر پنجره ویولن بنوازه ! و جالب اینجاست که از همین مرد رمانتیک انتظار داریم که مدیر ارشد یک کارخونه باشه و بتونه زندگی ما رو همه جوره تامین کنه و هر چند وقت یک بار ما را به مسافرت ببره و همواره صبور باشه و در مواقعی که دلمان گرفته به ما دلداری بده . با آرامش به کارش رسیدگی کنه و همیشه بوی عطر و ادوکلن بده و از دست پخت همسرش تعریف و تمجید کنه . وقتی قراره تو یک مهمونی شرکت کنیم که علاقه ای به آن ندارهه به خاطر همسرش باید حضور داشته باشد و غرغری هم در میان نباشد و هر کسی را که ما دوست داریم، دوست داشته باشه و فراموش نکنه که همیشه خانومش را تحویل بگیرد و از بیان عبارات محبت آمیز سر باز نزنه .

باور کنید که مردها اینطور که به ما نشون می دن بد نیستن . مردها به دنبال این هستند که در زندگیشون آرامش داشته باشن و همسری که این موهبت رو به اونها تقدیم کنن . فقط کمی آرامش، در ازای تمام فشارها و استرس هایی که به خاطر خوشحال بودن و راحت بودن یک خانواده ، تحمل می کنند. مردها زندگی پردغدغه ای دارند اما تعریف شان از خوشبختی به همین سادگی است که بیان شد. زنی که به آنها ارامش بدهد .



فقط از مردها و پسرها گفتم ، چون همین اندازه هم که نوشتم خوندش کلیه . البته دختر خانو ها و زن ها هم اگر مشکلاتشون بیشتر نباشه کمتر نیست به نظر من بزرگترین و با ارزشترین کاری که خدا می تونسته به انسان محول کنه رو به خانوم ها داده و اونهم تربیت فرزنده . خودش به تنهایی از همه این مشکلات و دغدغه های مردها بزرگتر و با ارزشتره .

در انتها باید گفت که دست به دست هم دادن باعث رفع یا حداقل مرتفع کردن مشکلات می شه . یه آقا می تونه نگاهش رو کنترل کنه و یه خانوم هم می تونه حجاب داشته باشه و ...



ببخشید که زیاد حرف زدم


[ ارسال جوابیه ]


حسين (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط حسين در مورخه : چهارشنبه، 16 مرداد، 1392
http://www.shafaf.ir/fa/news/202457/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط anari در مورخه : سه شنبه، 22 مرداد، 1392(لینک نظر)
http://arshnews.ir/images/docs/000108/n00108972-b.jpg


[ ارسال جوابیه ]


شهریار (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط شهریار در مورخه : چهارشنبه، 23 مرداد، 1392
آقای آفتابگردان گله دارم ازتون به خاطر اینکه در این سایت زیبا در مورد هر چیزی مقاله می نویسید و نظر می دین خیلی خوب می دونم که نیتتون کمک کردنه ولی این هم بدونین که ما آدما اونقدرا کامل نیستیم که جوانب هر بحثی رو سنجیده باشیم و به خودمون اجازه بدیم که در مورد اون بحث اظهار نظر کنیم

متاسفانه امروزه با امدن اینترنت و فیلمهای مستند و مردم جامعه با دیدن این فیلما فک می کنن شدن کپسول اطلاعات و باید اظهار نظر بکنن البته نه اینکه کلا هیچی نگن ولی خب از یه چیزی هم باید آگاه باشن و اون اینه که باید نظر طرف مقابل هم شنیده بشه

یه مثال می زنم: دو تا فیلسوف در مورد اثبات وجود خدا صحت می کنن یکی می گه خدا هست اون یکی می گه نیست حالا هر دو طرف باید دلایل خودشون رو واسه ی این اثباتشون بیارن و همینطور دلایلی که نقض کننده ی نظر مقابل باشه رو هم باید اعلام کنن اینطوری فلسفه ی وجود یا عدم وجود خدا به نتیجه می رسه



حالا شمایی که در مورد حجاب نظرتون رو می گین آیا به اون کشورهایی که حجابشون مثل ما نیست و خانوماشون معمولی لبلس می پوشن سفر کردین



این نکته رو بگم که ای کاش به اون خانومه که ازتون پرسیده "چرا حجاب؟" ای کاش بهش می گفتین که لباس و آرایش تحریک کننده بده، مانتو و لباس شما اگه طوری باشه که شما رو متین نشون بده اشکالی نداره چون خیلی از خانمایی که تو کشور ما چادری نیستن و مانتو می پوشن و آرایش سبکی هم دارن خیلی متین هستن و آقایونی که جذب این نوع خانوما می شن جذب متانت و شخصیت این خانم میشن نه چیزای دیگه. تو کشورای دیگه خانماییکه لباس و آرایش متینی دارن مشکلی ندارن همونطوری هم که قران گفته "فروجشان" را از نامحرمان بپوشانند از طرف دیگه ود شما بهتر از من می دونی که تو دین هیچ اجباری نیست ولی وقتی کشوری میاد قانونی تصویب می کنه که زنان باید با حجاب (حجابی که در این قالب در کشور ما هست نه خدا نه پیامبر و نه قرآن گفته . آیا در زمان خود پیامبر و علی اجباری بر حجاب زنان و آن هم در شکل امروزی بود؟ حجاب در ایران بر میگرده به دوران قبل از اسلام که حتی در تخت جمشید برای اینکه پای خانمها دیده نشه پله ها رو کوتاه ساختن) باشن این اجباره و قانون طبیعت هم می گه شما در مقابل هر چیزی مقاومت کنید اون چیز قوی تر خواهد شد یکم دقت کنید متوجه میشین شما اگه تو یه مداری یه مقاومتی ببندید به مروره زمان خود مقاومت روزی می ترکه و واسه جریان برق هیچ اتفاقی نمی افته . آهنگر هر چی به اون فاز ذوب شده چکش (مقاومت) می زنه درسته که آهن شکل می گیره ولی عوضش آهن ( جریان برق) سفتتر می شه مثالای خیلی زیادی تو طبیعت وجود داره و این یه قانون ثابت شده تو طبیعته حالا اگه به خانمی به اجبار گفته بشه که باید حجاب (مقاومت) داشته باشی این باعث می شه که او خانم که ذاتا و فطرتا می خواد زیبا دیده بشه یه روزی مقاومت رو می ترکونه و دیگه حجاب بی حجاب .



نهایتا اینکه حجاب بهتره یه انتخاب باشه تا اینکه اجبار و قانون باشه



همین مسولینی که می گین چندتا شبکه اجتماعی رو ممنوع کردن ولی آیا خود شما از این شبکه های اجتماعی استفاده نمی کنید؟

اصلا اگه قرار بود یه عده مسئول بیاد و حق انتخاب رو از شما بگیره چرا خدا به انسان قدرت انتخاب داده؟ می خوان به فهم الهی توهین کنن یا به شعور انسانهایی که حق انتخاب دارن؟



اگه دقت کرده باشین فاصله ی بین حریت و خریت، همچنین فاصله ی بین رحیم و رجیم همش یه نقطه است. بستگی به انتخاب داره که رحیم و حر باشی یا رجیم و خر



احساسات ما از ایمان، تفکر و دید ما بوجود میاد صحنه ی مرگ یک انسان خیلی غم انگیزه ولی یه کمدین می تونه مرگ یه انسان رو واستون طوری تعریف کنه که شما رو بخنده بیاره این به خاطر دیدیه که کمدین به شما می ده

اگه خانمی می خواد آرایش کنه بزارین بکنه انتخاب هم داره خدا هم بالای سرشه شمایی که با اعتقادی و همگی تو یه وطن به هم می گیم خواهر و برادر به این خانمه هم با دید خواهر نگاه کنین اون خودش با آزمون خطا متوجه میشه که زیاد آرایش کردن زیادم جالب نیست و آرایششو سبکتر می کنه امر به معروف نهی از منکرم اگه ضرر داشته باشه نباید انجام بدی چه برسه به اینکه امر و نهیت به اجبار باشه.



آقایی که با دیدن یه خانمی که مانتو پوشیده سرش هزار جور فکر می یاد این آقا باید به روانشناس مراجعه بکنه چون این آقا با دیدن خانمه چادری هم ممکنه همچین فکرایی بکنه این یکمیش بر می گرده به غریزه ولی بیشترش هم مربوط به انتخاب آقا بستگی داره که انتخاب میکنه همچین فکری بکنه اگه آقایی به اینجور چیزا فکر نکنه این یعنی خویشتنداری نه سرکوب کردن غریزه (طبق گفته ی شما)



اگه همو ن اول انتخاب کنه که به این چیزا فکر نکنه میشه خویشتنداری ولی وقتی که فکر می کنه و خو دشو تا اوج جلو می بره و امکان تخلیه هم وجود نداره این می شه سرکوب کردن غریزه .

تازه اگه باز هم با انتخاب خودش تخلیه نشه این باز هم خویشتنداریه که باعث می شه رفته رفته در مقابل شهوت و هوس کنترلش قویتر بشه (هر چند سخته ولی باز هم بستگی به دیدت داره که سخت ببینی یا آسون) ولی اگه بخواد که تخلیه بشه و نشه این می شه سرکوبی غریزه.



کشورهایی که مستندش هم وجود داره و می گین آزارهای مختلف در مورد زنان و ... وجود داره به خاطر اینه که به این روابط جنسی و زنا آزادی دادن کاری که قرآن و حتی فرهنگ مردم خود اون کشورا هم باهاش مخالفن. این به علت این نیست که خانم آرایش کرده و داره مثلا با دوستش و یا بچش تو خیابون قدم می زنه.



خانمی که آرایش کرده اون قایق رو سوراخ نمی کنه عین این می مونه که تو قایق داره غذا می خوره به شما هم نمیده شما هم گشنتونه می خوای از غذا بخوری واقعا نمی تونی جلوی غذا صبر کنی تا اینکه برسی خونه و غذا بخوری خب؟ اصلا میتونی نسبت به غذای خانمه بی تفاوت هم باشی صبر کنی تا وقتی رسیدی خونه غذای خودتو بخوری مگه همین قران ما نمی گه که اونایی که اسباب اردواجشان فراهم نیست صبر پیشه کنند تا اینکه اسباب ازدواجشان فراهم شود دیگه به اینم بگی سرکوب غریزه خیلی بی انصافی



دختر، پسر ،پیر ،جوان همگی می تونن آرایش کنن اصلا آرایش و لباس زیبا پوشدن مورد پسند هر دین و فرهنگیه مخصوصا اسلام که پیامبر خود ما خیلی به خودش می رسید منبع روایت الان یادم نیست ولی خب روایتی بود که یه نفر با ریش دراز و موهای پراکنده میاد با پیامبر صحبت کنه و ایشون به مرد سفارش می کنن که به آرایش و پاکیزگیش رسیدگی کنه. زمان پیامبر مثل ما 3تیغ و موزر و اینجور چیزا نبود که ریششو از ته بزنه اگه بود اونا هم اونطوری کوتاه می کردن مگه نمی گیم پاکیزگی از ایمان است کی تا حالا دیده که ریشش بلند بشه و گردنش عرق نکنه .. حتما عرق میکنه ..



خب حالا من باید این ریشی که می شه محل عرق و تجمع گرد و خاک من باید اینو نگه دارم که چند نفر به من بگن بچه مسلمون و مومن (دین من از مقدس دونستوتن چند تار مو منزهه)



من دختر نباید آرایش ملایم و مانتو (در کشورهای دیگه بیرون گذاشتن مو) داشته باشم و بزارم به عنوان یه دختر سیبیلم هم حتی دربیاد و زیر چادر خودمو قائم کنم که چندتا پسر نگاهم نکنن... خب نگاه بکنن ولی همونطوری که دلشونو مریض نکنن چون گفتم به چادری هم میشه نگاه هوس آلود داشت اگه طرف مریض باشه



من مرد نباید ریش و سبیلم رو با ماشین کوتاه کنم که سنی ازم گذشته و بهم نمیاد



اگه اینطوریه که خیلی بی انصافیه علنا می گی انتخاب... بی انتخاب .... ولی خب اگه در حد یه توصیه هست باشه بهش فکر می کنم



یاد یه جمله افتادم " بچه جون برو حالتو بکن اما مواظب باش اصراف نکن"



تو هر چیزی اگه به حدش باشه اصلا بد نیست ولی به عنوان یه استاد به یک خانم نگو آرایش نکن و ...

اسلام ما به هیچ کس اجبار نکرده که باید مسلمون بشی به اعتقاد هر کسی احترام می گذاره شمایی که می خوای تلنگری به یه دانشجو بزنی از روی تعصب یکطرفه این مطالب رو بهش نگو از دید اون هم نگاه کن ببین اون دنیای خودشو چطوری با اون لباسو آرایش ساخته بزار اون هم اونطوری بیاد کلاس



ممنون








[ ارسال جوابیه ]

    Re: شهریار (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 3 فروردین، 1393
    خیلی جای خوشحالی دارد که کسایی مثل اقا شهریارهستندکه ازمهارت تفکر کردن ومنطقی فکر کردن(که کاملا مهارتی اکتسابی است وبا تمرین می توان به ان دست یافت) برخوردار هستندو به حق انتخاب وتفکرازاد بها می دهند وبه ان احترام می گذارند.من خودم اگر در شهری که مردم اش مذهبی بودند وصددرصدزن هایشان چادری دانشجو نمی شدم شایدحرف های اقای نیرومند را قبول می کردم.ولی نمونه های متعددی دیدم که دقیقا حرف های اقا شهریار را تایید می کرد.در همان شهریک بار دختر چادری ای را دیدم که از پیاده رو خیابان داشت رد می شد.جند نفر مغازه دار که همان جا کنار در مغازه شان صندلی گذاشته بودند ودور هم جمع شده بودند و باهم حرف می زدند وفتی دختر از ان جا رد شد همه مغازه دار ها چنان سرتاپایش را با نگاهی شهوت الود برانداز کردند که انگار یک دختر لخت از انجا رد شده است. بیچاره دختر چادرش راسفت دور صورتش گرفته بود که مبادا تار مویش دیده شود وسرش را پایین انداخته بود وسریع داشت از انجا رد میشد.همان وقت من این سوال برایم پیش امد که خدایا مگر از روی چادر مشکی کلفت چی معلوم است.واین ها جز یک پارچه مشکی چی میبینند که این طوری نگاه می کنند.همان جا فهمیدم که هیچ چیزی نمی تواند چشم چرانی را ازبین ببرد حتی چادر.این انتخاب مرداست که تصمیم بگیرد با چه هدفی نگاه کند.پوشش چادر در شهری که تمام زن هایش چادری بودند نتوانسته بود پدیده زشت چشم چرانی را از بین ببردومرد ها با همان نگاه شهوت الود به یک زن چادری نگاه می کردند که در یک کشور غربی به زنی لخت در کنار ساحل.نمونه های شبیه بین بارها وبارها در ان شهر دیدم و این فقط نمونه ای بود که من تعریف کردم.


    [ ارسال جوابیه ]


یک                توسط یک در مورخه : پنجشنبه، 24 مرداد، 1392(لینک نظر)
سلام

ببینید من به عنوان یک از خ.اننده های سایت شما استفاده زیادی از سایتتنون کردم چون مطالب مفیدی داره در عین حال هم مخالف پروپاقرص اینجور نظریاتتون هستم...

حرفهای زیادی هست که بزنم ولی اگه میشه اون مستندها رو بگید! به نظرم خوننده‌های سایت شما به اندازه کافی شعور دارند اگر چشم و گوششون بسته باشه که طبیعتن اگه شما بگید نمیر سراغش و اگر محدودیتی نباشد اون مستندها رو با کمال میل میبینند (مثل بعضیهای دیگر که مردم را بیشعور فرض کرده و حجاب مخصوص خود رو اجباراً میخاد به اونها بپوشونه... این دید یعنی این که من درست و خوب مطلقم و بقیه فهم کافی ندارن)

به هر حال حجاب به نظر من یک ((سنت)) بیشتر نیست! و اکثر محجبه‌ها تحت تأثیر محیط و مردم و خونواده محجبه میشن و بعد دنبال توجیه و تفسیر میگردن برای درستی و اثبات اون...

و از یک دید دیگه نگاه بکنیم من به عنوان یک جوان و دوستانم کسی صرفاً به خاطر دیدن موی زن تحریک نمیشه!! این مسئله خیلی مهمه... یعنی آرایش غلیظ رو حرام میکردن بهتر بود تا مو!!!


[ ارسال جوابیه ]

    Re: یک (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : پنجشنبه، 24 مرداد، 1392
    هر کس خواست ایمیل بزنه من سه تا مستند در این زمینه معرفی کنم بره ببینه...


    [ ارسال جوابیه ]

    Re: یک (امتیاز : 1)
    توسط moosa در مورخه : دوشنبه، 28 مرداد، 1392
    سلام دوست عزیز

    خیلی از قسمتای بدن خانمها جذاب و تحریک کننده س مثل مو، ساعد، ساق پا، صدا و ... ، اینا به اثبات رسیده.

    چند روز پیش تو بازار بودم یه مادربورذ دیدم که عکس صورت (با مو )ی زن رو روش زده بودن فقط مونده رو کلنگ هم عکس فیس خانمها رو بزنن!

    در مورد آرایش هم اسلام جزئی در مورد پنکک و ریمل و رژلب و فر مژه! و ... نگفته ولی بصورت کلی گفته هر نوع آرایشی که برا نامحرم باشه حرامه ولی برا محرم هیچ مشکلی نداره تازه خیلیم سفارش شده.



    منابع شیعه عبارتند از: قرآن، سنت و سیره ی پیامبر و اهل بیت، عقل، اجماع

    پیروز و موید باشید!


    [ ارسال جوابیه ]


علیرضا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط علیرضا در مورخه : دوشنبه، 4 شهریور، 1392
سلام به همگی

راستی آقای نیرومند خود شما مثل اینکه مجرد هستید ، چرا؟؟؟ بابا شما دیگه از لحاظ مادی الحمدلله کم ندارید . به نظر من زود اقدام کنید . ما باید بمیریم و زنده بشیم از دست این دخترای خودنما


[ ارسال جوابیه ]


محمد (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط محمد در مورخه : چهارشنبه، 13 شهریور، 1392
سلام

دین دروغی مسیحیت؟



مسیحیت میگه مدام در کلیسا باشید؟



مثل اسلام که میگه جهاد نکاه داشته باشید؟



برادر من اون یه شاخه از مسیحیت هست مثل تکفیری ها و سنی ها که یک شاخه از اسلام هستن



با کشتی زنان بلایی سر شما میاد!



برادر حجاب اسمش حجابه بد حجاب که معنی نداره مثل سفیدسیاه



مثل صدا سیما که آدم خوبا چادرین و فاحشه ها مانتویی صحبت نکید انصاف داشته باشید.



حضرت امام هم نظرشون در مورد مانتو کاملا مشخص حجاب امریکایی که اینا میگن چیه دیگه



آقای نیرومند برگردید به انصاف


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط در مورخه : سه شنبه، 19 شهریور، 1392(لینک نظر)
سلام. مطلبتون عالی بود

ولی....

ولی کاش به این طرف قضیه هم جواب بدید که به عنوان مثال من که یک خانم مذهبی و محجبه هستم ولی همسری انتخاب کردم که متاسفانه مراقب چشماش نیست و به خانمهای دیگه نگاه میکنه چکار کنم؟؟؟ به خدا تو خونه براش کم نمیذارم از ظاهر گرفته تا غذا و .....

دوستانه باهاش راجع به این که افراد باید ایمانشون رو تقویت کنند - نگاه به نامحرم چه مفاسدی داره - هرزن و مردی دوست دارند که همسرشون باحیا باشه و...... صحبت کردم و همسرم حرفای من رو تایید میکنه ولی نمیدونم چرا تو عمل جواب نمیده؟ نگران زندگیم هستم ..... نمیدونم چی کنم..... میترسم این نگاها کار دستش بده


[ ارسال جوابیه ]


یارآخر (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط یارآخر در مورخه : سه شنبه، 16 مهر، 1392
سلام

مطلب بسیار خوب و تاثیرگذاری بود فقط ای کاش از آیات و روایات بیشتر استفاده میکردید.


[ ارسال جوابیه ]


زهرا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط زهرا در مورخه : پنجشنبه، 12 دی، 1392
مطلباتون بییییییییی نظیر بود...

خواهش میکنم بازم ازاین مطالب بذارین...من واقعا دوست دارم همه دلایلشو بدونم تا محکم تر ب حجابم و ب چادرم بچسبمو هیچوقت ودر هیچ شرایطی کنار نظارمش...

واقعا ممنون...

خوشحال میشم اگر مطلبی رو میدونید اما ب دلایلی نمیشه واس همه ب نمایش بذارین واسم بفرستین تا...


[ ارسال جوابیه ]


م.ثلاث (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط م.ثلاث در مورخه : پنجشنبه، 8 آبان، 1393
سلام

میدونم خیلی وقته داره از ارسال این مطلب میگذره ولی دلم نمیومد که نظرمونگم



من تقریبا اکثرنظر هارو خوندم

و در جواب اون کسانی دارم حرفمو میگم که میگن حجاب یک سنته!!!

یعنی کسی که حجابش ناقص باشه اصیل نیست؟؟؟؟ یاکسی که که چادری نباشه سنت نداره ؟؟؟ پس اون خیلی قدیما که چادر به این معنا وجودنداشته و آئمه ما با چیزهای دیگه خودشون رو میپوشوندند بی حجاب بودن؟؟؟بی سنت بودن؟؟؟ یا به اجبار سرشون میکردن؟؟؟

این حرفای شما اصلا درست نیست ! ما چادروحجاب میذاریم چون پیرو حضرت فاطمه باشیم فکرمیکنید چرا الان انقد خانومای ما براشون بی امنیتی وجود داره ؟چون حجاب رو فراموش کردن ! چون فکر میکنن اگر چادرسر کنن دیگه بروز نیستن ...!!! مثلا ماها که چادرسرمیکنیمو حجاب میذاریم توجامعه نیستیم ؟بروز نیسیم؟ بخدا قسم اگه امکانش بود من خودم حتی ازین پوشیه ها که به صورت میزنن تاکسی صورتشونو نبینه میزدم تا حجابم کامل بشه ولی حیف که جامعه ما سطح فکرش داره این جوری پیش میره ../

لطفا سطح فکریتون روافزایش بدین بعد نظر بدین


[ ارسال جوابیه ]


sogol (امتیاز : 1)(لینک نظر)
توسط Sogol20 در مورخه : یکشنبه، 23 آذر، 1393
http://www.taamolnews.ir/fa/news/39270


[ ارسال جوابیه ]


sogol20 (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط sogol20 در مورخه : چهارشنبه، 17 دی، 1393
http://jamtube.jamnews.ir/detail/Video/34808/132


[ ارسال جوابیه ]


حسنک (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط حسنک در مورخه : جمعه، 15 آبان، 1394
پاکی زندگی اونها رو از کجا فهمیدی ممکن برلات فیلم در آوردن و هزار ....... دیگر ساده ای یا که خودت اهل همون گروهی و بسیار دیگر


[ ارسال جوابیه ]


زهرا شیرازی (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط زهرا شیرازی در مورخه : جمعه، 2 بهمن، 1394
خیلی از مطالبتون لذت بردم.با تشکر


[ ارسال جوابیه ]


یک مهندس کامپیوتر                توسط یک مهندس کامپیوتر در مورخه : شنبه، 3 بهمن، 1394(لینک نظر)
با سلام خدمت مهندس ارجمند. از شما انتظار می رود که مسائل را از دیدگاه بالاتر (کلی تر) نگاه کنید. یعنی باید به مسئله فقط بعنوان یک مرد (آنهم با اندیشۀ سنتی) نگاه نکنید بلکه خودتان را باید لحظه ای بجای یک زن هم قرار دهید. همچنان که یک پسر دوست دارد قوی باشد، شوت های محکم به توپ بزند، تند دویدن و یا مثلا بلندتر پریدنش را به همه نشان دهد (که نشانۀ سلامتی روانی اوست)، یک دختر / زن هم طبق غریزۀ طبیعی اش دوست دارد در جمع بسیار زیبا و دل ربا به نظر آید (که همچنان نشانۀ سلامتی روانی است) و اگر احساس کند زیبا نیست دچار افسردگی و اضطراب می شود.

بعنوان یک فرد تحصیل کرده و آگاه باید این واقعیت را قبول کرده و مجموعۀ زنان و مردان را در یک جامعه با کوچه و خیابان مشترک نگاه کنیم. همچنان که برای پرهیز از ترافیک و تصادفات، قوانین راهنمایی و رانندگی وضع شده، در جوامع متمدن برای عدم تجاوز به حقوق شهروندی، احساسات شخصی و زندگی خصوصی هر فردی، قوانین محکم وجود دارد. برای نمونه می توان برخورد شدید کشور آلمان با اعمال حیوان منشانۀ جمعی از پناهندگان خوارمیانه ای کوته فکر را مثال زد که در شب سال نو 2016 به حقوق شهروندی خانم های محترم و شهروندان شریف تجاوز کرده بودند.

شما در جمله هایتان، علاقۀ زنان به زیبا بودن را مترادف و هم سنخ با اعمال جامعه ستیز، مجرمانه و بزه کارانۀ ارازل و اوباش (در میخانه ها و بارها) قرار می دهید. درحالیکه هم سنخ دانستن علاقۀ مذکور با علاقۀ پسرها به قابل تکیه بودن صحیح است. شما خودتان طبق غریزه در وبسایتتان خودنمایی می کنید. چون باسواد و معلومات بالا هستید از نمایش دانش خویش لذت می برید. چه زن و چه مرد باید به زندگی شخصی و احساسات یکدیگر احترام بگذاریم و به آن حمله نکنیم.

من یک مرد 40 ساله هستم. و چون رزل و پست نیستم، هرگز در عمرم به یک خانم تیکه نیانداخته ام و یا با تجاوز به حریم شخصی اش مزاحم رفت آمدش در خیابان نشده ام. اگر خانمی با آرایش بسیار زیاد از روبرو آمده، همیشه با وقار و متانت از کنارش محترمانه عبور کرده ام. در عوض از مشاهدۀ برخی رفتارهای مردها با خانم های محترم در خیابان، روزها، ماه ها و سالیان ناراحتی کشیده ام.

این را بگویم که تجاوز به حقوق شهروندی، فقط از ناحیۀ آقایان نیست. من زنان و دختران زیادی دیده ام که مزاحم جنس مخالف می شوند. ده ها بار چون شمارۀ تلفن ثابت روی شیشۀ مغازه ام بود تلفن های پیشنهاد دوستی (به عقیدۀ من هرزه گی) از طرف دختران سفیه داشتم که با ناراحتی تلفن را سریعا قطع کرده ام. بارها از تیکه انداختن دختران به خودم در خیابان ناراحت شده ام.

مهندس عزیز بطور خلاصه بگویم که این رفتارها، چه از جانب زنان و چه از جانب مردان باشد، رفتارهایی بزه کارانه و جامعه ستز است. مرد و زن شریف، با خانواده و انسان صفت، هرگز به خود اجازۀ تجاوز به حق دیگری را نمی دهد. مردان با فرهنگ و پسران تربیت خانواده دیده، می دانند که میل به زیبایی در طبیعت زن وجود دارد و وقتی با یک خانم آرایش کرده و با لباس زیبا مواجه می شوند، به حق او برای زندگی آزاد و اجتماعی احترام می گذارند و بسیار محترمانه و مودبانه با ایشان رفتار می کنند. در غیر اینصورت، آن می شود که با تاسف می بینیم: تیکه انداختن، لمس بدن در شلوغی بازار چهارشنبه سوری، بوق زدن هرزه وار برای سوار کردن خانم های محترم منتظر تاکسی، ترساندن دخترهای دل نازک مدرسه ای با ویراژهای دیوانه وار ماشین، دزدین برای تجاوز، قتل فرشتگان بی گناه بعد از تجاوز، اسید پاشی، بردیدن بینی و و و ...

بجای اینکه بگوییم چون برگ گل اینقدر لطیف است پس گل نکاریم، بگوییم پلیس جامعه لطفا چهارپایان را که معنی زیبایی را نمی دانند و گلها را زیر پا له می کنند را به تویله برگردان.


[ ارسال جوابیه ]

    sima_vafa (امتیاز : 1)
    توسط sima_vafa در مورخه : یکشنبه، 4 بهمن، 1394
    خوب اگر همه اینجوری نگاه می‌کردند دنیا گلستان میشد ولی دنیا گلستان نیست و ما نمی‌تونیم خلاف جهت آب شنا کنیم... ماهی آزاد به سرچشمه که می‌رسه تکلیفش روشنه!

    حرفی که شما زدید تصویری از بهشته؛ جایی که زنی به خاطر زیبا نمایی آسیب نمی‌بینه، جایی که بعد جسمانی و طبیعتاً شهوانی زمینی (درکش برای خیلی‌ها سخته) در اون معنا نداره!

    قبول دارم زن‌ها خیلی خیلی محدودتر از مردها هستند؛ اما قناری آواز خوش دارد و...

    من به عنوان یه زن به شما می‌گم که محکوم کردن اعمال وحشیانه یک مشت حیوان صفت دردی از رنجی که اون خانم‌ها متحمل شدن دوا نمی‌کنه؛ یکی از دوستانم تعریف می‌کرد خانمی بعد از سال‌ها هنوز از تعرضی که بهش شده بود رنج می‌برد و زندگی طبیعی خودش رو از دست داده بود! آیا حتی اعدام اون فرد هم می‌تونه آرامش رو به زندگی اون خانوم برگردونه؟ یعنی ما می‌تونیم جامعه رو از وجود چنین مردهایی پاک کنیم؟ ما می‌تونیم دنیا رو خالی از دزد کنیم و پول و جواهراتمون رو توی خیابون بریزیم؟

    هونطور که نباید منفی‌نگر محض باشیم و همه چیز رو مردانه و زنانه کنیم نباید آرمانی نگاه کنیم. برای چی میگن دنیا جهنم مومنه؟ چون همیشه کسی که کاری رو درست انجام میده از نادرستی دیگران رنج می‌بره! مومن مجبوره سکوت کنه (خودش رو محدود کنه) چون نمی‌تونه همه رو تغییر بده...



    حرف زیاد است و مجال اندک! متأسفانه وقت برای مباحثه ندارم؛ فقط خواستم به عنوان یک زن پاسختون رو بدم.

    موفق باشید.


    [ ارسال جوابیه ]

      [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 4 بهمن، 1394
      با سلام و عرض ادب. خانم sima_vafa من از نوشتۀ شما چنین برداشت کردم که به نظر شما، حجاب اسلامی یک دیوار دفاعی امن پیرامون زنان ایجاد می کند و بهترین گزینۀ امنیت زنان در جامعه، که بشر تاکنون به آن دست یافته، همین چادر و حجاب کامل است.

      به نظر بنده چنین نیست و شما حتی با رعایت حجاب کامل و رفتاری بسیار متین هم نمی توانید از شر یک مرد بی فرهنگ که قصد اذیت شما را دارد در امان باشید. نمونه های بیشماری را می توان مثال زد اما من از نقل مجدد اعمال زشت خوشم نمی آید. مسلما شما خودتان هم می توانید مثال هایی بزنید که چادر به تنهایی امنیت آفرین نیست.

      بله قبول دارم که (بجز تعداد اندک افراد از عقل و هوش بی نصیب مانده)، برای اکثر قریب به اتفاق خانم ها، یک تعرض به حریم، در زندگی و روحیۀ ظریفشان اثرات مخرب و جبران ناپذیر برجای می گذارد و حتی اعدام شخص خاطی نیز دردی از آنها دوا نخواهد کرد، اما من در عرایضم خطاب به جناب آقای مهندس نیرومند بزرگوار (در نوشتۀ قبلی ام) این را می خواستم بگویم که ماها بعنوان افراد تحصیل کرده و آگاه باید ریشۀ مشکل را ببینیم و متوجه باشیم که ضربۀ اصلی را چه چیز می زند و ضربات فرعی و ثانویه کدام ها هستند.

      خانم sima_vafa شما در نوشتۀ خود چنان وجود جامعۀ امن را رویایی و آرمانی توصیف کرده اید که گویا فقط باید انتظارش را در بهشت و عالمی دیگر داشت. اما شما به راحتی از اینترنت استفاده می کنید و در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنید. آگاه شدن از این واقعیت برای شما نباید سخت باشد که همین الان در کشورهای غربی به کمک قوانین دقیق و دلسوزانه، زنان در آزادی و امنیت بسیار بالا و غیر قابل مقایسه با جاهای دیگر زندگی، کار و پیشرفت می کنند.

      لازم است این ابهام را هم برطرف کنم که من طرف دار آرایش غلیظ و پوشش بدور از متانت نیستم. من اگر زن بودم مانند اکثر زنان جامعه، پوششی متعادل داشتم، همانگونه که اکنون مردی عادی و نرمال هستم. در جوامع غربی نیز اکثر خانم ها، کاملا عادی، متعادل و متین هستند. هم در اینجا و هم در کشورهای غربی، زنان و مردان افراط و تفریطی اقلیت جامعه هستند. من از حقوق اکثریت متعادل دفاع می کنم. به نظر من زنان نیز مثل مردان حق دارند در حدی متعادل، در نشان دادن قابلیت ها و زیبایی های خود آزاد باشند. مثلا حق رانندگی (که خوشبختانه اینجا مثل عربستان ممنوع نیست) بدون مزاحمت، حق رفت و آمد و کار با موهای باز و بدون روسری مثل مردها (درغیر اینصورت مردها هم که تا دیروز بدون شانه کردن مو بیرون نمی رفتند باید روسری داشته باشند)، حق پوشیدن مانتوی شیک همانگونه که مردها حق دارند کت و شلوار شیک و اتو کشیده بپوشند (در غیراینصورت مردها هم باید با عبای سفید عربی ظاهر شوند)، حق رفت و آمد برای تحصیل و کار در هر ساعت از روز و در تمام اماکن و تمام شهرها و روستاهای کشور بدون اینکه لات بی سر و پایی به ایشان تعرضی کند و امثال چنین حقوقی.

      به نظر بنده امنیت برای زنان در جامعه و رسیدن به حق هایی که برشمردم نه با پیچیدن زنان در چادر بلکه فقط و فقط با دست قدرتمند قانون های مصوب کشور می تواند حاصل شود. چیزی که چندان هم آرمانی نیست و همین الان در کشورهای غربی ، در سایۀ قوانین منصفانه، زنان به این حق های خود رسیده اند و زمانیکه تعدادی پناهندۀ خاورمیانه ای به این حقوق تععرض می کنند، مجریان قانون به سرعت وارد عمل شده آنها را سر جایشان می نشانند.

      از جناب آقای مهندس نیرومند بخاطر اجازۀ سخاوت مندانۀ انعکاس نظرات متفاوت در سایتشان تشکر می کنم. موفق باشید.


      [ ارسال جوابیه ]

        [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
        توسط کاربر مهمان در مورخه : دوشنبه، 5 بهمن، 1394
        مثل اینکه شما اصلا متوجه نیستید اینجا یک کشور اسلامی ست تمام قوانین و مقرراتش بر حسب دین مبین اسلام پایه گذاری شده، و کسانی هم که این نظام رو میخوان باید به قوانینش پایند باشند، اعتقاد ما بر اینه که تنها این دنیا رو نبینیم...واقعا اون جامعه ای که شما توصیف کردید در حد آرمانه وگرنه غیر ممکنه که در جامعه ای افرادی نباشن که قوانینش رو زیر پا بگذارن هرچقدر که نیروهای امنیتی قوی باشن باز هم افراد بزهکاری پیدا میشن و هیچ وقت نمیشه همه آدم ها رو تغییر داد اون هم به زور و اجبار شلاق و... همونطور که یه زندانی ۲۰ سال میره زندان و وقتی میاد بیرون بعضا میبینیم نه تنها ادب نشده بلکه یاغی تر هم شده و ‌قصد انتقام از همه داره، هیچ چیز نمیتونه این نوع آدم ها رو اصلاح کنه چون ریشه در ذاتشون داره. کشور ایران پاک ترین کشور هست و قابل مقایسه با هیچ کشوری نیست چون زن هاش تنها این حق رو دارن که برای همسر و محارمشون آرایش و خودنمایی کنن. عقل سلیم هم حکم میکنه برای پیش گیری از اتفاقات ناگوار خودمون کاری کنیم و از خودمون مراقبت کنیم و حجاب قلعه و دژ محکمیه برای این امر، البته چادر و حجاب واقعی که همراه با حیا باشه وگرنه خیلی ها هستن که چادر رو ضایع کردن، حجاب واقعا محدودیت نیست مصونیت است

        یا حق


        [ ارسال جوابیه ]


بنده خدا                توسط بنده خدا در مورخه : دوشنبه، 5 بهمن، 1394(لینک نظر)
ضمنا لازم به ذکر هست فرهنگ غرب که گریبانگیر جامعه ما هم داره میشه سعی بر این داره که برهنگی رو زیبایی قلمداد کنه، درحالی که حقیقت چیزه دیگریست، حجاب عین زیبایی ست، شخص با حجاب صاحب حیا و عفت است و خود رو اونقدر عزیز و باارزش میدونه که خودش رو به دست نامحرمان نمیسپاره.حجاب و پوشش مناسب در فضای عمومی یکی از اصول اخلاقی و اسلامی است. حجاب باعث میشه زیبایی های یک دختر از چشم نامحرمان مستور بمونه، حجاب نشانه یک دختر خوب است حجاب و پوشش صحیح، رضایت خدا، سلامت فرد از اثرات زیان بار بدحجابی و بی بند وباری را به دنبال دارد، فرد باحجاب و با حیا میدونه که هرگز با این چیزا زیبایی و عزت و ارزشی بدست نخواهد آورد. برای حس زیبا دوستی هم خیلی راه ها هست میشه از لباس های زیبا و متفاوت و شاد و متنوع استفاده کرد و آراسته بود، به شرطی که پوشش اسلامی باشد.( البته انگیزه داشتن حجاب باید از همان دوران کودکی آغاز شود و این امر مستلزم تدریج و مداومت است)


[ ارسال جوابیه ]


یک مهندس کامپیوتر                توسط یک مهندس کامپیوتر در مورخه : دوشنبه، 5 بهمن، 1394(لینک نظر)
با سلام خدمت مهندس ارجمند. از شما انتظار می رود که مسائل را از دیدگاه بالاتر (کلی تر) نگاه کنید. یعنی باید به مسئله فقط بعنوان یک مرد (آنهم با اندیشۀ سنتی) نگاه نکنید بلکه خودتان را باید لحظه ای بجای یک زن هم قرار دهید. همچنان که یک پسر دوست دارد قوی باشد، شوت های محکم به توپ بزند، تند دویدن و یا مثلا بلندتر پریدنش را به همه نشان دهد (که نشانۀ سلامتی روانی اوست)، یک دختر / زن هم طبق غریزۀ طبیعی اش دوست دارد در جمع بسیار زیبا و دل ربا به نظر آید (که همچنان نشانۀ سلامتی روانی است) و اگر احساس کند زیبا نیست دچار افسردگی و اضطراب می شود.

بعنوان یک فرد تحصیل کرده و آگاه باید این واقعیت را قبول کرده و مجموعۀ زنان و مردان را در یک جامعه با کوچه و خیابان مشترک نگاه کنیم. همچنان که برای پرهیز از ترافیک و تصادفات، قوانین راهنمایی و رانندگی وضع شده، در جوامع متمدن برای عدم تجاوز به حقوق شهروندی، احساسات شخصی و زندگی خصوصی هر فردی، قوانین محکم وجود دارد. برای نمونه می توان برخورد شدید کشور آلمان با اعمال حیوان منشانۀ جمعی از پناهندگان خوارمیانه ای کوته فکر را مثال زد که در شب سال نو 2016 به حقوق شهروندی خانم های محترم و شهروندان شریف تجاوز کرده بودند.

شما در جمله هایتان، علاقۀ زنان به زیبا بودن را مترادف و هم سنخ با اعمال جامعه ستیز، مجرمانه و بزه کارانۀ ارازل و اوباش (در میخانه ها و بارها) قرار می دهید. درحالیکه هم سنخ دانستن علاقۀ مذکور با علاقۀ پسرها به قابل تکیه بودن صحیح است. شما خودتان طبق غریزه در وبسایتتان خودنمایی می کنید. چون باسواد و معلومات بالا هستید از نمایش دانش خویش لذت می برید. چه زن و چه مرد باید به زندگی شخصی و احساسات یکدیگر احترام بگذاریم و به آن حمله نکنیم.

من یک مرد 40 ساله هستم. و چون رزل و پست نیستم، هرگز در عمرم به یک خانم تیکه نیانداخته ام و یا با تجاوز به حریم شخصی اش مزاحم رفت آمدش در خیابان نشده ام. اگر خانمی با آرایش بسیار زیاد از روبرو آمده، همیشه با وقار و متانت از کنارش محترمانه عبور کرده ام. در عوض از مشاهدۀ برخی رفتارهای مردها با خانم های محترم در خیابان، روزها، ماه ها و سالیان ناراحتی کشیده ام.

این را بگویم که تجاوز به حقوق شهروندی، فقط از ناحیۀ آقایان نیست. من زنان و دختران زیادی دیده ام که مزاحم جنس مخالف می شوند. ده ها بار چون شمارۀ تلفن ثابت روی شیشۀ مغازه ام بود تلفن های پیشنهاد دوستی (به عقیدۀ من هرزه گی) از طرف دختران سفیه داشتم که با ناراحتی تلفن را سریعا قطع کرده ام. بارها از تیکه انداختن دختران به خودم در خیابان ناراحت شده ام.

مهندس عزیز بطور خلاصه بگویم که این رفتارها، چه از جانب زنان و چه از جانب مردان باشد، رفتارهایی بزه کارانه و جامعه ستز است. مرد و زن شریف، با خانواده و انسان صفت، هرگز به خود اجازۀ تجاوز به حق دیگری را نمی دهد. مردان با فرهنگ و پسران تربیت خانواده دیده، می دانند که میل به زیبایی در طبیعت زن وجود دارد و وقتی با یک خانم آرایش کرده و با لباس زیبا مواجه می شوند، به حق او برای زندگی آزاد و اجتماعی احترام می گذارند و بسیار محترمانه و مودبانه با ایشان رفتار می کنند. در غیر اینصورت، آن می شود که با تاسف می بینیم: تیکه انداختن، لمس بدن در شلوغی بازار چهارشنبه سوری، بوق زدن هرزه وار برای سوار کردن خانم های محترم منتظر تاکسی، ترساندن دخترهای دل نازک مدرسه ای با ویراژهای دیوانه وار ماشین، دزدین برای تجاوز، قتل فرشتگان بی گناه بعد از تجاوز، اسید پاشی، بردیدن بینی و و و ...

بجای اینکه بگوییم چون برگ گل اینقدر لطیف است پس گل نکاریم، بگوییم پلیس جامعه لطفا چهارپایان را که معنی زیبایی را نمی دانند و گلها را زیر پا له می کنند را به تویله برگردان.

توسط sima_vafa در مورخه : یکشنبه، 4 بهمن، 1394

خوب اگر همه اینجوری نگاه می‌کردند دنیا گلستان میشد ولی دنیا گلستان نیست و ما نمی‌تونیم خلاف جهت آب شنا کنیم... ماهی آزاد به سرچشمه که می‌رسه تکلیفش روشنه!

حرفی که شما زدید تصویری از بهشته؛ جایی که زنی به خاطر زیبا نمایی آسیب نمی‌بینه، جایی که بعد جسمانی و طبیعتاً شهوانی زمینی (درکش برای خیلی‌ها سخته) در اون معنا نداره!

قبول دارم زن‌ها خیلی خیلی محدودتر از مردها هستند؛ اما قناری آواز خوش دارد و...

من به عنوان یه زن به شما می‌گم که محکوم کردن اعمال وحشیانه یک مشت حیوان صفت دردی از رنجی که اون خانم‌ها متحمل شدن دوا نمی‌کنه؛ یکی از دوستانم تعریف می‌کرد خانمی بعد از سال‌ها هنوز از تعرضی که بهش شده بود رنج می‌برد و زندگی طبیعی خودش رو از دست داده بود! آیا حتی اعدام اون فرد هم می‌تونه آرامش رو به زندگی اون خانوم برگردونه؟ یعنی ما می‌تونیم جامعه رو از وجود چنین مردهایی پاک کنیم؟ ما می‌تونیم دنیا رو خالی از دزد کنیم و پول و جواهراتمون رو توی خیابون بریزیم؟

هونطور که نباید منفی‌نگر محض باشیم و همه چیز رو مردانه و زنانه کنیم نباید آرمانی نگاه کنیم. برای چی میگن دنیا جهنم مومنه؟ چون همیشه کسی که کاری رو درست انجام میده از نادرستی دیگران رنج می‌بره! مومن مجبوره سکوت کنه (خودش رو محدود کنه) چون نمی‌تونه همه رو تغییر بده...



حرف زیاد است و مجال اندک! متأسفانه وقت برای مباحثه ندارم؛ فقط خواستم به عنوان یک زن پاسختون رو بدم.

موفق باشید.











با سلام و عرض ادب. خانم sima_vafa من از نوشتۀ شما چنین برداشت کردم که به نظر شما، حجاب اسلامی یک دیوار دفاعی امن پیرامون زنان ایجاد می کند و بهترین گزینۀ امنیت زنان در جامعه، که بشر تاکنون به آن دست یافته، همین چادر و حجاب کامل است.

به نظر بنده چنین نیست و شما حتی با رعایت حجاب کامل و رفتاری بسیار متین هم نمی توانید از شر یک مرد بی فرهنگ که قصد اذیت شما را دارد در امان باشید. نمونه های بیشماری را می توان مثال زد اما من از نقل مجدد اعمال زشت خوشم نمی آید. مسلما شما خودتان هم می توانید مثال هایی بزنید که چادر به تنهایی امنیت آفرین نیست.

بله قبول دارم که (بجز تعداد اندک افراد از عقل و هوش بی نصیب مانده)، برای اکثر قریب به اتفاق خانم ها، یک تعرض به حریم، در زندگی و روحیۀ ظریفشان اثرات مخرب و جبران ناپذیر برجای می گذارد و حتی اعدام شخص خاطی نیز دردی از آنها دوا نخواهد کرد، اما من در عرایضم خطاب به جناب آقای مهندس نیرومند بزرگوار (در نوشتۀ قبلی ام) این را می خواستم بگویم که ماها بعنوان افراد تحصیل کرده و آگاه باید ریشۀ مشکل را ببینیم و متوجه باشیم که ضربۀ اصلی را چه چیز می زند و ضربات فرعی و ثانویه کدام ها هستند.

خانم sima_vafa شما در نوشتۀ خود چنان وجود جامعۀ امن را رویایی و آرمانی توصیف کرده اید که گویا فقط باید انتظارش را در بهشت و عالمی دیگر داشت. اما شما به راحتی از اینترنت استفاده می کنید و در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنید. آگاه شدن از این واقعیت برای شما نباید سخت باشد که همین الان در کشورهای غربی به کمک قوانین دقیق و دلسوزانه، زنان در آزادی و امنیت بسیار بالا و غیر قابل مقایسه با جاهای دیگر زندگی، کار و پیشرفت می کنند.

لازم است این ابهام را هم برطرف کنم که من طرف دار آرایش غلیظ و پوشش بدور از متانت نیستم. من اگر زن بودم مانند اکثر زنان جامعه، پوششی متعادل داشتم، همانگونه که اکنون مردی عادی و نرمال هستم. در جوامع غربی نیز اکثر خانم ها، کاملا عادی، متعادل و متین هستند. هم در اینجا و هم در کشورهای غربی، زنان و مردان افراط و تفریطی اقلیت جامعه هستند. من از حقوق اکثریت متعادل دفاع می کنم. به نظر من زنان نیز مثل مردان حق دارند در حدی متعادل، در نشان دادن قابلیت ها و زیبایی های خود آزاد باشند. مثلا حق رانندگی (که خوشبختانه اینجا مثل عربستان ممنوع نیست) بدون مزاحمت، حق رفت و آمد و کار با موهای باز و بدون روسری مثل مردها (درغیر اینصورت مردها هم که تا دیروز بدون شانه کردن مو بیرون نمی رفتند باید روسری داشته باشند)، حق پوشیدن مانتوی شیک همانگونه که مردها حق دارند کت و شلوار شیک و اتو کشیده بپوشند (در غیراینصورت مردها هم باید با عبای سفید عربی ظاهر شوند)، حق رفت و آمد برای تحصیل و کار در هر ساعت از روز و در تمام اماکن و تمام شهرها و روستاهای کشور بدون اینکه لات بی سر و پایی به ایشان تعرضی کند و امثال چنین حقوقی.

به نظر بنده امنیت برای زنان در جامعه و رسیدن به حق هایی که برشمردم نه با پیچیدن زنان در چادر بلکه فقط و فقط با دست قدرتمند قانون های مصوب کشور می تواند حاصل شود. چیزی که چندان هم آرمانی نیست و همین الان در کشورهای غربی ، در سایۀ قوانین منصفانه، زنان به این حق های خود رسیده اند و زمانیکه تعدادی پناهندۀ خاورمیانه ای به این حقوق تععرض می کنند، مجریان قانون به سرعت وارد عمل شده آنها را سر جایشان می نشانند.

از جناب آقای مهندس نیرومند بخاطر اجازۀ سخاوت مندانۀ انعکاس نظرات متفاوت در سایتشان تشکر می کنم. موفق باشید.

توسط بنده خدا در مورخه : دوشنبه، 5 بهمن، 1394

مثل اینکه شما اصلا متوجه نیستید اینجا یک کشور اسلامی ست تمام قوانین و مقرراتش بر حسب دین مبین اسلام پایه گذاری شده، و کسانی هم که این نظام رو میخوان باید به قوانینش پایند باشند، اعتقاد ما بر اینه که تنها این دنیا رو نبینیم...واقعا اون جامعه ای که شما توصیف کردید در حد آرمانه وگرنه غیر ممکنه که در جامعه ای افرادی نباشن که قوانینش رو زیر پا بگذارن هرچقدر که نیروهای امنیتی قوی باشن باز هم افراد بزهکاری پیدا میشن و هیچ وقت نمیشه همه آدم ها رو تغییر داد اون هم به زور و اجبار شلاق و... همونطور که یه زندانی ۲۰ سال میره زندان و وقتی میاد بیرون بعضا میبینیم نه تنها ادب نشده بلکه یاغی تر هم شده و ‌قصد انتقام از همه داره، هیچ چیز نمیتونه این نوع آدم ها رو اصلاح کنه چون ریشه در ذاتشون داره. کشور ایران پاک ترین کشور هست و قابل مقایسه با هیچ کشوری نیست چون زن هاش تنها این حق رو دارن که برای همسر و محارمشون آرایش و خودنمایی کنن. عقل سلیم هم حکم میکنه برای پیش گیری از اتفاقات ناگوار خودمون کاری کنیم و از خودمون مراقبت کنیم و حجاب قلعه و دژ محکمیه برای این امر، البته چادر و حجاب واقعی که همراه با حیا باشه وگرنه خیلی ها هستن که چادر رو ضایع کردن، حجاب واقعا محدودیت نیست مصونیت است

یا حق

ضمنا لازم به ذکر هست فرهنگ غرب که گریبانگیر جامعه ما هم داره میشه سعی بر این داره که برهنگی رو زیبایی قلمداد کنه، درحالی که حقیقت چیزه دیگریست، حجاب عین زیبایی ست، شخص با حجاب صاحب حیا و عفت است و خود رو اونقدر عزیز و باارزش میدونه که خودش رو به دست نامحرمان نمیسپاره.حجاب و پوشش مناسب در فضای عمومی یکی از اصول اخلاقی و اسلامی است. حجاب باعث میشه زیبایی های یک دختر از چشم نامحرمان مستور بمونه، حجاب نشانه یک دختر خوب است حجاب و پوشش صحیح، رضایت خدا، سلامت فرد از اثرات زیان بار بدحجابی و بی بند وباری را به دنبال دارد، فرد باحجاب و با حیا میدونه که هرگز با این چیزا زیبایی و عزت و ارزشی بدست نخواهد آورد. برای حس زیبا دوستی هم خیلی راه ها هست میشه از لباس های زیبا و متفاوت و شاد و متنوع استفاده کرد و آراسته بود، به شرطی که پوشش اسلامی باشد.( البته انگیزه داشتن حجاب باید از همان دوران کودکی آغاز شود و این امر مستلزم تدریج و مداومت است)







با سلام محضر کاربر گرامی "بنده خدا".

من از شما بخاطر مطالعۀ دقیق نوشته ام و پاسخ گویی مفصل و بیان نظرتان تشکر می کنم. همچنین تشکر ویژه دارم از جناب آقای مهندس نیرومند عزیز که با اجازۀ انعکاس نظرات متفاوت من در سایتشان، مرا واقعا سورپرایز کرده اند، چون وقتی من خودم را بجای ایشان می گذارم، می بینم که نخواهم توانست نظراتی با این میزان تفاوت با طرز فکر خودم را در سایتم منعکس کنم و این تحمل بالا و سخاوت ایشان را می رساند.

دوست عزیز (جناب "بنده خدا")، من متوجه هستم که قوانین کنونی کشور طبق شریعت اسلام تنظیم شده اند و خارج نشدن از چهارچوب قوانین کشوری که در آن زندگی می کنم را برخود وظیفه می دانم. در نوشتۀ قبلی ام نیز رفع ابهام کردم که من طرفدار آرایش افراطی و پوشش دور از متانت نیستم و پوشش و ظاهر خودم نیز بسیار متین، ساده و معمولیست. بنابراین سبک زندگی شخصی من با قوانین اسلامی کشور در تضاد نیست.

من نمی گویم حجاب خوب است یا بد است. بالاخره هر انسانی بسته به روحیات شخصی اش، نوعی خاصی از لباس و ظاهر را برای خود انتخاب می کند. حتی در کشورهای کاملا دموکراتیک و آزاد هم خانمهایی براساس اعتقادات شخصی یا خانوادگی، حجاب اسلامی دارند. وبرعکس در اسلامی ترین کشورها، خانم های بی حجاب یافت می شوند. به نظر من این بسته به طرز فکر شخصی هر فرد دارد و معتقدم افراد را باید در این امر آزاد گذاشت (هرچند که فکر می کنم شما در بارۀ حق آزادی، چنین نظری نداشته باشید).

حرف من این است که تجویز چادر برای تسکین ظلم هایی که به زن در جوامع امثال جامعۀ ما می شود و تبلیغ حجاب اسلامی برای پیشگیری از آسیب های احتمالی که ممکن است تحدیدشان کند، آنهم از طرف قشر تحصیل کرده، تعجب برانگیز است. من نوشته هایم را بعنوان انتقاد، در زیر مقالۀ "چرا باید حجاب داشته باشیم؟ لینک‌ها و مطالبی در مورد دلیل حجاب" خدمت مهندس نیرومند تقدیم کردم. اگر جناب مهندس دارای سواد عمیق علمی و فنی نبودند، من اصلا نه مقالاتشان را می خواندم و نه کامنت می گذاشتم.

بدلیل هم رشته بودن و کار کردن روی زمینه های مشابه، پروژه های مختلف نرم افزاری که ایشان توسعه داده اند از سالیان پیش نظر مرا به سمت سایت آفتابگردان جلب کرده بود. در اولین نوشته ای هم که برایشان پست کردم، گفتم که از مشاهدۀ جوانی چنین عاشق علم و دانش و بسیار خلاق و با ذهن باز، لذت می برم چرا که در میان هموطنان محترم، دانش آموزان و فرهنگیان عزیز و حتی دانشگاهیان (اساتید و دانشجویان سطح دکتری) که تاکنون در خدمتشان بوده ام، افراد با استعداد واقعی (نه ظاهری)، بسیار بسیار بسیار نادر پیدا می شوند. استعدادی که باعث زایش و خلق چیزی جدید شود نه فقط مدرک ارشد یا دکتری روی کاغذ.

من این استعداد را در مهندس نیرومند دیدم. تعجب کردم. چون انتظارش را از یک ایرانی نداشتم. و اولین باری است که نوشته ای به زبان فارسی به یک وبسایت ایرانی ارسال می کنم (من 17 سال با اینترنت و 21 سال با کامپیوتر سروکار داشته ام). چون چنین ایرانی ندیده ام. من بحث را با هر کسی شروع نمی کنم.

من به ایشان در اولین نامه ام (در زیر مقالۀ "مقاومت کاربران ؛ یکی از ریسک‌ها در فرایند تولید نرم‌افزار (+ دیدگاه قرآنی در این زمینه)") عرض کردم: پرداختن به دستاوردهای بشر صده های قبل، از کسی که براحتی میتواند در اینترنت دستاوردهای جدید بشریت را بررسی کرده و رویشان فکر کند، بعید است مگر آنکه تاریخ شناس باشد و از دیدگاه علمی وارد شود (مخصوصا اینکه ایشان همزمان دانشجوی زبان انگلیسی نیز هستند و در درک متون و وبسایت های انگلیسی و نیز فرهنگ غربی نباید مشکلی داشته باشند- برای کسانی که فرهنگ غربی را نمی شناسند بگویم که آن چیزی نیست که فکر می کنید. بی بند و باری و این حرفها نیست چیز دیگری است که آنها که باید بدانند با مطالعه به آن رسیده اند).

آنروز جواب ایشان بگونه ای بود که جایی برای ادامۀ بحث نگذاشت. در این مقالۀ ایشان هم (که اتفاقا قدیمی تر از آن مقاله است) دوباره وسوسه شدم همان انتقاد یا پیشنهاد قبلی ام را با لحنی دیگر، محضرشان مطرح کنم. و فکر می کنم آخرین نامه ام باشد چون با وجود مشغلۀ مطالعاتی و تحقیقاتی سنگین، فقط بخاطر خاص بودن خودشان، برای هر نامه، نصف روز (یک بعدازظهر کامل) وقت می گذارم.

چکیدۀ حرف های من و آنچه که نهایتا می خواهم به ایشان برسانم این است که بهتر بود ایشان زنگار تفکرات منسوخ (از دیدگاه Science) را از آینۀ ذهن درخشان خود می زدودند که چنین تفکراتی هم شایستۀ فردی مثل ایشان نیست و هم بندیست به بال عقاب بلند پرواز افکارشان.

من از هر کسی انتظار تفکر و درک ندارم، اما آخرین جمله ام را فقط خطاب به شما، جناب آقای مهندس نیرومند عرض می کنم:

لحظه ای که ستون های سلطنت سیاه جهل و نادانی هزاران سالۀ بشر لرزید، لحظه ای بود که شکی در ذهن اولین دانشمند تاریخ درمورد صحت باورهای پیشینیان، ظاهر شد.


[ ارسال جوابیه ]


بنده خدا                توسط بنده خدا در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن، 1394(لینک نظر)
اتفاقا شاخصه ای که جناب نیرومند رو خیلی خاص و محبوب کرده دقیقا همین تفکراتشون هست وگرنه افراد با سطح بالای علمی نافع در دنیا که خیلی زیاده، افرادی که مثل شما یه کم سواد دار شدن غرق شدن توش و همه چی یادشون رفت.



قرآن کتابی ست برای هدایت بشر از اولین و آخرین، برای همه اعصار، چون از سوی خدا نازل شده، خالق همه نیازهای ما رو میدونسته و مسیر سعادت رو نشون داده، حتی زمان های خیلی دور که انسان های اولیه بودن و از پیشرفت و تکنولوژی خبری نبود میدونسته، ما هم مؤظفیم طبق دستوراتش عمل کنیم اگر خوشبختی پایدار می خواهیم. زمان شاید تغییر کنه و امکانات و ابزارها و فرهنگ ها تغییر کنه، اما حقیقت هیچ وقت عوض نمیشه حقیقت انسان و زندگی تا ابد پابرجاست، از اول خلقت تاکنون راه خوشبختی آدم ها یکیست و این راه روشنه...اگر خدا بخواد در یک آن میتونه همه این امکانات و پیشرفت ها رو نابود کنه و یه نسل دیگه ای از اول بیافرینه، این ها که چیزی نیست، علی ان نبدل امثالکم و ننشئکم فی ما لا تعلمون سوره واقعه/۶۱

من هم به شما پیشنهاد میکنم کمی قرآن بخونید البته با تدبر در معناش تا مفهوم دید بالاتر و کلی تر رو بفهمید و بهتر درک کنید.

واقعا نگاهتون به تاریخ اینجوریه؟! اهمیت تاریخ در اینه که ما بدونیم گذشتگانمون چطور بودن چطور زندگی کردن تا استفاده کنیم و اگر علمی به نام تاریخ نبود و ما هیچی از گذشته نمیدونستیم میدونید زندگی چقدر مشکل می شد، واقعا بشر لنگ میزد در همه کارهاش و قادر نبود راهش رو پیدا کنه، هر آدمی مثل ابوالبشر باید از اول اول شروع می کرد ...همه باورهای پیشینیان که غلط نیست انسان به وسیله خیلی از همین باورهای قدیم تونسته مراحل تکامل رو‌ طی‌ کنه در واقع این یک رونده...

لطفا ادامه ندید بذارید این بحث همین جا خاتمه پیدا کنه. ان شاء الله خداوند همه ما رو در مسیر درست قرار بده.‌


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن، 1394
    با سلام. فرموده اید ادامه ندهم، چشم. بنده نیز، همانطور که خودم گفتم، دیگر قصد ادامه بحث را ندارم. اما چون از نوشتۀ شما چنین حس کردم که شما مرا یک شخص دارای سواد سطحی فرض کرده اید. لازم دیدم توضیح کوتاهی بدهم.

    بنده به قرآن و مفاهیم اسلام تسلط کامل دارم و از همان دوران طفولیت آیات قرآن را بارها و بارها خوانده، معنی فارسی شان را بررسی کرده، در موردشان به فکر فرو رفته و آنها را در زندگی ام بکار گرفته ام (من الان چهل سال دارم). پدر بنده دبیر بینش اسلامی در آموزش و پرورش بودند. یادم می آید در زمانی که بچه های همسایه در کوچه فوتبال بازی می کردند و صدایشان به خانه ما می آمد، پدرم مرا صدا می کرد و پای قرآن (با آن پایۀ چوبی – رحل) می نشاند و با فلش کاغذی که درست کرده بود آیات را نشان می داد و من هم قرائت می کردم (خانوادۀ ما و قبلا خانوادۀ پدرم همگی تحصیل کرده و اکثرا در مشاغل معلمی، استادی دانشگاه و پزشکی هستند. بنده خودم هم تحصیل کرده و عضوی از قشر فرهنگیان کشور و در کنار آن مدیر یک کتابفروشی معتبر هستم). بعدها در دوران نوجوانی با علاقه مندی خودم (نه با دستور پدر) اکثر اوقات قرآن (و سایر کتب مذهبی) را از کتابخانۀ شخصی پدرم مطالعه کرده و به فکر فرو می رفتم. هر غروب در نماز جماعت های مغرب و عشای مسجد جامع شهر شرکت کرده، پای صحبت های علمای دینی و ریش سفیدهای مسجد می نشتم. علاقه داشتم وقتی روحانیون سطح اول کشور برنامۀ تلوزیونی و سخنرانی داشتند را بدقت گوش کنم (اوایل صدا و سیما تولیدات پوچ امروزی خودش را نداشت و سخنرانی های مدرسین حوزه و یا حتی فیلم های علمی و مستند پرمحتوا و بعضا حتی با زبان اصلی را زود به زود پخش می کرد).

    به من فرموده اید که کمی قرآن بخوانم و در معنایش تدبر کنم. بگذیرم.

    بعد دیگر علایق بنده در مسائل علمی و فنی است. برای آنکه سخن را کوتاه کنم (و امکان پیگیری، دستگیری و خفه کردن اینجانب کمتر شود)، به همین بسنده می کنم که بگویم بنده یک مخترع در زمینۀ رباتیک هستم و نه تنها نرم افزار کامپیوتر، بلکه الکترونیک دیجیتال، فنون رشتۀ مکانیک و علوم و فنون مرتبط دیگر، زمینۀ مطالعات و تحقیقات همه روزۀ بنده را تشکیل می دهند. این علایق نیز به موازات همان علایق ذکر شده در فوق، از همان دوران کودکی و نوجوانی، خواب و خور را از بنده گرفته اند.

    پاراگراف اول نوشتۀ شما، دو بخش داشت. و چون بخش دوم آن به من برخورد، پاسخ آن را جلو انداختم . اما در بخش اول فرمودید: "اتفاقا شاخصه ای که جناب نیرومند رو خیلی خاص و محبوب کرده دقیقا همین تفکراتشون هست وگرنه افراد با سطح بالای علمی نافع در دنیا که خیلی زیاده". در جواب باید بگویم که اتفاقا برعکس، یعنی این تفکرات تنها عیب مهندس عزیز هستند و شاخصه ای از ایشان که توجه من و سایر دانش دوستان (نه مذهبیون سایت) را به سایت شان جلب کرده، ذهن با استعداد و خلاقشان در زمینۀ رشتۀ کامپیوتر و توسعۀ سیستم های جالبشان بوده است. نه تفکرات سنتی شان. علیرغم اینکه سیستم های مذکور، هنوز کار و توسعه بیشتر نیاز دارند، مثلا فقط بعنوان انتقاد بگویم که سیستم پارس خوان افتضاح و وحشتناک است. بنده خودم یک سیستم مشابه نیمه کاره دارم که حدود 11 سال پیش توسعه اش را رها کرده ام (بدلیل کار روی پروژه ای مهم تر) و بسیار پیشرفته تر و آبرومندتر از پارس خوان است، اما من خجالت کشیدم و احساس کردم انتشار نسخۀ ناقص خوب نباشد (هر چند که می دانم هدف مهندس ارجمند از انتشار آن چیست. آن یک نسخۀ رایگان است و هدفش تبلیغ محصول کامل بعدیست که حتما مهندس هر از گاهی رویش کار می کنند).

    من چون برخی از سیستم هایی که توسعه داده ام و می دهم، مشابه سیستم های مهندس هستند (سیستم های دیگرم در زمینۀ رباتیک و اتوماسیون هستند)، در اینترنت بطور اتفاقی چندین سال پیش با وبسایت آفتابگردان و سیستم های ایشان آشنا شدم. در آن لحظه بسیار تعجب کردم. چون همانطور که قبلا هم گفتم، در خاورمیانه، افراد با استعداد واقعی (خلاق) بسیار بسیار بسیار نادر هستند (مثل اتم های عنصر طلا در خاک باغچه). البته خودم هم خاورمیانه ای هستم اما فردی مثل گالیله. کسی که تمام سخنان قاطع و بی بروبرگرد زمانش را شنید اما خودش را از مقایسه و نتیجه گیری آنچه که از دیگران می شنید و آنچه که با چشم می دید، محروم نکرد.

    من کشورهای غربی و طرز فکر آنها را با مناطق و آدمهای خودمان مقایسه کرده ام (مشغلۀ شب و روز ذهنم هست) و علیرغم اینکه شما (شمای نوعی) با آب و تاب می فرمائید که ما بهترین هستیم و حق با ماست و غرب جای یک مشت دیو و شیطان کثیف است که دشمن بشریت هستند و قصد بلعیدن ما را دارند، بنده خودم با یک ذهن بسیار کنجکاو و شیفتۀ فهمیدن، مدت هاست که یواشکی (مثل گالیله) مشغول رصد کردن واقعیت هستم، دوست عزیز. شما با یک بچه مدرسه ای حرف نمی زنید. مثل روز روشن است شیاطین چه کسانی هستند و نمایندگان خداوند مهربان در زمین چه کسانی.


    [ ارسال جوابیه ]


Hamid (امتیاز : 1)(لینک نظر)
توسط Hamid در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن، 1394
سلام.

دوستان دیگه ادامه ندن که تأیید نخواهد شد...

موفق باشید.


[ ارسال جوابیه ]


melika (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط melika در مورخه : دوشنبه، 25 بهمن، 1395
من سوال دارم . خوشحال میشم اگه جوابشوبدین . اول اینکه شما گفتید حفظ حجاب و حیا خیلی از مشکلا رو حل میکنه و قانون خداست برای زندگی بهتر که من صد در صد باهاش موافقم . ولی اگه این قانون یه قانون درست و کامله و بی عیب و نقصه پس چرا پاداشش باید تو بهشت یه عالمه حوری و خوش گذرونی باشه ؟
منظورم اینه که منطقی نیست که اینجا به حکم خدا همچین قانونی باشه بعد اونور تو بهشت دقیقا خلاف قانون !


[ ارسال جوابیه ]

    Fatemeh یا همون بنده خدا (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 26 بهمن، 1395
    سلام.
    این سؤال قبلا به ذهن منم خطور کرده بود اما چون بهش شاخ و برگ نداده بودم بهش نپرداخته بودم اما حالا که شما مطرح کردید بهش فکر کردم، خب ببینید تو دین ما همون طور که میگه تو خوردن و پوشیدن و... امساک کن تا به بیشترین و بالاترین لذت ها تو بهشت برسی توی این مورد هم همینطوره، یعنی پرخوری و پرخوابی و...فقط این دنیا مذمومه...برای اینکه این ها کمه برای ما، اما اون دنیا دیگه تکیه دادن به تخت های پر زر و سیم و خوردن و خوابیدن و...که دیگه چیز بد و ناپسندی نیست این یعنی ما به لذت های کم این دنیا نباید قانع بشیم ما باید همه لذت هارو بخواهیم، بحث های زیادی میشه در این باره کرد، خدا که از لذت بردن ما بدش نمیاد اصلا خودش این لذت ها و گرایش ها و نیازها رو تو وجود ما گذاشته، ما که نمی تونیم این لذت ها و گرایش ها و نیازهامون رو انکار کنیم خدا خودش خواسته ما اینجوری باشیم یعنی اصل لذت بردن چیزه بدی نیست ما برای لذت بردن آفریده شدیم منتها خدا نمیخواد ما لذت کم ببریم، برای همین وعده بزرگ بهشت که توش پر از همه لذت هاست بهترین غذاها و میوه ها و همه جور لذتی هست...درواقع این دنیا جای بد و حقیریه که نمیشه همه لذت هارو برد، گنجایششو نداره و فقط برای امتحانه، برای رسیدن به لذت بالاتر یه راه وجود داره امساک کردن تو این دنیا، برای اینکه تو امتحان خدا قبول بشیم، چون فقط با این امتحان ها که برخلاف میلمون هست میتونیم رشد کنیم و قوی و قدرتمند بشیم، اونوقت ظرفیت لذت های برتر و بیشتر رو پیدا میکنیم و می تونیم تمام لذت ها رو بچشیم ، خدا میخواد ما به اونجا برسیم، یعنی اول افزایش ظرفیت و توانایی مون بعد لذت(برای مثال یه پسر تو سن ۱۳،۱۴ سالگی به سن بلوغ میرسه و توانایی رابطه جنسی داره، اما تو اون سن که پسرا ازدواج نمیکنن چرا بلوغ رو تو اون سن خدا گذاشته؟ چون خدا دوستش داره میخواد حداقل تا ۵،۶سال صبرکنه امساک کنه قوی بشه بعد بیشتر لذت ببره...) ...این یک قانون اثبات شده فلسفی هست که امساک برابر است با افزایش قدرت و توانایی و ظرفیت، یعنی اگه میخوای ابرقدرتمند بشی و بر تمام عالم و حتی فوق تصوراتت(!) تسلط پیدا کنی امساک کن بعد ببین میتونی چقدر ظرفیت بیشتر لذت بردن پیدا کنی اونوقت همه لذت هارو ببر


    [ ارسال جوابیه ]