چهار شنبه 1 آذر 1396 |  عضویت / ورود

در دانشگاه، درس و نمره بالا بهتر است یا کسب مهارت و عدم توجه به نمره و معدل؟


انسان‌ها در طول زندگی سر چند راهی‌های بسیاری قرار می‌گیرند و ابهامات بسیاری برایشان پیش می‌آید. در این مواقع دوست دارند با یکی که این ابهامات را پشت سر گذاشته است، مشورت کنند. معتقدم این ابهامات در سنین جوانی و به خصوص در دوران دانشجویی به اوج خود می‌رسد. در آفتابگردان سعی کرده‌ام برخی نکات را در مورد ابهامات مختلف بیان کنم. به طور مثال صحبت‌هایم در مورد ابهام دانشگاه دولتی یا دانشگاه آزاد؟ و یا ابهام خوداشتغالی یا شغل استخدامی؟ و یا ابهام نحوه موفقیت در رشته کامپیوتر و یا پاسخ به ابهامات دوران سربازی، یا انتخاب نوع برنامه نویسی سیستمی یا تحت وب و بعد انتخاب زبان برنامه‌نویسی (که در مقالات بعدی توضیح خواهم داد) و خلاصه ده‌ها ابهام دیگر که به مرور به آن‌ها پرداخته‌ایم.

و اما یک ابهام جدید:

ابتدا بخشی از ایمیل یکی از دانشجوها را که ممکن است ابهام شما نیز باشد، بخوانیم (ایشان دانشجوی بنده نیستند):

... من توی دبیرستان که بودم درسم خوب بود و همیشه جزو شاگردای خوب بودم...

اما توی دانشگاه بیشتر دنبال علاقه خودم رفتم و کارای کامپیوتری مثل قبل از دانشگاه‌ام، و برای همین به خاطر وقت و تلاشی که صرف کردم چیزهای زیادی یاد گرفتم و تجربه کردم و همون طوری هم که قبلا گفتم همیشه از طرف اکثر استادا تحسین شدم ( برای تعریف و غیره ... اینا رو نمیگم )

اما این دنباله علاقه رفتنم و وقت گذاشتن به خصوص برای برنامه نویسی ( چه قبلا که برای ویندوز بود و چه الان که برای وب) مسلما وقت زیادی ازم می‌گرفت و می‌گیره و الان همه توی دانشگاه من رو به عنوان فردی که کارای کامپیوتری و تخصصی رو بلدم میشناسن چه استاد چه دانشجو ( نه اینکه 100% اما خوب ) و اگر سوالی در هر مورد کامپیوتری داشته باشن میان ازم می‌پرسن و منم تا جایی که بتون به همه کمک می‌کنم ( چون باعث می‌شه خودمم چیزهای زیادی یاد بگیرم در کنارش)

حالا همون طوری که گفتم این کارا وقت گیر و زمان بر هستش یعنی دنباله علاقه‌ام رفتن و برنامه نویسی و ... چون من الان روزی شاید 15 ساعت پای کامپیوتر باشم و حتی بیشتر و این باعث شده با اینکه سر کلاس‌ها فعالم و استادا میشناسن اما خوب معدلم مثل کسایی که فقط درس می‌خونن و به درساشون می‌رسن نباشه و کمتر باشه چون برای من واقعا نمره زیاد اهمیت نداره مهم درگیر شدن با مطلب و یادگرفتن اون هستش برای همینه زیاد از کم شدن نمره‌ام ناراحت نمیشم.

حالا من موندم این روشم درست هستش یا نه؟ یا اینکه به درس بیشتر از این بها بدم و روش سرمایه گذاری کنم؟ اخه به نظرم درسته اون افراد معدلشون از من بالا تر هستش و 17.90-18 هستش اما خوب به اندازه من سواد عملی و تخصصی کامپیوتری ندارن و توی کار کردن می‌مونن اما از طرفی هم جایی که میری کار کنی حتی آزاد هم معدلت رو می‌پرسن، چون چند جایی که برای مصاحبه رفتم وقتی خودم معدلم رو وارد می‌کردم دیدم زیادم راضی نیستم ازش گرچه اونجا‌ها قبولم کردن اما خوب احساس خودم رو دارم می‌گم.
حالا می‌خواستم از شما بپرسم که نظرتون چیه؟ کارم درست هستش یا نیستش؟

این، از آن موضوع‌ها و ابهام‌های مهم است که هر دانشجویی با آن مواجه می‌شود و نیاز دارد یکی که این مراحل را طی کرده در موردش صحبت کند.
باید عرض کنم که این ایمیل انگار سرگذشت خود من است! من در حالی که شاگرد اول با معدل بالای 19.5 در همه دوران‌های قبل از دانشگاه بودم، اما در دانشگاه به هیچ وجه به درس اهمیت ندادم و فقط مهارت و تجربه کسب کردم.

دلیل این بی‌رغبتی نسبت به درس شاید ظاهر شدن این احساس در وجودم بود که از کنکور به بعد، ظلم‌های زیادی به محصل می‌شود. از دبیرستان به بعد، دیگر تحصیل برای همه یکسان نیست. کسی که در تهران ساکن باشد یا پشتیبانی مالی خانواده بهتر باشد، یا دانشگاه دولتی در شهرشان باشد با بقیه فرق می‌کند. مثلاً من حتی نمی‌توانستم تصور کنم که برای دانشگاه دولتی بخوانم، چون اگر تهران قبول می‌شدم، اولاً چه کسی پول کلاس‌های کنکور را بدهد؟ ثانیاً چه کسی خرج زندگی دور از خانواده در شهر دیگر را بدهد؟
البته این طرز تفکر شاید تا حدودی درست نباشد، اما به هر حال، آن زمان باعث شد که من کلاً از درس بیزار شوم.
دلایل دیگری مثل اینکه آن استادی که پایگاه داده را درس می‌داد، خودش یک پروژه تا به حال تحویل جامعه نداده بود که تجربه کسب کند هم باعث گرایش به سمت عمل و تجربه و مهارت شد.
شاید اگر استادی را می‌دیدیم که در عین حال که اطلاعات علمی دارد، مهارت کافی نیز دارد، بیشتر به درس رغبت پیدا می‌کردیم.

به هر حال، به دلایل مختلف ممکن است یک دانشجو به این طرز تفکر برسد که مهم نیست چه نمره‌ای می‌گیری، مهم این است که مهارت کافی داشته باشی هر چند که معدلت کم شود فقط مدرک را بگیر. آیا این طرز فکر درست است یا خیر؟

http://img.aftab.cc/news/confused.jpg

ببینید دوستان، باید شرایط زندگی حال و آینده خود را خوب بررسی کنید. (می‌دانم که به مرور متوجه خواهید شد که هیچ چیز مثل انتخاب و پیدا کردن شغل مناسب سخت نیست، ذهنتان را آنقدر درگیر می‌کند که از زندگی سیر می‌شوید :) اما باید در نظر داشته باشید که همه همین درگیری‌های ذهنی را دارند و این جزئی از زیبایی‌های زندگی است)
من از دیدگاه خودم چیزهایی خواهم گفت، اما نباید دلیل شود که شما فکر کنید همه این‌ها درست است. فقط به این دید نگاه کنید که دارید با یک نفر مشورت می‌کنید. باید خیلی با دقت بخوانید و تأثیر بپذیرید، چون شرایط زندگی هر انسانی با دیگری متفاوت است.

معدل یا مهارت؟

همان ابتدا خیالتان را راحت کنم: من اگر قرار می‌بود به ابتدای دانشگاه برگردم، به احتمال 80 درصد درس را انتخاب می‌کردم تا مهارت را!

شاید یک جمله کافی باشد و چشمان شما را باز کند:

مهارت را می‌شود بعداً کسب کرد، اما معدل را نمی‌شود!

من اگر به روز اول دانشگاه برمی‌گشتم، دروس را با علاقه مطالعه می‌کردم، همزمان تست‌های کنکور ارشد مرتبط با آن درس را کار می‌کردم، اگر لازم می‌بود سر کلاس اساتید برتر شرکت می‌کردم تا درس را بهتر متوجه شوم. اگر لازم می‌بود در دوره‌های درسی مرتبط شرکت می‌کردم و خلاصه تمام سعی‌م را می‌کردم که حالا که دارم درس می‌خوانم، به بهترین شکل فقط درس بخوانم. تمام سعی‌م را می‌کردم که معدلم بالای 18 بشود.

دلیل اصلی آن هم این است که: شما در کشوری زندگی می‌کنید که فعلاً در بحث مشاغل برتر به معدل توجه می‌شود و نه به مهارت. نه اینکه منظورم این باشد که این بد یا خوب است و یا فقط در ایران است، خیر در هر کشوری بالاخره باید انتخاب بین توجه به معدل و یا مهارت صورت بگیرد و هر کدام انتخاب بشود، شاکیان و مدافعان خاص خود را دارد. ممکن است اگر ما توجه به مهارت را سرلوحه قرار می‌دادیم، دانشجویان با معدل بالا صدایشان در بیاید که ما این همه تلاش کردیم، آخرش هیچ؟ پس دیگر هیچ کس به مباحث علمی و دروس توجه نمی‌کرد.

به هر حال می‌خواهم بگویم ما در کشورمان توجه بیشتر (و نه کامل) به معدل را سرلوحه کارها و انتخاب‌هایمان قرار داده‌ایم، پس شما اگر می‌خواهیم موفق‌تر باشید، باید بیشتر به معدلتان فکر کنید تا مهارت.

نسبت به شغل آینده‌تان تصمیم بگیرید!

خیلی مهم است که بدانید قرار است در آینده چه کاره شوید. خیلی‌ها حتی بعد از فارغ التحصیلی اصلاً نمی‌دانند قرار است چه کاره بشوند! خوب، شما اگر ندانید شغل آینده‌تان چیست، نمی‌دانید باید روی چه چیزی متمرکز شوید! اگر در این مورد ابهام دارید، اولاً مطلب مربوط به خوداشتغالی که در ابتدای مطلب لینک دادم را مطالعه کنید. ثانیاً اگر به نتیجه‌ای نرسیدید، برای بیرون رفتن از سردرگمی و تلف شدن وقت، سریعاً یک مورد را انتخاب کنید. مثلاً انتخاب کنید که من می‌خواهم "مدیر شبکه" بشوم و یا DBA سپس طبق آن پیش بروید. بعداً اگر لازم شد، تغییر ایجاد می‌کنید.
مثلاً من می‌دانستم و می‌دانم که باید مدرس دانشگاه شوم، خوب پس می‌دانم که هر طور شده باید فلان کارها را انجام دهم، به فلان درجه علمی برسم و غیره.
اگر شما می‌دانید که می‌خواهید متخصص شبکه شوید، می‌دانید که باید فلان دوره‌ها را هر طور شده طی کنید و مدارکش را بگیرید. آگهی‌های استخدام شرکت‌های مرتبط با شبکه را دنبال کنید و...
اگر شما می‌دانید که قرار است گرافیست شوید، پس می‌دانید که باید مدرک بین المللی فتوشاپ را بگیرید، در رشته گرافیک نیز علاوه بر کامپیوتر، تحصیل کنید و ...
با توجه به این تصمیمات می‌توانید بفهمید که معدل مهم است یا مهارت.

هم مهارت هم درس؟

شاید بگویید مهارت و درس را با هم فرا می‌گیرم. اما من شخصاً معتقدم این کار نشدنی است! البته مهارت را چیزهای پیش پا افتاده تصور نکنید! مثلاً در رشته کامپیوتر، ما کار با کامپیوتر و ایمیل زدن و ... را جزء مهارت‌ها به حساب نمی‌آوریم! این‌ها جزء ملزومات است!

من این را رد می‌دانم چون:

اول اینکه: مهارت چیزی نیست که با صرف وقت کم کسب شود. (من قریب به 10 سال است که به صورت شبانه روزی، اینترنت را زیر رو می‌کنم و کمتر موضوع یا سایتی است که در موردش اطلاعات کافی نداشته باشم، اما هنوز نمی‌توانم بگویم در بحث اینترنت مهارت دارم و یا مثلاً ممکن است یکی با طراحی یک سایت بگوید من مهارت لازم در طراحی سایت را کسب کردم. اما باید عرض کنم که مهارت در این زمینه مستلزم صرف وقت بسیاری است که طبق تجربه من با درس خواندن جور در نمی‌آید!)
دوم اینکه: درس و معدل بالا چیزی نیست که بتوان همزمان هم به آن فکر کرد و هم به مهارت.

البته می‌توان تا حدودی مهارت‌های ابتدایی کسب کرد، اما رفتن به عمق را بگذارید برای بعد.

اول مهارت بعداً درس یا اول درس بعداً مهارت؟

اشتباه نکنید! ممکن است الان شما در دانشگاه مهارت کافی داشته باشید و خیلی از دانشجوها از شما سؤال کنند، اما این‌ها خوشی‌های زودگذر است. من معتقدم این‌ها موانعی است که شما را گول بزند و از بحث اصلی دور کند. مثل اینکه شما در راه رسیدن به هدف غایی انسانیت، در راه، با دیدن پول و زن و فرزند و ... مشغول آن‌ها شوید و فراموش کنید که هدف چیز دیگری بود!
دانشگاه موقع مهارت کسب کردن نیست! به مباحث تئوری و نمره بیشتر اهمیت بدهید. همانطور که گفتم فرصت برای کسب مهارت بسیار است. شما می‌توانید در تابستان‌ها و یا در دوره کارآموزی (که برای همین در دروس قرار گرفته) و یا حتی بعد از دانشگاه، مهارت‌ها را کسب کنید، اما هرگز نمی‌توانید سیاهی معدل پایین را پاک کنید!

الان در کلاس‌های شبکه من افرادی می‌نشینند که خودشان مدیر شبکه بزرگ‌ترین شرکت‌های شهر صنعتی هستند و من می‌بینم که به حد کافی وارد هستند، اما الان مجبورند بیایند بنشینند سر کلاس شبکه تا مدرک آن را بگیرند و یا مثلاً خیلی‌ها نرم افزارهای مختلف را بلدند اما به مرور متوجه می‌شوند که به مدرک آن نیاز دارند.

پس حالا که در دانشگاه فرصت کسب مدرک دارید، بیشتر به آن فکر کنید و به بهترین نحو آن‌را اخذ کنید.

ضمن اینکه کسب مهارت، بعد از تحصیل من فکر می‌کنم بهتر است. مثلاً من سیستم تستا و یا یک سیستم مدیریت مؤسسه زبان را قبل از اینکه درس پایگاه داده‌ها یا مهندسی نرم افزار را پاس کنیم، طراحی کردم. الان که فکر می‌کنم، می‌بینم اگر بعد از گذراندن آن دروس روی آن کار می‌کردم، چقدر این سیستم حرفه‌ای‌تر می‌شد چون با خیلی از مفاهیم آشنا شدیم که در تجربه نیست!

کسی که تجربه دارد برتر است یا کسی که علم دارد؟

من شدیداً معتقد به تحصیلات علمی و دانشگاهی هستم. یعنی معتقدم اگر مثلاً کسی بگوید من بدون گذراندن دروس دانشگاهی در بحث شبکه یا پایگاه داده و غیره هر سیستمی که بخواهید ارائه می‌کنم، من به هیچ وجه به کار او اعتماد ندارم. تفاوت بین کسی که کاری را بلد است و تحصیلات دانشگاهی ندارد و کسی که کاری را بلد است و تحصیلات دانشگاهی دارد، از زمین تا آسمان است! گول افرادی که به دانشگاه نرفته‌اند و می‌گویند در دانشگاه چیزی یاد نمی‌گیری را نخورید!
مثال می‌زنم: شاید یک نفر به صورت تجربی یاد گرفته باشد که کابل شبکه را سوکت بزند و می‌زند و شبکه هم برقرار است، اما اگر کسی تحصیلات دانشگاهی داشته باشد و دروس شبکه و کابل‌کشی ساخت‌یافته و ... را پاس کرده باشد، بسیار اصولی‌تر سوکت می‌زند. همین بحث سوکت زدن کابل آنقدر نکته دارد که از نگاه شبکه‌کارهای تجربی همیشه مخفی است.

مهارت و تجربه را بعداً خیلی سریع‌تر کسب می‌کنید!

این روزها کسب مهارت و تجربه (در حدی که بتواند استارت کار باشد) با حضور در دوره‌های آموزشگاه‌ها کسب شدنی است. مثلاً فرض کنید شما تمام هم و غمتان در دانشگاه گرفتن نمره بالا در دروس با ضریب بالاست. مثل دختر خانم‌ها (http://aftab.cc/modules/Forums/images/smiles/icon_wink.gif) فقط حفظ می‌کنید و نمره می‌گیرید و فرصت پیدا نمی‌کنید که روی درس طراحی وب کار کنید و مهارت کسب کنید. این مهم نیست مهم این است که فعلاً نمرات بالا می‌گیرید و معدلتان بالا می‌رود. بعداً با حضور در یک دوره طراحی وب خیلی سریع همه چیز را یاد می‌گیرید. من گاهی اوقات به افرادی که سر کلاس طراحی وبم می‌نشینند حسودی‌ام می‌شود! فکر می‌کنم نکاتی که من ده سال برای فهمیدنش زحمت کشیده‌ام در یک دوره 60 ساعته یاد می‌گیرند!

اگر انگلیسی بدانید که دیگر نیاز به حضور در این دوره‌ها هم نیست. بهترین دوره‌های آموزشی دنیا را دانلود کنید و در خانه همه چیز را فرا بگیرید.

تجربه بالا، اعتماد به نفس می‌آورد و معدل کم، ابهت شما را می‌شکند!

درست است که تجربه بالا اعتماد به نفس شایانی به شما می‌دهد تا حدی که ممکن است مثل من اساتید ارشد و دکترا را اصلاً تحویل نگیرید، اما معدل کم هنگامی که بخواهید یک کپی از مدرکتان را به محل کار بدهید و یا جایی درج کنید، ابهت شما را می‌شکند.

البته:

تأکید می‌کنم که همه چیز به شرایط شما بستگی دارد. مثلاً من با مهارتم سال دوم دانشگاه وارد شغل تدریس در دانشگاه شدم و نه با معدلم.
ضمن اینکه خودتان اگر اساتیدتان را بررسی کنید متوجه می‌شوید که دانشجوها استاد ماهر و با تجربه را بیشتر قبول دارند هر چند معدل او بالا نباشد نسبت به استادی که از بهترین دانشگاه و با بالاترین معدل باشد، اما تجربه و مهارت کافی نداشته باشد.
(اما خوب، عرض کردم که خودتان بعداً به این نتیجه می‌رسید که اگر معدل و مدرک بهتری می‌داشتید، وضعیتتان بهتر می‌بود)

خلاصه مطلب:

در دانشگاه، سعی کنید از تمرکز روی کارهایی که شما را از درس و گرفتن نمرات بالا دور می‌کند، پرهیز کنید. کارهایی مثل طراحی وب، وبگردی، کارهای درآمدزا و ...
فعلاً با هر سختی هست، درس بخوانید و نمرات بالا بگیرید. در تابستان‌ها و اوقات فراغت به کسب مهارت بپردازید اما نباید آنقدر در آن خرد شوید که بعد از تابستان هم کار را ادامه بدهید و در ترم بعد درستان ضعیف شود.

این‌ها صحبت‌ها و پیشنهادات من بود به عنوان فردی که این دوران و این اضطراب‌ها را پشت سر گذاشته است. با افراد مختلف صحبت کنید و نظر آن‌ها را هم بپرسید. دوستان دیگر هم اگر تجربه‌ای دارند، لطفاً در بخش نظرات، بیان کنند تا همه استفاده کنند.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : جمعه، 20 خرداد، 1390 توسط Hamid]
[ #برای جوانان]



بازدیدها از این مطلب: 48603 بار   امتیاز متوسط :   تعداد آراء: 8   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 11 با 9 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

محمد جواد                توسط محمد جواد در مورخه : یکشنبه، 22 خرداد، 1390(لینک نظر)
فرمایشات شما صحیح و بسیار منطقی اند

اما برای کسانی مثل من که مجبورند هم کار کنند و هم درس بخونند مهم ترین چیز پرداخت اجاره خونست و غیره تا معدل بالا

من اگه تجربه نداشته باشم نمی تونم درآمد داشته باشم و مسلما دیگه درس هم نمی تونم بخونم

نظر من اینه ولی خوب اگه کسی شرایطش رو داره که بکوب بشینه درس بخونه و با معدل بالا قبول خوب خیلی بهتره، شرطش هم اینه که بدونه می خواد چیکارکنه و چیکاره بشه نه اینکه بدون هدف بشینه درس بخونه که متاسفانه الان اکثر جوونای ما دارن اینجوری درس می خونن


[ ارسال جوابیه ]

    Re: محمد جواد (امتیاز : 1)
    توسط alidervish در مورخه : شنبه، 28 خرداد، 1390
    سلام



    حرف درست است


    [ ارسال جوابیه ]

      Re: محمد جواد (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 6 بهمن، 1392
      واقعا كه حرف قشنگي زدي


      [ ارسال جوابیه ]


مـهـیـار (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط مـهـیـار در مورخه : سه شنبه، 24 خرداد، 1390
یک تکنیک جالب برای مطالعه:



http://www.iran-forum.ir/thread-177199.html


[ ارسال جوابیه ]


سید ضیاء (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط سید ضیاء در مورخه : پنجشنبه، 6 مرداد، 1390
واقعا ازتون تشکر می کنم که ما رو با تجربیات تون راهنمایی می کنید. کاش من هم یه استادی مثل شما داشتم (خیلی برام سخته که تو دانشگاه سراسری باشم و از این اساتید نداشته باشم - واقعا امسال که سال اول دانشگاهم بود هی بابت این موضوع غصه خوردم؛ خدا رو چه دیدی شاید چون ترم اولی بودیم این جوری شد).



بی صبرانه منتظر مطالب بعدی تون توی این زمینه ها هست:



- انتخاب بین برنامه نویسی سیستمی، برنامه نویسی تحت وب، برنامه نویسی موبایل، شبکه، دیتابیس و ... .



- انتخاب زبان برنامه نویسی


[ ارسال جوابیه ]


امین (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط امین در مورخه : چهارشنبه، 10 تیر، 1394
تمامی حرف های شما درسته ای کاش زودتر این مطلب شما رو میخوندم یا کسی بهم میگفت@ من دانشجوی ورودی نود هستم البته ورودی 89 باید باشم یعنی 89 هم قبول شدم نرفتم و چسبیدم به همین مهارت ها! و سال 90 باز هم همان رشته و همان دانشگاه سال قبل قبول شدم:D و متاسفانه ترم هفتم فهمیدم که بله الان نمره مهمه نه تخصص! گرچه من دنبال استخدامی نیستم و میدونم با همین مهارت هام میتونم واسه خودم کار کنم اما باز هم الان اگر از ابتدا دنبال نمره بودم الان که ترم هشت رو تموم کردم دانشگام تموم شده بود اما در حال حاضر بخاطره دنبال تخصص رفتنم باعث شد یه سال که ابتدا و یه سالم الان عقب بیفتم! البته باز هم پشیمون نیستم چون بیهوده نگذشته و یک سری مهارت ها و تخصص هایی رو بدست آوردم ولی باز هم توصیه منم به شما دوستان همینه که جناب نیرومند گفتن دانشگاه نمره بگیرین و بس@@@


[ ارسال جوابیه ]


شايان (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط شايان در مورخه : یکشنبه، 6 بهمن، 1392
سلام من يك دانش اموز پايه ي هفتم هستم.تا به حال من تموم درس هام رو از اول تا ششم ٢٠بودم هميشه اولين نفر كلاس بودم اما امسال رفت شديدي داشتم از ٢٠به١٩/٤٣سقوط كردم الان هم خيلي بابت اين اتفاق ناراحتم البته ١٩/٤٣براي ترم اول بود هنوز ترم دوم را نداده ام .از اين ها بگذريم الان من از اين اتفاق شوكه شده ام اگه ميتونيد راهنماييم كنيد.ممنون ميشم


[ ارسال جوابیه ]

    Re: شايان (امتیاز : 1)
    توسط mhk158 در مورخه : جمعه، 16 اسفند، 1392
    سلام

    من از شما بزرگترم سال آخر دانشگاه هستم شما همسن برادر کوچیکم هستی من همون توصیه ای که به برادر خودم دارم به شما هم همون رو میگم مطلبی که توی همین سایت تحت عنوان 15کاری که قبل از 20 سالگی باید انجام بدیم رو بخون

    http://aftab.cc/article/1032

    امیدوارم بهشون عمل کنی.موفق باشی


    [ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط در مورخه : جمعه، 16 اسفند، 1392(لینک نظر)
سلام

دیروز به طور اتفاقی وارد سایتتتون شدم وااین متن رو خوندم.حالا حرفای منو بشنوید که خوب درس خوندم ...

اسفند91 وقتی تصمیم به شرکت در آزمون ارشد کردم که ترم 6 بودم معدلم 17.23 از یه دانشگاه سراسری توتهران وهنوز کارآموزی وپروژموانجام نداده بودم وهمینطور شانس ارشد بدون کنکور خوندن توی دانشگاه خودمو داشتم.اردیبهشت که شد من کتابهای مناسب برای ارشدو خریده بودم وبا مشورت های زیاد کلاس های لازم ومناسبی که نیاز داشتمو ثبت نام کردم وارشد خوندنو از اول تابستون شروع کردم برای اینکه شانس ارشد بدون کنکور تود دانشگاه خودمونو از دست ندم باید تا بهمن تمام واحدها را پاس می کردم وپروژه و کار آموزیمو تحویل می دادم.تابستون با وجود ماه مبارک رمضان و باوجود آنکه از صبح تا بعداز ظهر کلاس داشتم تمام روزه ها را می گرفتم وبعد از ظهر که میرسیدم خانه باوجوداینکه حالم بدبود اما به خاطر هدفم که قبولی در مخابرات میدان دانشگاه تهران یا شریف بود درسهرروز رو همون روز می خوندم .فکر نمی کردم اینقدر خوندن برای ارشد وقتگیر با شد .باوجود اینکه کارآموزیمو با یکی از دوستام پیش استادم برداشته بودم به امید اینکه چون اون نمیخواد کنکور بده کمکم میکنه اما...قسمت اعظم کار آموزی به عهده ی خودم افتاد وبا هزار مصیبت تا آبان کا رآموزیمو تموم کردم وحالا نوبت پروژه بود....فکرکنید پروژه+واحدهای دانشگاه+درسهای نخونده کنکور+آزمون های آزمایشی و...از

طرفی پروژه رو دوباره با همون دوستم برداشتم پروژمونو با همون استاد کارآموزیمون برداشتیم .بزارید یکم برگردم عقب واز ترم سه شروع کنم ....من واین دوستم که پروژه وکارآموزیمو با هاش داشتم ،از ترم سه و بعد از پاس کردن درس مدار منطقی با هم آشنا شدیم واستادمون هم همین استاد پروژه وکار آموزی فعلیم بود راستش اون موقع هدفم از انجام این کار خارج از برنامه این بود که پروژم رو شروع کرده باشم وهمینکه فقط بانمرات خوب درسها رو پاس نکرده باشم بلکه یه کاری که به درد آینده هم بخوره انجام بدم...

خلاصه طولانیش نکنم من از آبان به بعد نتونستم جز چندتا کار کوچیک ،کاری برای پروژه انجام بدم

اما روزی نبود که به پروژم فکر نکرده باشم واز طرفی همگروهیم هم در این مدت با وجود آنکه کار کرده بود گزارشی برای استاد نفرستاده بود .از طرفی دانشگاه یه درسی که باید برمی داشتمو ارئه نکرد ومن مجبور شدم به توصیه کارشناسمون اون درسو به عنوان تکدرس برا ی ترم بعد بزارم . دقیقا هفته بعد از کنکور زمان اخذ همین درس سه واحدی به عنوان تکدرس بود اما این اخذ زمانی ممکن بود که تمام نمراتم رد شده باشد حالا فکر کنید من وهمگروهیم سه ماه بود پیش استاد نرفته بودیم وهیچ گزارشی هم براش نفرستاده بودیم و نتیجش این شد که وقتی کنکور و دادم وپیش استادم رفتم واین موضوعاتو برش توضیح دادم خیلی عصبانی بود با وجود اینکه از ترم سه باهاش کار کرده بودیم اما به خاطر این سه ماه که پیشش نرفته بودیم بسیار عصبانی بود ونتیجش این شد که من امکان ارشد بدوم کنکور توی دانشگاه های دیگر و از دست دادم چرا ؟ فقط به خاطر سه واحد ...

چهار سال درس خوب خودم و تلاش کردم اما نتیجش این شد که الان من از بچه های افتادمون هم پایین ترم ،والبته به خاطر کار آموزی وپروژه کنکورم رو خراب کردم وحالا نه از طریق کنکور راهی دارم ونه از طریق معدلم .

حالا من مرددم که اصلا از حالا به بعد باید چی کارکنم ؟من هدفم از ادامه تحصیل این بود که بتونم توی یه دانشگاه دولتی مشغول به تدریس بشم اما حالا وقتی می بینم آینده من به خاطر سه واحد عوض شده مردد شدم . من قبلا به برقراری قوانین توی زندگی اعتقاد داشتم ،اینکه هر عملی عکس العملی داره،اینکه هیچ انرژی توی دنیا از بین نمیره بلکه از صورتی به صورت دیگه تبدیل میشه واینکه توی این دنیا باید یه چیزی صرف کنی تا یه چیز دیگه به دست بیاری اما الان باخودم میگم من چها رسال درس خوندم اما آخرش از خیلی از بچه هاییکه تمام چهار سالشون به بازی وتقلب گذشت پایین ترم .حالا اصلا نمیدونم می خوام توی این نظام آموزشی که آینده من فقط به خاطر سه واحد عوض شد وارد بشم یا نه؟ نمیدونم کار درست چیه اینکه درسو رها کنم و وارد بازار کار سطحی شم یا یه بار دیگه برای ارشد تلاش کنم؟میدونم طومار نوشتم والبته خیلی چیزها رو هم نشد توضیح بدم اما اگه راهی به ذهنتون میرسه بگین فکر میکنم کمک خواستن از کسیکه خارج از گوده ، میتونه مفید تر از این باشه که خودم مدام به موضوع فکر کنم .


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 13 آبان، 1393
    تو که انقدر خوندی یه چندماهم روش


    [ ارسال جوابیه ]

    math (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 29 آذر، 1394
    ایراد از خودت بوده با کسی که یه بار جات گذاشته دوباره پروژه برداشتی


    [ ارسال جوابیه ]


نیلوفر (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط نیلوفر در مورخه : پنجشنبه، 1 خرداد، 1393
سلام من دانشجوی رادیولوژِی هستم

این ها سوال من هم بود با توجه به اینکه بچه های دانشگاه های علوم پزشکی و علی الخصوص سراسری خیلی درس می خوانند من دچار دوگانگی شده بودم که درس مهم تر است یا مهارت، با توجه به اینکه بازار کار برای رشته های ما بسیار خوب است تصمیم داشتم روی امور تخصصی برنامه ریزی کنم..

با توجه به مطلب شما باید به معدل توجه کرد..

ممنون






[ ارسال جوابیه ]


مهسا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط مهسا در مورخه : دوشنبه، 16 تیر، 1393
سلام خسته نباشید ی سوال داشتم من در دانشگاه آزاد در رشته حسابداری فارغ التحصیل شدم ولی از معدلی که کسب کرده اماصلا راضی نیستم و برای به مشکل بر خوردم می خوایتم من و راهنمایی کنید که آیا می تونم به طریقی این مشکل رو جبران کنم یا راهی نداره


[ ارسال جوابیه ]


unk                توسط unk در مورخه : جمعه، 14 شهریور، 1393(لینک نظر)
سلام



نظرتون راجب کسی که درس دانشگاهیشو نمیخونه ولی علاوه بر کارای تجربی مطالعات زیادی داره چیه؟؟ خب این شخص میتونه مدرک بین المللی بگیره گرچه معدل لیسانس یا فوقش خیلی کم باشه!

اگه تو کارش مهارت داشته باشه و مطالعه داشته باشه فک نکنم گرفتن مدرک های تخصصی زیاد براش سخت باشه

ولی برای معدل بالا مثلا توی لیسانس باید دروسی مث فیزیک و ادبیات و اینارو که ... نمره ی بالا بگیره


[ ارسال جوابیه ]


محمد (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط محمد در مورخه : جمعه، 9 آبان، 1393
خیلی ممنون یکی از بهترین مطالبی بود که تو عمرم خونده بودم من خودم دانشجوی رشته نرم افزار یکی از دانشگاه های دولتی تهران هستم و با رتبه دو رقمی در کنکور پذیرفته شدم ولی بعد از ورود به دانشگاه معدلم افت زیادی کرد و تا مرز مشروطی هم پیش رفتم ولی خدا رو شکر مشروط نشدم , دلیل افت معدلم وبگردی های زیاد و کلاس های وب و کم توجهی به کلاس و درسم بود البته اینم بگم که خستگی کنکور هم بی دلیل نبود چون من دوسال مدوام درس خونده بودم و این افت یه جورایی هم طبیعی به حساب می آمد.ولی تصمیم گرفتم درسهام رو خوب بخونم برای مقاطع ارشد و دکتری هم در همین دانشگاه به امید خدا پذیرفته شم و اگه وقت خالی داشتم برنامه نویسی وب کار کنم.من اولویت اصلی ام رو درس و نمره و معدلم قرار دادم چون واسه منی که میخواد استاد دانشگاه خودش باشه معدل 12-13 بسیار زشته.خدا رو شکر زود متوجه شدم.

با تشکر از شما استاد گرامی

خدا خیرتان بدهد.


[ ارسال جوابیه ]


Mahdi (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط Mahdi در مورخه : یکشنبه، 16 آذر، 1393
دوستان شک نکنید که خوندن دروس آکادمیک در رشته کامپیوتر ضروریه ، حقوق افرادی که تحصیلات آکادمیک دارن و تو تئوری مسلط ان در همه جای دنیا بیشتر از افرادیه که مهارتدعملی دارن . مخصوصا رشته کامپیوتر که به بیس ریاضی خیلی قوی ای نیاز داره ، یک بنا هم خونه می تونه بسازه ولی خونه ای که یک معمار ساخته یه چیز دیگه ست . بحث اصولی کار کردنه ، از رو علم کار کردنه . شما اگه مهندس باشی و باسواد می تونی نرم افزاری بنویسی که با کیفیت باشه ، الگوریتم های بهینه ای داشته باشه ، تغییر بعدها راحت تر باشه و ... . شک نکنید که دروس تئوری برای این رشته مهم اند مخصوصا دروسی که مرتبط با ریاضیه ، حل مسائل ریاضی به این دلیل که به شما دید منطقی و حل مسئله ای میده تو این رشته حیاتیه . چند روز پیش داشتم تو یوتیوب مصاحبه ی یکی از کسانی که جایزه تورینگ ( نوبل کامپیوتر ) رو برده بود رو گوش می کردم توصیه اش به دانشجو ها این بود که تو دانشگاه سعی کنن تا جایی که می تونن تئوری کار کنن و کارهای روی کاغذی ارزش بیشتری براشون داره .


[ ارسال جوابیه ]


فاطمه (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط فاطمه در مورخه : پنجشنبه، 14 اسفند، 1393
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما

با اجازتون می خواستم ازتون یه مشاوره بگیرم بنده دانشجوی کارشناسی ناپیوسته نرم افزار دانشگاه شریعتی هستم و هم زمان مشغول به کار اداری در سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفه ای هستم چند وقتی فکرم به سمت این موضوع گرایش پیدا می کنه که از محل کارم با این که یک مکان دولتی خارج بشم و تمامی تمرکزم رو کنکور ارشد بذارم تا با قبولی در یکی از دانشگاه های خوب مثل شریف هم آینده شغلی بهتری پیدا کنم و در زمینه رشته خودم مشغول به کار بشم و هم به مابقی آرزوهام برسم به نظرتون این ریسکی که می خوام انجام بدم درست؟


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : چهارشنبه، 13 بهمن، 1395
    اگه پشتکارشو داری و به خودت مطمئنی این کارو بکن وگرنه داری ریسک به اصطلاح احمقانه ای میکنی


    [ ارسال جوابیه ]


آرش                توسط آرش در مورخه : چهارشنبه، 2 دی، 1394(لینک نظر)
دوست عزیز اگه شما مهارتای کامپیوتری رو یک لازم به شمار میاری پس از نظر شما مهارت به چه چیزی گفته میشه؟

من خیلی اهل ورزشم و به صورت حرفه ای اونو ادامه می دم و به نظرم این یه مهارتیه که نمیشه بعد معدل به دستش اوورد! وداشتن جسم سالم وهمینطور ورزش کردن به میزان یادگیری و درس خوندن کمک میکنه


[ ارسال جوابیه ]


HMD (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط HMD در مورخه : سه شنبه، 29 دی، 1394
با سلام و سپاس بابت مطلب خوبتون.

به نظر من فرد اول باید مشخص کنه که چه کاری در آینده میخواد انجام بده!

شخصی ک به دنبال این هست ک یک برنامه نویس حرفه ای بشه، هرگز خوندنه درس ها به کارش نمیاد، چون برنامه نویسیه حرفه ای، فقط و فقط تجربه و تمرین میخواد و شما هرچقدرم ک معدلتون بالا باشه، باز هم برای کسب مهارت، باید زمان بسیاری صرف کنید تا بشه برچسب برنامه نویس خوب بودن رو روتون زد.

در بحث برنامه نویسی، شما باید اصول مطلبی رو یاد بگیرید. بطور مثال باید با الگوریتم ها یا اصول برنامه نویسی آشنا باشین. بعدش براحتی میتونید تمام زبانهارو در مدت کوتاهی یادبگیرید. چراکه تنها باید دستورات و کتابخانه هارو حفظ کنید که اون هم با یک جستوجوی کوتاه در اینترنت میسر هست. اما تا زمان بسیاری صرف پیاده سازی سوالات، با عنوان مختلف، نکنید، هرگز نمیتونید بگید چیزی یاد دارید!

حالا، کسی این اطلاعات پایه رو خارج دانشگاه یاد میگیره و شروع به افزایش مهارت و دانشش میکنه، و کسی هم تنها به دروس دانشگاه اهمیت میده و بخوبی میخونه و معدلش هم بالاست.

لااقل در رشته رایانه، به این شکله و کاملا غیرقابل انکاره!



از طرف دیگ، شما میتونید هم معدلتون رو داشته باشید، و هم مهارتتون! اگر میخواید برنامه نویس حرفه ای بشید، دلیل بر این نیست ک به معدل 13-14 قانع باشید! نیازهم نیست به معدل های 18-19 فکرکنید. اگر معدلتون رو به 16 - 17.5 برسونید بسیار عالیه. بخصوص اگر در درسهای تخصصی نمره بالا بگیرین (ک البته کاملا بدیهیه که میگیرین، چون شما بسیار بیشتراز دانشجوها و حتی استادها! اطلاعات درخصوص اون درس دارین!).

البته تمام اینها نظر منه و هرگز به چشم راه حل بهش نگاه نکنید. مطالبی ک گفتم خدمتتون، چیزهایی ست ک خودم حس و تجربه کردم و دارم میکنم(دانشجوی ترم سوم نرم افزار هستم).



بطورمثال، من میخوام مسابقات مختلف برنامه نویسی شرکت کنم و برای این منظور باید زمان بسیاری صرف یادگرفتن بسیاری از مطالبی بکنم ک اکثرشون در ترم های آخر ندریس میشن. اما هرگز قید معدل بالا رو نمیزنم و تمام تلاشم رو برای گرفتن نمرات عالی میکنم.



تخصص و مهارت بالا منافاتی باهم ندارن، تنها درصدی از زمانی که میخواید برای یکی صرف کنید، به دیگری اختصاص داده میشه!



باتشکر

سربلند باشید


[ ارسال جوابیه ]