یك شنبه 30 مهر 1396 |  عضویت / ورود

برای ارشد بخوانم یا نخوانم؟ (یا: چگونه درست تصمیم بگیریم؟)


یکی از بدترین حالاتی که ممکن است من و شما در آن گیر کنیم، گیر کردن سر چند راهی است! که انگار این چند راهی‌ها تا آخر عمر دست بردار نیست!
مثلاً: اول دانشگاه بروم یا سربازی؟ اول سربازی بروم یا اول زن بگیرم؟ اول زن بگیرم یا صبر کنم خانه و ماشین بخرم، بعد؟ اول ارشد بگیرم یا زن بگیرم؟ سراغ کار اداری بروم یا آزاد یا کار در منزل یا تأسیس دفتر یا...

خلاصه گاهی اوقات آنقدر این راه‌ها زیاد می‌شود که مثل من در مطلب «ماشین تصمیم‌گیری» دعا می‌کنید ای کاش یک ماشین تصمیم‌گیری اختراع شود که انسان شرایطش را به او بگوید و او بعد از پردازش، بگوید انتخاب کدام یکی بهتر است!؟

در طی هفته بارها ایمیل دریافت می‌کنم که جوانان هم سن و سال و یا کوچک‌تر از خودم نوشته‌اند: من سر یک چند راهی گیر کرده‌ام! نمی‌دانم بروم سربازی؟ برای ارشد بخوانم؟ زن بگیرم؟ یا کدام زبان برنامه‌نویسی را یاد بگیرم؟

و خیلی ابهامات دیگر که من سعی کرده‌ام در این چند سال برخی از این ابهامات را در مطالب مختلف تا حدی که از دستم برمی‌آمده رفع کنم.

و اما امروز لای کلاسوری که گهگاه برای خطاطی برمی‌دارم و جلو تلویزیون می‌نشینم و ضمن خطاطی، «خنده‌بازار» و امثالهم را گوش می‌کنم دنبال یک برگه کاغذ می‌گشتم که چشمم به برگه‌ای خورد که دو سال پیش قبل از اقدام برای ارشد، چیزهایی روی آن نوشته بودم:

http://img.aftab.cc/news/91/arshad.jpg

گذشته از این‌که ممکن است مطالب نوشته شده روی این برگه، خاص زندگی و شرایط من باشد، اما می‌خواهم این روش رفع ابهام را به شما یادآوری کنم.

این روش را فکر می‌کنم مادرم پیشنهاد داده بود (یا شاید در یک کتاب یا مطلب اینترنتی خوانده بودم). او همیشه وقتی سر چند راهی گیر بیفتیم پیشنهاد می‌دهد که یک برگه بردارید و هر چه هست روی آن بنویسید. به همین دلیل من هم برای فرزند آینده‌ام نوشته‌ام: امید من! بنویس تا ذهنت از تشویش خارج شود… (امید من! هر گاه تصور کردی کارهای بسیار بر سرت ریخته و ذهنت مشوش است، کاغذی بردار و بر روی آن کارهایت را بنویس. تمام که شد خواهی دید که آنطورها هم که فکر می‌کردی کارها زیاد و درهم و برهم نیست. خیالت آسوده خواهد شد و حالا راحت به انجام تک تک آن‌ها خواهی پرداخت…)

درخت تصمیم‌گیری

یکی از روش‌های تصمیم‌گیری در مباحث بسیار پیچیده که دانشجویان رشته کامپیوتر در درس سنگین پایگاه داده‌ها یا مهندسی نرم افزار با آن آشنا می‌شوند، درخت تصمیم‌گیری است.

من از بین تمام مباحث پایگاه داده، آن قسمتش را بیش از بقیه دوست دارم. واقعاً زندگی را متحول و تصمیم‌گیری را ساده می‌کند. روزانه دارم برنامه می‌نویسم و روزانه آن درخت، ناجی من در مسائل پیچیده است.

اگر کسی خواست در مورد درخت تصمیم‌گیری بیشتر بداند، جزوه مهندسی نرم افزار که بنده در دانشگاه تدریس می‌کنم را از اینجا دانلود و بخش «درخت تصمیم‌گیری» (صفحه ۵۱) را مطالعه کند.

به طور خلاصه، درخت تصمیم‌گیری می‌گوید شما از شرط پایه شروع کنید و مقابل آن شاخه‌هایی ایجاد کنید که نماد اتفاق افتادن یا نیفتادن آن است و سپس جلو آن شاخه‌ها، شاخه‌های دیگری که نماد این است که این شرط خودش چه چیزهایی را به دنبال می‌آورد و همینطور هر شاخه ممکن است شاخه‌های دیگری را ایجاد کند. در نهایت باید بنشینید درخت را هرس کنید. یعنی برخی حالات که اصلاً اتفاق نمی‌افتد را حذف کنید و خلاصه به یک درخت ساده برسید.

درخت تصمیم‌گیری چگونه در زندگی کمکتان خواهد کرد؟

در مورد چند راهی‌های زندگی این درخت را رسم کنید. خواهید دید که خیلی راحت‌تر می‌توانید تصمیم بگیرید.

ارشد بگیرم یا نگیرم؟

یک بار دیگر به تصویر بالا دقت کنید.

مشکل اصلی من در آن تصویر این است که «ارشد بگیرم یا نگیرم؟»

پس ابتدا نوشته‌ام «ارشد» حالا بررسی می‌کنم که اگر بگیرم مزایا و معایب آن چیست و اگر نگیرم چه؟

اگر ارشد بگیرم چه می‌شود؟

مزایای ارشد داشتن:
- شخصیت والاتر
- حقوق بالاتر
- جایگاه بهتر

معایب ارشد داشتن:
- اگر ارشد بگیرم نمی‌توانم به هر کاری دست بزنم. نمی‌توانم هر جایی بروم. طبیعتاً هر جایگاهی شرایط خاص خودش را دارد. یکی از دردسرهای ارشد و مراتب بالاتر این است که شخص نمی‌تواند هر کاری که خواست انجام دهد. (همین الان وقتی یک مطلب خودمانی‌تر می‌نویسم، برخی دانشجویانم ایمیل می‌زنند که: استاد! این مطلب در شأن شما نبود!!!! :) ) به هر حال، این‌ها دردسرهای مراتب بالاتر است. حتی شما نمی‌توانید مثل گذشته در هیأت محله‌تان زنجیر بزنید!
حقیقتش من از این لوس‌بازی‌ها خوشم نمی‌آید! من دلم می‌خواهد در نوشتن و رفتار، آزاد باشم و شاید بیشترین چیزی که در مورد ارشد من را آزار می‌داد و می‌دهد همین است!
- هزینه‌ها می‌تواند برای خیلی از افراد کمرشکن باشد. من که هیچ کدام از کلاس‌ها را نرفتم (یعنی هزینه رفت و آمدم ناچیز بود) حداقل ترمی ۲ میلیون (به جز ترم آخر که فقط یک پایان‌نامه ۲ میلیون می‌شود! و مجموعاً حدود ۴ میلیون تومان می‌شود) هزینه دارد. یعنی مجموعاً یک ارشد در دانشگاه آزاد حدود ۱۰ میلیون تومان آب می‌خورد.

سپس در یک ستون نوشته‌ام که اگر «بله» را انتخاب کنم، چه اقداماتی لازم است که برایش انجام دهم:
- باید کارهای جانبی‌تان را تقریباً تعطیل کنید. (مثلاً طراحی سایت و تفریحات طولانی و حتی تدریس بیش از حد در دورانی که می‌خواهید برای ارشد بخوانید باید تعطیل شود. حداقل به مدت ۶ ماه)
- باید خودتان را برای رو به رو شدن با شکست احتمالی آماده کنید. یعنی این همه خوانده‌اید، آخرش قبول نمی‌شوید و مثلاً باید بروید سربازی و طبیعتاً همه چیز دوباره شروع می‌شود! تحمل این را دارید؟ پس بخوانید...
- مطالعه بسیار. بله، باید کلی تست و کتاب مطالعه کنید تا در رشته مورد نظرتان قبول شوید. آیا حوصله‌اش را دارید؟

اگر ارشد نگیرم چه می‌شود؟

مزایا:
- زندگی‌تان مثل گذشته با آرامش و بدون دردسرهای «در نگاه بودن» و «توقع نداشتن» و امثالهم در جریان خواهد بود. شما در سطح عموم مردم جامعه خواهید بود. کسی که قدش از افراد اطرافش بلندتر شود، بیشتر در چشم خواهد بود. اگر ارشد نگیرید، قدتان هم‌سطح عموم مردم جامعه خواهد بود و زندگی آرام‌تری خواهید داشت.
- با توجه به اینکه موفقیت شما هرگز به ارشد داشتن یا نداشتن بستگی ندارد، اگر به فکر این باشید که در یک جمع، جلوه کنید، یک «لیسانسه موفق» بیشتر جلوه می‌کند تا «فوق لیسانس موفق». مثلاً مرحوم دولابی یا کربلایی کاظم ساروقی چرا اینقدر در تاریخ ماندند؟ چون بی‌سواد بودند و به آن مقامات رسیدند. یعنی اگر شما بخواهید یک شغل موفق راه بیندازید، اینکه بگویند: «او لیسانس هم ندارد اما چقدر موفق است» بهتر از این است که بگویند: «هنر نکرده! ارشد داره! می‌خواستی بلد نباشه!؟» حالا شما هی قسم بخور بابا به خدا من یک کلاس ارشد هم نرفتم و ارشد یک جمله هم به بار علمی من اضافه نکرد!!!! :)

معایب ارشد نداشتن:
- به زودی حداقل مدرک عموم جامعه، لیسانس خواهد بود. پس داشتن ارشد یک برگ برنده و تقریباً تضمینی برای یک آینده بهتر خواهد بود. پس اگر ارشد نگیرید آینده‌تان در خطر خواهد بود.
- اگر ارشد نداشته باشید نمی‌توانید جاهای مختلف تدریس کنید...
- طبیعتاً حقوق کمتری خواهید داشت.
- با آمدن یک ارشد در محیط کار، ترس و اضطراب خواهید داشت که نکند من را از رده خارج کنند!؟ در حقیقت ارشد یک خیال آسوده برای شماست.

در یک بخش هم راه حل‌های جایگزین برای «خیر» نوشته‌ام.

یعنی اگر ارشد نگیرم یا قبول نشوم و ناامید شوم، چه راه حل‌های جایگزینی می‌توان برای حالت «خیر» در نظر گرفت؟

- اگر ارشد نشد، دنبال یک شغل می‌گردم که نیاز به ارشد نداشته باشد. مثل خیلی استخدامی‌ها که نیازی به ارشد ندارد. باید مقابل این گزینه معایبش را می‌نوشتم که ننوشته‌ام. از جمله اینکه: قبول شدن در آزمون استخدامی به همین راحتی‌ها که فکر می‌کنم نیست! فقط کافی‌ست یک نفر از نظر امتیازاتی که در نظر می‌گیرند؛ مثل متأهل بودن و خانواده فرهنگی و شهید و غیره، رتبه‌اش بالاتر شود.
- می‌توانم در منزل کار کنم. و مقابل آن، معایبش را نوشته‌ام: فروشگاه: همه این روزها فروشگاه‌دار شده‌اند. راه‌اندازی یک هاستینگ قدرتمند: مشکلات خاص خود را دارد. افراد به شرکت‌های معتبر اعتماد می‌کنند نه به هاستینگ شخصی و ...
- به ذهنم آمد که اگر ارشد نشد، دوره‌های آزاد (مثل ICDL و فتوشاپ و طراحی وب و امثالهم) را تدریس می‌کنم. معایب: بعد از مدتی در شأن تو نخواهد بود. با آن سطح دانش فنی حیف است... از طرفی، جوان‌ترها جای تو را می‌گیرند. ضمن اینکه این روزها افراد کمتر به کلاس‌های آموزشی می‌روند و ترجیح می‌دهند با سی.دی‌های آموزشی و کتاب مباحث را یاد بگیرند. پس کم کم از رونق می‌افتد.
ـ چند کار همزمان. یعنی ترکیبی از کار در منزل و تدریس در دوره‌های آزاد و تدریس با لیسانس در دانشگاه (اگر بود که بود، اگر نه، مهم نیست)...
- چیز دیگری که به ذهنم رسید، راه اندازی یک مؤسسه آموزشی بود. معایب: مؤسسه زیاد شده است. ضمن اینکه در شأن تو نیست برای جذب کارآموز این در و آن در بزنی.
- همکاری با شرکت‌های ISP و امثالهم... که خوب، برای من زیردست بودن سخت بوده و هست.

 

به هر حال، هدف اصلی‌ام این بود که بگویم اگر در یک چند راهی ماندید یک درخت تصمیم‌گیری تشکیل دهید و نسبت به آن تصمیم بگیرید.

خوب، در مورد خودم، من حتی به اساتید خودم ایمیل زدم و معایبی که مد نظرم بود را مطرح کردم. مثلاً گفتم: استاد! شما الان که ارشد دارید و طبیعتاً نمی‌توانید دست به هر کاری بزنید، احساس ناراحتی نمی‌کنید؟ یکی‌شان گفت: همه این تفکرات به خودت بستگی دارد. اگر خواستی، می‌توانی راحت زندگی کنی و اگر نه، خودت را آنقدر معذب کنی که از ارشد داشتن پشیمان شوی. بعد از بررسی شرایط و مشورت، «بله» را انتخاب کردم و البته تا زمانی که بخواهد تکلیف ارشدم به طور کامل مشخص شود، با راه حل‌های جایگزین پیش رفتم.

مهم این است که در این مواقع، هر چه به ذهنتان می‌آید، روی یک برگه به صورت منظم بنویسید.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند

کلمات کلیدی: روش های تصمیم گیری، ماشین تصمیم گیری، ادامه تحصیل، کارشناسی ارشد، درخت تصمیم گیری، ارشد بگیرم یا نگیرم؟، مزایای ارشد، معایب ارشد، راه های تصمیم گیری، برنامه ریزی، برنامه ریزی تحصیلی، مشاوره تحصیلی

[ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 28 اسفند، 1391 توسط Hamid]
[ #برای جوانان]



بازدیدها از این مطلب: 19416 بار   امتیاز متوسط :   تعداد آراء: 3   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 11 با 11 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

[بدون موضوع]                توسط m_dastjerdi2002 در مورخه : دوشنبه، 28 اسفند، 1391(لینک نظر)
درود بر شما

به نظر بنده داشتن ارشد فقط و فقط برای کسی مناسب است که می خواهد سرکار برود. نه برای کسی مثله من که الان 10 سال شده سرکارم. شاید باور نکنید تفاوت بنده که لیسانس دارم با فوق لیسانس رشته بنده تنها 30 هزارتومان ماهیانه باشد !!!!! حالا با یه حساب سرانگشتی متوجه خواهید شد که اگر ترمی حداقل 2 میلیون هزینه کنید تا چند سال فقط پول شما بازگشت خواهد داشت ؟؟!!!!

یادم رفت بگم بنده دبیر آموزش و پرورش هستم و این ماجرا لااقل برای قشر فرهنگی صحت دارد . حال نمی دانم برای بقیه جامعه چطور است ؟


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 22 مهر، 1396
    زدی ناک اوتمون کردی😁
    منم دبیر اموزش و پرورشم مخاستم ارشد بخونم یکم حقوقم بره بالا ولی فک کنم منصرف شم بهتره😊


    [ ارسال جوابیه ]


مسعود (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط مسعود در مورخه : سه شنبه، 29 اسفند، 1391
سلامیه نفر از استاید می گفت اگه می خواید متوجه شید که ارزش مدرکتون چند سال آینده چقدر خواهد بود ، نگاه کنید به مدرک پدراتون . اون موقعی که دیپلم گرفتن ، یا فوق دیپلم ، شاید در نوع خودش در اون زمان از فوق لیسانسم بالاتر بوده ولی الان چی ؟!

پس اگه برات مهمه که یکم شان اجتماعی بالاتری داشتی باشی ، یکم حرفهات برای دانشجوهایی که می خوای بهشون درس بدی قابل اعتماد تر باشه و در کل یه راه جدید برات باز شه به نظر من که بخون .

فقط یادت باشه اگه آزاد داری می خونی ، لااقل یه جوری بخون که واحدهای آبرومندش قبول شی . حالا که قراره پول بدی و وقت بذاری ، لااقل یه جایی برو که بعدا روت بشه بگی کجا بودی :) نه مثلا واحد پردیس علوم تحقیقات ابرقوز !

زیادم بهش فکر نکن این راهیه که اول آخرش باید بری ، چه حالا با پای خودت (!) چه بعدا وقتی دیدی همه ی اطرافیانت دارن ارشد می خونن با عجله و استرس !

و البته خوندش هم اینقدرا سخت نیست . کلاسهاش معمولا هفته ای دو - سه روزه . باقیش رو اگه تمرین نداشته باشی و مشق (!) نخوای بنویسی آزادی ...

برو تو کارش عزیز .

این قدرم انقلت و استخاره نیار ... :)




[ ارسال جوابیه ]

    Re: مسعود (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : سه شنبه، 29 اسفند، 1391
    سلام و ممنون.

    مسعود جان، بنده که گفتم من الان ارشدم در حال تمام شدن هست. (در حال تکمیل پایان‌نامه)

    این مطلب رو در حقیقت باید دو سال قبل می‌نوشتم...



    به نکته جالبی اشاره کردی که در ذهنم خواهد ماند:

    اگر می‌خواهید ارزش مدرکتون در ده سال آینده رو بدونید، به ارزش مدرک پدرانتون در حال حاضر نگاه کنید...



    ممنون.


    [ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 10 شهریور، 1396
    یعنی الان من دارم آزاد اسلام شهر می خونم کار اشتباهی انجام دادم ؟؟؟ چون هم تهران شمال می تونستم برم ! هم تهران جنوب ! چون ساکن غرب تهرانم رفتم اسلامشهر !


    [ ارسال جوابیه ]


Salar Mahdavi (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط Salar Mahdavi در مورخه : سه شنبه، 29 اسفند، 1391
خب شما بیشتر گزینه ها رو با این دلیل که در شان من نیست خذف کردید.

درسته واسه کسی که خیلی چیز ها بلده،‌زیر دست دیگران بودن زیاد جالب نیست.

اما به قول خودتون توی دانشگاه که چیزی به معلومات ما اضافه نمی شه. پس تنها راهی که برای یاد گیری هست اینه که زیر دست آدم ها با تجریه کار کنیم.

همه افراد موفق از شغل ها اینچنینی شروع کردند. و توی بیزینس کمتر کسی رو می بینید که از همون اول سرمایه عظیم داشته و تونسته موفق تر هم بشه.


[ ارسال جوابیه ]

    Re: Salar Mahdavi (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : سه شنبه، 29 اسفند، 1391
    حق با شماست.

    عرض کردم، هدف اصلی مطلب این بود که روش رفع ابهام رو بگم وگرنه شرایطش شاید بیشتر با روحیات من هماهنگ باشه...

    شما اگر با اون موردش مشکل ندارید، اون گزینه رو از اون عکس حذف شده تصور کنید ;)


    [ ارسال جوابیه ]


سرگردان                توسط سرگردان در مورخه : دوشنبه، 27 آبان، 1392(لینک نظر)
سلام.من ليسانس نرم افزار دارم.تير 92فارغ تحصيل شدم.برنامه نويسي رو در حد معلومات دانشگاه ميدونم يعني فقط واحدا رو پاس كردم.راستش علاقه ي به نوشتن برنامه ندارم،اصلا طرفش هم نميرم!تو اين 4ماهي كه بيكار بودم هزار تا فكر زد به سرم،اول كلاس طراحي وب و بعد شبكه آخرش هيچ كدوم نرفتم.گفتن طراحي وب هم مغز برنامه نويسي مي خاد. تو استاني كه زندگي مي كنم هم تو دانشگاه آزاد وغيرانتفاعي تو ارشد فقط گرايش نرم افزار داره.ميخاستم خودم واسه دانشگاه آزاد آماده كنم.به نظر شما كسي كه اصلا طرف برنامه نويسي نرفته صلاح است كه ارشد نرم افزار بخونه؟يا ارشد هم مثل ليسانس با خوندن كتاب و جزوه ميشه راحت واحدا رو پاس شد؟يا برم عملي كار ياد بگيرم؟تو رو خدا راهنماييم كنيد. از نظر مالي مشكل ندارم فقط اراده م تو تصميم گيري ضعيفه. تو اين 4ماه كه بيكارم افسردگي گرفتم.ممن.ن ميشم جواب بدين.


[ ارسال جوابیه ]


RS (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط RS در مورخه : یکشنبه، 3 آذر، 1392
خسته نباشید.مطلبتون خوب بود.اگه امکان داره پیشنهاد کاری واسه دانشجوی ترم 7 صنایع غذایی بدین.اگه امکان داره با جزئیات بگین.ممنونم.


[ ارسال جوابیه ]


ندا                توسط ندا در مورخه : شنبه، 21 دی، 1392(لینک نظر)
سلام من درحال حاضر 4ماهه تو یه کارخونه نوشابه و آب معدنی کارمیکنم، 6ماهه که درسم تموم شده. لیسانس صنایع غذاییدادرم و مسئول فنی هستم. نمیتونم تصمیم بگیرم که واسه ارشد بخونم یا نه. مشکلم اینه که مزایاشو زیاد نمیدونم چون شنیدم رو حقوقم زیاد تاثیر نمیذاره. شنیدم که واسه رشته ی ما تجربه ی کاری مهمتره. این درسته یعنی؟ علاقه دارم واسه ارشد بخونم ولی ریاضی و زبانم به شدت ضعیفه.


[ ارسال جوابیه ]


maryam (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط maryam در مورخه : سه شنبه، 15 بهمن، 1392
من کارشناسی نرم افزار دارم میخواستم کمکم کنید که برای ارشد چه رشته ای بهتره که بخونم.ممنون.


[ ارسال جوابیه ]


fatima                توسط fatima در مورخه : چهارشنبه، 4 شهریور، 1394(لینک نظر)
سلام مطلبتون عالی بود خیلی در روند تصمیم گیریم بهم کمک کرد ممنون خداقوت


[ ارسال جوابیه ]


بابک (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط بابک در مورخه : چهارشنبه، 14 بهمن، 1394
اینم از مشکلات ما کامپیوتریاست که یه جورایی بمون بر میخوره زیر دست کسی باشیم تو علممون.همه میخوایم رییس خودمون باشیم.


[ ارسال جوابیه ]


اعظم                توسط اعظم در مورخه : پنجشنبه، 22 بهمن، 1394(لینک نظر)
این مطلب مال گذشته س والله من کارشناسی ارشد رو از دانشگاه دولتی اونم با معدل الف و کسب سهمیه دکترا بدون آزمون فارغ التحصیل شدم، با کلی سابقه پژوهش و ... بیکارم. به نظرم اگه تب مدرک گرایی پایین بیادهر کس در جای خودش قرار میگیره، آقا وقتی هدف درس خوندن نیست چرا الکی میان دانشگاه؟؟؟ با لیسانس سطح توقعات کمتره و بیشتر کار گیر میاد بخدا


[ ارسال جوابیه ]

    farbod (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : پنجشنبه، 6 اسفند، 1394
    من کلی زحمت کشیدم تا ارشد قبول شدم. چند سالم پشت کنکور موندم.ولی حالا که دارم میخونم. توصیه ام به اونایی که می خوان ارشد یا لیسانس بخونن اینه. اولا اگر واقعا به درس خوندن عللاقه دارید ادامه بدید. ولی اگر می خواید تو زندگیتون موفق شید دنبال کار یا چیزی برید که واقعا دوسش دارید. ارشد بگیرید یا نگیرید چندان مهم نیست . درست که کلاس داره ولی اگر کسی بخواد چیزی رو یاد بگیره خارج از دانشگاه هم تلاش بکنه یاد میگیره. شاید یه دیپلمه کامپیوتر که به این رشته علاقه داشته باشه و کار کرده باشه سوادش خیلی بیشتر از یه ارشد یا حتی دکترای کامپیوتر باشه که فقط خواسته مدرک بگیره . ارشد هم قبول شدنش و هم خوندنش وقت گیره اگر بخواید واقعا باسواد شید باید وقت بذارید و قید بعضی چیزا رو بزنید. من خودم عاشق یادگیری زبانهای خارجی ام . برا همین کلاس زبان رفتم و رو زبان هم وقت گذاشتم. ولی بیشترین یادگیری زبان من قبل از رفتن به کلاس زبان بود .کلاس زبان یه سری نکته رو بهم آموزش داد که نمی دونستم. همین یادگیری زبان خیلی رو قبولی من تو ارشد تاثیر داشت. همین طور کار با کامپیوتر رو خیلی برام راحت تر کرده یا خیلی جاها بدردم خورده. برای همین میگم برید اگر می خواید تو زندگی تو موق شید برید دنبال چیز یا کاری که شما رو سر شوق میاره و از انجام دادنش لذت می برید.


    [ ارسال جوابیه ]


فرهاد (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط فرهاد در مورخه : یکشنبه، 23 اسفند، 1394
سلام



مطلب بسیار زیبایی و منم درست در همین مقطع هستم و برام سوال پیش اومده.



من رشته ام مهندسی برق هست گرایش الکترونیک. ارشد رشتمه ما نیاز به آشنایی صد در صدی زبان انگلیسی داره و حالا من که زبانم در حد زیر متوسط هست نیاز دارم حداقل یک دو ترم قبل از ارشد برم کلاس زبان حالا سربازی هم نرفتم اگر مدت زمان اینها رو هم جمع کنیم میشه سه سال دوسالش برای سربازی و یکسالش برای افزایش سطح زبان !

ارشدم تو چهار ترم تموم کنم میشه 5 سال ! الان 24 سالمه و وقتی ارشد بگیرم میشم 29 ساله تازه میشم صفر و صفر ؛ هممون هم میدونیم تو ایران باز کار کساده و من می مونم با وقت از دست رفته و بی پولی .



گذشته از اینها خرج و مخارج هم در این مدت بر گردن خانواده هست و این خودش یک درد برای افراد جوان مثل من هست !



متاسفانه نظام اموزشی ایران درست نیست.



چندین بار تو کارشناسی که همین الان هم ترم 4 هستم تصمیم گرفتم قید دانشگاهو بزنم ولی بخاطر زحماتی که کشیدم حیفم اومد انصراف بدم.



بنده تصمیم گرفتم لیسانسو بگیرم و قید درس و دانشگاه رو بزنم ! چون از طرف سرکوفت های خانواده که امثال تو که دیپلم داره ماهی 2 میلیون در امد داره و تو حتی پول تو جیبیتم از ما میگیری باعث میشه انگیزه درس خواندن از دست بره.



ارشد برای مرفحین بی درد خوبه نه برای امثال ما که زیر خط فقر زندگی می کنیم.



ممنون از سایت خوبتون


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 12 اردیبهشت، 1395
    سلام هنوز ترم 4 ههستی

    تو4ترم باقی مونده اگه واقعا تلاش کنی میتونی برزبان تسلط بیدا کنی

    بعدشم یه سا بعد از دانشگات میتونی واسه ارشد بخونی

    واگه دانشگاه معتبری قبول شی

    میتونی کار درحد لیاقتت بیدا کنی


    [ ارسال جوابیه ]


هستی عشق (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط هستی عشق در مورخه : جمعه، 2 مهر، 1395
سلام یکسالی هست که فارغ التحصیل رشته منابع طبیعیم اماچون برایش کارنیست علاقه ای با ادامه تحصیل این رشته ندارم میخام اگه بشه ارشدیکی ازمدیریتاروبگیرم یاروانشناسی اماکدام شاخه شون بهتره نمیدونم ازنظرگیرایی خودم وبازارکارش ازطرفیم دوستدارم دوباره کنکوربدمورشته هوشبری یاعلوم آزمایشگاهی بخوانم خواهش میکنم راه درست روجلوپایم بگذارید


[ ارسال جوابیه ]


پژمان                توسط پژمان در مورخه : چهارشنبه، 6 بهمن، 1395(لینک نظر)
خواهش میکنم کمی بنده رو راهنمایی کنید
من لیسانس برق گرفتم و متاسفانه الان 27 سالم شده و ارشد هم نگرفتم
مدت کوتاهی یکی دو شرکت خصوصی کارهای همچون پشتیبانی بخش اینترنت و وبسایت ها رو بر عهده داشتم و متاسفانه به دلیل عدم مهارت خاصی الان بیکارم
شدیدا افسرده و نگران هستم، یک برای آینده و دو همین معضل ارشد

واقعا از یک طرف دوستانم ارشد گرفتن و دوست دارم که بخاطر جایگاه اجتماعی هم مدرک رو بگیرم
و از طرفی بیکاری و ترس از آینده به شدت منو می ترسونه

به نظر شما باید چکار کنم ؟ کلا استرس شدیدی گرفتم


[ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : چهارشنبه، 18 اسفند، 1395
    مهمترين پارامتر توکل برخداست که شرط اول ارامشه
    بعد بايد ببينى که هدفت از زندگى چيه
    اگر عشق تحصيل دارى ادامه بده و سعى کن در کنارش کارهم کنى هرچند که کار مطلوبت نباشه ولى براى شروع خوبه و با پشتکار قطعا ترقى ميکنى
    اما اگر تحصيلات برات مهم نيست سعى کن در کنار مدرکى که دارى مهارتت رو افزايش بدى که خيلى براى جذب شدن توى بازار کار مهمه
    از اينده هم نترس هيچکس از فرداش خبر نداره ممکنه شرايط جورى به نفعت بشه که فکرشم نميکنى
    فقط به خدا توکل کن و برنامه ريزى کن و مصمم جلو برو
    خدا بزرگه و قطعا بعد از هرسختى اسانى است
    تلاشتو بکن باقيشو به خودش بسپار


    [ ارسال جوابیه ]

    [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 24 شهریور، 1396
    27 سال در سطح دنیا برای ارشد گرفتن ( می تونید راحت تا 28 سال و نیم - 29 سال تموم کنید ) اصلا سنی محسوب نمیشه. برای مثال می گم 40 درصد دانشجوهای - دقت کنید, دانشجوها - لیسانس و فوق دیپلم آمریکایی بالای 25 سال هستند, و تازه اونا سربازی هم ندارند, و متوسط سن دانشجوهای Graduate (ارشد و دکترا) 33 ساله !
    با استادی صحبت می کردم میگفت نمی دونم ایرانی ها چرا اینقدر خل ( به گفته ایشون Crazy ) هستند ! تعجب ایشون از این بود که آدم 30 ساله بهش گفته بود من برای دکترا گرفتن خیلی پیرم !!!
    در عرف نرمال دنیا, 27 - 28 سالگی برای گرفتن فوق لیسانس برای کسی که در دنیای آکادمیک ( تحقیقاتی-دانشگاهی ) نیست, حتی سن پایینی هم محسوب میشه و برای کسانی که در محیط آکادمیک هستند, یک سن نرمال. حالا اینو بزارید کنار این موضوع که ما در ایران حداقل 2 - 2 سال و نیم هم سربازی اجباری با همه متعلقاتش ! برای مردا داریم, می بینید که بی خود نگرانید !
    البته این موضوع هول بودن ایرانی ها و مسابقه با سنشون یک عامل موفقیت اونها در خارج از کشور هم هست, ولی همین موضوع باعث استرس بیجا و فشار روانی شدیدی میشه و آدم رو زودتر از موعد شکسته و پیر می کنه.


    [ ارسال جوابیه ]