پنج شنبه 3 بهمن 1398 |  عضویت / ورود

چرا به میمون، میمون گفته می‌شود؟


یکی از واژه‌هایی که سال‌هاست من را به فکر فرو برده، واژه «میمون» است!

همانطور که می‌دانید، در عربی لغت مَیمون، بر وزن «مَفعول» به معنی «خوش‌یُمن‌شده»، «مبارک» است.

اما سؤال این است که چرا ما در فارسی به آن حیوانی که می‌شناسیم، می‌گوییم میمون؟

http://img.aftab.cc/news/95/Cute_Monkey_cropped.jpg

من همیشه برایم سؤال بود که آیا این واژه را از عربی گرفته‌ایم؟ اگر بله، خوب، این حیوان چه مبارکی‌ای دارد که اسمش را میمون (یعنی مبارک و خوش‌یمن) گذاشته‌اند؟ (اولاً جایی ندیدم که اشاره شده باشد که در بازه‌ای از تاریخ، عرب‌ها یا ایرانیان، این حیوان را مبارک می‌دانسته‌اند و ثانیاً ما آن حیوان را مِیمون صدا می‌کنیم و نه مَیمون)

به هر حال، همیشه کنجکاو بودم که بدانم، اما جستجو نمی‌کردم. تا اینکه در درس واژه‌شناسی در رشته مترجمی واژه‌ی پیشوندی‌ای را دیدم که برایم جالب بود:

http://img.aftab.cc/news/95/mimeon.jpg

پیشوند Mimeo یا mimo به معنی imitate (تقلید کردن) است. واژه میمیک (mimic) هم از همین ریشه است؛ یعنی شکل کلی صورت از چه الگویی تقلید می‌کند.

این را که دیدم جرقه‌هایی در مغزم خورد که نکند واژه میمون، از این کلمه و به معنی «تقلید کننده» باشد!؟ (چون میمون حرکات انسان را تقلید می‌کند و اصلاً در فارسی و در بچگی وقتی ادای یکدیگر را در می‌آوردیم، این شعر را تکرار می‌کردیم: «تقلید کار میمونه/میمونه جزو حیوونه!»)

خلاصه، تصمیم گرفتم بگردم دنبال ریشه این کلمه.

در کمال تعجب، بعد از ساعت‌ها جستجو، متوجه شدم در هیچ واژه‌نامه‌ای ریشه این کلمه بیان نشده! همه واژه‌نامه‌ها نوشته‌اند: میمون یک حیوان پستاندار شبیه انسان است... هیچ کس ننوشته این کلمه از کجا آمده و ما چرا به آن حیوان می‌گوییم «میمون»؟ (طی دو سه روز مجموعاً بیش از ۵ ساعت دنبال ریشه این واژه گشته‌ام اما چیزی نیافتم و به همین دلیل این مطلب را نوشتم)

نهایتاً فعلاً به این نتیجه رسیده‌ام:

به نظر می‌رسد این واژه هم‌خانواده همان واژه mimeo در انگلیسی باشد و البته احتمالاً این واژه نیز مانند بسیاری از واژه‌ها است که در طول تاریخ از یک منشأ یکسان نشأت گرفته‌اند. همانطور که می‌دانید بسیاری از زبان‌ها جدشان یکی است و بنابراین لغاتی داریم که در زبان‌هایی مثل انگلیسی، هندی، عربی، فارسی و... فقط با کمی تفاوت در تلفظ به شکل یکسانی وجود دارند. (مانند واژه «ایمن» که در بسیاری از زبان‌ها به همین معنی با کمی تفاوت در تلفظ استفاده می‌شود) (در مورد ریشه زبان‌ها پیشنهاد می‌کنم این ویدئو را ببنید)

اینکه می‌گویم احتمالاً از یک ریشه می‌آید و اینطور نیست که ما از زبان دیگری قرض گرفته باشیم به خاطر این است که این واژه صدها سال پیش هم در زبان فارسی به آن حیوان اطلاق می‌شده و در شعرهای شعرای کهن مشاهده می‌شود؛ پس واژه جدیدی نیست که ما معادل نداشته باشیم و قرض بگیریم. زمانی بوده که به سختی واژه جدید وارد زبان فارسی می‌شده.

خلاصه: اینطور نیست که «میمون»ی که به آن حیوان می‌گوییم همان «میمون» عربی و به معنی خوش‌یمن باشد بلکه به نظر می‌رسد از ریشه mime و به معنی تقلید کردن است.

اگر بگوییم «یمن» در واژه میمون عربی معنی دیگری دارد (مثلاً تقلید کردن)، مشکل این است که در هیچ قاموسی (دیکشنری عربی) ندیدم که عرب‌ها واژه‌ی میمونی داشته باشند که منظورشان از «یمن»‌ در آن واژه، چیز دیگری باشد. برای واژه «میمون» فقط و فقط «خوش‌یمن و مبارک بودن» را بیان کرده‌اند.

 

به هر حال، بد نیست گاهی برخی واژه‌هایی که روزانه بیان می‌کنید را ریشه‌یابی کنید و ببینید از کجا آمده؟ در حین آن چیزهای زیادی دست‌گیرتان می‌شود.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 21 بهمن، 1395 توسط Hamid]
[ #از همه جا]



بازدیدها از این مطلب: 5479 بار   امتیاز متوسط :   تعداد آراء: 1   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 6 با 14 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

rosva                توسط rosva در مورخه : جمعه، 22 بهمن، 1395(لینک نظر)
باسلام
ویدئو مطلب لود نمیشه...
چقدر خوب اشاره کردین
ما در یک پژوهش روشمند، با چهار مرحله روبه‌رو هستیم:
اتیمولوژی (ریشه‌شناسی مفاهیم)
ترمینولوژی (مفهوم‌سازی‌شناسی در بازه زمانی-معانی مختلف یک واژه در دوره‌های زمانی مختلف-)
متدولوژی (همان روش‌شناسی)
اپیدمیولوژی (فراگیرسازی‌شناسی)
متاسفانه در کشور یک مرجع خوب برای ریشه شناسی کلمات نداریم
من که نتونستم پیدا کنم
لطفا اگر می شناسین معرفی کنین
باتشکر


[ ارسال جوابیه ]


حمیدرضا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط حمیدرضا در مورخه : شنبه، 23 بهمن، 1395
گاهی باید از دیدگاه متفاوتی به داستان نگاه کرد، برای من پنج دقیقه زمان برد تا ریشه این کلمه رو پیدا کنم.
شما رو ارجاع می‌دم به لینک‌های زیر:
http://www.wordsense.eu/maymun/
https://en.wiktionary.org/wiki/majmun


[ ارسال جوابیه ]

    Hamid (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : شنبه، 23 بهمن، 1395
    تشکر.
    چیزی که از این صفحات فهمیدم اینه که در زبان ترکی میمون همون واژه میمون عربی هست. اما سؤال اصلی هنوز پاسخ داده نشده. چرا ترک‌ها به میمون می‌گن میمون!؟ آیا اونجا این حیوان خوش‌یُمن بوده و به همین دلیل گفتن و بعد وارد فارسی شده؟
    شما اگر چیز خاصی از اون صفحات فهمیدید لطفاً بگید.
    ممنون.


    [ ارسال جوابیه ]

      [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 23 بهمن، 1395
      عمق مطلب بسیار پیچیده و مبهمه، طبق تحقیقاتی که الان انجام دادم، واژه میمون و ميمون (در عربی) از لحاظ آواشناسی و واج شناسی در ترکی متفاوت هست. واژه میمون از زبان ترکی عثمانی قرض گرفته شده و از لحاظ آوایی کمی با هم متفاوتند در لینک زیر می‌تونید تفاوت واج‌نگاری رو ملاحظه کنید که به دو صورت Meymun و Maymun با هم تفاوت دارند :
      http://www.ottomanturkish.org/english-turkish-dictionary-60481.html
      با کمی جستجوی بیشتر به یک کتاب تاریخی برخوردم که محتوای طالع‌بینی و افسانه‌ای داره هست؛ اسم این کتاب البلهان هست که نویسندش Abd al-Hasan Al-Isfahani هست که مشخص نیست نویسندش ایرانی بوده یا عرب اما کتاب به زبان عربی در قرن 14ام منتشر شده و البته دوره زبان ترکی عثمانی هم برای قرن 15ام هست.
      در لینک زیر برگی از این کتاب در سایت آکسفورد هست :
      https://goo.gl/jPJhYp
      داخل عکس به عربی چیزی نوشته شده که به انگلیسی این معنی رو میده :
      Maymūn, the demon king of Saturday
      که معادل فارسیش میشه : میمون، پادشاهِ شیطانِ شنبه.
      در تصویر این کتاب، میمون یک دیو دو شاخ هست که بدنی مشابه انسان داره ولی پوستش از موهای قهوه‌ای پوشیده شده که بی‌شباهت به میمون‌هایی که می‌شناسیم نیست و حدس بنده اینه که مردم اون زمان تحت تاثیر این کتاب نام میمون رو انتخاب کردند.
      موفق باشید.


      [ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط در مورخه : یکشنبه، 22 دی، 1398(لینک نظر)
با سلام و خسته نباشید در سایت المعانی جمله زیر امده است
(الحیوان)قِرْد من فصيلة كلبيَّة الرءوس ، وهو أقبح القرود وأشرسها خُلقًا


[ ارسال جوابیه ]