پنج شنبه 2 شهریور 1396 |  عضویت / ورود

آیا دست و پای در رفته بعد از ۲۰ سال جا می‌افتد؟ (درد پا و درد دست و... گاهی به خاطر دررفتگی است)


یادتان هست سال ۸۷ (هشت سال پیش!) این مطلب را ارسال کرده بودم؟ «معضلی به نام « قاریق بچه »!» آن مطلب یکی از مفیدترین و پربازدیدترین مطالب سایت بود و فکر می‌کنم خیلی از پدر و مادرها از نکات آن بهره بردند و فرزندانشان را از این مصیبت نجات داده‌اند.

در آن مطلب، خواهرزاده ما بانی خیر شد، حالا این مطلب هم به واسطه او نگارش می‌شود:

حدود ۲۰ سال پیش در پارک محله، یک درخت را از جا در آورده بودند که به خاطر آن یک چاله ایجاد شده بود، من حواسم نبود، یک دفعه پایم افتاد داخل این چاله و پیچ خورد و یادم هست که با کمک بچه‌ها خودم را به خانه رساندم...

همانطور که در مطلب «با روانشناسی، پای دررفته جا نمی‌افته!» گفته بودم، ما یک مادر داریم که متأسفانه یک مشکل بزرگ دارد و آن مشکل بزرگ به ما بچه‌ها هم منتقل شده و آن اینکه: شما اگر جلو او در حال مرگ هم باشید، او جدی نمی‌گیرد و سعی می‌کند با «تلقین» شما را قانع کند که هیچ کارتان نیست! این اعتقاد هر چند گاهی در زندگی ما اثرات مثبتی داشته اما گاهی هم بسیار خطرناک بوده! مثلاً خواهرزاده ما (مهدی‌رضا که الان ۱۱ ساله است) چند ماهه بود که به یک بیماری دچار شد و همینطور ضعیف‌تر می‌شد... خواهر ما با مادرمان مشورت می‌کرد و او دائم می‌گفت: هیچ‌چیش نیست! (مثلاً سرما خورده) خودش خوب می‌شود!! خلاصه، همینطور با تلقین سعی می‌کردند موضوع را نادیده بگیرند تا اینکه دیدیم بچه دیگر دارد جانش درمی‌آید! بردند بیمارستان تهران، گفته بود: اگر یک روز دیرتر می‌آوردید بچه مرده بود!

به هر حال، آن زمان هم مادر ما درد پا را با تلقین و «ضرب‌دیدگی» فیصله داد و دیگر پیگیری نکردیم...

۱۵ سال پیش، من در یک حماقت آشکار(!) از یک ارتفاع حدود ۶ متری پایین پریدم! (آن هم با پای برهنه و روی موزاییک صاف!) یعنی وقتی آمدم زمین، درد از بالای سرم بیرون زد!! تا چند روز حتی نمی‌توانستم پایم را روی زمین بگذارم! باز هم با تلقین و اینکه «ضرب دیده»، صبر کردیم و پیگیری نکردیم که شاید در رفته باشد یا حتی «مو برداشته باشد»...

به هر حال، موضوع خوب شد تا اینکه بزرگ‌تر که شدیم (از ده سال پیش تا حالا) می‌دیدم که وقتی زیاد راه می‌روم (مثلاً وقتی می‌رویم مسافرت، یا یک روز از صبح تا شب تدریس دارم و روی پا می‌ایستم) شب‌ها پایم درد خاصی می‌گیرد و به خصوص فردایش که پا یخ می‌کند باید بشل‌بشل راه بروم که درد نگیرد...

چند سال پیش، خودمان در بین خانواده خودمان دکتربازی در آوردیم و به پیشنهاد یکی که گفت به خاطر «گود بودن» پایت است، یک کفی کفش طبی از خیابان جمهوری تهران برای کفش‌ها خریدیم که گودی پا را کم کند... مدتی استفاده کردیم، فایده نداشت.

از طرفی خواهر بزرگ من هم ده پانزده سال بود از درد پایش می‌نالید!

چند وقت پیش که دست مهدی‌رضا در رفته بود، برده بودندش پیش یک افغانی شکسته‌بند در یکی از روستاهای شهرمان. خواهرم هم رفته بود و پایش را نشان داده بود. او گفته بود ۲۰ سال پیش پایت در رفته بوده و جا نینداخته بوده‌ای، مانده کهنه شده. پرسیده بود: الان می‌شود جا انداخت؟ گفته بود: بله، سه روز پایت را با دنبه و خرما می‌بندی، بعد می‌آیی، من درستش می‌کنم. خلاصه، این کار را کرده بود و رفته بود، در یک ربع و به راحتی، پایش را جا انداخته بود و از آن روز، اعصابش از درد پا راحت شده است...

چند روز پیش دوباره دست مهدی‌رضا در بازی در رفته بود. خواستند او را ببرند پیش همان افغانی که من هم رفتم و پایم را نشان دادم. گفت: احتمالاً وقتی پایین پریده‌ای، پاشنه پایت در رفته بوده... تو هم سه روز دنبه و خرما ببند و بیا، درستش می‌کنیم!

خلاصه، ما هم آمدیم و این روزها که آزادتر هستیم، ۲۰۰ گرم دنبه گوسفند خریدیم و خواهرمان با سه چهار خرما کوبید و پا را سه روز بستیم...
مراحلش را می‌گذارم که اگر برای کسی پیش آمد، بداند چه‌کار کند:

http://img.aftab.cc/news/95/donbeh_khorma.jpg

 

سه روز باید این معجون روی پایتان باشد تا مفصل‌ها و... حسابی نرم شود.

اگر نگران بوی دنبه هستید، دو روز اول خیلی بو نمی‌دهد اما سومین روز کمی تحملش مشکل است! من در روز سوم مسجد و جاهای دیگر نرفتم که مردم اذیت نشوند.

توجه: پایتان را بگذارید داخل یک پلاستیک فریزر که روغنی که آب می‌شود روی فرش و ... نریزد. (روی پلاستیک چند سوراخ گرد ایجاد کنید که هوا برود داخل که پایتان عرق نکند)

خلاصه، دیروز رفتیم پیش افغانی، از روی ورم زیر قوزک پا فهمید (و خودم هم به آنجا که مدتی بود که باد کرده بود و با پای دیگرم فرق داشت، شک کرده بودم) که مشکل از اینجاست:

http://img.aftab.cc/news/95/foot_detailes.jpg
اپلیکیشن 3D Organs در iOS / بد نیست چند نرم‌افزار آناتومی روی گوشی و کامپیوترتان داشته باشید و گشتی در اعضای بدنتان بزنید... بهترین: Essential Anatomy

خلاصه، بعد از ده دقیقه ور رفتن و نرم کردن مفصل‌ها و... دو صدای جاافتادگی آمد که من خودم هم متوجه شدم که به قول او «خلاص شد!» (جالب است که صدای اول تعجب او را برانگیخت! از ما پرسید: این صدای پا بود یا چوبی که بسته‌ام؟ ما گفتیم صدای پا! با شک گفت: پس شاید جا افتاده! اما باز هم ور رفت، صدای دوم واضح‌تر و مشخص‌تر بود. تا آن را شنید، گفت: آهان! این صدا درست است! من صداها را می‌شناسم. آن صدای اول درست نبود!)

دو تخم مرغ رسمی برده بودم، زرده آن‌ها را با گیاه روناس و کمی نمک مخلوط کرد و روی پا مالید و گفت تا ۵ روز پایت را باز نکن. اگر دررفتگی تازه باشد، ۳ روز می‌بندید اما چون کهنه است و مفصل‌های شما ساییده شده و با حالت قدیمی شکل گرفته، احتمال دارد دوباره استخوان‌ها سر بخورد و برگردد به جای قبلی خود... گفت در سه روز اول با احتیاط راه برو که دوباره در نرود.

ضمناً نشانه جا افتادن پا هم این است که تا یکی دو روز، آن نقطه یک دردهای خفیفی دارد و معلوم است که استخوان‌ها و مفصل‌ها دارند با حالت جدید ساییده می‌شوند و شکل می‌گیرند.

آپدیت: از مادرمان شنیدم که قدیمی‌ها می‌گفته‌اند: دست و پایی که جا انداخته باشند، به اندازه سن آن شخص به روز درد می‌کند. مثلاً من که ۳۰ ساله هستم، ۳۰ روز ممکن است درد کند. (و الان که می‌نویسم، با گذشت حدود ۱۰ روز وقتی راه می‌روم یک دردهایی احساس می‌کنم)

http://img.aftab.cc/news/95/shekastehband.jpg

 

خلاصه، تجربه جالبی بود که می‌خواستم با شما به اشتراک بگذارم. تصور اینکه یک دررفتگی بعد از ۲۰ سال مشکل ایجاد کند و باز هم بعد از آن همه مدت، بشود آن‌را جا انداخت، جالب بود.

نکته دیگر که می‌خواستم از این مطلب برداشت کنید این است که پیگیر دردهای بدن باشید و آن‌ها را شوخی نگیرید! به‌خصوص اگر شما پدر و مادر هستید و فرزندان کوچک دارید، ممکن است مثلاً بچه بعد از ۵ روز بگوید دیگر درد ندارم و شما فکر کنید ضرب دیده بوده اما بعدها برایش مشکل ایجاد کند و تازه بفهمید که آن موقع، در رفته بوده یا حتی شکسته بوده و بد جوش خورده! (که اگر بد جوش بخورد مصیبت است! من دست چپم بچه که بودم زیر لاستیک اتوبوس ماند و آرنجم خرد شد! دکترها تکه تکه استخوان‌ها را چسباندند کنار هم و مثلاً خوب شد اما الان بعد از ۲۳ سال، مشخص است که استخوان‌ها درست جوش نخورده. وقتی دستم را باز و بسته می‌کنم، یک صداهایی از آرنج شنیده می‌شود که انگار استخوان‌ها به هم ساییده می‌شوند... می‌خواهم بروم یک عکس بگیرند ببینند نکند استخوان‌ها که بزرگ‌تر شده، مشکل ایجاد کرده)

یا مثلاً برادر کوچک من، بچه که بود چون خیلی شیطون بود و زیاد در آب شنا می‌کرد، مدتی می‌گفت گوشم درد می‌کند. باز خانواده ما جدی نگرفتند و گفتند آب رفته در گوش‌ت، خشک می‌شود خوب می‌شوی و از این جور صحبت‌های غیرکارشناسی... بعداً که بزرگ‌تر شد و می‌توانست بفهمد گوش چپش مشکل دارد، رفت برای آزمایش، به او گفتند گوش چپ‌ت ناشنوا است!! آن زمان گوش‌ت عفونت کرده بوده و زده پرده گوش را پاره کرده!! به همین راحتی یک گوش او از دست رفت و نمی‌دانید ما چه مصیبتی داریم از دست او! (برای او، صدای تلویزیون باید دو برابر حد معمول باشد! یا وقتی صحبت می‌کند انگار دارد داد می‌زند! یا مثلاً اگر شما سمت چپ او باشید و صحبت کنید، متوجه نمی‌شود...) حالا برادر کوچک ما از مادر ما گلایه دارد که چرا آن‌زمان که من می‌گفتم گوشم درد می‌کند با «تلقین» قضیه را فیصله دادی و جدی نگرفتی؟ من که بچه بودم نمی‌فهمیدم، تو که می‌فهمیدی چرا جدی نگرفتی؟

به هر حال، انسان هر چند که نباید دائم در مسیر دکتر باشد و قرص بخورد و امثالهم، اما باید نسبت به دردهای بدنش حساس باشد و چک‌آپ کند که نکند مشکل جدی باشد!

 

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 7 تیر، 1395 توسط Hamid]
[ #مطالب مرتبط با پزشکی]

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 10 با 12 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

احسان                توسط احسان در مورخه : سه شنبه، 8 تیر، 1395(لینک نظر)
مهندس ببخشید ولی داغون شدی هااااا .جالبه خیلی راحت گفتی دستم مون زیر اتوبوس و ارنجم خرد شد و بعد تکه ها رو .... بدنم مور مور شد...

من فقط موندم چه فکری کردی با خودت که از ارتفاع 6 متری پریدی پایین اون وقت با اون شرایطی که گفتی!!!!!!!!!! خدا قوت پهلوان .....






[ ارسال جوابیه ]

    Hamid (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : سه شنبه، 8 تیر، 1395
    آره، ۷ ساله بودم که یه شب این خواهر ما برای مشق‌هاش نیاز به دفتر مشق داشت، به من گفت برو از مغازه بابا یه دفتر مشق بیار. من گفتم اگر از داداش بزرگ رضایت بگیری که دوچرخه‌ش رو بده من، من می‌رم! و رضایت گرفت و من هم دوچرخه دادش بزرگ رو برداشتم و رفتم مغازه... دوچرخه بزرگ بود و من پام به زمین نمی‌رسید...

    توی راه، چند قدمی مغازه، دیدم اتوبوس فامیل‌هامون داره میاد. کنار دیوار متوقف شدم و فرمون دوچرخه رو چسبوندم به دیوار و صبر کردم که ماشین بره.

    اما کوچه تنگ بود، ماشین خیلی نزدیک شد به من و فرمون گیر کرد به ماشین و من افتادم رفتم زیر اتوبوس!

    لاستیک عقبش آمد از روی آرنج دست چپم رد شد و نوبت رسید به اینکه از روی سرم رد بشه!!

    دقیقاً در همون لحظه دایی‌م از خونه‌شون آمد بیرون و این صحنه رو دید. سریع شروع کرد سوت زدن و داد و بی‌داد کردن! اتوبوس همون‌جا متوقف شد! یعنی دقیقاً روی آرنجم ایستاد!! بعد دنده عقب گرفت، دوباره از روش رد شد که بتونن من رو از زیر لاستیک در بیارن!! خوب مجبور بود بنده خدا!! :)

    فکر کن یه بچه‌ی ۷ ساله‌ی لاغر، زیر لاستیک اتوبوس!!!!

    اما جداً حالا یه شانسی که آورده بودم، این بود که آرنجم افتاده بود بین آج‌های لاستیک! یعنی کامل نرفته بود زیر لاستیک وگرنه فکر کنم حسابی خرد می‌شد و باید قطع می‌کردن... الحمد لله خیلی خرد نشده بود!

    ولی خیلی شانس آوردیم که سرمون خرد نشد!



    اون ارتفاع ۶ متری هم که حقیقتش کلید توی مسجد جا مونده بود و قفل‌ها رو زده بودیم. اگر غروب می‌شد، مردم میامدن پشت در می‌موندن و خلاصه از چشم ما می‌دیدن که شب قبلش کلیدها رو جا گذاشته بودیم.

    متأسفانه تنها بودم. رفتم از سوراخ یه شیشه از طبقه دوم آویزون شدم، دیگه نه می‌شد رفت بالا، نه می‌شد پرید! (نه راه پس داشتم نه راه پیش!) اگر می‌رفتم بالا، سر و کله‌م رو شیشه می‌برید، مجبور بودم بپرم دیگه! مجبوری بود! می‌فهمی؟ مجبوری!!!



    آره، به هر حال، بچه پرانرژی‌ای بودیم، باید دائم یکی مراقب این انرژی بیش از حدمون می‌بود!! حالا دیگه کرک و پرمون ریخته! :)


    [ ارسال جوابیه ]


نیما (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط نیما در مورخه : چهارشنبه، 9 تیر، 1395
سلام. ممنون از شما به خاطر به اشتراک گذاری مطالب مفید و کاربردی.

خواستم بدونم این برادر افغانستانی رو چجوری باید پیدا کنیم؟ زحمت میکشید نشانی یا آدرسش رو هم بدید؟ چون این طور که شما عرض کردید فقط خودش میتونه مشکل رو حل کنه. متشکر از شما.


[ ارسال جوابیه ]

    Hamid (امتیاز : 1)
    توسط Hamid در مورخه : چهارشنبه، 9 تیر، 1395
    سلام.

    بعد از انتشار این نوع مطالب، ما دائم باید تماس جواب بدیم که شماره یا آدرس این شخص یا پزشک و... چی هست.

    دوستان عزیز، ما نمی‌تونیم حتی اسم اون شخص رو منتشر کنیم.

    این مطالب فقط یک نوع بیان تجربه هست. از ما این نوع مسائل رو سؤال نکنید.

    دلیل هم مشخص هست: ممکنه شما برید پیش این شخص و مثلاً پاتون بدتر بشه یا در راه اتفاقی بیفته و هزار مشکل دیگه... بعد ما رو مقصر بدونید...

    یا مثلاً به ما اتهام زده بشه که خواستیم تبلیغ کنیم!!!



    چه در مورد اون مطلب مربوط به «قاریق» و چه در مورد این مطلب، شما اگر در شهرتون پرس و جو کنید، افرادی رو پیدا می‌کنید و لزومی نداره حتماً آدرس شخصی که در شهر ما هست یا ما می‌شناسیم رو بدونید.



    موفق باشید.


    [ ارسال جوابیه ]

      saleh (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 12 تیر، 1395
      سلام از اینکه اینقدر با صفا و ساده با مخاطبینتون حرف می زنید ممنون. راستی لینک آموزش ساخت ایمیل رو استفاده کنیم راضی هستین؟ البته منبعش ذکر میشه.


      [ ارسال جوابیه ]


iman                توسط iman در مورخه : پنجشنبه، 10 تیر، 1395(لینک نظر)
خیییییییلی شیطون بودین:)))

خدا رحم کرده.مرسی بابت همه مطالب جالبی که میذارین


[ ارسال جوابیه ]


سید (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط سید در مورخه : چهارشنبه، 16 تیر، 1395
سلام

متاسفانه سالیان متمادی پزشکی مدرن که منبعش غربه، هیچ اعتقادی به در رفتگی نداشت اما مدتی که در رفتگی رو با عنوان سرخوردگی مفاصل پذیرفتند. لااقل اون موقع که ما دکتر می رفتیم اونها قبول نداشتند. پزشکان الان هم نمی تونند مفصلی رو جا بندازند. کلا پزشکی غربی اعتقاد و علمی در مورد درمان بیماری بدون شکافتن بدن نداره و اگر خدایی نکرده گذر کسی بیافته به دکتر، ایشان خواهند گفت که باید ما مفصل دستت رو بشکافیم و بعد جا بندازیم و دوباره بخیه بزنیم. اخرش هم اون دست، دست اول نخواهد شد.

در گذشته کسانی که می خواستند شکسته بند بشن، یکسری کارها از قبیل سرهم کردن کوزه شکسته با چشم های بسته داشتن (همون پازل و جورچین خودمون) تا بتونند با دستاشون ببین. البته من غریب به اتفاق کسانی رو که دیدم بصورت تجربی بوده یا خدا بصورت مستقیم بهشون عنایت کرده.

مثلا پیرزنی رو می شناختم که بخاطر افتادن مادرش از دار قالی باعث شده بود در کودکی مفاصل در رفته مادرش رو جا بندازه، بدون اینکه کسی بهش یاد داده باشه.



من تو این ضمینه متاسفانه کوهی از تجربه ام!!! و می خوام یکمی! از اون رو منتقل کنم

موقعی که بچه بودم(حدود دو ساله) از حوض حیاطمون با زانو خوردم زمین(پدرم تعریف می کرد) از اون موقع مشکلات ما شروع شد. طوری بود که من اصلا نفهمیدم دوران بچگی چی هست. من پاهام بقدری حساس بودن که اگر می دویدیم، زانوم در می رفت و شب تا صبح رو نمی تونستم بخوابم. یه بچه 5-6 ساله هر شب باید یه ایبوپروفن می خورد تا بتونه بخوابه بخاطر این که دکترها نمی دونند که مشکل از چیه!

اگر یه مفصلی سه بار در بره و جا بیافته، دیگه هرز می شه و اگر درمان نشه خیلی راحت در می ره. بخاطر همین هم هست که باید خیلی حساس باشید و اگر خدای ناکرده در رفتگی مفصل پیدا کردید، مراقبت کنید که دوباره در نره. چون در رفتنش مصیبتی بزرگتر از درفتگی اول داره.

من در رفتگی های زیادی داشتم. انگشت دست، انگشت پا، مچ دست، مچ پا، ارنج، زانو، ران، کتف، فک و ... . به اقتضای فعالیت ها دوران نوجوانی و جوانی. (جوانی شعبه ای از دیوانگیست)

می شه گفت که از تمام مفاصل در رفتگی داشتم. بهمین خاطر چنتا مسئله رو که به اقتضای در رفتگی هام داشته رو می خواستم درمیون بزارم:

اول اینکه قبول داشته باشید در رفتگی وجود داره!. بعضی ها اصلا معتقد به این نیستند که یه مفصل می تونه از محل اصلی خودش خارج بشه!

دوم اینکه باید قبول کنید همونطور که بر اثر فشار یک مفصل از جاش در رفته پس می تونه به همون طریق و بدون شکافتن بدن هم سر جاش بیافته.

و اما بعد

از کجا بفهمیم که دچار کوفتگی، ضرب دیدگی، در رفتگی، ترک در استخوان یا شکستگی استخوان شده ایم!

یه قاعده کلی هست:

یا ضربه به گوشت شما رسیده، که می گن کوفتگی و بعد از مدت کوتاهی خوب می شه

یا ضربه به استخوان رسید، که یا ترک بر می داره یا دچار شکستی می شه

یا ضربه به مفصل شما وارد شده، که باعث در رفتگی می شه

پس چیزی به اسم ضرب دیدگی یک قاعده کلیه و تو هر سه دسته بالا کاربرد داره

تو بیشتر موارد که ضربه شدید باشه و درد زیادی داشته باشید، مطمئن باشید که مفصل شما در رفته! و دچار کوفتگی نیستید

اما چیزی که خیلی مهمه اینه تورم اصلا نمی تونه نشونه از در رفتن یا نرفتن باشه بلکه چیزی که خیلی مهمه اینه که در زمان در رفتگی، مفصل مورد نظر کاراییش رو از دست می ده. مثل اگر می بینید که شست پای شما می خوره به پله و درد شدیدی می گیره باید ببینید که بعد از مدتی که دردش کمتر شد(مثلا نیم ساعت یا کمتر)، انگشت شصت شما خم و راست می شه یا نه.

شاید سوال شما باشه که خوب اگر مثلا انگشت من در رفته پس چرا الان بعد از مثلا یک ماه دیگه خوبه و مشکلی باهاش ندارم؟ جواب اینجاست که مفصل شما بعد از مدتی به جای جدیدش عادت می کنه و اونجا محکم می شه اما دیگه کارایی اولشو نداره و تو فشار و خستگی خودش رو نشون می ده. مثلا دیگه انگشت شما که در رفته مثل انگشت های سالمتون خم نمی شه یا محور چرخشش کمتر می شه.

بخاطر همین هست که یکسری از دردهای کهنه می شن و مثلا بعد از پنجاه سال، طرف هنوز مچ پاش که تو فوتبال اسیب دیده درد می کنه!



اما تو اینطور مواقع چیکار کنیم؟

من با بحث پزشکیش کاری ندارم که موقع اسیب دیدن باید کمپرس یخ کرد و ...

سعی کنید اگر جای مطمئنی می شناسید هر چه سریعتر اقدام کنید. چون همونطور که گفتم اون مفصل رفته رفته در جای جدیدش جا می گیره و خون مردگی ایجاد می شه و .... این باعث می شه هم موقع درمان درد بیشتری بکشید و هم عوارض بیشتری رو متحمل بشید

اما مهمترین مسئله اینه که چطوری این افراد رو پیدا کنیم و چطوری بهشون اعتماد کنیم.

برای پیدا کردن که معمولا راهی به جز دوست و اشنا و ... ندارید اما این مسئله ای که نمی شه خیلی هم راحت اعتماد کرد. امکان داره شما پیش یه شکسته بند برید و مفصلتون هم جای بیافته یا با اصلاح صدا هم بده و دردش هم خوب بشه ولی بعد از گذشت یه مدت بفهمید که خوب جای نیافتاده و هنوز هم مثل قبل نشده

چیزی که خیلی واضحه اینه که اگر در رفتگی خوب جا بیافته، دردش بسرعت از بین می ره.

برای اطمینان می تونید چند دقیقه بشینید تا درد ماساژ و جا انداختن کم بشه ( مثلا ده دقیقه) بعد اون مفصلی که تو حرکت درد می کرد رو تست کنید. مثلا اگر پای شما بود، اروم راه برید و امتحان کنید. اگر بخوبی جا افتاده باشه بخش بزرگ از درد شما از بین میره ولی اگر می بینید باز هم موقع راه رفتن مثلا یه کوچولو تیر می کشه مطمئن باشید که اون مفصل خوب جا نیافته یا در رفتگی از چند جا بوده و شکسته بند مثل قوزک پا رو جا انداخته ولی روی پا هم در رفتگی داشته

پس بیشتر درد بعد از جا افتادن خوب می شه، باقی درد هم حداکثر دو سه روز تا یک هفته

پس اگر دیدید که 30 روز طول کشید بدونید هنوز یه جای کار مشکل دارید. البته این به خیلی موارد بستگی داره، مثل سن، مدت زمان اسیب دیدگی، مکان اسیب دیدگی و شدتش ولی بر حسب تجربه می گم که اگر مشکل ترک برداشتن یا شکستن و ... نباشه حداکثر یک هفته

در مورد آسیب هاش هم اگر بخوام بگم، موقع در رفتگی یک درد دارید و جا انداختن هزارتا. چون مفصل شما با یک ضربه ناگهانی از جاش در می یاد ولی تو جا انداختنش، شسکته بند هر چقدر هم متبحر باشه باید کمی با مفصل شما بازی کنه تا جاش بیافته

هرچی مفصل در رفته بزرگ تر می شه دردش بیشتر و جا انداختنش هم سخت می شه.

توصیح نهایی هم اینکه که به هیچ وجه خودتون یا دوستان سعی نکنید که با بازی بازی کردن یه مفصل رو الکی جا بندازید. چون من دیدم کسایی که مشکلات خیلی حادی بخاطر این موضوع پیدا کردن. یکیش هرز شدن اون مفصله که باعث می شه با کوچکترن ضربه ای در بره

مثلا یکی از دوستان ما یه بار تو فوتبال دستش در رفته بود و یکی گفته من من جا می اندازم. بعد جا هم انداخته بود و دردش هم خوب شده بود ولی الان طوری که مفصلش کتفش مشکل پیدا کرده و اگر دستش رو ببره بالا، مفصلش در می ره و باید یکی اونو جا بندازه

دومین مورد اسیب به اعصاب و کج شدن مفصل و ...

پس سعی کنید تز دکتری برای خودتون بر ندارید و شکسته بند بشید



پ.ن:

بنده دکتر، شسکته بند یا ... نیستم و به شما هم اینو توصیه نمی کنم که هر اتفاقی افتاد سریع سراغ هرکسی به اسم شکسته بند برید. مشورت کنید و فکر هم نکنید تمام علوم و فنون پیش کسی به اسم دکتر ارتوپده که وقتی می ری پیشش می گی مچ پام آسیب دیده و بر می گرده بهت قرص جوشان و مچ بند می ده!


[ ارسال جوابیه ]


زری (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط زری در مورخه : چهارشنبه، 18 مرداد، 1396
ببخشید آدرس این شکسته بند کجاست?


[ ارسال جوابیه ]