شنبه 2 شهریور 1398 |  عضویت / ورود

بیایید با هم به یک نتیجه برسیم: انسان موفق چه کسی است؟ معیارهای موفقیت چیستند؟


مطلب «کپچا چیست؟» و «چه موقع ربات‌ها، هوشمند شناخته مي‌شوند؟» که هفت سال پیش نوشته بودم را خوانده‌اید؟

ببینید، یک موضوع مهم در دنیا این است که تعاریف و معیارهای هر کلمه یا موضوعی باید کاملاً «مشخص» و «توافق شده» باشند. اگر اینطور نباشد، همه چیز به هم می‌ریزد! مثلاً همانطور که در آن دو مطلب گفته بودم، باید یک تعریف مشخص از «روبات هوشمند» بیان شده باشد وگرنه ممکن است هر کسی یک روبات با معیارهای خودش بسازد و بعد آن‌را هوشمند بداند! در حالی که آن روبات مثلاً با معیارهای من یک «مُنگول به تمام معنا» است! (کلمه منگول همان mangul انگلیسی یا همان «مغول» ما است)
در همه مباحث همین‌طور است. تعاریف و معیارها خیلی خیلی مهم هستند. مثلاً قبلاً هم گفته بودم که آقای گراهام‌بل روزی که می‌خواست صدا را منتقل کند، احتمالاً اولین چالشی که با آن رو به رو بود این بود که: صدا چیست؟ آیا «صدا آن چیزی است که ما می‌شنویم»؟ اگر این تعریف را بگیریم، برای فلاسفه یک سؤال مطرح می‌شود. آن‌ها می‌گویند: در یک جنگل، هیچ انسانی وجود ندارد. در این جنگل یک درخت می‌شکند و می‌افتد. آیا در این جنگل صدا تولید شده است؟... (که نهایتاً صدا «لرزش مولکول‌های هوا» تعریف شد و گراهام‌بل وقتی دید صدا یک تعریف فیزیکی دارد توانست آن‌را منتقل کند...)

به هر حال، می‌خواهم بگویم اگر تعاریف درست نباشد خیلی مشکلات پیش می‌آید و خیلی تصمیم‌گیری‌ها به هم می‌ریزد.

یک کلمه که من فکر می‌کنم هنوز بشر در تعریف و معیارهای آن به توافق نرسیده کلمه «موفقیت» است و نمی‌دانم آیا یک روز یک نفر مثل «Allan Turing» پیدا می‌شود که مانند تعریف جذابی که برای «کامپیوتر هوشمند» ارائه کرد، برای این کلمه هم یک تعریف جامع و مورد توافق ارائه کند یا خیر؟ یا اصلاً می‌شود یک تعریف جامع و مورد توافق برایش ارائه کرد یا خیر؟

اگر ما نتوانیم یک تعریف درست و قابل توافق برای این کلمه ارائه کنیم، همینطور می‌شود که می‌بینید:
مثلاً یک نفر را می‌آورند به عنوان آدم موفق در تلویزیون و با او مصاحبه می‌کنند و بنابراین بقیه مردم هم باید از او الگو بگیرند دیگر، بعد می‌بینی او از نگاه خیلی‌های دیگر پست‌ترین و ناموفق‌ترین انسان است!
یا مثلاً مثل غرب می‌شود که در سمینارهای TED یک زن موفق را می‌آورند و او چطور موفق شده؟ او ابتدا پسر بوده در حالی که دوست داشته دختر باشد، بعد یک نفر به او می‌گوید اگر به آمریکا بروی می‌توانی جنسیت خود را تغییر دهی و او از فیلیپین به آمریکا می‌رود و جنسیت خود را تغییر می‌دهد و می‌شود مشهورترین «مدل» آمریکا و از نگاه مردم آنجا این «رسیدن به هر چیزی که می‌خواهی به بهترین شکل» (یعنی حتی زن شدن در حالی که مرد هستی و آن هم زن مدل) می‌شود موفقیت! در حالی که این ور دنیا امثال من بعد از دیدن سمینار شاخ در می‌آوریم و کلی استغفر الله می‌گوییم!

به هر حال، من می‌خواهم از شما بخواهم لطف کنید و در بخش نظرات، بگویید که: شما به چه انسانی می‌گویید «موفق»؟ آیا می‌توانید یک تعریف کوتاه و جامع (مانند تعریف آلن تورینگ) برای یک انسان موفق یا همان سعادتمند ارائه کنید؟
مثلاً ممکن است بگویید: انسان موفق کسی است که به هر چه که می‌خواهد، دست یابد. مشکلی نیست، این را بیان کنید...

من می‌خواهم ببینم می‌شود از بین تعاریف و معیارهای شما یکی را به عنوان جامع‌ترین تعریف ارائه کرد؟ بعد، من هم نهایتاً در یک مطلب جداگانه نظر و تعریف خودم را خواهم گفت... (امروز کلی از وقتم صرف فکر کردن به این موضوع شده و فکر می‌کنم نهایتاً به یک تعریف خوب رسیدم)

شاید فکر کنید نمی‌شود یک تعریف که با همه اعتقادات و انسان‌ها جور در بیاید ارائه کرد، اما من فکر می‌کنم می‌شود...

ببینم شما چه می‌گویید؟

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393 توسط Hamid]
[ #از همه جا]
« مطلب بعدی



بازدیدها از این مطلب: 4562 بار   امتیاز متوسط : 0  تعداد آراء: 0   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 8 با 12 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

علی رضا (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط علی رضا در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393
انسان موفق کسی است که تلاش کنه به هدفی که میخوادبرسه،برسه،نتیجه اون هرچه شدمهم نیست،مهم اینه که پشیمون نشه چه هدفی روانتخاب کرده.


[ ارسال جوابیه ]


amir (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط amir در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393
انسان موفق کسی است که موفقیت او را انسان های بزرگ با اعتقادات مختلف تایید کنند!

نیاز به تایید دیگران ندارد ولی شخصیت های بزرگ قبلی موفقیت فعلی او را تایید میکنند!


[ ارسال جوابیه ]


علی م                توسط علی م در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393(لینک نظر)
انسان موفق کسی هست که هدف عالی زندگیش رسیدن به کمال انسانی باشه و با دقیق شدن در شناخت خودش و دنیا، یک جهانبینی مستحکمی پیدا کنه و زندگیش رو بر اساس اون جهان بینی پیش ببره.

این میشه قاعده ی موفقیت در اقتصاد، روابط اجتماعی، رشد معنوی، خدمت به خلق، و در نهایت همون دنیا و آخرت خوب...



اینکه موفقیت رو فقط از جنبه اقتصادی نگاه کنیم تک بعدی نگری هست و آسیبهای خودشو داره. مثلا طرف پولداره ولی دزده، آیا این موفقه؟


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط mhk158 در مورخه : جمعه، 22 فروردین، 1393(لینک نظر)
من ویدئویی که از اون خانم مدل در سایت TEDبود رو دیدم و تعاریفی که دوستان در بخش نظرات قرار دادند رو هم مطالعه کردم وهمچنین تعاریف متفاوتی از موفقیت، از زبان آدم های موفق با شرایط متفاوت شنیدم وخواندم .به نظر من موفقیت یک احساس درونی است که برای افراد مختلف تعریف های متفاوتی داره .البته این تعریف تحت تاثیر عوامل بیرونی مثل دین ،اجتماع,خانواده و... هم قرار داره. اگر از یک فرد مسلمان بخواهید تعریف خود از موفقیت را ارائه دهد مطمئنا در تعریف ارائه شده اش نگاهی به تعالیم دینی اش خواهد داشت .حال اگر تعریف ارائه شده توسط این شخص را به شخصی مثل این خانم مدل بگوییم ،(جهت یادآوری همانطور که آقای نیرومند ذکر کردند این خانم در ابتدا پسر بوده وبعد با انگیزه بسیار قوی ورویای همیشگی که از کودکی داشته تغییر جنسیت داده و به یک مدل تبدیل می شود) ممکن است به نظر او این تعریف ناقص باشد .یا اگر از یک دزد تعریفش از موفقیت را بپرسی احتمالا پاسخ می دهد ،"دستگیر نشدنش توسط پلیس در هنگام دزدی".

من برخی تعاریفی که انسان های موفق ارائه می کنند را در زندگی شخصی ام قبول ندارم اما ممکن است همین تعریفی که من قبول ندارم باعث ایجاد تغییرات مهم در زندگی شخص دیگری گردد واینگونه مثال ها را میتوان نشانگر نسبی بودن تعریف موفقیت دانست و البته میتوان تعریفی ازموفقیت را که بیشترین همخوانی را با خواست خداوند وهدف خلقت دارد به عنوان تعریف کلی در نطر گرفت اما این به معنای مطلق بودن آن تعریف نخواهد بود.

از دوستانی که این مقاله را تا آخر می خوانند تشکر میکنم .

التماس دعا


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط meysam_2020 در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393(لینک نظر)
انسان های موفق انسان هایی هستند که هم به امور اقتصادی اهمیت میدهند و هم به مسائل معنوی و انسان با این ویژگی است که میتواند قله های کمال و سعادت را فتح کند و در نتیجه به آرامش واقعی دست پیدا کند.


[ ارسال جوابیه ]


نيکان (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط نيکان در مورخه : چهارشنبه، 20 فروردین، 1393
استفاده بهینه از وقت و امکانات با در نظر گرفتن واقعیت‏های زندگی، باید با برنامه‏ریزی صحیحی امکان بیش‏ترین بهره‏وری از فرصت‏ها و امکانات را فراهم آورد. لازمه استفاده از فرصت‏ها و امکانات شناسایی آن‏ها است؛ یعنی هر کس ابتدا باید فرصت‏های مفید و امکانات و توانمندیهای خود را شناسایی کند ودر مرحله بعد، با تلاش و پشتکار از این سرمایه‏ها بهره گیرد؛ مثلاً ورود به دانشگاه و قرار گرفتن در کسوت دانشجویی فرصتی بسیار مهم است؛ چنان که دوره جوانی خود از فرصت‏های بسیار ارزشمندی به شمار میآید. انسان واقع بین و فرصت شناس میداند همیشه جوان نیست و همیشه فرصت بهره‏گیری از دانشگاه برایش فراهم نمیشود. در نتیجه برای دستیابی به آینده‏ای روشن از این فرصت استفاده میکند؛ به مهم‏ترین وظیفه دانشجو، یعنی رشد علمی و معنوی، میاندیشد و از پرداختن به کارهای جنبی و حاشیه‏ای میپرهیزد.


[ ارسال جوابیه ]


anari (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط anari در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393
کسی که این سوال یا سوال‌هایی شبیه به این، ناخودآگاه ذهن‌ش رو قلقلک می‌ده، یعنی اینکه:

ذهن‌شون داره می‌گه من فلسفه می‌خوام!... جوابش رو بدین اگه می‌خواهین نمیره! (لااقل مبانی اولیه و به معنای عام‌ش)



خیلی حرف‌ها می‌شه زد و مثنوی هفتاد من‌ه... که نه بلدم و نه اینجا مجال‌شه و.... ولی از آنجایی که از آن بحث‌هایی است که خیلی دوست دارم... اجازه دهید کمی صفحه‌کلید فرسایی کنم!



از میان شلغور بلغورهایی که قبلن‌ها خوانده‌ام...



اگر قرار باشد خیلی روان و ساده و علمی حرف بزنیم، قرار است که یک "تعریف" "علمی" از یک "واقعیت" ارائه بدهیم. (با توجه به مثال تعریف هوش مصنوعی)

(فعلن با یک اغماض گنده "علمی" را آنگونه که عاقلان بپذیرند، می‌پذیریم!)



خوب "واقعیت‌ها" چند دسته‌اند؟ محسوس و نامحسوس

محسوس (مثل مانیتور، پول و یارانه!... جالبه که هوش هم جزء محسوس‌ات شمرده می‌شه، چون نمی‌بینیم الزامن نامحسوس نیست...) که طبق قواعد تعریف آن را تعریف می‌کنند.



و "تعریف" هم اگر بخواهیم خیلی ساده و روان بگیم یعنی چه... می‌گن که... یعنی "شناساندن" به طور جامع، جوری که گوینده و شنونده و خواننده! درک مشترکی از آن داشته باشند؛ و البته آنگونه که "عاقلان" بپذیرند.



خوب قسم دوم واقعیت چی بود؟

نامحسوس (مثل حقیقت، آزادی، اخلاق، ذات هستی، ارزش‌ها... مثال‌ها علمی‌اند از خودم مثال نزدم) خوب روشن‌ه که اساسن ذات "علم" به آن معنای "ساینس" از تعریف این واقعیات عاجزه!

"ساینس" : مجموعه منظم و سازمان‌یافته از اطلاعات درباره واقعیت‌های خارجی که با روش معین و سنجیده، به دست آمده. (البته تعاریف دیگری...)



پس برای شناخت چنین واقعیاتی چه کار باید کرد؟ عایا؟! اینجاست که حضرات متفکرین می‌گن باید از "فلسفه" کمک گرفت! بعله فلسفه!


[ ارسال جوابیه ]


anari                توسط anari در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393(لینک نظر)
حالا "فلسفه" یعنی چه؟! اصلن اینجا نمی‌شه این رو تعریف کرد! - - - - - اجمالن اینکه یعنی آگاهی، شناخت و درک از طریق اندیشیدن و ابزارهای اندیشیدن ...! - - - - (چنین تعریفی من درآوردی‌ه! چاره‌ای نبود...!)



اینکه نسبت "علم" با "فلسفه" چیه... روابط‌شون ، اهداف و حوزه‌هاشون چگونه‌اس... و خیلی‌سوال‌های دیگه... بماند...



یه کتاب خوبی هست به نام "آشنایی با فلسفه علم" از انتشارات هرمس بد نیست، یه کمی ذهن آدم بیشتر باز می‌شه.

برای خواندنش نیاز به پیشینه نیست. بعد از این کتاب، چه بسا هرجا دیگه شنیدین و گفتن "علمی" یه حالی بشین! نمی‌دونم بگم تعجب، خنده، کهیر!... اصلن علم یعنی چی... اصلن کسی توی بحرش بره همه چیزش به هم می‌ریزه... همه چیز!!! حتی گاهی همین محسوسات رو تحت شعاع قرار می‌ده... همین تعریف‌های عینی رو! البته این هم خوبه و هم بد! خوب به این معنا که ذهن آدم از چارچوب‌های محدود رها می‌شه و بدش به این معنا که ممکنه قاطی کنه!... البته خوشبختانه ماها کمتر اهل اندیشه هستیم! و این جور مباحث رو مسخره می‌کنیم! چون اساسن نمی‌فهمیم‌شان! (می‌گن مغز به آن چیزی که براش مفهومی نداره می‌خنده! اصلن خودمان هم می‌گیم، فلانی گفت فلان! خنده‌دار نیست!؟ یعنی معقول نیست و مفهوم نداره! بگذریم...)





خوب حالا که رسیدیم به اینجا که از "فلسفه" باید استفاده کرد، حالا چه جوری استفاده کنیم؟ روش‌های و منش‌های فلسفی مختلف‌اند از کدام‌شان استفاده کنیم؟


[ ارسال جوابیه ]


anari (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط anari در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393
حالا یه بحث کوچولوی دیگه:

وقتی از یک چینی بپرسی که "کار خوب" یعنی چه؟ همین سوال رو از یک ایرانی، اروپایی، آفریقایی... هم بپرسیم، به چه جوابی خواهیم رسید؟ مسلمن هر کدام جواب خودشان را می‌دهند! چون بر اساس شناخت‌های قبلی‌شان (علمی ....) + عوامل محیطی و اجتماعی رسیده‌اند به یک : "تفکر خاص" که آن می‌شود: "جهان‌بینی"! (جهان‌بینی‌ای که توی کتاب دینی‌های مدرسه بود یه چیز دیگه‌اس... این کلی‌تره...)



خوب پس فهمیدیم که هر شناخت غیرمحسوسی، پست سرش الزامن یک "جهان‌بینی" خوابیده! چه خواب‌هایی هم داره می‌بینه!



و این یعنی اینکه: هر فلسفه‌ای جهان بینی خاص خودش رو داره!

مثلن عمل‌گرایی (پراگماتیست‌ها) به اصالت مفید بودن اعتقاد دارن... که شناخت آن هم با حس می‌دونند. خوب معلومه...

یا حس‌گرایی (یا تجزیه گرایی) ... یا ماده‌گرایی.... یا واقع‌گرایی... یا پندارگرایی.... هر کدام بر اساس "جهان‌بینی" خودشان تحلیل فلسفی‌شان را ارائه می‌دهند...



پس بر اساس ماهیت خود "موفقیت" که در فلسفه (البته با کمک علم) باید بحث‌ش کرد، اساسن تعریفی که بشود از "موفقیت" ارائه داد که همگان بپذیرند، شدنی نیست! (یعنی تعریف مطلق مثل تعریف‌های محسوس نمی‌شود برایش گفت. تعریف نسبی فقط می‌شود کرد! که دیگه شامل همگان نیست!)



انگار صدای "موفقیت" هم درآمده... صداش رو نمی‌شنوین؟ داره می‌گه... هر کسی از ظن خود شد یار من...





اصلن یک بحث مستقل و مفصلی هست به نام "ارزش‌شناسی" (Axiology) که مسئله ارزش‌ها(value) رو بررسی می‌کنه:

یعنی خوب و بد چیه؟ راست و غلط چیه؟ صلاح و خیر ... چیه... که این خودش یک بابی است... ماهیت‌ها... طبقه‌بندی‌ها... من نمی‌دونم ولی احتمال زیاد اگر بخواهیم علمی(!) بررسی کنیم، باید «موفقیت» رو آنجا بررسی کرد.







خارج از همه این لاطائلات!....

یک جریان مشهوری است که فلانی (اسمش رو یادم نیست) خیلی تلاش کرد محضر امام زمان – که فدایشان بشویم الهی - برسه... خیلی این در آن در زد... تا بالاخره بهش گفتن که فلان روز، فلان ساعت بیا فلان جا! اومد دید خونه یه زنی‌ه که شوهرش تازه مرده و یک آقایی هم اونجا نشستن... بعد آقا فرمودن که چقدر خودت رو به این طرف و آن طرف می‌زنی؟ مثل این زن باش، ما به خانه‌ات می‌آییم!... خانم‌ه در زمان کشف حجاب به خاطر حفظ حجابش چندین سال از خانه بیرون نیامده بوده... خوب درک این معنا چطوری‌ه؟.... آیا این زن یک زن موفق‌ه؟! عایا؟!!


[ ارسال جوابیه ]


سید مهرداد حسین زاده ساداتی (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط سید مهرداد حسین زاده ساداتی در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393
انسان موفق کسی است که آرامش زندگی را خود فراهم کند و عق را برای دل و دل را برای عقل سرزنش نکند بلکه بتواند تصمیمی درست گیرد و برای رسیدن به زندگی آرزوهایش بجنگد و وجدانش همیشه آسوده باشد.


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط meh_ham در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393(لینک نظر)
به نظر من انسان موفق کسیه که:

هم خودش راضی باشه و هم خدا راضی باشه.


[ ارسال جوابیه ]


علی                توسط علی در مورخه : پنجشنبه، 21 فروردین، 1393(لینک نظر)
به نظر من انسان موفق کسی است که از همه چیز به غیر از خداوند بی نیاز باشد و شکر گزار نعمت های الهی باشد.

موفقیت همیشه "پول" نیست، "لبخندی" به زندگی است.


[ ارسال جوابیه ]


حسین (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط حسین در مورخه : جمعه، 22 فروردین، 1393
سلام،

به نظر من، انسان موفق کسی هست که امر و نهی پروردگارش رو به امر و نهی دلش ترجیح بده و برای کسب رضایت اون با خوشحالی و اشتیاق تلاش کنه. حتی اگر شکست بخوره.


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط silva در مورخه : جمعه، 22 فروردین، 1393(لینک نظر)
هر روز بهتر از دیروز


[ ارسال جوابیه ]

    Re: (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : دوشنبه، 25 فروردین، 1393
    صاایران !


    [ ارسال جوابیه ]


محمدمهدی (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط محمدمهدی در مورخه : جمعه، 22 فروردین، 1393
موفیت احساس رضایت از خود و آنچه فرد انجام داده و می‌دهد است و هرچه احساس مذکور در فرد قوی‌تر باشد او موفق‌تر است


[ ارسال جوابیه ]


مسعود (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط مسعود در مورخه : شنبه، 23 فروردین، 1393
کسی که وظیفه ی خود را به نحو احسن انجام دهد!


[ ارسال جوابیه ]


anari (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط anari در مورخه : یکشنبه، 24 فروردین، 1393
چند روز پیش در یک جلسه امر خیری این سوال رو ازم پرسیدن!!! :)

دوباره که فکر کردم به یک نتیجه دیگری هم رسیدم. البته تعریف علمی (!) طوری که در مجامع جهانی پذیرفته باشه همان روش فلسفی‌ است ولی شاید یک حاشیه دور همی روان‌شناسانه هم بشه ارائه داد: (تعریف که نه، بیشتر یک راه حل همگانی!)



- - - - - - - رسیدن به خودآگاهی (یا معرفت نفس)



کسی که به خودآگاهی می‌رسه، ارزش خودش رو درک کنه، این آدم عمر و روح و روان‌ش رو ضایع نمی‌کنه هر دین و آیینی هم که داشته باشه. به هر حال این انسان، انسان شریفی خواهد بود.

اگر فطرت خداجو باشه که... آنکه خودش را شناخت، خدا را شناخته، که بابی است برای خودش...



اصلن چنین آدمی تکلیفش با خودش معلوم می‌شه و دیگه در تلاطم نیست.

به یک آرامشی می‌رسه، احساس کهتری و خلآ نمی‌کنه... و بالاخره راهش رو پیدا می‌کنه...

استعدادها و علائقش رو می‌شناسه و اونها رو پیگیری می‌کنه و بالاخره به یک توانایی‌ها و استقلالی می‌رسه...



شخص خودآگاه، در هر شرایطی که باشه تنش درونی‌اش کمه و به هر حال رضایت درونی داره... و دربه‌در رسیدن به موفقیت نیست!! (یک ملاک‌ه خودش!)



از خودش انتظار بی‌جا نداره... خودش رو پذیرفته... غنای درونی داره



به عزت نفس می‌رسه که کیمیایی است...



کلید رسیدن به موفقیت "خودشناسی"‌ه بی‌شک!



تا اونجایی که یادمه همه آدم حسابی‌های موفقی که دیدم، انسان‌های خودآگاهی بودن


[ ارسال جوابیه ]


[بدون موضوع]                توسط در مورخه : دوشنبه، 25 فروردین، 1393(لینک نظر)
انسان موفق کسی است که خداوند از او راضی باشد.


[ ارسال جوابیه ]


سیعد                توسط سیعد در مورخه : دوشنبه، 25 فروردین، 1393(لینک نظر)
همونجوری که بعضی از دوستان اشاره کردند نظر منم همینه یعنی همین که انسان به درجه ای از رضایت پروردگارش برسه یعنی موفقیت و این تعریف هم نسبیه و برای افراد مختلف مقدار متفاوتی داره.


[ ارسال جوابیه ]


شبنم (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط شبنم در مورخه : چهارشنبه، 14 آبان، 1393
خیلی ممنون از این همه مطالب قشنگ

واقعا چند ساعته دارم مقاله ها و تجربیاتتونو بدون کوچکترین خستگی

منم طراحی سایت خوندم و واقعا میخوام به موفقیت برسم

به نظرم موفقیت یعنی که بتونی به در آمد مورد نظر ماهیانه و جلب نظر مشتریا و موندگاریشون و اینکه دیگه مشتری ثابت من بمونن و لذت ببرن از خدماتم ....

میشه یک ایمیل از خودتون بذارین که ازتون راهنمایی بگیرم استاد گرانقدر

بازم مرسی

موفق باشین


[ ارسال جوابیه ]


منوچهر                توسط منوچهر در مورخه : چهارشنبه، 18 اسفند، 1395(لینک نظر)
موفقیت بستگی به هر فرد و شرایط و موقعیتش میتونه نسبی باشه و در شرایط مختلف متفاوت باشه.
ولی حرکت برای رسیدن به اهدافی که باعث پیشرفت و تعالی فرد بشه و رضایت خدا هم در اون اهداف باشه ، و حتی بقیه مردم هم از اون کار سود ببرن و ضرر خود فرد و بقیه در اون کار نباشه و با نارضایتی خدا رو در پیش نداشته باشه ، بنظر من موفقیته.


[ ارسال جوابیه ]