پنج شنبه 25 مرداد 1397 |  عضویت / ورود

پیشنهاد: روز شهادت شهید حججی را روز بوسیدن پای پدر و مادر تعریف کنیم


امروز، ۱۸ مرداد، اولین سالگرد شهادت جوان عارف، «محسن حججی» است.

https://img.aftab.cc/news/97/hojaji.jpg

چیزی که بیش از همه در مورد این شهید خوشم می‌آید، این است که او «با برنامه‌ریزی شهید شد». ممکن است یکی شهید شود و بگویند مثلاً بیکار بود، یا زن و بچه نداشت یا هنر نداشت و یا وضع خوبی نداشت و یا از زندگی سیر بود، بنابراین مشکلی با شهادت نداشت... اما کسی که هدفش شهادت است، باید سال‌ها چه بسا چند ده سال قبل برنامه‌ریزی را شروع کند! طوری که وقتی به شهادت رسید، همچون این شهید بگویند: زن داشت، نوزاد داشت، تحصیلات داشت، شغل خوب داشت، هنر داشت، عاشق زن و بچه و زندگی‌اش بود و با وجود همه این‌ها، التماس امام رضا (علیه السلام) را کرد که توفیق شهادت را نصیبش کند؛ این شهادت‌ها مانند شهادت شهید چمران و شهید بابایی و... ارزش و تأثیرش بسیار بسیار بیشتر خواهد بود (و انسان باید تا جایی که می‌تواند «مؤثر» باشد). (و الحمد لله می‌توان گفت تمام شهدای مدافع حرم ما از این دسته بوده و هستند) و شاید از همه این شهادت‌ها بهتر این که علاوه بر تمام کمالات، مانند شهید صیاد شیرازی و شهید احمدی‌روشن چنان خار چشم دشمن شوی که خودشان بیایند و تو را ترور و شهید کنند.

به هر حال، یکی از زیباترین حرکات شهید حججی، از نگاه من، بوسیدن پای پدر و مادر قبل از اعزام به جبهه بود (ویدئو).

شاید یکی از آرزوهای ما جوان‌ها این باشد که خدا این غرور جوانی را از ما بگیرد و چنین کاری کنیم! (من خودم در حسرت اینکه یک شرایطی پیش بیاید و پای مادرم یا پایین پای مزار پدرم را ببوسم مانده‌ام!) پیرتر هم که می‌شویم و غرورمان می‌خوابد، دیگر پدر و مادر رفته‌اند و دیر شده!

اما پیشنهاد من این است که مسؤولین فرهنگی، بیایند و توافق کنند که روز شهادت این جوان عاقل و عاشق را به عنوان «روز بوسیدن پای پدر و مادر» در تاریخ ایران ثبت کنیم.

من مطمئنم که این روز مورد استقبال مردم به ویژه جوانان قرار خواهد گرفت و از طرفی چون یک روز مخصوص این کار می‌شود، یک بهانه‌ای پیدا می‌شود که انسان به آن بهانه پای پدر و مادرش را ببوسد.

امیدوارم این موضوع اتفاق بیفتد...

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 18 مرداد، 1397 توسط Hamid]
[ #برای جوانان]



بازدیدها از این مطلب: 175 بار   امتیاز متوسط : 0  تعداد آراء: 0   امتیاز دهید:

نظرات طرح شده

نام: [ کاربر جدید ]
ایمیل:

نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید


جمع عدد 6 با 5 را در كادر زیر وارد نمایید:
(این كار برای جلوگیری از فعالیت موتورهای اسپمر است)


* توجه: نظر شما بعد از بررسی، نمایش داده خواهد شد.

مصطفی (امتیاز : 0)(لینک نظر)
توسط مصطفی در مورخه : شنبه، 20 مرداد، 1397
با عرض سلام و تشکر بابت مطلب زیبا و به جای شما
من به دلیل اینکه از مخاطبین سایت و مجموعه شما هستم بر خود لازم دانستم تا انتقادی را عرض نمایم.
شما فرمودید:"ممکن است یکی شهید شود و بگویند مثلاً بیکار بود، یا زن و بچه نداشت یا هنر نداشت و یا وضع خوبی نداشت و یا از زندگی سیر بود، بنابراین مشکلی با شهادت نداشت..."
اما خوب است بگوییم و بدانیم حتی کسانی که بیکار بودند . زن و بچه نداشتند و هنر نداشتند و یا وضع مالی خوبی هم نداشتند ، همه ی آنها ثمره ی زندگی پدر و مادری بودند که فرزندشان برایشان ارزشمند ترین دارایی دنیا بود و همچنین بالعکس فلذا آنها نیز از پدر و مادر و حق ادامه ی حیات گذشتند و راهی جبهه ها شدند و عاشقانه و گمنام به یاران کربلا پیوستند .مطمأنیم همان هایی که از مال دنیا اندوخته ای نداشتند برای ادای دین از بزرگترین سرمایه خود یعنی جانشان مایه گذاشتند و شهید شدند.
شهید حججی و تمامی شهیدان سرزمینم عاشقانه رفتند و ثابت کردند خط کربلا تا ابد ادامه دار خواهد ماند .


[ ارسال جوابیه ]

    Hamid (امتیاز : 0)
    توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 20 مرداد، 1397
    احسنت، اتفاقاً ما هم به این موضوع نقد داریم😐


    ولی در کل چند نکته:
    - شهادت درجه داره و همه شهدا با هم برابر نیستند. خیلی فرق است بین یکی از همسایه‌های ما که پدرش چه بسا از جنگ بیزار بوده و از قضا موشک صدام به خونه‌شون اصابت کرده و ایشون شهید شده، با اون شهیدی که مشتاقانه رفته خط مقدم و از این دو متفاوت‌تر امثال شهید چمران که ناز و نعمت آمریکا رو نادیده می‌گیرن و میان خط مقدم جبهه‌ها.
    اگر بخواهیم متعصبانه به قضیه نگاه کنیم، فردا فرزندان همین پدر شروع می‌کنن سوء استفاده که: پدر ما شهید شده، می‌فهمید یعنی چی!؟

    - در مورد علاقه به نقد دیگران: اگر الان امثال شما و من در جبهه سوریه نیستیم؛ از دو حال خارج نیست: یا ترسیدیم که پس باید قبل از نقد دیگران خودمون رو نقد کنیم یا دلیلی برای نرفتن داریم که در حقیقت با اون دلیل داریم می‌گیم اونایی که رفتن و شهید شدن، اون دلیل رو نداشتن؛ مثلاً: ما کار مهم‌تری داریم، یعنی اونا کار مهمی نداشتن! یا: ما وظیفه‌مون نیست، یعنی اون‌ها برای خدا نرفتن برای انجام وظیفه شغلی‌شون رفتن!! یا: ما اینجا می‌تونیم مفیدتر باشیم، یعنی اونا اینجا مفید نمی‌بودن! و هر بهانه دیگه‌ای... پس در این حالت هم داریم به اون‌ها توهین می‌کنیم و نقد به خودمون هم وارده! درسته؟


    [ ارسال جوابیه ]

      [بدون موضوع] (امتیاز : 0)
      توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 21 مرداد، 1397
      با سلام،دررابطه با درجه ی شهدا نه من و نه هیچ انسان عاقلی شکی ندارد و من هم منکر این موضوع نشده بودم.
      بحث شهادت اتفاقی و بمب رو خونه ی کسی افتادن نبود ، بحث سر این بود که یه نفر با تمام امکاناتی که در اختیار داره باز میره جبهه و کسی که بدون هیچ داشته و سرمایه ی مادی دست خالی از جون خودش می گذره و میره جبهه.
      حتما شما هم شنیدید:
      نعیم بن هماد از قبیله غطفان می گوید: شخصی از پیامبر (ص) پرسید: افضل ترین شهید کدام است؟ آن حضرت فرمود آنانی که در مقابله با دشمن کشته شوند اما عقب نشینی نکند این ها در کاخ های بهشت به سر خواهند برد. خداوند تعالی ثابت قدمی آن ها را دیده به آن تبسم می کند و هنگامی که پروردگارت در جهان به کس تبسم کند در آخرت بازپرسی از وی نخواهد بود.(مسند احمد)
      پس یکی از ملاک های درجه بندی شهدا ایستادگی و مقاومت هست.
      دومین مطلبتون هم که مصداق بارز کاسه ی داغ تر از آش شدنه. چون مملکتمون بحمدالله ولی امر داره و ما هم اگه ادعای مسلمونی داریم باید پشت اماممون باشیم.زمانی که رهبر فرمودند نیازی به حضور جوانان ایرانی در سوریه نیست پس حتما مصلحتی بوده . در تکمیل عرضم هم باید بگم اگه یک روزی رهبر امر کنن ما و تموم جوونای ایرانی دیگه ، هیچ ترسی از شهادت نداریم .
      حضرت آیت الله خامنه ای در ديدار اعضاى هيأت دولت، 04/06/81 فرمورند:
      «البته معناى اين حرف آن نيست كه ما بگوييم هيچ‏كس حق ندارد از دولت انتقاد كند؛ چون انتقاد به معناى تضعيف نيست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، كمك هم میكند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‏شود.»
      #ما_عاشق_مبارزه_با_ظالمان_هستیم


      [ ارسال جوابیه ]


مهراد                توسط مهراد در مورخه : دوشنبه، 22 مرداد، 1397(لینک نظر)
سلام آقا حمید گل
اولا ازت خواهش می کنم دنبال بهانه نباش ... هر روز دست و پا و چادر مادرت را ببوس... اینقدر تکرار کن که بچه های فامیل و در آینده بچه های خودت هم این کار را از شما الگو برداری کنن
غرور? غرور و مقام و جایگاه اجتماعی و اسم و رسم و هرچیز دیگه ی که به ظاهر بزرگ و در باطن حقیر است پیش یک لبخند و احساس رضایت پدر و مادر هیچی نیست
مگر هر کاری می کنی به رضایت خدا فکر نمی کنی? قطعا خدا بابت این کار احساس رضایت می کنه ...
پس یادمان نره که با پدر و مادر شوخی کنیم و اونها را بخندونيم ، بغلشون کنیم ، دست و پا و صورت نازنينشون را ببوسیم

و دوم در مورد شهید حججي ... چقدر این شخص نازنین بود .... از هر جهتی به ماجرا و اتفاقات سالهای آخر زندگیش که نگاه می کنی ، می بینی این دنیا به اون شهید نمی آمد ... بی اندازه این دنیا برای اون کوچیک و بی قواره و عاریه بود ، لیاقتش خیلی خیلی فراتر از این دنیا بود ... همون طور که این دنیا به خیلی ها میاد .... مثل خودشون بی رحم ....
به هر حال خوش بحالش که حساب و کتابش با ما آدمها یکی نیست


[ ارسال جوابیه ]