» سه شنبه 7 مرداد 1393 |   ورود or عضویت flags/iran.gif flags/usa.gif flags/saudiarabia.gif flags/sweden.gif flags/france.gif
Show me the SUN
درياره‌ آفتابگردان

« آفتابگردان » به عنوان یک كانون مجازی با هدف فراهم كردن ‎محیطی لذت‌بخش، علمی و مفید و همچنین در دسترس قرار دادن آن‌چه یك كاربر رایانه ‎نیاز دارد، اعم از نرم‌افزارها، آموزش‌های كاربردی، اخبار، نقد و بررسی‌ها، راهنمایی‌ها و ‎...؛ ایجاد شده است.
‎شما می‌توانید، با ‎ثبت نام در سایت عضو خانواده بزرگ و باصفای آفتابگردان شوید و در ‎انجمن‌های گفتگو با دیگر اعضای سایت به بحث و تبادل نظر بنشینید.
‎آفتابگردانی‌ها هدفشان همیاری یکدیگر در زمینه‌های مختلفِ شغلی، درسی، ‎كامپیوتری و ... است و در این راه تا حد توان، از هیچ اقدامی دریغ ‎نمی‌ورزند.
‎امیدواریم شما نیز با حضور در این جمع و اشتراک دانسته‌هایتان با دیگران، آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان یاری دهید...

تمامي كالاها و خدمات اين سایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.
محصولات و خدمات رایگان آفتابگردان:

[ URLهای خود را کوتاه‌تر کنید، روی آن‌ها پسورد بگذارید و آمار بگیرید!]
[تستا؛ سیستم مدیریت آزمون آنلاین]
[پارس‌خوان؛ نرم افزار خوانای متن فارسی]

[بوکفا؛ سیستم مدیریت آنلاین کتابخانه]
[سیستم مدیریت کتابخانه]
[تیکفا؛ سیستم مدیریت پشتیبانی آنلاین مشتریان]


[نمرا؛ سیستم اعلام آنلاین نمرات - سیستم مدیریت آموزشگاه]



طراحی و میزبانی سایت خود را
به تیم آفتابگردان بسپارید!



کلیپ ویدئویی معرفی آفتابگردان
‎با وارد کردن ایمیل خود در کادر زیر می‌توانید از ارسال اخبار جدید در سایت از طریق ایمیل، مطلع شوید:

اخبار کوتاه سایت:


بلوک کاربری
 
عضویت
کلمه عبور را فراموش کرده ام

 
کاربران سایت:
مجموع: 18,431
آخرین: ahmad97

کاربران حاضر درسایت:
مهمان: 146
عضو: 0
مجموع: 146

Last Seen Users:
mrsmhn  |  mhk158  |  mohamad_torabi  |  jeeevad  |  hamid_reza_m  |  bidak  |  Hamid  |  poiut  |  ahmad97  |  alireza1991  |  gentleman  |  hfkatebin  |  MrSilva  |  ghodrat  |  rosva  |  alittttt  |  amirhosein  |  msaadat  |  yousefgharibi  |  vahidh  |  sajad1367  | 


ورود مشتریان تبلیغاتی
نام کاربری:
کلمه عبور:

موضوعات اخبار

عكس رندوم از گالري عكس
لاله
لاله
نام مجموعه: طبیعت و مناظر طبیعی
صفحه اول گالري


مطالب پیشنهادی

آرشیو اخبار به صورت موضوعی


محصولات فروشگاه سایت

پرفروش‌ترین محصولات فروشگاه آفتابگردان:




تعداد آموزش‌ها: 554         تعداد شاخه ها: 65         كل بازدیدها: 4115835
    

آخرين ارسال‌ها به تالار گفتمان

یک نکته: من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)
ذکر روز سه‌شنبه: يا أرحمَ الرّاحِمين

راهنما: برای رفتن به آخرین پست هر تاپیک، روی کلیک کنید. لیست آخرین تاپیک‌های انجمن‌ها:
موضوعات  پاسخها   نویسنده   بازدید   آخرین ارسال 
 تو ایران یه باسواد میخوام جواب بده 5 mhbsh 149 amo_satar 
 کمک فوق العاده فوری میخوام(اسلایدر) 2 vahidh 47 vahidh 
 چطور سایت داینامیک طراحی کنم 2 hamid_reza_m 64 hamid_reza_m 
 بخشی از کد برنامه رو حذف کردم ولی هنوز اجرا میشه! 1 hamid_reza_m 43 hamid_reza_m 
 عرور دادن موقع کپی ویندوز در فلش 9 sajad1367 121 sepehr-arbab 
 پیدا کردن پسورد و یوزر نیم ادمین سایت 6 matsa 162 sepehr-arbab 
 پاورپوینت 2 yousefgharibi 76 yousefgharibi 
 فعال سازی Wifi کامپبوتر بوسیه USB 2 sajad1367 83 amo_satar 
 دریافت چند فکس همزمان با کامپیوتر 1 mhbsh 61 amo_satar 
 نصب USB بلوتوث در کامپیوتر 1 sajad1367 62 sajad1367 
 معرفی یک سایت جالب و مفید برای اساتید و علاقمندان به سخنرانی و تدریس 0 MrSilva 59 MrSilva 
 قال رسول الله (ص) :یا علی لایعرفک الا الله و انا 0 amo_satar 58 amo_satar 
 چگونه فایل explorer.exe را به پنجره task manager در ویندوز 8 اضافه کنم./ 1 sajad1367 74 amo_satar 
 نصب نمرا روی لوکال هاست توسط ومپ سرور 0 miladat 82 miladat 
 مشکل در اسکریپت نمرا 2 mortezajafari76 91 Hamid 
موضوعات:5304 | ارسالها: 29094 | بازدیدها: 9516926 | پاسخها: 23783 | کاربران:  18431
[ تالار گفتمان ]   [ ارسال‌هاي بعد از آخرين بازديد شما ]   [ 50 پست آخر انجمن‌ها ]   [ جستجو ]

لينك‌هاي روزانه

مناجات‌هایی برای وداع با ماه رمضان
سایتی برای ناخوانا کردن (نوعی رمزگذاری) کدهای PHP
کلیپ جدید و دیدنی «تنهاترین» در وصف امام علی(ع) با صدای محسن چاوشی
کتابخانه دارالحدیث (متن کتب شیعی به صورت آنلاین)
لیستی از شرکت‌های تهرانی جهت گذراندن دوره کارآموزی
خطبه شعبانیه (توصیه های پیامبر قبل از ورود به ماه رمضان)
خرید ویدئوی کنفرانس‌های اپل و گوگل در سال ۲۰۱۴ (WWDC 2014 & Google IO 2014)
سایتی حاوی صوت تلاوت آیه به آیه قرآن از تمام قاریان دنیا (ویژه طراحان پروژه های قرآنی)
برادرهای حاج آقای قرائتی را دیده‌اید؟
کلیپ زیبایی در مورد جوانان و امام
یک سایت جالب و ضروری برای کسانی که با CSS و CSS Sprite کار دارند
چگونه امکان Hibernate را در Mac OS فعال کنیم؟
آیا تحصیل علوم غیردینی (مثل کامپیوتر) نیز مورد تأیید و قبول اسلام هست؟ (دقیقه ۱۰ به بعد)
چرا همه متن‌های آزمایشی با lorem ipsum شروع می‌شوند؟ این متن چیست و از کجا آمده؟
چگونه خط پاورقی را در Word از چپ به راست منتقل کنیم؟ (در همه نسخه‌های 2007 و 2010 و 2013)

جدیدترین دانلودهای مرکز دانلود آفتابگردان


ده نکته که در برگزاری مجالس مذهبی باید به آن‌ها توجه شود

اکنون که می‌نویسم، با اعصابی خرد از مجلس شب قدر در یکی از مساجد اصلی شهر می‌آیم. شب نوزدهم را در یک مسجد غریب گذراندم و انصافاً لذت بردم (همیشه مساجد و مجالس غریب را بیشتر می‌پسندم و معتقدم نظر خاصی به آن مجالس بی‌ریا می‌شود) امشب گفتم برای تنوع بروم آن مسجد بزرگ‌تر و شلوغ‌تر...، اما ای کاش این اشتباه بزرگ را مرتکب نمی‌شدم! دلیل؟ در این مطلب سعی می‌کنم توضیح دهم:

۱- مجلس مذهبی نباید خسته کننده باشد!

متأسفم که بگویم این روزها اکثر مجالس ما فقط برای دو نفر لذت بخش است: سخنران و مداح!!!
هر دو به آرزویشان رسیده‌اند و با دلی شاد راهی منزل می‌شوند! هر دو آرزوی داشتن یک بلندگوی خوب و یک سری مستمع بی‌صدا می‌کردند که به آن رسیده‌اند! اما مردم مظلوم مانند برادر من ساعت ۳ نیمه شب می رسد خانه و می‌گوید: از اول تا آخر مراسم خواب بودم!! چقدر سخنران حرف زد! چقدر مداح روضه خواند!
یا مثل امشب، سخنران محترم ۹۰ دقیقه با داد (داد ها!!!) و با عصبانیت (عصبانیتی که به مردم منتقل می‌شد و امثال من دستشان از عصبی شدن می‌لرزید!) در مورد مضرات ماهواره صحبت کرد. هر چند اوائل خوب بود اما متأسفانه با رعایت نکردن وقت و تکرار چند جمله کار را خراب کرد...
عزیز من، اگر برنامه‌ریز مجالس مذهبی هستی یادت باشد که این خیلی بهتر است که مردم بروند بگویند: مراسم چقدر زود تمام شد! تا اینکه بگویند چقدر حرف زد!

۲- برنامه باید مشخص باشد:

باید ابتدای مراسم، اعلام برنامه کنید یا جایی بنویسید که مثلاً از فلان ساعت تا فلان ساعت سخنرانی، تا فلان ساعت عزاداری و ... اینطوری مردم می‌دانند که تا چه ساعتی قرار است اینجا باشند. اگر ندانند، هر لحظه‌ای که یکی‌شان احساس خستگی کند، از آن‌جا به بعد مراسم برایش زجرآور می‌شود! هر چه سخنران بگوید زیادی حرف زده و هر چه مداح بخواند، همینطور…
من در کلاس‌ها معمولاً کسی که زودتر از موعد می‌گوید «خسته نباشید» به شدت توبیخ می‌کنم. بعد خیلی جدی (مثلاً) می‌گویم: دقیقاً تا ساعت ۱۲ یعنی دو ساعت دیگر و بدون استراحت سر کلاس هستیم. اینطوری دانشجو در ذهنش آستانه خستگی‌اش را بالاتر می‌برد. اگر در یک کلاس، یک دانشجو در دقیقه ۱۰ فقط بگوید «خسته نباشید» آستانه خستگی بقیه را تا مرز ۱۰ دقیقه، نهایتاً تا نیم ساعت پایین می‌آورد! حالا چطور می‌خواهی او را ۲ ساعت نگه داری؟ اما اگر کسی این موج منفی را ندهد آستانه خستگی افراد بالاتر می‌رود.
در مراسم مذهبی هم اگر اعلام برنامه نشود، فقط کافی‌ست یکی خسته شود و وسط جمعیت وسط سخنرانی یک «نوچ» به معنی «خسته شدیم» بگوید! همه اطرافیان مثل او آماده اتمام جلسه می‌شوند.

۳- یک نفر باید حواسش به زمان باشد:

دقت کنید که معمولاً ما سخنران‌ها (! من هم به عنوان یک مدرس، یک سخنران به حساب می‌آیم) گاهی اوقات آنقدر از بحث و ساکت بودن مستمع لذت می‌بریم که یادمان می‌رود ساعت چند است و انسان‌های مقابلمان بدون هیچ حرکت و محرکی که خستگی را بیرون کند نشسته‌اند! یک نفر باید باشد که بدون هیچ رودربایستی به سخنران از طریق کاغذ یا گفتن برساند که وقت تمام است یا ده دقیقه دیگر فرصت دارید. سخنران اگر عاقل و خداطلب باشد خوشحال هم خواهد شد مگر اینکه برای لذت خودش آمده باشد سخنرانی و مداحی که طبیعی‌ست که چون مانع لذتش شده‌اید خیلی ناراحت شود!!! (نمی‌فهمم این نوع سخنران یا مداح که نمی‌تواند جلو لذت سخنرانی یا مداحی بایستد چطور می‌خواهد به مردم مثلاً بگوید جلو لذت نگاه به نامحرم بایستید!؟)

۴- سخنران و مداحی دعوت کنید که با سواد و روان‌شناس باشد!

در مسجدی که نوزدهم رمضان رفتم، یک مهندس ارشد که قاری ممتاز قرآن هم هستند و من شاگرد او بوده‌ام برای خواندن جوشن کبیر و مراسم قرآن سر گرفتن دعوت شده بود. خدا می‌داند چقدر به‌اندازه و با تأکید روی معانی و چقدر اصولی جلسه اداره شد و چقدر روضه‌های پرمغز و اصولی خوانده شد. لذت بردم. اما در جلسه امشب! امان از دست مداح!! همه روضه‌های ائمه را مرور کرد! یعنی مردم مردند از بس این قرآن‌ها روی سرشان بود! برای درآوردن اشک احساسی مردم، از قول همه بیمارهای بیمارستان یک نوع التماس دعا گفت!! (به خدا دردهایی در دلم هست که اینجا جای گفتنش نیست و از سوء استفاده‌ها و سوء برداشت‌ها می‌ترسم) بارها علما و دلسوزان تأکید کرده‌اند که روضه‌ها را کوتاه و قبل از قرآن سر گیری بخوانید و وسط قرآن سر گرفتن مردم را اذیت نکنید که دو ساعت این قرآن را روی سرشان با ترفندهای مختلف نگه دارند! فهمیده‌ترها می‌دانند که موقع مداحی آن مداح می‌توانند قرآن را پایین بیاورند اما مردم، اکثراً عامی هستند و فکر می‌کنند اگر الان آن قرآن را موقع روضه خواندن پایین بیاورند، عذاب می‌شوند یا مثلاً گناه کرده‌اند!! بنابراین با صحنه‌های زشتی رو به‌رو هستیم! مثلاً یکی قرآن را باز می‌کند و مثل شیروانی خانه روی سرش می‌گذارد یا یکی مثل بودایی‌ها بدون حرکت می‌نشیند که کتاب نیفتد و امثالهم! واقعاً این صحنه‌ها در شأن یک مراسم قرآن به سر گیری است!؟ مداح عزیز، هدف مراسم چه بود؟ هدف، کنترل قرآن روی سر بود؟

نکات مربوط به محل برگزاری مراسم:

۵- بلندگوها مصیبت عصر حاضر!

باور می‌کنید من بارها لعنت کرده‌ام مخترع بلندگو را؟!!! واقعاً اختراع مزخرفی بوده است!! برنامه‌ریز عزیز، آن صدایی لذت‌بخش است که انسان گوشش را برای شنیدن آن تیز کند! نه اینکه گوشش را بگیرد تا صدا متعادل شود! چرا با اعصاب صدها نفر بازی می‌کنید؟ آخر هدف از بلندگو چیست؟ مگر نه اینکه صدا به همه برسد؟ یعنی واقعاً با یکی دو بلندگو در یک مسجد ۱۰۰ متری، صدا به همه نمی‌رسد؟ چرا مساجد و مجالس ما محل مسابقه تزیینات و تشریفات شده است!؟ چرا هر مسجدی که تعداد بلندگوهایش بیشتر باشد و زمینش بیشتر بلرزد باکلاس‌تر شده!؟ چرا صدای بلندگوها را با «الو ۱ ۲ ۳» که به آرامی گفته می‌شود تنظیم می‌کنید و حواستان نیست که بیش از نیمی از مراسم قرار است مداح در آن داد بزند: بلند بگو یا حسییییییییین!!؟ تا کی باید وقتی مردم بیرون می‌آیند از بلند بودن صدای بلندگوها گلایه کنند؟
خواهش می‌کنم بگذار هر که آمد بیرون بگوید: صدا ضعیف بود… مشکلی نیست. این خیلی خیلی بهتر است!
یک اصل مهم را فراموش نکنید: مردم دوست دارند صدای خود را بشنوند. بنابراین هر چقدر صدای محیط بیشتر باشد آن‌ها مجبورند بلندتر صحبت کنند یا نماز و دعا بخوانند چون باید صدای خودشان را بشنوند. پس هر چقدر شما صدای بلندگوها را بیشتر کنید، مراسمی پر سر و صداتر خواهید داشت. در عوض وقتی صدا کم باشد، آن‌ها هم کاملاً آهسته صحبت می‌کنند…
یک انسان با سواد که بتواند انگلیسی روی دستگاه آمپلی‌فایر و اکو را بخواند و بفهمد، باید دائم کنار دستگاه باشد و نسبت به صدای مداح و سخنران آن‌را تنظیم کند.

۶- چند نفر از انتظامات باید بین مردم بنشینند:

شما باید چند نفر را مأمور کنید که بین مردم در محل‌های مختلف مجلس بنشینند و اگر ناهماهنگی در هر چیزی مثل صدای یک بلندگو یا نور یا نرسیدن کتاب دعا و قرآن و … دیدند به مدیر اصلی گزارش کنند. یادم هست آن زمان که ما یادواره شهدا برگزار می‌کردیم، معمولاً چند نفر را با بی‌سیم (آن زمان موبایل نبود) بین مجلس می‌گذاشتیم و می‌خواستیم اگر کوچک‌ترین ناهماهنگی دیدند اطلاع دهند. همین هماهنگی‌ها باعث می‌شد یادواره‌هایی که برگزار می‌کردیم، همیشه بهترین می‌شد و از طرف استان از ما تقدیر می‌کردند. این روزها می‌شود به چند نفر شماره موبایل داد و گفت اگر مشکلی بود یک اس.ام.اس به من بزنید...

۷- سرمایش و گرمایش مجلس:

نمی‌خواهم خیلی لی‌لی به لالای مستمع بگذارم اما اگر واقعاً قرار است یک مراسم با نتیجه‌ی عالی داشته باشید، یادتان باشد که مردم در هوایی دم‌کرده که نتیجه حضور صدها نفر در یک محوطه در بسته است و بوی عرق‌ها حواس‌ها را پرت می‌کند یا در هوایی سرد که همه به سمت بخاری تمایل پیدا می‌کنند و بقیه از سرما می‌لرزند، نمی‌توانند به معنویت فکر کنند! نباید اینطور باشد که شخص به این نتیجه برسد که من اگر خانه‌مان قرآن سر بگیرم معنویتم بیشتر است! راحت در فضایی مطبوع می‌نشینم با خدا صحبت می‌کنم! مسجد باید هوای مناسب‌تری نسبت به منزل شخص داشته باشد.
من چند وقت پیش یک چیز عجیب از یکی از همشهری‌ها شنیدم! از او پرسیدم: قدیم‌تر که کولر نبود، مردم در دوران روزگی تابستان چه کار می‌کردند؟ گفت: آن زمان فقط مسجدها کولر داشتند! مردم می‌آمدند نماز ظهر، بعد از نماز می‌دیدی همه در مسجد مانده‌اند و خانه نمی‌روند و حتی خیلی‌ها تا عصر در مسجد می‌خوابیدند!! برای اینکه خنک شوند. به نظر من بهترین آب و هوا باید در مساجد ما باشد.

۸- مراسم نباید خشک و خالی باشد!

خیلی عجیب است که در این دو مراسمی که رفتم، کسی بلند نشد یک لیوان آب یا یک چای تعارف کند! ساعت ۱۰ تا ۱ شب یعنی سه ساعت مردم یک جا بنشینند آن هم در ماه رمضان در تابستان که عطش بیداد می‌کند! چرا آن مسؤولین نباید به فکر باشند که هر یک ساعت یک بار یک نفر با یک پارچ آب و لیوان دور بزند و آب به مردم برساند؟

۹- مراسم نباید مزاحم همسایگان مسجد باشد!

خدا می‌داند ما باید چقدر به همسایگان مساجد جواب پس بدهیم!؟ من چند روز پیش رفته بودم برای خرید خانه، رفتیم یک خانه ببینیم که کنار یکی از محبوب‌ترین مساجد شهر بود. صاحب خانه نمی‌دانست ما از خدایمان است که خانه‌مان کنار مسجد باشد و حتی صدا هم بیاید داخل! با کلی التماس و متوسل شدن به دروغ می‌خواست بودن مسجد کنار خانه را رفع و رجوع کند! می‌گفت: اصلاً نگران مسجد نباشید! خدا را شکر بعد از حکم امام (من نمی‌دانم منظورش دقیقاً چه بود!) صدایش اصلاً اذیت نمی‌کند!!! معلوم بود حسابی از دست صدای مسجد عصبانی است. حتی در قیمت‌گذاری، خانه‌ای که کنار مسجد باشد را توی سر مال می‌زنند!!
من چند شب قبل از ماه رمضان دیدم نیم ساعت مانده به اذان صبح، یک مسجد، قرآن را با صدای بلند گذاشته پشت بلندگوی مسجد!!! واقعاً از خجالت و شرم داشتم آب می‌شدم. همان هم شد که از فردا نامه زدند به همه مساجد که پخش قرآن ممنوع! فقط اذان را پخش کنید. (همان حکم رهبر دانایمان)
مراسمی جذاب است که خانه‌ای که چسبیده به مسجد نیز از صدای بلند آن گلایه نداشته باشد. من معتقد به حذف کامل صداها نیستم اما مثلاً شب ۲۱ رمضان، دیگر باید ساعت ۱۱ شب صدای بیرون قطع شود…

۱۰- نهایتاً: اهداف اصلی را فراموش نکنید.

گاهی ما فراموش می‌کنیم از برگزاری یک مراسم، هدف چه بود! مثلاً خیلی جاها جذب مخاطب بیشتر، به یک هدف اصلی تبدیل شده!! یادمان می‌رود که هدف اصلی تعیین مسیر درست زندگی دینی برای مخاطبان است.
یکی از اهداف اصلی باید این باشد که مردم را با معانی آیات و دعاهایی که خوانده می‌شود آشنا کنید. اگر مردم قواعد ترجمه عربی را بدانند خدا می‌داند وقتی جوشن کبیر خوانده می‌شود از زیبایی این دعا خیلی‌ها ممکن است غش کنند! اما الان، دو ساعت جوشن‌کبیر می‌خوانیم و آخرش اگر از مردم بپرسی یک جمله از جملاتی که گفتی را به فارسی بگو، ۹۹ درصد نمی‌دانند چه خواندند! هفتاد سال است آیه‌ی «أم من یجیب» را می‌خوانیم و اگر بپرسی این آیه یعنی چه، خیلی از مداحان ما نمی‌دانند!!
باید مردم را به سمت لذت بردن از دعاها و آیات از طریق فهم دقیق آن سوق دهیم. آن‌وقت اگر بدانند با یک گناه، خدا لذت خواندن یک دعا را از آن‌ها می‌گیرد، برای از دست ندادن لذت عظیم دعا، چشم به روی لذت ناچیز گناه می‌پوشند…

إن شاء الله یک روز شاهد مراسمی اصولی و کارشناسی شده در سراسر این کشور باشیم.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[مطالب مذهبی، قرآنی و فرهنگی]
6 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : شنبه، 28 تیر، 1393 (293 مشاهده)

کولر کوچک قابل حمل (یا فن سرمایشی گرمایشی پرتابل) بخریم یا نخریم؟

مدتی بود که برای اتاقم و مواقعی که می‌رویم در حیاط (برای مطالعه و کار یا خوابیدن) دنبال یک کولر قابل حمل می‌گشتم. دو گزینه پیش رو داشتم:

۱- کولر-بخاری قابل حمل گازی:

اول قصد داشتم یک کولر گازی بخرم. بعد از جستجو رسیدم به این نوع کولرها:

http://img.aftab.cc/news/93/cooler_portable_gas.png

با شرکت فروشنده تماس گرفتم، همانطور که از مطلب بالا هم مشخص است، چندان راضی به نظر نمی‌رسیدند. قیمت آن هم نسبتاً گران است: حدود ۲ میلیون تومان. یک مشکل اساسی آن‌ها باعث شد که قید این نوع کولر را بزنم: یک لوله خرطومی لازم است که گرمای تولید شده در پشت آن‌ها را به بیرون منتقل کند!!!!! اگر واقعاً اینطور باشد، خیلی چیز مسخره‌ای است! برخی شایعات یا شاید حقایق در مورد مصرف برق زیاد آن‌ها هم مطرح بود که مجموعاً باعث شد بروم سراغ نوع دوم کولر-بخاری‌های قابل حمل:

۲- کولر-بخاری قابل حمل آبی:

با یک جستجو در اینتنرنت، چند مدل از این کولرها یافتم:

http://img.aftab.cc/news/93/cooler_portable_water.jpg

با بررسی مشخصات این‌ها، مدل Nano به نظر می‌رسید در رقابت با بقیه چیزهای بیشتری داشته باشد. با فروشگاه تماس گرفتم که ببینم خودشان کدام را پیشنهاد می‌کنند؟ خانمی که مشورت داد، گفت: آقا! همین الان کنار من یک نانو هست اما چون درگاه خروج باد آن کوچک است انگار نه انگار که اینجا کولر است! من خودم اگار بخواهم بخرم، مدل Feller را می‌خرم چون سرتاسر آن درگاه خروج هواست. ضمن اینکه نانو یک مارک چینی غیرمعتبر است اما فلر کلاً کارش تولید لوازم خانگی است.

راست یا دروغ، من با حرف ایشان قانع شدم. بنابراین دوباره گشتی در اینترنت زدم که ببینم شرکت فلر چه مدل‌های دیگری دارد. رسیدم به نمایندگی فلر در ایران: atd-group.com

دیدم دو مدل دارند:

http://img.aftab.cc/news/93/cooler_portable_feller.png

مدل 900 در مقایسه با 600 یک سر و گردن بالاتر به نظر می‌رسید!

مشخصات مشترک هر دو:

3 سرعته با امکان تنظیم تایمر تا 7 ساعت
و کنترل از راه دور LED مجهز به صفحه نمایش
دامنه‌ی وزش وسیع جریان باد
مجهز به مخزن آب با قابلیت تنظیم از جلو
سیستم یون‌ساز توکار باعث تازه‌تر شدن هوا می‌شود

تماس گرفتم قیمت مدل 900 را پرسیدم، آن آقای پرتی که آنجا بود گفت 490 تومان. ما هم از قیمت راضی بودیم و پول را به حسابشان ریختیم و موقع ایمیل زدن، عمداً با فونت قرمز و درشت نوشتم مبلغ ۴۹۰ تومان بابت خرید کولر-بخاری فلر مدل 900 CMW واریز شد! اما ته دلم می‌گفتم باز این‌ها گیج‌بازی در می‌آورند و مدل ۶۰۰ را می‌فرستند! گفتم تحویل تیپاکس بدهند که بیاورد شهرمان. (تیپاکس ۳۰۰۰ تومان می‌گیرد که برود از فروشگاه تحویل بگیرد و تا ۷ کیلوگرم، ۱۱ هزار تومان می‌گیرد که بفرستد. کولر با بقیه جوارحش ۱۵ کیلو شده بود که مجموعاً ۲۳ هزار تومان پول حمل تا ساوه شد. یعنی کولر جمعاً ۵۱۳هزار تومان تمام شد)

جالب است که وقتی کولر رسید، دیدم مدل 600 را فرستاده‌اند!! با کلی عصبانیت تماس گرفتم، گفتم من موقع قیمت گرفتن، گفتم مدل ۹۰۰، رسید واریز را هم که ارسال کردم عمداً با قرمز نوشتم مدل ۹۰۰ باز شما مدل ۶۰۰ را فرستاده‌اید!؟ گفت: آقا مدل ۹۰۰ اصلاً هنوز وارد ایران نشده! گفتم در سایت شما که هست! گفت: فقط عکسش است! فعلاً در حال رایزنی برای وارد کردن هستیم که چند ماه آینده خواهد شد و اگر برسد قیمتش طبیعتاً بالاتر از این حرف‌هاست در حالی که فرق خاصی با مدل ۶۰۰ ندارد!
به هر حال، حوصله جر و بحث نداشتم. بنابراین همین مدل را قبول کردم...

آیا راضی هستید؟

در مجموع، اگر بخواهم از ۱۰۰ نمره بدهم، ۵۰ می‌دهم! یعنی نه راضی هستم و نه ناراضی! البته کمی به سمت نارضایتی متمایل است!

چرا ناراضی‌ام؟

- آن سرمایی که فکرش را می‌کردم ندارد اما از پنکه کمی بهتر است. البته دو تا Ice-Box دارد که اگر حوصله داشتید می‌توانید بگذارید در فریزر که یخ بزند و بعد داخل محفظه آب آن بگذارید تا سرمای قابل قبولی تولید کند.
- مجبورید در محفظه آن آب شیرین بریزید و این برای من یک مصیبت است! البته جایی ننوشته آب شیرین بریزید اما خوب، اگر بروید بالای پشت‌بام و وضعیت کولری که با آب شور کار می‌کند را ببینید حیفتان می‌آید در این نازنین‌بچه(!) آب معمولی بریزید! (تهرانی‌ها احتمالاً مفهوم آب شیرین را متوجه نمی‌شوند برای آن‌ها توضیح بدهم: در شهرهای دیگر، دو نوع آب در محله‌ها هست یکی آب معمولی که برای شست و شو و امثالهم است و یک مدل آب هم آب شیرین است که باید مثل من با کارت هر بار بروید دو تا بانکه ۲۰ لیتری را پر کنید و بیاورید!! یا اینکه آب‌شیرین‌کن نصب کنید که خانواده ما معتقد است طعم آب را یک جوری می‌کند که نمی‌پسندیم. حالا با این مصیبت آب بیاورید، ۶ لیتر آن را در کولر بریزید! ۱۰ لیتر آن را هم که برای شستن نهایی ماشین استفاده کنید! حالا چقدر برای خوردن می‌ماند!؟)‍
- هر دو روز یک بار باید محفظه آب را پر کنید.
- کوچک‌تر از آن چیزی است که در تصویر به نظر می‌رسد. بنابراین فقط در حد یک نصف اتاق جواب می‌دهد! آن هم روی دور تند!
برای اینکه درک درستی از اندازه آن داشته باشید یک عکس در کنار یک تخت خواب می‌گذارم که مقایسه کنید (آنقدر کوچک و کوتاه است که به سطح تخت خواب شما نمی‌رسد و این می‌تواند یک معضل باشد):

http://img.aftab.cc/news/93/cooler_portable_feller_600cmw.JPG

- خود کولر ۱۱ کیلوگرم است و وقتی ۶ لیبتر آب در آن بریزید ۱۷ کیلو می‌شود و حمل آن تا حدودی مشکل! یعنی احتمالاً به مرور زمان حوصله‌تان نگیرد آن را خیلی جا به جا کنید!
- صدای کولر بیشتر از آن چیزی است که من فکر می‌کردم. شاید برای خیلی‌ها، خیلی زیاد به نظر نرسد اما همان هم برای من غیرقابل تحمل است به خصوص اینکه می‌خواهم شب موقع خواب روشن کنم!!!!!! عمراً با این صدا خوابم ببرد!
- نسبت به پنکه کمی هوا دم می‌کند!
- بال‌های جلوی آن به صورت دستی تنظیم می‌شود و این خیلی بد است! باید هر بار بلند شوید بروید پیش کولر که این بال‌ها را نسبت به جایی که هستید تنظیم کنید. (دقت کنید که چرخش به چپ و راست آن با کنترل از راه دور است اما بالا و پایین شدن آن دستی است!!!)

پس از چی راضی هستید!؟

- خوب، به هر حال، با توجه به شرایط من، راه بهتری برای خنک شدن وجود ندارد!! من یک چیز موقتی که بهتر از پنکه باشد و مواقعی که کولر خراب است یا نمی‌خواهیم آن‌را روشن کنیم بتوانیم از آن استفاده کنیم، لازم داشتم. (اگر خانه خودم می‌بود، با توجه به تحقیق‌هایی که کردم و خیلی‌ها از کولر گازی کم‌مصرف راضی هستند، بلاشک کولر گازی بهترین مدل را می‌خریدم اما در این سنین انسان نمی‌داند چند روز دیگر مهمان خانه مادری‌اش است!! و وقتی هم بخری دیگر خجالت می‌کشی بعد از ازدواج ببری خانه خودت!!! و از آن طرف، مادر هم که با همان کولر خانه مشکلی ندارد)

- خوبی دیگر آن، بخاری بودن آن است که ممکن است در زمستان به درد بخورد. (ممکن هم هست که با وجود سه بخاری گازی به درد نخورد!!)

- کنترل از راه دور آن هم برایم کاربردی است.

به هر حال، همانطور که گفتم، به عنوان یک خنک‌کننده‌ی بهتر از پنکه برای نصف یک اتاق خوب است. (البته اگر آن جعبه‌های یخ را در آن کار بگذارید انصافاً می‌تواند یک اتاق را تحت تأثیر قرار دهد) اما اصلاً به این فکر نکنید که مثلاً یک مغازه یا یک اتاق حال بزرگ را خنک کند!!!!!!!

من در غذاخوری اساتید در یکی از دانشگاه‌ها مدل Midea را دیدم. انصافاً خیلی خنک می‌کرد اما بعداً باید بپرسم ببینم گازی بود یا آبی؟ یا شاید یخ در آن انداخته بودند. بعداً خبرش را خواهم داد...

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[بخریم یا نخریم]
3 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : جمعه، 27 تیر، 1393 (256 مشاهده)

ده درسی که من از جام جهانی ۲۰۱۴ گرفتم

چند روزی هست که جام جهانی فوتبال 2014 به پایان رسیده. من تقریباً ۱۰ مسابقه از مسابقات را دیدم. (در حین کدنویسی، تلویزیون کنار ویندوز باز بود)

فوتبال را بیشتر برای درس گرفتن از آن نگاه می‌کنم. می‌شود درس‌های خوبی گرفت. به خصوص در بحث کنترل استرس.

http://img.aftab.cc/news/93/worldcup-2014-brasil.svg.png

این جام جهانی، درس‌های ارزشمندی حداقل برای من داشت که برخی از آن‌ها را اینجا می‌آورم:

۱- حق به حق‌دار می‌رسد!

البته فقط من نبودم که این را کشف کردم!!! حتی گزارشگر مسابقه فینال هم همین جمله را گفت که چیزی که در این جام واقعاً مشهود بود، این بود که می‌شود گفت در همه مسابقات، حق به حق‌دار رسید! حتی اگر شده در دقیقه ۹۱ بازی ایران و آرژانتین، حق به تیم قوی‌تر می‌رسد. حتی اگر شده در دقیقه ۱۱۴ بازی فینال، حق به آلمان قوی‌تر می‌رسد و خیلی مثال‌های دیگر... تیمی که بیشتر زحمت کشیده بود، خرج کرده بود، برنده می‌شد...

پس دل به شانس و معجزه و این جور قضایا نباید بست. برنده شدن در تلاش بیشتر است.

۲- اعتماد به نفس، معجزه می‌کند!

بلاشک بازی ایران و آرژانتین تا سال‌ها در خاطره ایرانیان خواهد ماند! چیزی که بیش از همه من را در آن بازی شگفت‌زده می‌کرد، احساس اعتماد به نفس عظیمی بود که در تک‌تک افراد تیم شکل گرفته بود. این احساس در افراد شکل گرفته بود که: ما به آرژانتین نشان خواهیم داد که چیزی از آن‌ها کم نداریم! یک نوع احساس عجیب بود! آنقدر این اعتماد به نفس بالا رفته بود که بازیکنان ما که به محض دیدن حریف، زیر توپ می‌کشند تا دور شود، در چندین موقعیت خیلی راحت بازیکنان آرژانتین را دریبل زدند!! من بازی را که می‌دیدم، به اطرافیان می‌گفتم این همان چیزی است که ما در فوتبالمان نیاز داریم: نباید از برترها بترسیم و هول کنیم!

۳- موفق‌ها، در اوج اعتماد به نفس به سر می‌برند:

با توجه به نکته بالا، وقتی بازی «مسی» را در فینال می‌بینی، متوجه می‌شوی که او چقدر اعتماد به نقس دارد. وقتی توپ را می‌گیرد، اگر حتی ۴ نفر مقابلش باشند، خیلی ریلکس و با آرامش کار می‌کند و آن‌ها را دریبل می‌کند. جالب است که به هر حال، ممکن است توپ را از او بگیرند، اما بالاخره حالتی هم پیش می‌آید که یکی دو دریبل می‌زند و یک موقعیت عالی به دست می‌آورد. من همیشه در مسابقات فوتبال، رفتار بازیکنان برترشان را زیر نظر می‌گیرم که ببینم وقتی توپ را می‌گیرند، چطور رفتار می‌کنند؟ وقتی همه را بررسی می‌کنی، می‌بینی «هول نمی‌کنند» و این به خاطر آن اعتماد به نفس بالایشان است.

۴- خیال راحت و کار بدون استرس، شجاعت و موفقیت در پی دارد:

بازی ایران و بوسنی بازی جالبی بود. دقت کردید بوسنی‌ها که خیالشان راحت بود که به مرحله بعد صعود نخواهند کرد، چقدر بدون استرس و ریلکس بازی می‌کردند؟ احتمالاً به خودشان می‌گفتند حالا که بازی تشریفاتی است، بگذار با خیال راحت بازی کنیم و این باعث می‌شد بدون ترس از گل خوردن، حمله کنند و طبیعتاً نتیجه بگیرند...

یاد آن جمله عجیب در کتاب «آینده خود را خلق کنید» افتادم:‌ «هر وقت استرس وجود شما را گرفت، به نهایت اتفاق بدی که می‌خواهد بیفتد فکر کنید» مثلاً استرس دارید که در امتحان پایان‌ترم قبول می‌شوید یا نه؟ نهایت نهایت نهایتش چه می‌شود؟ خوب، می‌افتید و ترم بعد برمی‌دارید و اصلاً بگو از دانشگاه اخراج می‌شوید. خوب است؟ خوب؟ دنیا که به پایان نرسیده؟ این تفکر باعث می‌شود موقع درس خواندن، خیالتان راحت باشد و این یعنی تمرکز بیشتر و استرس کمتر... و استرس کمتر یعنی استفاده بهتر از همه اعضای بدن و نهایتاً می‌بینی فردا چقدر راحت امتحان را نوشتی و قبول شدی!!

۵- رؤیایی فکر کردن و خیره شدن به اهداف «بسیار بزرگ» حواس انسان را از دیگر اهداف پرت می‌کند!

بازی برزیل-آلمان را شاید بشود دردناک‌ترین بازی تاریخ فوتبال دانست. نمی‌دانید من چقدر به جای برزیلی‌ها احساس خجالت کردم. باور کنید دعا می‌کردم همان دقیقه ۲۵ بازی یک جوری تمام شود و ادامه پیدا نکند! از لای انگشتان بازی را نگاه می‌کردم!!! خیلی احساس بدی داشتم. دلم به حال آن‌ها می‌سوخت... اما چطور شد که برزیل اینطور شد؟ همه معتقدند که برزیل «احساسی بازی کرد». احساسی یعنی اینکه با خودش فکر کرد «ما برزیل پرآوازه‌ایم. ما در کشور خودمان بازی می‌کنیم و این همه تماشاچی دارند ما را تشویق می‌کنند! آن‌زمان که جام جهانی در کشور ما نبود، ما قهرمان بودیم، پس حالا دیگر قطعاً قهرمانیم!» آنقدر به «قهرمانی» فکر کرده بودند که از همان ابتدا، فقط دنبال گل زدن بودند و اصلاً‌ انگار یادشان رفته بود که برای برنده شدن، کارهای دیگری مثل دفاع هم لازم است!!

ما هم گاهی در زندگی و در پروژه‌ها و چیدن اهداف آینده، آنقدر برای خودمان به آن هدف عالی نگاه می‌کنیم که اصلاً حواسمان به جلو پایمان نیست! یادمان می‌رود که برای رسیدن به آن قله که به آن چشم دوخته‌ایم، باید از یک مسیر نه چندان ساده عبور کرد...

یادم هست یک دانشجوی مسن داشتم که همیشه با یک انرژی خاصی می‌گفت: استاد! من بالاخره می‌زنم روی دست شما! حالا ببین! من وقتی یک حرف می‌زنم پای حرفم می‌ایستم! یک روز بالاخره من را بالاتر از خودت خواهی دید! بعد می‌دیدم در همان درسی که با من دارد، می‌گیرد ۳ !! می‌گویم: خوب، مرد حسابی، رسیدن به آن بالا بالاها که تو به آن چشم دوخته‌ای، از مسیر همین درس‌ها می‌گذرد... نمی‌شود که دائم به آن هدف عالی دل بست، چون مثلاً فقط همت بالایی داریم!

۶- کار تیمی، نیاز به احساس برادری دارد.

من بازیکنان آلمان را خیلی خیلی زیر نظر داشتم! عجب تیم عجیبی بود! باور کنید انگار یازده برادر، آن هم برادرهایی که عاشق هم هستند با هم در زمین بازی می‌کردند. یک احساس محبت خاصی بین آن‌ها می‌دیدم. مثلاً اصلاً اینطور نبود که اگر یکی‌شان پاس اشتباه می‌داد، آن یکی دستش را به نشانه‌ی اینکه: فلانی! یک پاس هم بلد نیستی، به هوا پرت کند... کاری که مسی در تیم آرژانتین چندین بار وقتی پاس اشتباه به او می‌دادند انجام می‌داد. یک جوری برمی‌گشت نگاه می‌کرد انگار بگوید: حیف من که با این همه افتخار، آمده‌ام بین شما ناشی‌ها بازی می‌کنم! من گاهی این احساس «غد بازی» را بین بازیکنان ایرانی هم می‌بینم. (البته ما ایرانی‌ها هیچ کداممان همدیگر را قبول نداریم و این ظاهراً ذاتی است! یا شاید دلایلی دارد مثل اینکه مغزمان خوب کار می‌کند... و این از آفات خوب کار کردن مغز است!!! [مثلاً در ایران، در شهرهایی که مردمش استعداد بیشتری دارند، کمتر همدیگر را قبول دارند! همه‌شان برای هم شاخ هستند!! مثل شهر ما!!!] شاید نعوذ بالله ما هم اگر مانند خیلی از مردم دنیا سر سفره‌هامان آن نوشیدنی حرام می‌بود و عقلمان کم‌کم می‌پکید، خیلی برای هم ادعایمان نمی‌شد یا مثلاً این شیک‌پوش بودن و اینکه مثلاً مثل خارجی‌ها در خیابان‌هایمان با شلوارک نمی‌آییم (مردها منظورم است) به خاطر این است که فعلاً مغزمان خوب کار می‌کند. اگر نعوذ بالله مغزمان را با الکل شست‌شو بدهیم می‌بینید که همه با شورت می‌آییم بیرون و هیچ خجالت هم نمی‌کشیم! می‌خواهم بگویم این غرور و غدبازی که داریم چیز بدی نیست. حداقل نشأت‌گرفته از چیز بدی نیست فقط باید کمی کنترل شود... مثلاً باید یاد بگیریم که اگر کار گروهی را پذیرفتیم، دیگر باید فیتیله این غرور را کمی پایین بکشیم تا بتوانیم کنار هم دوام بیاوریم. اینکه می‌گویم چیز بدی نیست واقعاً معتقدم نیست و جای نگرانی هم نیست. مثلاً من چندان نگران نیستم که ما در جام جهانی به بالاها صعود نمی‌کنیم. چون اگر بخواهیم مثل خیلی کشورهای بالاتر شویم باید یک سری چیزها را زیر پا بگذاریم. مثلاً باید بلا نسبت، مثل «گاو» بخوریم که قدرت جسمی پیدا کنیم! خوب، این با آموزه‌های ما جور در نمی‌آید. پس نباید انتظار داشته باشیم مثلاً بازیکنان ما -البته اگر معتقد باشند و مثل گاو نخورند!- قدرت جسمی زیادی داشته باشند. یا مثلاً در بازی والیبال، بچه‌های معصوم ما با دیدن چند دختر که با وضع نسبتاً فجیعی در لهستان می‌آمدند وسط که زمین را پاک کنند یا پشت بچه‌ها می‌رقصیدند و تلویزیون مظلوم ما مجبور بود دائم مسابقه با لهستان را سانسور کند، تعادل روحی و تمرکز خود را از دست می‌دهند. بله، اگر می‌خواستیم با دیدن آن‌ها خیلی تحریک نشویم و همان بازی متفکرانه را داشته باشیم باید مثل کشور ناپاک لهستان می‌شدیم که نگاه به چهره بازیکنانش حال من را به هم می‌زد از بس... پس اینکه ما در آن بازی می‌بازیم به نظر من چیز بدی نیست. چون تمرکزمان با دیدن آن‌ها به هم می‌ریزد -و من احساس می‌کنم گاهی برخی کشورها برای بچه‌های پاک ما عمداً از این شیطنت‌ها می‌کنند- و حتی من گاهی خدا را شکر می‌کنم که ما هنوز آنقدر بدبخت نشده‌ایم که با دیدن آن صحنه‌ها تمرکزمان به هم نریزد!!...)

به هر حال، من حس برادری عجیبی در بین آلمانی‌ها دیدم! حتی باور نمی‌کنید که به این ربط دادم که نکند به خاطر این است که صدر اعظمشان یک زن است و آن‌ها نسبت به او احساس مادر و فرزندی دارند! (به خصوص وقتی چند تا از آن ماچ‌ها که در مراسم اهدای جام از آن‌ها می‌کرد و خدا را شکر تلویزیون ما سانسور کرد، قبل از اعزام به مسابقات هم کرده باشد! جدی می‌گویم! یک جورایی مثل چند برادر لوس شده بودند و همین باعث می‌شد خیلی دلسوزانه و برادرانه با هم کار کنند.) البته شکی نیست که قدرت فنی آن‌ها هم بی‌نظیر بود... اما من بیشتر حس برادری و محبت را در موفقیت آن‌ها مؤثر دیدم تا تکنیک را...

در پروژه‌های تیمی هم همینطور باید باشد. یعنی همه نسبت به هم یک احساس محبت و برادری داشته باشند. اگر هر کدام از اعضای تیم بخواهد خودش را برتر ببیند و یک جوری به آن یکی نگاه کند که «عاقل اندر سفیه»، خوب، تیم به هدف نمی‌رسد!

۷- لاک دفاعی، بدترین استراتژی!

یادم هست وقتی بچه بودیم، بابای خدا بیامرزمان ما برادرها را جمع می‌کرد و مسابقه کشتی بینمان برگزار می‌کرد. وقتی از دور می‌ایستادیم و برای مدتی حمله نمی‌کردیم، به برادر کوچک‌تر و ضعیف‌تر می‌گفت: مجید! اگر نمی‌توانی حمله کنی، فرصت حمله هم نده! می‌گفت: الکی وانمود کن که می‌خواهی حمله کنی. بنشین زمین و برو زیر پایش اما نزدیک نشو که او غافل‌گیرت کند! فقط وانمود کن که می‌خواهی حمله کنی. اینطوری فرصت فکر کردن به حریف و برنامه‌ریزی برای حمله را نمی‌دهی! او تا می‌آید تمرکز کند که حمله کند، تو با یک «شبه‌حمله» تمرکزش را به هم می‌ریزی...

حالا در فوتبال، به نظر من بدترین تصمیمی که ممکن است یک تیم اتخاذ کند، رفتن به لاک دفاعی محض و نداشتن هیچ برنامه‌ای برای حمله است! کاری که ما در بازی با نیجریه انجام دادیم و خیلی تیم‌های دیگر هم از همین موضوع ضربه خوردند. چندین بازی بود که تیم‌ها به طور محض رفتند در لاک دفاعی و از قضا تا دقایق آخر هم خوب بود اما همان دقایق آخر بالاخره حملات مداوم حریف به بار نشست و گل خوردند و تازه برای حمله برنامه‌ریزی کردند!! اما مثلاً آلمان را ببینید! حتی چندین گل هم که می‌زد باز اینطور نبود که بگوید بس است و بخواهد به لاک دفاعی برود! دائم حملات نه چندان جدی می‌کرد تا به حریف فرصت برنامه‌ریزی برای حمله ندهد!

۸- باید برای به هم ریختن برنامه‌ها نیز برنامه‌ریزی کرد!

خیلی‌ها دلیل ۷ گله شدن و شکست برزیل را شکسته شدن مهره کمر «نیمار» (بازیکن اصلی آن‌ها) و محرومیت «سیلوا» (نفر اصلی دفاع آن‌ها) می‌دانند. اما این به هم ریختگی دفاع نشان از این داشت که مربی برای نبودن سیلوا برنامه‌ریزی نکرده بود!

گاهی که ما سرمست حضور و وجود یک نفر در تیم می‌شویم باید گاهی با خودمان بگوییم: اگر یک روز او نبود، چه اتفاقی برای تیم می‌افتد؟ یعنی برای نبودن او نیز برنامه‌ریزی کنیم. من در این تیم کوچکی که داریم، گاهی که می‌بینم مثلاً یک کار دارد خیلی وابسته به حضور یک نفر می‌شود، احساس خطر می‌کنم. مثلاً به او می‌گویم: مستندات این برنامه را طوری بنویس که اگر تو در تیم نبودی یک نفر دیگر بتواند کار را ادامه دهد... چندین بار پیش آمده که ما متکی به حضور یک نفر شده‌ایم و بعداً دیده‌ایم او به هر دلیلی نمی‌تواند کار با ما را ادامه دهد ولی معمولاً با موفقیت از آن بحران گذشته‌ایم.

۹- زبده‌ها بدون هماهنگ شدن با تیم، زبده نخواهند بود!

اگر به زبده‌های این جام یعنی مسی در آرژانتین، رونالدو در پرتقال، آرین روبن در هلند و ... دقت کنید می‌بینید با آن همه آوازه، وقتی کنار کسی بازی می‌کنند که زبده نیست، خبری از آن گل‌ها و افتخارها نیست! مثلاً حضور مسی در کنار آن بازیکن داغون آرژانتین که اعصاب همه را خرد می‌کرد! (با آن موی عجیبش! اسمش چه بود!؟)
اینکه این‌ها در تیم‌های باشگاهی اروپا می‌درخشند به خاطر هماهنگ شدن با زبده‌های دیگر است اما متأسفانه بازی‌های ملی این روزها تبدیل شده به یک سری مسابقات سطح دوم که بازیکنان باید از تیم اصلی‌شان دور شوند و بیایند در تیم ملی مدتی در غربت بازی کنند!

در کارهای تیمی هم شما هر چقدر که زبده باشید، اما اطرافیانتان در سطح شما و هماهنگ با شما نباشند، هدر می‌روید و چه بسا مثل مسی آنقدر از شکست فینال عصبانی شوید که مدال نقره‌ای که به شما داده‌اند را همان لحظه در بیاورید و مچاله کنید و در دستتان بگیرید! (به نشانه‌ی اعتراض به اینکه من باید در جایگاه قهرمانی می‌بودم اما تیم نگذاشت من به این افتخار برسم)

۱۰- در آمار بالا،‌ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد!

در بازی برزیل-آلمان (که واقعاً پر از درس بود) حدود سه و نیم میلیون پیامک به برنامه شبکه ۳ ارسال شده بود که از طرف دو و نیم میلیون شماره یکتا بود. یک اتفاق باور نکردنی این بود که ۲۴ نفر در بین این افراد، دقیقاً نتیجه ۱-۷ را برای مسابقه پیش‌بینی کرده بودند!!!!!!!!!!!!! یعنی با عقل هیچ کس جور در نمی‌آمد کسی بتواند این نتیجه عجیب را پیش‌بینی کند اما در این آمار چند میلیونی ۲۴ نفر بودند که درست پیش‌بینی کرده بودند! این برای ما برنامه‌نویس‌ها خیلی نتایج دارد! مثلاً من می‌خواهم نهایت طول نام خانوادگی را در دیتابیس مشخص کنم. اگر جامعه‌ای که در نظر می‌گیرم، کوچک باشد، ممکن است بگویم نهایتاً ممکن است نام خانوادگی یک نفر ۴۰ کاراکتر باشد. اما وقتی آمار بالا می‌رود و جامعه بزرگ‌تر می‌شود، می‌بینی خیلی فامیلی‌ها پیدا می‌شود که بیش از ۴۰ کاراکتر است و سیستم با مشکل مواجه خواهد شد! پس باید هنگام برنامه‌ریزی‌ها نگاه جامع‌تری داشت. حتی چیزی که از نگاه ما محال است در یک جامعه بزرگ‌تر ۲۴ بار اتفاق می‌افتد!!

 

خلاصه، جام خوبی بود. من خیلی خیلی راضی‌ام که این جام را دنبال کردم. درس‌های عجیبی برایم داشت که در موقعیت خودش یادم می‌آید و از آن‌ها استفاده خواهم کرد.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[برای جوانان]
5 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : چهارشنبه، 25 تیر، 1393 (306 مشاهده)

یک کورس آموزشی عالی از دانشگاه هاروارد در مورد «مبانی علم کامپیوتر»

انصافاً گاهی اوقات که برخی کلاس‌های دانشگاه‌های کشورهای دیگر را می‌بینم احساس می‌کنم هم اساتید ما به ما ظلم کردند و حالا من هم به عنوان یک مربی به دانشجویانم ظلم می‌کنم!!

نحوه‌ی تدریس برخی از اساتید دانشگاه‌هایی مثل MIT ، Harvard و برکلی و ... از زمین تا آسمان با ما فرق می‌کند!

چقدر برای یک کلاسشان وقت گذاشته‌اند، چقدر زحمت کشیده‌اند! گاهی اوقات یک مفهوم که ما ساعت‌ها در موردش به صورت تئوری صحبت می‌کنیم را با یک کلیپ تصویری ساده بر روی دیوار چنان نمایش می‌دهند که دانشجو تا عمر دارد آن مفهوم را از یاد نبرد!

البته تصور نشود که همه اساتیدشان اینگونه‌اند! من دوره‌های زیادی را در دانشگاه‌های مختلف دنیا دیده‌ام و بررسی کرده‌ام، اکثراً (به خصوص در رشته کامپیوتر) کلاس‌هایشان بی‌نظیر است، اما برخی هم هستند که چنگی به دل نمی‌زنند (فراموش نکنید که خوب و بد در همه جای دنیا هستند)

تا به حال چند دوره را دیده‌ام که دوست داشته‌ام یک نسخه از آن را برای تمام مدرسان رشته کامپیوتر ارسال کنم تا از نحوه تدریس، الگوبرداری کنند تا شاید روزی ما در کلاس‌های دانشگاه‌هایمان حرف اساتید را بفهمیم (و اساتید هم خودشان بفهمند که چه می‌گویند!!)

یکی از دوره‌ها دوره Stanford University Programming Abstractions in C plus-plus است که لینک دانلود و حتی سفارش آن را در صفحه مربوط به آن قرار داده‌ایم. (یک نکته جالب در مورد این دوره که نظر من را جلب کرد، این بود که خانم استاد در 27 جلسه تدریس، 27 نوع لباس مختلف پوشیده است!!!!)

اما یکی دیگر از این دوره‌ها که جنبه عمومی‌تری دارد و تماشای آن برای تمام دانشجویان رشته‌های کامپیوتر و اساتید آن‌ها جزء واجبات است، دوره Introduction to Computer Science (مقدمه‌ای بر علم کامپیوتر) است.

این دوره در مورد مبانی و مفاهیم کامپیوتر است. از مفهوم صفر و یک شروع می‌کند و تا طراحی صفحات وب پیش می‌رود و در همه حال، مفاهیم پایه را در نظر دارد.

گذشته از مباحث مطرح شده، من کلاس‌داری و مهارت استاد دوره در استفاده از ابزارهای آموزشی را کار دارم.

استفاده از کلیپ‌های ویدئویی، صوتی و اسلایدهای جذاب، هر دانشجویی را ترغیب به گوش دادن به درس می‌کند (نه خوابیدن در سر کلاس!!)

http://img.aftab.cc/news/computer-science.jpg

من فقط یک چشمه را نشان می‌دهم:

در تصویر بالا، 8 دانشجو را می‌بینید که به دعوت استاد آمده‌اند. هر کدام از سمت چپ، اعداد مربوط به باینری یعنی 128 ، 64 ، 32 ، 16 ، 8 ، 4 ، 2 و 1 را در دست دارند. ویدئو پرژکتور هم کدهای اسکی را روی صفحه نمایش می‌دهد.

هر بار چند نفر از این افراد دست خود را به نشانه 1 بالا می‌برند. بقیه دانشجوها باید عدد باینری و سپس ده‌دهی به دست آمده را محاسبه کنند و از روی جدول کدهای ASCII حرف مربوطه را بیابند.

من که این بار اگر به این مبحث برسیم، چنین کاری خواهم کرد. (حتی در درس شبکه و محاسبه Subnet هم کاربرد دارد)

روش‌های مختلفی برای جا انداختن مفهوم صفر و یک به کار می‌برد که در نوع خود بی‌نظیر است.

خلاصه، به تمام دانشجویان رشته کامپیوتر و اساتید محترم این رشته پیشنهاد می‌کنم یک وقت اساسی برای نشستن پای این درس در نظر بگیرند. من تعطیلات عید را با این‌ها سر خواهم کرد.

ضمناً نگویید که انگلیسی است و متوجه نمی‌شوید!! (اگر استاد رشته کامپیوتر هستید و انگلیسی نمی‌دانید که می‌بخشید اما باید اظهار تأسف کرد و اگر دانشجوی رشته کامپیوتر هستید و انگلیسی نمی‌دانید، باید بگویم که احتمالاً از این رشته چیزی گیرتان نمی‌آید مگر اینکه خیلی سریع برای یادگیری حرفه‌ای انگلیسی اقدام کنید که رشته کامپیوتر بدون دانستن انگلیسی مثل زنبور بدون بال است! بارها در جاهای مختلف گفته‌ام که کامپیوتر علم ما نیست که بخواهیم از منابع فارسی استفاده کنیم. اگر ادبیات بود، چرا. اما کامپیوتر علمی است که طراحان و صاحبان ایده آن، ترجیح می‌دهند به انگلیسی کتاب بنویسند)

اگر اینترنت پرسرعت دارید، می‌توانید از طریق لینک‌هایی که در صفحه زیر قرار داده‌ایم، دانلود کنید. امکان سفارش آنلاین هم در همان صفحه تعبیه شده است:

http://aftab.cc/shop/145-computer-science-harvard-university.html

در ابتدای دوره، یک منبع خوب معرفی می‌شود که من کتاب الکترونیکی آن را یافتم. بد نیست اینجا هم معرفی کنم و لینک دانلود را بدهم. (در ادامه متن...)


[اخبار IT]
ادامه متن ... | » نظرات-Comments | لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : جمعه، 28 اسفند، 1388 (7626 مشاهده)

مجموع خبرها 1200 (400 صفحه | درهر صفحه 3)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | 76 | 77 | 78 | 79 | 80 | 81 | 82 | 83 | 84 | 85 | 86 | 87 | 88 | 89 | 90 | 91 | 92 | 93 | 94 | 95 | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | 101 | 102 | 103 | 104 | 105 | 106 | 107 | 108 | 109 | 110 | 111 | 112 | 113 | 114 | 115 | 116 | 117 | 118 | 119 | 120 | 121 | 122 | 123 | 124 | 125 | 126 | 127 | 128 | 129 | 130 | 131 | 132 | 133 | 134 | 135 | 136 | 137 | 138 | 139 | 140 | 141 | 142 | 143 | 144 | 145 | 146 | 147 | 148 | 149 | 150 | 151 | 152 | 153 | 154 | 155 | 156 | 157 | 158 | 159 | 160 | 161 | 162 | 163 | 164 | 165 | 166 | 167 | 168 | 169 | 170 | 171 | 172 | 173 | 174 | 175 | 176 | 177 | 178 | 179 | 180 | 181 | 182 | 183 | 184 | 185 | 186 | 187 | 188 | 189 | 190 | 191 | 192 | 193 | 194 | 195 | 196 | 197 | 198 | 199 | 200 | 201 | 202 | 203 | 204 | 205 | 206 | 207 | 208 | 209 | 210 | 211 | 212 | 213 | 214 | 215 | 216 | 217 | 218 | 219 | 220 | 221 | 222 | 223 | 224 | 225 | 226 | 227 | 228 | 229 | 230 | 231 | 232 | 233 | 234 | 235 | 236 | 237 | 238 | 239 | 240 | 241 | 242 | 243 | 244 | 245 | 246 | 247 | 248 | 249 | 250 | 251 | 252 | 253 | 254 | 255 | 256 | 257 | 258 | 259 | 260 | 261 | 262 | 263 | 264 | 265 | 266 | 267 | 268 | 269 | 270 | 271 | 272 | 273 | 274 | 275 | 276 | 277 | 278 | 279 | 280 | 281 | 282 | 283 | 284 | 285 | 286 | 287 | 288 | 289 | 290 | 291 | 292 | 293 | 294 | 295 | 296 | 297 | 298 | 299 | 300 | 301 | 302 | 303 | 304 | 305 | 306 | 307 | 308 | 309 | 310 | 311 | 312 | 313 | 314 | 315 | 316 | 317 | 318 | 319 | 320 | 321 | 322 | 323 | 324 | 325 | 326 | 327 | 328 | 329 | 330 | 331 | 332 | 333 | 334 | 335 | 336 | 337 | 338 | 339 | 340 | 341 | 342 | 343 | 344 | 345 | 346 | 347 | 348 | 349 | 350 | 351 | 352 | 353 | 354 | 355 | 356 | 357 | 358 | 359 | 360 | 361 | 362 | 363 | 364 | 365 | 366 | 367 | 368 | 369 | 370 | 371 | 372 | 373 | 374 | 375 | 376 | 377 | 378 | 379 | 380 | 381 | 382 | 383 | 384 | 385 | 386 | 387 | 388 | 389 | 390 | 391 | 392 | 393 | 394 | 395 | 396 | 397 | 398 | 399 | 400 ]

با وارد کردن ايميل خود در کادر زير مي‌توانيد از ارسال اخبار جديد در سايت از طريق ايميل، مطلع شويد:


و يا مي‌توانيد اخبار را از طريق RSS دنبال کنيد:
http://feed.aftab.cc/Aftabgardan-cc

RSS چيست و چه كاربردي دارد؟
آدرس RSS مربوط به آفتابگردان



Home | Forums | Download | Learning | Music | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us

Copyright 2004-2009. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc : Aftab.cc