» سه شنبه 10 شهریور 1394 |   ورود or عضویت flags/iran.gif flags/usa.gif flags/saudiarabia.gif flags/sweden.gif flags/france.gif
Show me the SUN
درياره‌ آفتابگردان

« آفتابگردان » به عنوان یک كانون مجازی با هدف فراهم كردن ‎محیطی لذت‌بخش، علمی و مفید و همچنین در دسترس قرار دادن آن‌چه یك كاربر رایانه ‎نیاز دارد، اعم از نرم‌افزارها، آموزش‌های كاربردی، اخبار، نقد و بررسی‌ها، راهنمایی‌ها و ‎...؛ ایجاد شده است.
‎شما می‌توانید، با ‎ثبت نام در سایت عضو خانواده بزرگ و باصفای آفتابگردان شوید و در ‎انجمن‌های گفتگو با دیگر اعضای سایت به بحث و تبادل نظر بنشینید.
‎آفتابگردانی‌ها هدفشان همیاری یکدیگر در زمینه‌های مختلفِ شغلی، درسی، ‎كامپیوتری و ... است و در این راه تا حد توان، از هیچ اقدامی دریغ ‎نمی‌ورزند.
‎امیدواریم شما نیز با حضور در این جمع و اشتراک دانسته‌هایتان با دیگران، آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان یاری دهید...

تمامي كالاها و خدمات اين سایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.
محصولات و خدمات آفتابگردان:

[ URLهای خود را کوتاه‌تر کنید، روی آن‌ها پسورد بگذارید و آمار بگیرید!]
[تستا؛ سیستم مدیریت آزمون آنلاین]
[پارس‌خوان؛ نرم افزار خوانای متن فارسی]

[بوکفا؛ سیستم مدیریت آنلاین کتابخانه]
[سیستم مدیریت کتابخانه]
[تیکفا؛ سیستم مدیریت پشتیبانی آنلاین مشتریان]


[نُمْرا؛ سیستم مدیریت آموزشگاه]

[نرم‌افزار کتاب‌خوان تدریجی دُر]
[بازی آنلاین نیکا]

طراحی و میزبانی سایت خود را
به تیم آفتابگردان بسپارید!



کلیپ ویدئویی معرفی آفتابگردان
‎با وارد کردن ایمیل خود در کادر زیر می‌توانید از ارسال اخبار جدید در سایت از طریق ایمیل، مطلع شوید:

اخبار کوتاه سایت:


بلوک کاربری
 
عضویت
کلمه عبور را فراموش کرده ام

 
کاربران سایت:
مجموع: 19,079
آخرین: saeed13740

کاربران حاضر درسایت:
مهمان: 47
عضو: 0
مجموع: 47

Last Seen Users:
Hamid  |  saber_s_gamei  |  saeed13740  |  rezasystem  |  sima_vafa  |  mrsmhn  |  alisniper  |  mk01  |  amirhosein  |  amirhmlab  |  meysamiii  |  hamidbn  |  qwerty13  |  mhk158  |  fereshteh71  |  bidak  |  roozbeh1369  |  mahan42  |  yeganehha  |  Undercover  |  malihe70  | 


آخرین نظرات کاربران
  amirhosein: با تشکر از لطف شما در به اشتراک گذاشتن تجربیات تان.
دکتر مینایی یکی از انسانهای فرهیخته میهمن اسلامی مان هستند. جالب است که ایشان هم تا سطح اجتهاد تحصیلات حوزوی دار...
در مطلب: در جلسه مصاحبه دکترا چه می‌گذرد؟ (به ویژه مصاحبه دکتری دانشگاه آزاد اسلامی)

  علیرضا شمیل زاده : سلام اقای حمید رضا یک سوال کوچیک ایکس باکس وان می تونه بازی های xbox 360 رو اجرا کنه لطفا جواب دهید . در مطلب: Xbox One بخریم یا نخریم؟ (تجربه من در مورد خرید ایکس باکس وان)

  محسن: با سلام، من دانشجوی واحد مجازی دانشگاه آزادم، عزیزان فقط در یک جمله: هرگز این واحد را برای ادامه تحصیل انتخاب نکنید مگر انکه هیج راه ادامه تحصیل دیگری نداشته باشید. ف... در مطلب: کدام دانشگاه بروم؟ دولتی؟ آزاد؟ علمی-کاربردی؟ غیرانتفاعی؟

  zahra: كارشناسي شهرسازي چي ميشه؟
در مطلب: نام و مقطع رشته های دانشگاهی به زبان انگلیسی

  mohammadsajjad Mohammadiyoon: عالی بود مهندس، این طرحی که به راحتی بشه با یه صفحه اینترنتی کاراکتر های فارسیو به عربی تبدیل کرد عالیه، فقط ای کاش امکانش رو میزاشتی تا برعکس این کار هم ممکن باشه، یع... در مطلب: اصلاح کننده تایپ فارسی طراحی شد

  ارسلان محمدرضا: دستتون درد نکه آقای نیرومند واقعا عالی بود سپاسگذارم
در مطلب: چگونه سایت‌های تبلیغاتی را از نتایج جستجو در گوگل حذف کنیم؟

  anari: سلام برادر
قبل از این می‌خواستم بگما... لینک اولتان (آموزش نستعلیق) که در وبلاگ هم معرفی شده بود مال استاد "مسلم بیگی" است که شرکت گسترش نرم افزاری سینا تهیه‌اش کرده...
در مطلب: فیلم‌هایی مربوط به آموزش خطاطی (نستعلیق و شکسته نستعلیق و تحریری)

  داود: مطلبتون بسیار عالی و جامع هست در مطلب: وقتی یک سایت باز نمی‌شود باید چه کار کنم؟

  Mahmoud adib: سلام استاد گرامي
واقعاً از نقد با ادبيات بسيار لذت بردم اميد وارم شمارا حضوراً ملاقات كنم 👏👏👏👏👏👏
بنده هم macbookair گرفتم ولي با افيس و تايپ مشكل دارم ختي متون...
در مطلب: لپ تاپ اپل (MacBook) بخریم یا نخریم؟ (تجربه من از خرید مک بوک)

  ...: سلام
خوب هستین
من دکمه های ماشین حساب لپ تاپم کار نمیکنه چه کنم... اینتر کنارش کار میکنه ولی اعداد نه... تقصیر از نام لاکشم نیس...چون وقتی میزنمش صدا میده...لطفا راهن...
در مطلب: رفع یک مشکل: روی کیبورد لپ تاپ من، حروف ح خ ه ع ت ن م ک / . و ئ، اعداد را تایپ می‌کنند!


موضوعات اخبار
معرفي سايت
اطلاعیه‌های آفتابگردان
ياهو
مايكروسافت
گرافيك
اخبار ميكس و مونتاژ
بازي‌هاي كامپيوتري
اخبار عمومي
اخبار IT
سخت افزار
نرم افزار
گوگل
سيستم‌هاي مديريت محتوا
اخبار موبايل
دانستني‌هاي IT
برنامه‌ نويسي
Mozilla & Firefox
از همه جا
اخبار شرکت Adobe
ابزار فارسي
کلیپ‌ها و ویدئوهای مفید انگلیسی
برای جوانان
مطالب مذهبی، قرآنی و فرهنگی
لینوکس
شرکت Apple
فیلم‌های مستند
دنياي نرم​افزارهاي رايگان
اخبار تستا
این کلمه یعنی چی؟
بخریم یا نخریم
تجارت الکترونیک
بازی‌های تولیدی آفتابگردان
آکادمی آنلاین آفتابگردان
مطالب و دانستنی‌های جالب
ایده‌های جالب

مطالب پیشنهادی

آرشیو اخبار به صورت موضوعی




تعداد آموزش‌ها: 564         تعداد شاخه ها: 65         كل بازدیدها: 6263176
    

آخرين ارسال‌ها به تالار گفتمان

یک نکته: نویسنده معروفی می‌گوید: زن مثل كراوات است هم زیبایی به مرد می‌بخشد و هم گلویش را فشار می‌دهد!
ذکر روز سه‌شنبه: يا أرحمَ الرّاحِمين      نمایش متن و صوت دعای روز سه‌شنبه

موضوعات  پاسخها   نویسنده   بازدید   آخرین ارسال 
 ایده های شما برای ساخت نرم افزار یا بازی؟ 4 Hamid 897 saber_s_gamei 
 مشکل در تغییر رمز عبور در ویرایش جدید 3.0.5 4 mk01 33 Hamid 
 Slave adوMaster ad 0 fereshteh71 18 fereshteh71 
 حضور و غیاب در محیط کاربری مدرس 1 mk01 25 Hamid 
 پیشنهادات شما 21 Hamid 155 mrsmhn 
 کمک در نصب ماژول 2 hamid_reza_m 72 hamid_reza_m 
 آپدیت موبایلی نمرا 3 mrsmhn 17 Hamid 
 آپدیت‌های نمرا ۳ 5 Hamid 239 Hamid 
 تغییر کارت دانش اموزی به شکل دلخواه 0 sae13 5 sae13 
 مشکل ورود در تستا 3 1 skh_med 8 Hamid 
 سینک دیتا بیس 6 mrsmhn 208 mrsmhn 
 درگاه پرداخت آنلاین برای نمرا 2 1 phclgn 63 mrsmhn 
 اسکریپت نظر سنجی 1 bidak 535 mk01 
 نمره نهایی 6 mrsmhn 15 mrsmhn 
 حذف پیغام ها 1 mrsmhn 6 Hamid 
موضوعات:5800 | ارسالها: 31619 | بازدیدها: 11830550 | پاسخها: 25812 | کاربران:  19079
[ تالار گفتمان ]   [ ارسال‌هاي بعد از آخرين بازديد شما ]   [ 50 پست آخر انجمن‌ها ]   [ جستجو ]
راهنما: برای رفتن به آخرین پست هر تاپیک، روی کلیک کنید.

لينك‌هاي روزانه

یک PDF خوب که کسانی که در حال زبان آموزی هستند بد نیست مطالعه کنند
دستورات خط فرمان لینوکس (Command Line) را در سایت کدآکادمی یاد بگیرید
اگر می‌خواهید شعر بسرایید ، باید این‌ها را بدانید: علم عروض و وزن شعر فارسی
گشت و گذار مجازی در ایستگاه فضایی (بسیار جالب)
یکی از بهترین مبدل‌های فایل‌های صوتی و ویدئویی
سایتی (انگلیسی) برای آموزش اکسل از مقدماتی تا پیشرفته
سایتی برای علاقه‌مندان به فیزیک (آموزش مفاهیم فیزیک با ویدئوهای کوتاه)
سایتی حاوی آموزش ساخت انواع اوریگامی
سرمشق‌های استاد امیرخانی با کیفیت عالی
افزونه jQuery برای پرینت از یک عنصر خاص در صفحه وب
برای طراحان وب: گرفتن خروجی PDF از صفحه با jQuery
چگونه از صفحه آیفون یا آی.پد با استفاده از Mac فیلم بگیریم
افزونه‌ای برای نمایش pdf در بطن صفحه وب (Embedding pdf in web page)
​نظرات جالب ​یک خانم اسلام‌شناس یهودی در مورد قرآن
سایتی برای اینکه بفهمید چه سایت‌های دیگری روی سرور یک سایت خاص قرار دارند

یکی از مهم‌ترین، مفیدترین و واجب‌ترین مجموعه سخنرانی‌های استاد پناهیان

اواخر سال گذشته رفته بودیم قم، در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) که این روزها روز تولدشان و هفته کرامت است، استاد پناهیان سخنرانی داشتند. طبیعتاً نشستم و گوش کردم. در یک جمله، فوق العاده بود!

http://bayanbox.ir/view/2413328908447260240/940331-Panahian-M-ImamSadeq-TanhaMasirBarayeZendegieBehtar-04-5.jpg

فهمیدم که ظاهراً هر چند هفته یک بار می‌آیند حرم و این مبحث از قبل ادامه داشته و در آینده هم ادامه دارد. بعداً جستجو کردم و کل جلسات را پیدا کردم. همه را دانلود کردم و ریختم روی فلش ماشین و تا امروز در حال گوش کردن آن‌ها در حین رانندگی هستم. (اگر این نوع سخنرانی‌ها را در ماشین بشنوی لذتش بیشتر است! می‌دانی چرا؟ چون مثلاً قرار است ده دقیقه رانندگی کنی، ده دقیقه از سخنرانی را می‌شنوی و این ده دقیقه کلی برایت تازگی و جذابیت دارد اما اگر بخواهی همه‌ی یک ساعت را پشت سر هم بشنوی ممکن است قدر برخی جملات را ندانی)

گاهی اوقات مثلاً می‌شنویم که امام علی (علیه السلام) فرمودند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در گوش من جمله‌ای گفت که هزار باب علم را بر من گشود که از هر باب، هزار باب دیگر باز می‌شود. باور کنید برخی جملاتی که در این مجموعه سخنرانی گفته می‌شود بلاتشبیه حکم این روایت را دارد! یعنی من تصمیم گرفته‌ام اگر بشود یک بار دیگر از اول گوش کنم و جملات ناب ایشان (که البته که اکثراً جملات معصومین است) را به عنوان مشق یادداشت کنم! من شاید از حدود دوازده سیزده سالگی دنبال‌کننده سخنرانی‌های ایشان هستم، این مجموعه به نظرم از غنی‌ترین سخنرانی‌های ایشان بود که جمله به جمله‌اش مفید بود.

به هر حال، پیشنهاد می‌کنم از دست ندهید:

  • مکان: قم، حرم حضرت معصومه(س)
  • زمان: جلسات هفتگی - سال93
  • تعداد: 15 جلسه
  • موضوع سخنرانی: نظام اخلاق و تربیت دینی

دانلود فایل‌های صوتی در این صفحه

توجه: سطح سخنرانی ممکن است طوری باشد که برای کسی که اهل این جلسان نیست کمی سنگین باشد. به شرطی لذت می‌برید که به جملات به صورت عمقی و زیرکانه نگاه کنید. مثلاً آن جلسه‌ای که من در حرم بودم به یکی از ابهامات اصلی ما امروزی‌ها که ابهام خود من هم بود به زیبایی پاسخ دادند: ابهام: پاک ماندن در عصر حاضر با وجود اینترنت و ماهواره و ... سخت است! پس من اگر گناه کنم، نسبت به آن کسی که هزار سال پیش زندگی می‌کرده، تقصیری ندارم! پاسخ زیبای ایشان و دین (نقل به مضمون): از ابتدای خلقت تا به حال، اصل، مبارزه با هوی و هوس بوده است. نه اینکه مبارزه با مصادیقی مثل اینترنت منفی و ماهواره‌ی منفی! در هر زمانی مصداق هوی و هوس یک چیز بوده. شما اگر الان نتوانی در برابر این هوس دوام بیاوری لابد چند هزار سال پیش هم اگر در قوم لوط قرار می‌گرفتی می‌گفتی این زمان لواط‌کار نبودن سخت است پس من اگر (نعوذ بالله) لواط‌کار شوم تقصیری ندارم! یا در زمان امام علی هم لابد هوی و هوس اجازه نمی‌داد طرف امام علی را بگیری و در هر زمانی می‌شود یک مصداق از هوی و هوس را یافت... پس، «اصل، مبارزه با هوی و هوس در هر زمان است» به مصادیق هوی و هوس کار نداشته باشیم... همین یک جمله به نظر شما چند باب علم و معنویت را به انسان می‌گشاید؟ (البته که باید سخنرانی را کامل بشنوی تا با هنرمندی ایشان درک این جمله برایت آسان‌تر شود)

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[مطالب مذهبی، قرآنی و فرهنگی]
2 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : سه شنبه، 27 مرداد، 1394 (315 مشاهده)

در جلسه مصاحبه دکترا چه می‌گذرد؟ (به ویژه مصاحبه دکتری دانشگاه آزاد اسلامی)

در آزمون دکترای دانشگاه آزاد، امسال رتبه نسبتاً خوبی در بین متقاضیان دکترای مهندسی نرم‌افزار آوردم (رتبه ۷۱ در کشور) و دعوت به مصاحبه شدم. امروز جلسه مصاحبه بود. با توجه به اینکه برخی دوستان ابهاماتی در مورد این جلسه دارند و گاهی استرس می‌گیرند، توضیحاتی در مورد آنچه اتفاق افتاد به صورت خاطره‌وار می‌نویسم شاید مانند مطلب «در جلسه دفاع از پایان نامه چه می‌گذرد!؟» که بیش از ده هزار بار مطالعه شده، به درد دوستان بخورد.

محل مصاحبه دکترای دانشگاه آزاد:

اولاً مصاحبه دانشگاه آزاد در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد، ساختمان فرهیختگان (معروف به هتل فرهیختگان) انجام می‌شود که ۱۲ کیلومتر بالای کوه و پشت سازمان مرکزی است. از ترمینال آزادی یک خط (لاین ۱۰) شما را با ۵۰۰ تومان مستقیماً تا دم در سازمان می‌برد! (انتهای مسیر، آنجاست) و همان دم در سازمان یک مینی‌بوس منتظر شماست تا شما را به بالای کوه برساند. (لازم نیست چند هزار تومان پول تاکسی‌های داخل دانشگاه را بدهید که نزدیک بود ما را سرکیسه کنند! وسیله ایاب‌وذهاب رایگان در کل سازمان هست. فقط چندین خط اتوبوس واحد رایگان داخل سازمان است!!)

ما در طبقه نهم چند دقیقه منتظر ماندیم تا اسم‌مان را یکی یکی خواندن و بعد از گرفتن کارت شناسایی و پر کردن فرمی که باید مدرک کارشناسی و ارشد و معدل‌ها و ... را در آن بنویسید، گفتند که برویم در اتاق مصاحبه.
 پشت در اتاق، دوستان جمع هستند و با هم در مورد سؤالات و ... صحبت می‌کنند. (یک اتفاق جالب برای من این بود یکی از عزیزانی که ظاهراً‌ از اصفهان برای مصاحبه آمده بود تا من را دید شناخت و احوال‌پرسی و ... و گفتند که آقای نیرومند من از دنبال‌کنندگان مطالب شما هست و کلی ما را تحویل گرفتند و خلاصه یک قوت قلب بودند برای ما! :) از دوستی که آنجا بود و این مطلب را می‌خواند تشکر می‌کنم)

و اما داخل اتاق:

هفت هشت دکتر باکلاس دور یک میز نشسته‌اند و شما مقابلشان می‌نشینید. چیزی شبیه به این صحنه:

http://img.aftab.cc/news/94/doctorian_session.jpg

این مدارک را آماده کنید که به محض ورود باید تحویل بدهید:

- مهم‌ترین چیز، پایان‌نامه شماست.
- هر مقاله‌ای در هر کجا چاپ کرده‌اید یک نسخه ببرید. (من دو مقاله برای سمینارها داشتم و چند تایی در جوانی در مجلات چاپ کامپیوتری چاپ کرده بودم، بردم، صفحه‌ی اینترنتی که این مقالات پذیرفته شده را هم پرینت گرفتم بردم. اگر شما گواهی چاپ مقاله یا سمینار دارید ببرید. به خصوص اگر کسی حتی یک مقاله ISI داشته باشد نانش در روغن است! برای ما که مقالات فارسی را خیلی به آن صورت نگاه نکردند،‌ ظاهراً همین که ببینند شکل و شمایل مقاله دارد کافی‌ست)
- هر کار مهمی انجام داده‌اید، یک سند از آن ببرید. (مثلاً من کاتالوگ‌های نمرا و تستا  (فرزندان بزرگم!) را چاپ کردم و خیلی شیک درستشان کردم و بردم که بسیار مؤثر بود طوری که برخی از عزیزان شماره و ایمیل گرفتند که مشتری ما شوند! جالب است که من از بس آی.اس.آی ، مای.اس.آی شنیده بودم، فکر می‌کردم این‌ها قبول نیست و نمی‌خواستم کاتالوگ‌ها را نشان بدهم اما همین‌ها برگ برنده‌ی من شد و حیفم آمد که از سیستم‌های دیگرمان صحبت نکردم. البته پارس‌خوان هم چون به پایان‌نامه ربط داشت حسابی معرفی کردم...)
- هر نوع موفقیتی هر کجا داشته‌اید یک سند ببرید. مثلاً من گواهی انتخاب به عنوان سایت برتر دانشگاهی و پژوهشی در سومین جشنواره رسانه‌های دیجیتال را بردم که هر چند که یک آقای دکتر جوان و زیرک آنجا بود و گفت که این یک سند پژوهشی و علمی به حساب نمی‌آید و فقط یک مدرک صنعتی است اما در کل تأثیر خوبی داشت. من حتی مدرک انتخاب به عنوان جوان موفق در شهرستان در جشنواره علی اکبر را هم بردم و نشان دادم و مؤثر بود. (البته مدارک سطح پایین را اگر لازم شد رو کنید که تأثیر منفی نداشته باشد)
- هر نوع مدرک زبان دارید با خود ببرید. به خصوص مدارک معتبر مثل آیلتس و تافل و...
- یک رزومه از خودتان و درس‌هایی که تدریس کرده‌اید و ... ایجاد و چاپ کنید و تحویل دهید. (من خودم چون نمی‌دانستم چی به چی‌ست، رزومه‌ام را تحویل ندادم و به نظرم ضرر کردم)

در جلسه مصاحبه دکترا چه سؤالاتی می‌پرسند؟

ببینید! همه افرادی که از اتاق خارج می‌شوند موافقند که «سؤالات، قابل پیش‌بینی نیست!» به قول یکی از عزیزانی که امروز قبل از من مصاحبه داشت: بهتر است بدون هیچ پیش‌فرضی وارد شوید. اما خوب بعضی سؤالات تقریباً از همه سؤال می‌شود که می‌توانید از روی تجربه‌ی من کشف کنید:

اولین سؤالی که از من (و تقریباً همه دوستان) پرسیدند این بود که خودت را به انگلیسی معرفی کن. (خوب، الحمد لله من انگلیسی را به اندازه کافی مسلط هستم و فکر نمی‌کنم از بین همه افراد مصاحبه شونده از لحاظ لهجه و تسلط کسی بتواند با من رقابت کند. دوستان هم متوجه شدند و بدشان نمی‌آمد بیشتر سؤال انگلیسی بپرسند. خودم را معرفی کردم و اینکه چه کار می‌کنم و بعد به این ختم کردم که من الان دانشجوی مترجمی زبان دانشگاه پیام نور هستم. این را که گفتم تأثیر خوبی داشت و جالب است که دانشجوی زبان بودن و احتمالاً تسلطم را به عنوان مدرک معتبر زبان قبول کردند)

یکی از عزیزان به انگلیسی و با تعجب پرسید ربط موضوع پایان‌نامه شما با رشته‌تان چیست!؟ (راست می‌گفت! من رشته ارشدم شبکه‌های کامپیوتری بود در حالی که یک نوع پیاده‌سازی نرم‌افزاری را انتخاب کرده بودم) این را در پایان‌نامه هم پیش‌بینی کرده بودم که اگر کسی گیر داد، یک چیزهایی نوشته بودم که این‌ها به هم ربط دارد، همان‌ها را به انگلیسی توضیح دادم و البته گفتم که دلیل اصلی این انتخاب این بود که کارشناسی من مهندسی نرم‌افزار بود و بیشتر به این گرایش علاقه داشتم...

بعد، یکی‌شان پرسیدند «اگر بخواهید یک درس را برای تدریس انتخاب کنید، چه درسی را انتخاب خواهید کرد؟» من که عاشق مهندسی نرم‌افزار بودم، گفتم «قطعاً مهندسی نرم‌افزار» (بعداً پشیمان شدم که چرا شبکه که مسلط‌تر هستم را نگفتم! یعنی نمی‌دانستم چرا این را می‌پرسند!) از قضا از شانس ما کسی که تسلطش بر مهندسی نرم‌افزار بود، تنها خانم دکتر جلسه بود که بسیار هم باجذبه و ابهت بود. (فکر می‌کنم در سازمان یک کاره‌ای بودند...)
ایشان یک سری مفاهیم از RUP سؤال کردن که متأسفانه من نتوانستم خوب از پس پاسخ بربیایم. و متأسفانه بعد از جلسه یادم آمد که حواسش نبود که من ارشدم مهندسی نرم‌افزار نبوده! ایشان از ارشد مهندسی نرم‌افزار سؤال کرد... به هر حال، این توجیه را آوردم که مبحث RUP انتهای جزوه‌ای‌ست که من در دانشگاه تدریس می‌کنم و معمولاً جلسات دانشگاه زود تمام می‌شود و این بخش ناگفته می‌ماند و برای خودم چندان تکرار نشده و الان حضور ذهن ندارم. فازها و دیسیپلین‌های RUP و RT Factهای هر فاز (که ایشان سؤال کردند) یادم نبود. (اگر از مصاحبه رد شوم، هر چه هست به اینجای مصاحبه و سؤالات خانم دکتر ربط دارد!)

پرسیدند دومین درسی که انتخاب خواهی کردی چه خواهد بود؟ گفتم برنامه‌نویسی شیئ‌گرا و پیشرفته. (باز هم خانم دکتر یک سری سؤال در مورد بحث Encapsulation در شیئ‌گرایی پرسید) سومین درس؟ گفتم طراحی وب و دیگر سؤالی نپرسیدند.

یکی از دکترها به مقاله‌ای که از روی پایان‌نامه بود گیر داد که: چرا اسم استاد راهنمایت را در لیست نویسندگان ننوشته‌ای؟ می‌دانی این یک جرم و یک سرقت ادبی است؟ گفتم من واقعاً این را نمی‌دانستم و از طرفی بعد از ارشد با ایشان چندان رابطه ندارم. گفت: این یعنی ایشان هیچ کمکی به شما نکرده و امثال این. که من اشتباه کردم گفتم: حقیقتش هم همینطور بوده و ایشان خودشان ابتدای پایان‌نامه گفتند چون در تخصص من نیست، من هیچ کمکی نمی‌توانم کنم... و همین اظهار نظر باعث شد یک سری کدورت‌هایی پیش بیاید... که البته با ترفندهای روانشناسی(!) درستش کردم...

یکی دیگر از مصاحبه‌کنندگان که ظاهراً بیشتر مجدوب شده بودند گفتند: آقای مهندس، هیأت علمی که هستید؟ گفتم نه! با تعجب گفت: نیستید؟ گفتم: نه! حقیقتش من دنبال این قضایا نیستم. من در عمرم به یک دانشگاه یا مؤسسه درخواست تدریس و امثالهم نداده‌ام. من برای خودم کار می‌کنم و نیازی به پایبند شدن به عنوان هیأت علمی و ... ندارم.

نهایتاً هم در مورد این موضوع یک بحث‌هایی شد که می‌خواهید در دکترا روی چه موضوعی کار کنید؟ این‌جا هم من ضایع کردم! آن خانم گفتند: این موضوع ارشد شما بیشتر در زمینه هوش مصنوعی است، در دکترا می‌خواهید چه کار کنید؟ من اشتباه کردم، با اصرار خاصی گفتم که احتمالاً همین موضوع را ادامه دهم!!! (ظاهراً ایشان خیلی بهشان برخورد و یک چیزهای منفی‌ای یادداشت کرد!!) شاید باید می‌گفتم: فعلاً به طور دقیق مشخص نکرده‌ام اما احتمالاً یک سری مباحث نرم‌افزاری مرتبط با همین موضوع را پیگیری کنم. (باید دفاع می‌کردم که پایان‌نامه ارشد من ربطی به هوش مصنوعی نداشت، این مرسوم شده که هر وقت بحث TTS وسط می‌آید همه ذهنشان می‌رود پیش هوش مصنوعی! در حالی که من پیاده‌سازی نرم‌افزاری یک الگوریتم را دنبال کردم)

به هر حال، تقریباً همین‌ها بود. بعد، آخرش همه متفق‌القول گفتند که: بدون شک از لحاظ عملی عالی هستید اما از لحاظ علمی (یعنی همان آی.اس.آی مای.اس.آی که من حقیقتش از شنیدن امثال این نون‌دونی‌ها حالم به هم می‌خورد و یک سری مباحث تئوری مثل RT Fact و...) باید بیشتر کار کنید.
من از این قضیه اینطور سوء استفاده کردم: گفتم: بله، اتفاقاً می‌بینید که استاد راهنمای ارشد هم ابتدای پایان‌نامه‌ام نوشته‌اند که در عمر کاری‌ام ایشان از معدود دانشجویانی بودند که علم را به عمل تبدیل کرده بودند. با خنده گفتم «حقیقتش من مرد عملم!» اما خوب، الان به جایی رسیده‌ام که احساس می‌کنم این عمل بدون علم دارد یک جاهایی کم می‌آورد. هدفم هم از دکترا همین است که عملم را علمی‌تر کنم وگرنه نه به مدرکش نیاز دارم نه به بقیه قضایایش. (این نوع دیدگاه خیلی برایشان جالب بود)

 

نکات مهم

- یکی از چیزهایی که همه در دامش می‌افتند مشاجره با دکترهاست. مثلاً در سؤالات بالا در آن سؤال که چرا اسم استاد راهنمایت را ننوشته‌ای من در این دام افتادم و به سختی توانستم خارج شوم. نفر قبلی من که چنان عصبی شده بود که صدای دعوایش تا بیرون از اتاق می‌آمد. یعنی شک ندارم که رد شده! چند سؤال علمی پرسیده بودند، ایشان چون نتوانسته بود جواب دهد، شروع کرده بود به داد و بیداد که: این سؤالات ربطی به رشته و پایان‌نامه من ندارد...
در این مورد، تا جایی که می‌توانید صبورانه علاوه بر دفاع، پذیرای سطح پایین خود باشید. (کلاً کمی خاضع باشید بد نیست)

- اکثر افراد چون به انگلیسی مسلط نیستند در همان سؤال اول یک دفعه استرس می‌گیرند و همه چیز را غاطی می‌کنند! من خودم با این همه ادعا، به خاطر جو جلسه یک لحظه موضوع پایان‌نامه‌ام یادم رفته بود که بخواهم به انگلیسی در موردش صحبت کنم! (حتی اولش یادم رفت به همه سلام کنم! :) )

- اگر تسلط کافی به پایان‌نامه‌تان نداشته باشید گیر می‌افتید!

- نکات روان‌شناسی مربوط به کنترل استرس و مدیریت را بخوانید و مد نظر داشته باشید.

- کل جلسه مصاحبه کمتر از ۱۰ دقیقه خواهد بود. باید در این ده دقیقه اوج هنر و استعدادی که دارید را رو کنید! وگرنه مثل من بعد از جلسه خیلی چیزها یادتان می‌آید که می‌گویید ای کاش می‌گفتم! (من واقعاً خودم را برای چنین جلسه‌ای آماده نکرده بودم و تجربه‌اش را نداشتم وگرنه خیلی چیزها داشتم که رو کنم!)

 

صحبت پایانی:

نمی‌دانم مصاحبه‌ی دکترای دولتی چقدر سخت‌تر است (که قطعاً خیلی سخت‌تر است) و قبول شدن یا نشدن چقدر برای شما مهم است اما در کل، به نظر می‌رسد هر چقدر برایتان مهم‌تر نباشد راحت‌تر در جلسه حاضر می‌شوید. ریلکس باشید. اگر خودتان را از مدت‌ها قبل برای چنین روزی آماده کرده‌اید، هر چه صلاح باشد پیش می‌آید اما اگر یک شبه برای مصاحبه آماده شده‌اید، خوب احتمالاً بخواهید یا نخواهید لو می‌روید. به هر حال، در هر دو صورت ریلکس باشید. (امروز یک جوان را دیدم که از استرس کم مانده بود سکته کند! نمی‌توانست صحبت کند!)

امیدوارم با موفقیت از پس این خان بربیایید و دعا کنید که ما هم امروز (اگر صلاحمان در این بود) پذیرفته شده باشیم :)

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[برای جوانان]
7 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : پنجشنبه، 22 مرداد، 1394 (490 مشاهده)

وقتی کلمات صدمه می‌زنند! (چگونه با اهانت‌های دیگران برخورد کنیم؟)

یکی از چیزهایی که همه ما با آن مواجهیم، جملات نیش‌دار و اهانت‌آمیز است! جملاتی که گاهی روزها و چه بسا تا آخر عمر در ذهن انسان می‌ماند. (به خصوص امثال ما مدیران سایت‌ها، بیشتر با این مشکل مواجهند. چون کاربران آزادند که به طور ناشناس نظر بدهند و انسان وقتی بداند در جایی هست که هیچ کس او را نمی‌شناسند، ممکن است دست به هر کاری بزند)

به هر حال، یکی از درس‌های کتاب «خواندن و درک مفاهیم ۲» (Reading 2) که این ترم در رشته مترجمی زبان داشتیم، در مورد برخورد با این نوع جملات و اهانت‌ها بود که من از چند هفته پیش تا به حال دنبال فرصت می‌گشتم که با وجود اینکه متن بسیار سخت و وقت‌گیری بود اما به خاطر جذابیتش ترجمه‌اش کنم و اینجا قرار دهم.

به درد دوستانی که به انگلیسی علاقه دارند هم می‌خورد. من متن اصلی و ترجمه روان را قرار می‌دهم. سعی کنید همه بخوانید، نکات جالبی دارد که باعث می‌شود راحت‌تر با این موقعیت‌ها برخورد داشته باشید. (به خصوص اواخر متن، خیلی جالب است)

 

When words hurt

"You're hopeless."

تو چرا اینقدر نا امیدی!؟

"That's a beautiful dress. It's a shame they didn't have your size."

چه لباس قشنگی، حیف که در سایز تو نداشتن

"I hear your daughter has finally got a job. Did her father set it up?"

شنیدم بالاخره دخترت یه شغل پیدا کرده! پدرش واسش جور کرده؟

"Why waste your time practicing!? You'll never play the piano like your mother."

چرا وقتت رو تلف می‌کنی!؟ تو هیچ وقت به قشنگی مادرت پیانو نخواهی زد.

"Hey, you look marvelous! Have you had plastic surgery!?"

شما چقدر قشنگید! جراحی پلاستیک داشتید!؟

Stinging remarks zap us every day, often when we're least prepared.

جملات نیش‌دار هر روز ما را تخریب می‌کنند، اغلب زمانی که کمترین آمادگی را برایشان داریم! (ضد حال!!)

They seem to be everywhere: on the road, when rush hour brings out the worst in people: in queues, when everyone's patience is wearing thin; at work and at the dinner table, where people feel free to be rude.

به نظر می‌رسد این ضدحال‌ها هر جایی باشند: در جاده، در جاهایی که ازدحام جمعیت است مثل صف‌ها که از قضا صبر همه سر آمده، سرِ کار، سر میز شام که افراد با هم خودمانی‌تر و گاهی گستاخ‌تر می‌شوند...

There are so many styles of criticism that it's impossible to catalogue them all.

انواع مختلفی از اهانت وجود دارد که جمع‌بندی کردن آن‌ها ممکن نیست.

There are common, ("Congratulations! You've finally done it!") and others so hurtful they leave us dizzy and upset ("How do you manage to keep your bust so small? or, "Oh, I see you are doing what you do best eating").

برخی، عمومی‌ترند (مثل: تبریک! بالاخره انجامش دادی!) و برخی آنقدر وحشتناک که ما را سردرگم و دپرس می‌کنند (به طعنه: «چطور شکمت رو اینقدر کوچیک نگه می‌داری!؟» یا «می‌بینم که یه کار رو بهتر از همه انجام می‌دی: خوردن!»)

There are comments insensitive beyond belief. When a man had plucked up the courage to tell his mother that his wife had left him, his mother snapped, "What took her so long?"

برخی نظرات هم آن‌قدر بی‌احساس و بی‌عاطفه هستند که ماورای تصور هستند! به طور مثال وقتی یک مرد جرأت کرد که به مادرش بگوید که همسرش گذاشته و رفته، مادر، زهرش را اینطور خالی کرد: «چقدر دیر!»

Families are supposed to be havens from the world. But, in fact, relatives say things they never would outside the family, often with the excuse "You know I wouldn’t say this if I didn’t love you."

خانواده‌ها قرار است پناهگاه باشند اما در حقیقت، گاهی بستگان چیزهایی می‌گویند که هیچ غریبه‌ای نمی‌گوید! اغلب هم وقتی می‌فهمند ناراحت شدید خیلی ساده می‌گویند: «ببخشید تو رو خدا، اگر می‌دونستم ناراحت می‌شی نمی‌گفتم!»

One woman remembers standing at the bathroom mirror at the tender age of 12 when her mother remarked, "Don’t worry, darling, If your nose gets any bigger we can have it seen to." Until then, it had never even occurred to her that her nose was less than perfect.

یک خانم به یاد می‌آورد که وقتی در دوران حساس دوزاده سالگی جلو آینه ایستاده بود، مادرش گفت: «عزیزم ناراحت نباش، اگر دماغت بزرگ‌تر از این شد می‌ریم پیش دکتر!» تا آن زمان او همیشه فکر می‌کرد بینی‌اش حتی از بهترین حالت هم کوچک‌تر است!

http://img.aftab.cc/news/94/insult.jpg

My favorite category of put-down is the well-dressed insult otherwise known as "constructive criticism" (which is anything but). You can recognize these by the company they keep—usually such phrases as "I hope you don’t mind if I’m honest" or "I’m telling you this for your own good." Somehow, you’re supposed to admire the critic for his candor and appreciate his concern, while you try to recover from the punch in the gut.

نوع تحقیر مورد علاقه من، تحقیرهای مربوط به لباس پوشیدن است که گاهی به آن «انتقاد سازنده» می‌گویند (که به هر چیزی شبیه است جز انتقاد!). این نوع انتقادها را می‌شود با استفاده از عباراتی که همراه آن‌ها استفاده می‌شود شناسایی کرد. معمولاً عباراتی مثل «امیدوارم از اینکه می‌خوام حقیقتش رو بهت بگم ناراحت نشی...» یا «واسه خودت می‌گم...». هر طور هست باید منتقدان را به خاطر خلوص و صداقتشان تحسین کنید و نگرانی‌شان را درک کنید، در عین حال که سعی می‌کنید با این شوکی که وارد کرده‌اند کنار بیایید.

It’s easy, when defending yourself from insults, to get caught in a vicious cycle of attack and counter- attack. Fortunately there are ways to deflect the barb--and boost self-esteem. Next time you are the victim of criticism, try one of these strategies.

وقتی دارید از خودتان در برابر توهین‌ها دفاع می‌کنید، ممکن است به راحتی در یک چرخه‌ی نادرستِ حمله و ضدحمله گرفتار شوید. خوشبختانه راه‌هایی برای دفع نیش و افزایش اعتماد به نفس وجود دارد. دفعه بعد که یکی از قربانیان این نوع انتقادات واقع شدید سعی کنید یکی از این استراتژی‌ها را به کار بگیرید.

A. LOOK BEHIND THE INSULT. People who criticize have a lot of hurt to unload. If you can’t work out what's really bothering the critic ask. Remember, not every criticism has your name on it. So step back and consider the source.

۱- آن‌سوی توهین را نگاه کنید. افرادی که انتقادی را مطرح می‌کنند، معمولاً دلشان از جایی پر است! اگر نمی‌دانید که چه چیزی آن انتقادگر را اذیت کرده که این انتقاد را مطرح کرده، از او بپرسید. به یاد داشته باشید که اینطور نیست که هر انتقادی واقعاً در مورد شما صدق کند! اگر متوجه شدید که این انتقاد به یک چیز دیگر مربوط است (یعنی انتقادگر دلش از چیز دیگری پر است و می‌خواهد ناراحتی‌اش را با انتقاد به شما بفهماند)، به جای توجه به انتقاد، به منبع تولید آن توجه کنید.

The waiter isn’t singling you out for trouble: his wife dumped him the night before. The driver who cuts you up isn’t out to get you: he’s rushing to the bedside of a sick child. Let him in, boost him on his way. When you give people the benefit of the doubt like this, you’ll feel soothed by your grace.

مثلاً آن خدمتکار که با شما بدرفتاری می‌کند نه به خاطر نقدی بر شما بلکه به خاطر این است که دیشب همسرش قهر کرده و از خانه رفته. آن راننده‌ای که شما را خرد می‌کند، عجله دارد که به بچه‌ی بیمارش برسد. او را درک کنید و بیشتر تحویلش بگیرید. وقتی به برداشتتان از رفتار مردم با تردید نگاه می‌کنید، آن‌ها را به راحتی می‌بخشید و از این بخشش‌تان لذت می‌برید و احساس آرامش می‌کنید.

B. ANALYZE THE REMARK. In the Gentle Art of verbal Self-Defence, Suzette Haden Elgin suggests dividing an attack into its parts and responding to the unspoken assumption-- without playing the victim. For example, someone who is told. "If you loved me, you’d lose weight" could respond, "How long have you thought I didn’t love you?"

The secret is to examine what was said--and unsaid--before you get emotionally involved. Don’t take the bait if you can avoid it.

۲- توهین را آنالیز کنید. در کتاب «هنر لطیف دفاع شخصی شفاهی»، نویسنده پیشنهاد می‌کند که یک حمله را به اجزای آن بشکنید و بدون رودربایستی و مظلوم‌نمایی به آن منظور اصلی پاسخ دهید. به طور مثال اگر همسرتان به شما گفت «اگر من رو دوست می‌داشتی، وزن کم می‌کردی» بگویید «چند وقته به این فکر می‌کنی که من تو رو دوست ندارم؟»

نکته مهم این است که قبل از اینکه به طور احساسی درگیر شوید، بررسی کنید که چه چیزی گفته شد و چه چیزی منظور بود. مراقب باشید که با فهم نادرست، دم به تله ندهید!

C. FACE YOUR CRITIC. It’s not easy to stand up to insults. One trick is to be direct. Defuse the negative comment with come-backs such as "Is there any reason you would want to hurt my feelings?" or, "Are you aware how that remark might sound to other people?" As an alternative, ask the person to clarify his or her statement: "What did you mean by that?" or "I want to make sure I understand what you said." As soon as critics know you are on to their game they will leave you alone. Nothing shames more than being caught in the act.

۳- با منتقد برخورد کنید. تحمل توهین، ساده نیست. یک ترفند این است که رُک باشید. جملات منفی را با پاسخ‌هایی مثل «دلیلی وجود داره که می‌خوای به احساسات من لطمه بزنی؟» یا «می‌دونی اون جمله ممکنه در نگاه بقیه چی به نظر برسه؟» پاسخ دهید. یا به عنوان یک راه حل جایگزین، از شخص بخواهید که جمله‌اش را واضح‌تر بگوید: «منظورت از اون جمله، این بود که...؟» «فقط واسه اینکه مطمئن بشم درست فهمیدم می‌پرسم...». به محض اینکه ناقد بداند که شما گوشی دستتان است، کنار می‌کشد.

D. USE HUMOUR. Someone once said to a friend of mine, "A new skirt? That looks like material you’d use to upholster a chair." The woman replied, "Well, come and sit on my lap."

Another woman told me about her mother, who has devoted her life to keeping an immaculate house. One day the mother spied a cobweb in her daughter’s kitchen and asked, "What’s that?" Her daughter quipped, "A nature project." Making light of life is one of the best weapons against insults. A quick wit can cope with almost anyone.

۴- از خوشمزگی استفاده کنید. یک بار یک نفر به یکی از دوستان من گفت: «اوه! یه دامن جدید خریدی!؟ فقط، موادی که توش به کار رفته مثل موادی هست که واسه پوشش مبل‌ومان استفاده می‌شه!» آن خانم (دوست من) به شوخی جواب داد: «خوب، پس بفرمایید بنشینید روی پاهای من :)» یک خانم دیگر در مورد مادرش که کل عمرش را برای تمیز نگه داشتن خانه گذاشته بود می‌گفت: یک روز مادرم یک تار عنکبوت در آشپزخانه من دید و (با حالت تعجب و تمسخر) پرسید: «اون دیگه چیه!؟» گفتم: «یک پروژه در طبیعت». بی‌خیال بودن در زندگی بهترین سلاح در برابر توهین‌هاست. یک شوخ‌طبعی سریع و کوتاه می‌تواند هر کسی را به زانو درآورد!

E. SET UP SIGNALS. A woman told me about her husband, who criticized her only in public. She began carrying a small towel, and whenever he made a hurtful remark she put it on her head. He was so embarrassed that he stopped.

Another family came up with a phrase that serves the same purpose. Once, after Sunday dinner, their guest commented, "oh, that was wonderful! Chicken is cheap these days, isn’t it?" Now, whenever one of them makes a cutting remark, someone says, "Chicken is cheap," and they all laugh.

۵- سیگنال بفرستید. یک خانم در مورد شوهرش که دائم او را در جمع ضایع می‌کرد با من صحبت می‌کرد. او شروع کرده بود به حمل کردن یک دستمال کوچک و هر وقت که شوهرش یک جمله توهینی می‌گفت، او آن دستمال را روی سرش می‌گذاشت! کم‌کم شوهر آنقدر احساس شرم کرده بود که دیگر به این کارش ادامه نداد!

یک خانواده دیگر از یک جمله استفاده می‌کردند که همین هدف را دنبال می‌کرد. یک بار بعد از شام، مهمانشان گفته بود: «اوه، غذای جالبی بود. مرغ این روزها ارزونه، نه؟» حالا از آن روز به بعد هر وقت هر کس به آن‌ها توهینی می‌کند، یکی‌شان ادای آن مهمان را در می‌آورد و می‌گوید: «Chicken is cheap!‎ (مرغ ارزونه)» و همه با هم می‌خندند! :)

F. BRUSH IT OFF. Go along with whatever is said. If your wife says, "You’ve gained about 20 pounds, haven’t you, dear?" respond: "Actually it’s closer to 25." If she persists, "Aren’t you going to do anything about it?" try: "Probably not. Just be fat for a while." A remark has power only if you grant it power. By being agreeable, you immobilize it.

۶- از توهین استقبال کنید! با هر چیزی که گفته می‌شود کنار بیایید و جبهه نگیرید. اگر همسرتان به شما می‌گوید: «نزدیک به ده کیلو اضافه وزن داری ها!» بگویید: «پس به ۲۰ کیلو نزدیک می‌شیم!» اگر اصرار کرد که: «نمی‌خوای کاری کنی؟» بگویید: «احتمالاً نه، می‌خوام یه مدت آزمایشی چاق باشم!». توجه کنید که یک توهین وقتی قدرت پیدا می‌کند که شما به آن قدرت بدهید. اگر با همه چیز موافق باشید، از قدرت می‌اندازیدش.

G. IGNORE THE INSULT. Note the comment, realize it doesn’t "belong to you and simply let it go. The ability to forgive is one of the most important survival skills we can cultivate.

If you’re not quite ready for that, let the speaker know you registered the remark but won’t respond. Next time someone zaps you, wipe an imaginary spot off your shirt. When the person asks what you are doing, say, "oh, I thought something hit me, but I must have been mistaken." when they know you know, criticizers are much more careful. Or feign lack of interest. Blink, yawn, and look away. People hate to think they’re boring.

۷- بی‌خیال توهین شوید. این نکته را توجه داشته باشید: فکر کنید این توهین به شما نبود و خیلی ساده از کنارش رد شوید. قدرت بخشش، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های ناجی است که ما می‌توانیم به دست آوریم. اگر آماده‌ی آن توهین نبودید، به گوینده بفهمانید که متوجه توهین شدید اما پاسخ نمی‌دهید. دفعه بعد که یکی به شما اهانت کرد، شروع کنید یک نقطه‌ی خیالی را روی لباستان تمیز کردن. اگر آن شخص پرسید «چه کار می‌کنی؟» بگویید: «اوه، یه لحظه احساس کردم یه چیزی خورد بهم اما انگار اشتباه می‌کردم!» وقتی اهانت‌کننده‌ها بدانند که شما متوجه شدید، بیشتر دقت می‌کنند. یا وانمود کنید که هیچ علاقه‌ای به صحبت‌هایشان ندارید. چشم‌هایتان را به نشانه خستگی ببندید، خمیازه بکشید، اطراف را نگاه کنید. مردم از اینکه بفهمند خسته‌کننده هستند بیزارند.

H. ADD TEN PER CENT. You will never be able to stop all hurtful comments from reaching you. Try to accept some verbal assaults as the normal venting of the frustration we all encounter. Most of us try not to insult others, but on occasion we make mistakes. So, defend yourself when it seems appropriate, but also consider the ten-per-cent solution:

۸- قانون ده درصد را مد نظر داشته باشید. شما طبیعتاً هرگز نمی‌توانید جلو همه نظرات مضر را بگیرید. بنابراین سعی کنید برخی توهین‌های لفظی را به عنوان یک تخلیه طبیعی که انسان‌ها هنگام ناکامی‌هایشان ابراز می‌کنند بپذیرید. همه ما سعی می‌کنیم به دیگران اهانت نکنیم اما به هر حال، در شرایطی این اشتباه پیش می‌آید. پس، هر گاه لازم شد، از خود دفاع کنید اما راه حل ده-درصد را هم در نظر داشته باشید:

Ten per cent of the time, something you’ve just bought will turn out to be cheaper elsewhere.
Ten per cent of the time, something you lent to someone will come back damaged.
Ten per cent of the time, even your best friend may say something thoughtless and regret it.

In other words, develop a thick skin. It is often easier to assume that people are doing the best they can, and that many are simply unaware of the impact of their behavior. It costs far more to defend yourself constantly, to need to be right and in control. Try forgiving, and you get more than ten per cent in return.

ده درصد ممکن است چیزی که شما خریده‌اید، جای دیگر ارزان‌تر پیدا شود.
ده درصد ممکن است چیزی که به دیگران قرض داده‌اید، برایش مشکل پیش بیاید و ناقص برگردد.
ده درصد ممکن است حتی بهترین دوست شما چیز نابخردانه‌ای بگوید و از گفته‌اش اظهار پشیمانی کند.

به بیان دیگر، پوست‌کلفت باشید! بهتر و آسان‌تر است که فکر کنیم مردم اکثراً نهایت تلاششان را می‌کنند که خوب باشند و خیلی‌ها از تأثیر رفتارشان روی دیگران آگاه نیستند. دفاع کردن، هزینه‌اش بسیار بیشتر خواهد بود چون در شرایط دفاع، درست رفتار کردن و کنترل خود را حفظ کردن خیلی سخت است. سعی کنید ببخشید و در این حالت قطعاً نتیجه‌ای بیشتر از حد انتظار به دست خواهید آورد.

After a man had verbally attacked Buddha, he responded, "My son, if someone declined to accept a present, to whom would it belong?" The man answered, "To him who offered it." "And so," said Buddha, "I decline to accept your abuse."

The world is full of people who establish their worth by degrading others. They have pockets and purses full of put-downs--and they’ll hand them out to anyone.

Refuse to accept their insults. Even when hurled tension, under the guise of your love. By ignoring them, you'll reduce tension, strengthen your relationships and increase your joy.

وقتی یک بار یک مرد به بودا اهانت کرد، بودا گفت: «پسرم، اگر یک نفر از پذیرفتن یک هدیه خودداری کند، آن هدیه متعلق به که خواهد بود؟» مرد جواب داد: «به خودِ آن شخصی که هدیه را پیشنهاد داده»، بودا گفت: «پس من از پذیرفتن هدیه‌ی تو خودداری می‌کنم»

دنیا پر از افرادی است که می‌خواهند ارزش خود را با تخریب دیگران بالا ببرند. آن‌ها جیب‌ها و کیف‌هایی پر از جملات تخریبی دارند و برای هر کسی از آنچه دارند ولخرجی می‌کنند. از پذیرفتن هدیه‌هایشان خودداری کنید؛ حتی در بدترین حالت توهین، تحت پوشش محبتتان، آن‌ها را ببخشید. با بی‌توجهی به آن‌ها باعث کاهش تنش خواهید شد و ارتباطاتتان را قوی می‌کنید و لذتتان را افزایش می‌دهید.

 

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[از همه جا]
2 نظر| لينك ثابت

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : یکشنبه، 18 مرداد، 1394 (406 مشاهده)

مجموع خبرها 1289 (430 صفحه | درهر صفحه 3)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |

با وارد کردن ايميل خود در کادر زير مي‌توانيد از ارسال اخبار جديد در سايت از طريق ايميل، مطلع شويد:


و يا مي‌توانيد اخبار را از طريق RSS دنبال کنيد:
http://feed.aftab.cc/Aftabgardan-cc

RSS چيست و چه كاربردي دارد؟
آدرس RSS مربوط به آفتابگردان



Home | Forums | Download | Learning | Music | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us

Copyright 2004-2015. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc : Aftab.cc