Aftabgardan
» جمعه 8 مرداد 1389 |   ورود or عضویت

درياره‌ آفتابگردان

« آفتابگردان » به عنوان یک كانون مجازي‌ با هدف فراهم كردن محيطي لذت‌بخش، علمي و مفيد و همچنين در دسترس قرار دادن آن‌چه يك كاربر رايانه نياز دارد، اعم از نرم‌افزارها، آموزش‌هاي كاربردي، اخبار، نقد و بررسي‌ها، راهنمايي‌ها و ...؛ ايجاد شده است.
شما می‌توانید، با ثبت نام در سايت عضو خانواده بزرگ و باصفاي آفتابگردان شوید و در انجمن‌هاي گفتگو با ديگر آفتابگرداني‌ها به بحث و تبادل نظر بنشینید.
آفتابگرداني‌ها هدفشان همیاری یکدیگر در زمينه‌هاي مختلفِ شغلي، درسي، كامپيوتري و ... است و در اين راه تا حد توان، از هيچ اقدامي دريغ نمي‌ورزند.
امیدواریم شما نیز با حضور در این جمع و اشتراک دانسته‌هایتان با دیگران، آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان یاری دهید...


تولبار و مسنجر آفتابگردان
محصولات رايگان آفتابگردان


بلوک کاربری
 
عضویت
کلمه عبور را فراموش کرده ام

 
کاربران سایت:
مجموع: 12,888
آخرین: ghadirb

کاربران حاضر درسایت:
مهمان: 71
عضو: 0
مجموع: 71

Last Seen Users:
6344  |  ghodrat  |  ashena  |  aminghost  |  hafez11hg11  |  meh_ham  |  soniyaa  |  ghab  |  istak  |  hamidbn  |  Alireza946  |  Gytyonline  |  IRIman  |  Hamid  |  NAGMEH  |  dolati  |  mahdee  |  anari  |  m3hdi  |  goldena  |  ali_scorp  | 




ورود مشتریان تبلیغاتی
نام کاربری:
کلمه عبور:

مرکز دانلود سایت

کل فايلها: 141
کل عناوين: 15
کل دريافت ها: 84545


آخرين ارسالها:

عكس رندوم از گالري عكس
یا رسول اَ.. (خط معلی)
یا رسول اَ.. (خط معلی)
نام مجموعه: اسامی ائمه
صفحه اول گالري

لینکدونی دوستان


[آمار سایت]


 دوستان:

ساوه‌سراP30Download - گزیر - مرکز آموزش گنو/لینوکس - آنلاین​استودیو - آموزشهای اینترنتی - بنیان - طنین طراحی - عاشقانه - عاشقانه - پروژه‌ها و ابتکارات ریاضی - دنیای دانلود - بزرگ‌ترین مرکز آموزش - موسسه سخت افزار اهواز - نت‌نوشت - اندیشه‌هایم - دانلود کده - kralpc.com - بهارنارنج - سايت تفريحي ايرانيانP30data - بازی آنلاین و جایزه - کارگاه اتومبیل - بانك سوالات امتحاني و كنكور - وب سایت بسیجیان شهریار - بانك سوالات امتحاني و كنكور - گرافیک کامپیوتری - نهایت گرافیک - گرافیک کامپیوتری - مرجع نرم افزار و مقالات آموزشی - PDFبزرگترین مرجع دانلود کتاب های الکترونیکی - تنها در باغ - چشم انداز فناوری اطلاعات - GoldFox - پروژه دانشجويي - ايراني سلام - بزرگترین شهر دانلود

+ لینک سایت خود را اضافه کنید.





تعداد آموزش‌ها: 453         تعداد شاخه ها: 33         كل بازدیدها: 643213
    


آخرين ارسال‌ها به تالار گفتمان

یک نکته: همیشه از خوبی‌های دوستت برای خودت یک دیوار بساز، اگه روزی بدی دیدی فقط یک آجر کم کن. بی انصافیه که دیوار رو خراب کنی!

راهنما: برای رفتن به آخرین پست هر تاپیک، روی کلیک کنید. لیست آخرین تاپیک‌های انجمن‌ها:
موضوعات  پاسخها   نویسنده   بازدید   آخرین ارسال 
 قالب های جوملا ( 1.0 و 1.5 ) 14 Gytyonline 35 Gytyonline 
 جشن ظهور يا كارناوال شادي؟!؟! 0 anari 21 anari 
 انتقال سوالات از لوکال به هاست 1 dalir 20 Gytyonline 
 آیا در انتظار قصد قربت شرط است یا نه؟ 0 ronak60 24 ronak60 
 نوشتن سوالات آزمون در local و اجرای آن در سایت 6 PooyaT 1417 dalir 
 چگونگی آماده سازی یک آکواریم ماهی در منزل 2 istak 15 pouya73 
 آموزش نصب و اجراي «تستا» بر روي وب‌سايت 113 Hamid 9922 mat-rix 
 «سيستم مديريت كتابخانه» ؛ محصول جديد آفتابگردان 49 Hamid 14506 mjavvi 
 فارسی ساز ویندوز موبایل 6.1 (Arabizer) و راهنمای نصب آن 5 Hamid 5049 Hamid 
 هكرهاي دنيا دور هم جمع مي‌شوند ! 0 Gytyonline 5 Gytyonline 
 تقلب شب خواستگاری 1 sistemprof 143 najmeh 
 من! 11 ramshad 1852 najmeh 
 سری کلیپ های آموزش فارسی ASP.net مهندس مهرداد کیانیان 42 Gytyonline 426 poyasia 
 آرتمیا 0 istak 50 istak 
 روز جوان مبارک :) 1 Hamid 79 meh_ham 
موضوعات:3233 | ارسالها: 20438 | بازدیدها: 2591284 | پاسخها: 17221 | کاربران:  12888
[ تالار گفتمان ]   [ ارسال‌هاي بعد از آخرين بازديد شما ]   [ 50 پست آخر انجمن‌ها ]   [ جستجو ]


لينك‌هاي روزانه

زنان در 31 سالگی در اوج زیبایی خود هستند
دعای مناجات شعبانیه به صورت PDF مخصوص موبایل (دعای زیبایی‌ست)
دانلود کتاب برنامه نویسی (الگوریتم، فلوچارت و زبان VB) کار و دانش
عقب نمانید! ایرانسل شماره دلخواه‌تان را می‌فروشد...
تبلیغات جالب مایکروسافت برای برای ترغیب به آپگرید کردن به IE8 : شیر نه سال مانده!
دانلود WWDC 2010 Keynote - slینار اپل در سال 2010
چند واقعيت(؟) در مورد چای
دکتر خاتمی!
معرفی موسوی و خانمش در بیان شهید دیالمه (قریب به بیست سال پیش)
برنامه و زمان پخش بازی‌ها از تلویزیون ایران
دموی کنترل پنل CPanel (روی سایت‌هایی با سرور لینوکس)
مستندی ویژه علاقه‌مندان به «صحنه آهسته»!
امکان سفارش مجموعه Adobe Master Collection CS5 ME در فروشگاه آفتابگردان فراهم شد
Microsoft Office 2010 بالاخره منتشر شد!
دانلود نسخه جديد نرم‌افزار نظارت والدين بر مصرف اينترنت با افزايش سرعت اجرا


مستند The Arrivals (ظهور)؛ مستند محشری که جایش در دنیا خالی بود!

برادری دارم که از آن هفت‌خط‌های سیاست است! چند سال است که نوشابه پپسی نمی‌خورد!! حالا به این کار ندارم که بیش از حد موضوع را جدی گرفته یا نه، اما انصافاً آدم وقتی از پشت پرده‌ها سر در می‌آورد، می‌بیند تنها کاری که از دستش برمی‌آید همین نوع کارهاست!

http://img.aftabgardan-cc.com/news/the_arrivals.jpgمستند The Arrivals (به معنی ظهور) مستندی 51 قسمتی است که در هیچ شبکه‌ی تلویزیونی پخش نشده است، بلکه تنها محل نمایش و انتشار آن، یوتیوب (YouTube.com) بوده است. بنابراین، می‌توانید حدس بزنید که طبق قوانین یوتیوب، هر قسمت بیش از 10 دقیقه نیست.

انصافاً تا به حال هیچ وقت به این اندازه احساس نکرده بودم که "از مسائلی که در اطرافم می‌گذرد، بی‌خبرم!"

این مستند، توسط چند بچه مسلمان واقعاً خلاق، واقعاً دانا، واقعاً واقع‌بین و خلاصه «واقعاً مسلمان» (فکر می‌کنم اهل لبنان) در وب‌سایت Wake Up Project ساخته شده است و هدف آن کنار زدن پرده‌های شیطانی از جلو آنچه این روزها در دنیای ما می‌گذرد است. با تماشای این مستند، در می‌یابید که:

- در پشت کارتون‌ها و فیلم‌هایی که به ما و فرزندان ما خورانده می‌شود چه می‌گذرد!؟
- پشت پرده موسیقی‌ها و نماهنگ‌هایی که به خورد جوانان ما می‌دهند، چه خبر است!؟
- پشت پرده این فیلم‌ها که سیاستمداران دنیا برای ما بازی می‌کنند، یازده سپتامبر و مبارزه با حقوق بشر و غیره چیست!؟
- آنچه می‌خوریم، آنچه می‌بینیم، آنچه فکر می‌کنیم و آنچه به صورت روزانه و دائم انجام می‌دهیم، در حقیقت توسط چه نیروهای شیطانی کنترل می‌شود.
- فیلم، نقاب از چهره فرعون‌های زمان برمی‌دارد و موسی‌ها را به تصویر می‌کشد. آن‌ها که برای ظهور دجال (Dajjal) تلاش می‌کنند و آن‌ها که برای ظهور مهدی و مسیح تلاش می‌کنند.
- اهرام ثلاثه که این روزها همه جا دیده می‌شود، دجال، چشم جهان بین که بر روی اسکناس‌های آمریکاست، برج‌های دوقلو در نقاط مختلف دنیا، شعار "نظم نوین جهانی"، ارتباط‌های دودمان بوش و اوباما و دیگر رئیس جمهورهای آمریکا، قدرت یافتن اسرائیل توسط فرعونیان و ده‌ها موضوع دیگر فلسفه‌شان در این فیلم کشف می‌شود.
و انصافاً دقیقه به دقیقه فیلم حداقل برای من تازگی داشت و خدا می‌داند که هر کدام را که متوجه می‌شدیم به هم نگاه می‌کردیم و از تعجب چشم‌هامان گرد می‌شد!!

از آنجا که کار برای خدا بوده است، مطمئناً هر روز در سطح وسیع‌تری گسترش خواهد یافت (همانطور که حالا در تمام کشورها پخش شده است و به ده‌ها زبان ترجمه شده است) و من در این شک ندارم، حتی اگر یوتیوب بخواهد یکی یکی ویدئوها را پاک کند... حقیقت پشت ابر نمی‌ماند.

تماشای مستند را به تمام انسان‌ها باید پیشنهاد داد، اما به شما کاربر آفتابگردان، به صورت ویژه پیشنهاد می‌کنیم.

http://aftab.cc/shop/img/tmp/product_165.jpg

انصافاً مهارت در میکس و مونتاژ فیلم و از آن مهم‌تر، روان‌شناسی این دوستان در ساخت مستند خارق العاده است! مطمئنم شما نیز به همین نتیجه خواهید رسید. از طرفی، هر چند خودشان بیان می‌کنند که ما نه شیعه هستیم و نه سنی، ما فقط مسلمانیم، اسلامی که قرآن می‌خواهد، اما شکی نیست که این مستند، مستندی بر غنی و اصیل بودن و مظلوم بودن فرهنگ تشیع است. (البته هدف اصلی این نیست، همانطور که گفتم، هدف اصلی برداشتن نقاب از چهره شیاطین و فرعون‌های زمان است)

جالب است که برخی موضوعات مطرح شده در فیلم، آنقدر حقیقت دارد که غیرقابل باور است!! و سازندگان مجبورند مدام این جمله را نمایش دهند که: « گاهی اوقات، حقیقت، باور نکردنی‌تر از افسانه می‌شود!» و انگار، واقعاً هم همینطور است...

مستند به زبان انگلیسی است، اما خوشبختانه توسط دوستان خوبمان در وبلاگ بیداری اندیشه (bidari-andishe.blogfa.com) بسیار عالی و تحسین‌برانگیز، به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است و صحنه‌هایی از فیلم‌های مبتذل که مستند مجبور بوده است برای دنیای غرب به تصویر بکشد تا پشت پرده را نمایش دهد (چرا که صحبت اصلی مستند با دنیای غرب است که این صحنه‌ها خوراک روزانه آن‌هاست)، برای ما ایرانیان که روح‌های پاکمان طاقت دیدن آن‌ چند تکه را هم ندارد، طوری سانسور شده است که مضمون حفظ شود و در عین حال قابل نمایش به صورت عمومی باشد.

مستند به خوبی توسط مؤسسات مذهبی ایرانی و خارجی پشتیبانی شده است و در تمام اینترنت لینک‌های مستقیم دانلود قرار گرفته است و من صمیمانه از این دوستان تشکر می‌کنم و امیدوارم شما نیز با تهیه و تکثیر مستند در ترویج حقیقت گام بردارید. سعی کنید هر کدام که دیدید، در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها، مطلبی در مورد آن بنویسید، لینک دانلود قرار دهید، به دیگران پیشنهاد دهید تا همه با این حقایق آشنا شوند.

اگر اینترنت پرسرعت دارید، می‌توانید از طریق لینک‌های مستقیمی که در این آدرس در وب‌سایت عصر انتظار قرار دارند، دانلود کنید. سایت mouood.org نیز، هم برای دانلود و هم برای سفارش آنلاین قرار داده است: http://arrivals.mouood.org

http://aftab.cc/shop/img/favicon.ico با هماهنگی با دوستانمان در فروشگاه آفتابگردان، این محصول با قیمت مناسب و به صورت کامل (51 قسمت) به انضمام فیلم «آخر الزمان و بازی‌های رایانه‌ای» (همگی بر روی یک DVD) به فروشگاه افزوده شد (برای سفارش اینجا کلیک کنید) و به خاطر اهمیت این سریال، تصمیم بر این گرفتیم که از این پس به خریدهای بالای 10 هزار تومان، این محصول را به رایگان هدیه دهیم.


[فیلم‌های مستند]
(ادامه متن ... | 1 نظر| لينك ثابت | نسخه چاپی)

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : یکشنبه، 20 تیر، 1389 (210 مشاهده)

توصیه‌هایی به دانشجویان رشته کامپیوتر (به مناسبت تابستان)

طی این چند سالی که در دانشگاه بوده‌ام، به خاطر رابطه نزدیکی که با دانشجویانم دارم، دانشجوهای زیادی چه آن‌ها که دانشجوی بنده بوده‌اند و چه آن‌ها که به طرق دیگر با من آشنا شده‌اند ایمیل زده‌اند و جملاتی اینچنینی بیان کرده‌اند:

(هر چند نام این دانشجو برده نشده است (و من هم نمی‌شناسم چون دانشجوی بنده نبوده است) اما به هر حال، امیدوارم ایشان از اینکه متن ایمیلشان را اینجا می‌گذارم، دلگیر نشوند، که البته فکر می‌کنم باید خوشحال هم باشند، چون بانی شدند که نکاتی برای دیگر دانشجوها بیان شود)

سلام
روز بخیر
من دانشجوی رشته کامپیوتر مقطع کاردانی پیوسته دانشگاه آزاد هستم
دوست دارم پیشرفت کنم وعلم کامپیوتری خودم را بالا ببرم ولی این که روی چه نکته باید تمرکز کنم یا در کل چکار باید بکنم نمیدونم
و دیگه اینکه شهریه دانشگاه آزاد را هم ندارم که برای ادامه وکارشناسی اقدام کنم چون قبلا
این پیشنهاد را به من کرده بودند 
فکر نمی کنم برای دانشگاه دولتی هم شانسی داشته باشم
شما را هم چون دوستام که دانشجوی شما هستن در مورد معلومات وتوانایی هاتون خیلی تعریف می کردند انتخاب کردم اگر برایتان امکان دارد منو راهنمایی کنید با این کار لطف بزرگی در حق من انجام میدهید
ممنون
منتظر پاسخ شما هستم

-=-=-=-=-=-=-=-

مدت‌ها بود که قصد داشتم مبحثی با این موضوع در آفتابگردان داشته باشم و نکاتی که خودم طی تحصیل و زندگی تجربه کرده‌ام را بیان کنم. فکر می‌کنم این تابستان بهانه خوبی باشد. ضمن اینکه دانشجویان خودم نیز حالا به مرحله‌ای رسیده‌اند که این نکات برایشان لازم است.

سعی می‌کنم این نوع مطالب، دنباله‌دار باشد و هر بار نکاتی را بیان کنم. فعلاً چیزی که حاضر است را در این پست کپی می‌کنم تا ببینیم بعداً چه خواهد شد...
سعی کنید برای تابستان خود برنامه‌ریزی کنید. نکات را طی این تابستان به کار بگیرید، امیدوارم موفق باشید.

برای همه دانشجویانی که چنین ایمیل‌هایی می‌زنند، جوابی این چنینی ارسال می‌کنم:

سلام؛
این نوع سؤالات سخت‌تر از این است که بشود به همین راحتی پاسخ داد.
قادر به توصیه کردن نیستم. بنده فقط عملکرد خودم را طی این 10 سال گذشته توضیح می‌دهم، شما اگر مطمئنید جا و جایگاهی که بنده هستم، مورد پسند شماست، می‌توانید این روش‌ها را پی بگیرید.

- بیشترین بخش معلوماتم را مدیون «مجلات» هستم.
همیشه به دانشجوهای ترم یک گفته‌ام و همه را مجبور کرده‌ام که در جلسه دوم یک مجله بخرند و سر کلاس حاضر شوند و تا ابد مشترک چندین مجله باشند.
سعی کنید از هزینه‌های جانبی بزنید و چندین مجله در ماه بخرید و از ابتدا تا انتها بخوانید. مجلاتی که من از پیش‌شماره‌شان داشته‌ام و هنوز هم هر ماه می‌خرم: دانش و کامپیوتر (برای سطوح ابتدایی‌تر)، عصر شبکه، مجله شبکه (برای سطوح بالاتر)، رایانه خبر.
هر موضوع جدیدی که در مجله می‌بینید، کامپیوتر را روشن کنید و سعی کنید آن را تجربه کنید...
این تجربیات، آینده شما را رقم می‌زند.

- موضوع دیگری که به همه دانشجوها تأکید کرده‌ام این است که دانشجوی رشته کامپیوتر بودن بدون داشتن یک وب‌سایت یا وبلاگ خنده دار است!
یک وب‌سایت (با هزینه‌ای معادل 40 هزار تومان در سال) تهیه کنید. اگر نمی‌توانید، یک وبلاگ راه اندازی کنید.
هر چیزی که یاد می‌گیرید، سعی کنید روی وبلاگتان قرار دهید. این یعنی ساختن آینده‌تان.
بیش از 6 سال است که هر روز مطلبی به وب سایت خودم (آفتابگردان) اضافه می‌کنم، حالا تازه این سایت مایه افتخار من شده است و هر چند مادی نگاه کردن به مسائل زندگی را اصلاً‌ دوست ندارم، اما اگر مادی نگاه کنیم، این وب‌سایت مایه درآمد من و چند همکار دیگر نیز شده است. اگر حتی هیچ کجا کار و تدریس نکنم، مشکلی نیست. در خانه هم که باشم طبق محاسباتم، در آمدم دو و نیم برابر استاد دانشگاه بودن و کار در بیرون است و این را مدیون این سایت هستم در حقیقت مدیون بیش از 6 سال زحمت...
فقط دقت کنید که اگر می‌خواهید پیشرفت کنید، اولاً همیشه خودتان تولید محتوا کنید. همیشه به دانشجویان گفته‌ام: اگر حتی با نرم افزار Paint می‌توانید کار کنید، همان را آموزش دهید. (می‌دانستید که همین Paint کلی نکته مخفی دارد؟) اگر می‌توانید با NotePad کار کنید، همان را اموزش دهید، اما هیچ وقت دزدی نکنید!
دوم اینکه همیشه شعار گوگل در ذهنتان باشد: شیطان مباش! کاری که در عرف، مناسب نیست، انجام ندهید... (باور کنید گاهی اوقات از اینکه عکس یک دختر انیمیشنی را روی سایت بگذارم، اضطراب دارم. می‌گویم نکند یکی با دیدن آن، ذهنش از مسیر خوبی‌ها منحرف شود، حالا چطور برخی افراد برای جذب مشتری از هر روشی استفاده می‌کنند؟)

- موضوع بعد، مطالعه است.
معتقدم کسی که در یک بُعد پیشرفت کند، مطرح نخواهد شد!
تا می‌توانید مطالعه کنید. کتابخانه شخصی بنده بیشتر از برخی از کتابخانه‌های عمومی شهرمان کتاب دارد!!
در زمینه‌های مختلف مطالعه کنید، به خصوص در زمینه تاریخ، مذهب و روان‌شناسی.
البته اگر چیزی از آن‌ها یادتان نماند، مهم نیست، سخت نگیرید و ناامید نشوید. گاهی اوقات شما یک کتاب هزار صفحه‌ای می‌خوانید برای رسیدن به یک جمله. پس نگران نباشید، مهم، نفس عادت کردن به مطالعه است.


- موضوع بعد، زبان انگلیسی است.
درک رشته کامپیوتر بدون زبان انگلیسی ناممکن است! هیچ لذتی نخواهید برد!
این رشته مال ما ایرانی‌ها نیست که بخواهیم به منابع فارسی مراجعه کنیم.
یک جمله انگلیسی گاهی اوقات هزار ابهامی که کتاب‌های فارسی ایجاد کرده‌اند را رفع می‌کند.
هر چند استعداد انگلیسی بنده از راهنمایی عالی بود، اما از سال 80 و یا کمتر (پانزده سالگی) به کلاس مکالمه رفتم و تا چهار سال به طور مداوم ادامه دادم تا آنجا که سال 87 مدرس مکالمه زبان در جهاد دانشگاهی شدم. حالا انگلیسی برایم از زبان مادری ساده‌تر و شیرین‌تر است...
خواهش می‌کنم اگر انگلیسی‌تان می‌لنگد، طی تابستان، کلاس زبان را فراموش نکنید. فقط باید صبور باشید. سعی کنید چهار سال وقت بگذارید و در کلاس‌ها حاضر شوید. کار نداشته باشید که چیزی می‌فهمید با نه. (اگر کلاس زبان با روحیات شما سازگار نیست، من مجموعه English For You را پیشنهاد می‌کنم که قبلاً معرفی کرده‌ام: اینجا کلیک کنید، فقط اگر می‌خواهید از این نوع مجموعه‌ها استفاده کنید، باید یک نکته اساسی را رعایت کنید: باید اعتماد کنید! یعنی اعتماد کنید که چیزی که در این مجموعه یاد می‌گیرید، همان چیزی‌ست که باید یاد بگیرید. اگر این اعتماد نباشد، صد سال هم از این‌ها استفاده کنید، فایده ندارد.)
انگلیسی‌تان که قوی شد، دریایی از اطلاعات از دهان خالق آن مقابل شما خواهد بود. کلاس‌های تمام دانشگاه‌های مشهور دنیا را در چنگ خواهید داشت و کلی لذت از زندگی کامپیوتری خودتان...


- موضوع بعد، که به همه دانشجویان و همه انسان‌ها مربوط است، خط خوش است.
دوست عزیز، اگر علامه دهر هم که باشی، اگر جایی بروید که بخواهند شما را به کار بگیرند، یا اگر بخواهی نفوذ داشته باشی، هیچ چیز مثل خط خوب، شما را تأیید نمی‌کند.
باز هم هر چند خانواده ما از پدرمان خط خوب را به ارث برده‌ایم، اما دو خواهر بزرگ من مدرک ممتازی و استادی خطاطی دارند و بنده تا مرحله عالی پیش رفتم (و متأسفانه به خاطر این کامپیوتر لعنتی(!) در همین مرحله متوقف شدم).
تابستان فرصت مناسبی است برای شرکت در کلاس‌های خطاطی فرهنگسراها...

- موضوع بعد، که مدام به دانشجویانم گوشزد کرده‌ام، ظاهر شماست.
ظاهرتان را متناسب با شغلی که در نظر دارید در آینده به آن برسید، از همین حالا آماده کنید. بارها گفته‌ام، هیچ مؤسسه‌ای به شخصی که موهایش را سیخ کرده است و لباس آستین کوتاه با عکس اسکلت به تن کرده و کمربند میخ‌دار دور کمرش است اجازه نمی‌دهد بیاید به عنوان مدرس مشغول به کار شود. درست است که جوانی می‌طلبد که آدم هر کاری کند، اما باید چشم بر روی برخی لذت‌ها بست تا شیرینی لذت‌های آینده را چشید.
خودتان را قاطی این روشنفکرهای گمراه نکنید که خودشان را به این حرف‌های کشک مشغول کرده‌اند که: شما به ظاهر جوان چه کار دارید، باطنش را بچسبید!
مگر می‌شود باطن یک جوان پاک و آرام باشد و چنین تیپ‌های وحشتناکی بزند؟http://img.aftabgardan-cc.com/news/acc_sound_player.png
به هر حال، می‌خواهید قبول کنید یا قبول نکنید، آینده شما بستگی به این دارد که در مورد این موضوع فکر کنید.
سعی کنید تیپ‌های رسمی و شیک بزنید. چه پسر باشید و چه دختر، خودتان بهتر از من می‌دانید منظورم چیست.
البته یک نکته ریز در مورد تیپ بگویم:
طوری تیپ نزنید که خیلی بالاتر از سطح شما باشد. بسیاری از جوان‌ها دست به برخی کارهای خوب و درآمدزا نمی‌زنند، چون تیپ آن‌ها به آن‌ها اجازه نمی‌دهد.
یک نفر با کت و شلوار رسمی اگر یک شغل ساده داشته باشد شاید همه تعجب کنند، اما اگر همان شخص با تیپی ساده‌تر دست به آن کار بزند، زندگی جاری خواهد بود :)

- موضوع بعد، قبول پروژه است.
شهامت به خرج دهید و سعی کنید پروژه‌های مختلف را قبول کنید و روی آن‌ها کار کنید.
پروژه حتماً خیلی بزرگ نیست. ممکن است طراحی یک صفحه A4 با نرم افزار Word بشود پروژه.
بیشترین تجربیات بنده زمانی بود که برای کانون فرهنگی مسجدی که در سنین 13 تا 18 سالگی فعالیت می‌کردم، نشریه طراحی می‌کردم (که داستانش را اینجا گفته‌ام). جالب است که در همان سال‌ها اولین کامپیوتر را هم مسجد خرید و من به عنوان مسؤول و طراح نشریه با آن کار کردم. بعدها مدارسی که خواهرانم در آنجا تدریس می‌کردند، طراحی نشریه‌هاشان را سپردند، بعدها در نشریات سطح شهر مشغول کار شدم و خلاصه همینطور کار، کار آورد.
پروژه‌های برنامه‌نویسی قبول کنید و با مطالعه و پرسش و پاسخ، انجامشان دهید. هر پروژه، پروژه‌های بعدی را در پی دارد...
زبان‌های برنامه‌نویسی، پایگاه داده و تمام تجربیات کامپیوتری فقط و فقط از طریق انجام پروژه کسب و تثبیت می‌شود.
آفتابگردان پر است از پروژه‌های کوچک و بزرگی که من برای یادگیری خودم طراحی کرده‌ام: کتابخانه برای فهم پایگاه داده و اکسس، تستا، سایت youRL.ir، سیستم پیش‌بینی فوتبال، لینکستان برای یادگیری زبان‌های برنامه‌نویسی تحت وب، پروژه ساوج، مسنجر شخصی برای اهالی ساوه، مدیا پلیر آفتابگردان که بچگی‌هامان طراحی کردیم :)، (ساده است، اما دوستش دارم و ترجیح می‌دهم با آن فایل صوتی گوش کنم) و پروژه‌هایی که برای دیگر مؤسسات و ... طراحی کرده‌ام.
همیشه برخورد با مشکلات است که شما را به یافتن جواب وامی‌دارد و به محض اینکه جواب را یافتید، همیشه در ذهنتان باقی می‌ماند. (به همین دلیل است که می‌گویند قبل از ورود به کلاس، درس آن هفته را مطالعه کنید...)
ضمناً سرفرصت، مطلب «مجانی کار کنید تا پولدار شوید» را حتماً مطالعه کنید.

موضوع آخر: کتاب «آینده خود را خلق کنید» نوشته برایان تریسی (Brian Tracy) را حتماً بخرید و خط به خط بخوانید...

مطمئنم موفق خواهید بود؛
حمید رضا نیرومند


[برای جوانان]
(ادامه متن ... | 5 نظرات| لينك ثابت | نسخه چاپی)

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : شنبه، 5 تیر، 1389 (2313 مشاهده)

اگر در وسط جاده تصادف کردیم، چه کار کنیم؟

http://img.aftabgardan-cc.com/news/car-accident.jpgدر آفتابگردان، دوست داشته‌ام همیشه از تجربیاتم بنویسم، چه خوب و چه بد. چه کامپیوتری و چه غیرکامپیوتری! چون این‌ها عامل پندگیری می‌شود برای بقیه کاربران.

إن شاء الله که همیشه بدون مشکل بروید و بیایید، اما تصادف ممکن است برای هر کسی رخ دهد. اگر شما ماهرترین و محتاط‌ترین هم که باشد، مثل قصه ما افراد ناشی زیادند!

جریان را مفصل بیان می‌کنم. جاهای درشت شده (Bold)، عباراتی هستند که در هر صحنه تصادف باید پیگیر آن‌ها باشید. کلماتی مثل: مقصر، صحنه، 115 و ...
بد نیست مروری داشته باشید تا اگر خدای ناکرده در چنین وضعیتی قرار گرفتید، بدانید چه کار کنید.

در پایان، نکاتی که به نظر می‌رسد طبق تجربه تلخ ما، باید در یک صحنه تصادف رعایت شود را بیان خواهم کرد:

____________

جمعه این هفته (28 خرداد) گفتیم بعد از کلی اضطراب و خستگی درس خواندن و درس دادن، با خانواده به یکی از روستاهای خوش آب و هوا برویم و نفسی تازه کنیم! مگر می‌گذارند این مردم!! :)

بعد از کلی نفس تازه کردن، در مسیر برگشت، در حالی که فقط دو کیلومتر مانده بود به شهر برسیم، یک پیرمرد و پیرزن روستایی سوار بر موتور هوندا، قصد سبقت گرفتن از سمت چپ ماشین را داشتند (تصور کنید! یک موتور در آزاد راه، سمت چپ ماشین شما چه می‌خواهد؟! آن هم پیرمرد و پیرزن!! آن هم در حالی که ما با سرعت 100 کیلومتر حرکت می‌کردیم، حالا تصور کنید این پیرمرد زنده دل با چه سرعتی بود که می‌خواست از ما سبقت بگیرد!! جالب‌تر زمانی است که بدانیم پیرمرد گواهی‌نامه نداشت! حالا کسی که گواهی‌نامه ندارد، چه می‌داند خط ممتد یعنی چه؟) که ناگهان جاده پیچید، ما هم پیچیدیم، اما آقای پیرمرد انگار نخواست که بپیچد!! در نتیجه لاستیک آقا با عقب ماشین ما تماس پیدا کرد و طبیعتاً کنترلشان به هم خود و هر دو با صورت آمدند زمین و چند ده متر روی زمین کشیده شدند!!

ما که تا به حال تصادف خفن و خون‌آلود نکرده بودیم و از نزدیک هم ندیده بودیم، در حالی که پنجاه متر طول کشید تا متوقف شویم، هراسان دور زدیم و رفتیم ببینیم چه شد. خوشبختانه، خانم روی آقا افتاده بود و آقای بیچاره بود که روی زمین کشیده شده بود (بیچاره آقایان!)، در نتیجه خانم چندان زخمی نشده بود، اما آنقدر خون روی زمین بود که من گفتم آقا حتماً مرده!

شانس آوردیم ماشینی پشت این‌ها حرکت نمی‌کرد، وگرنه بعد از آن، فاجعه رخ می‌داد!!

خلاصه، وقتی به‌شان رسیدیم، متوجه شدیم که آقا هنوز زنده است و ننه ننه می‌کند. (بنده خدا از آن موجی‌های جبهه بود که فرزند هم نداشت و از دار دنیا یک زن داشت و یک برادر و یک مادر!)

به نظر می‌رسید به دلیل نداشتن کلاه کاسکت، سمت راست صورتش که روی زمین کشیده شده بود، کاملاً از بین رفته، پایش هم بی‌نصیب نمانده بود...

جلو ماشین‌ها را گرفتیم، من سریعاً با 115 تماس گرفتم و آدرس را دادم، گفتند الان ماشین می‌فرستیم.

تا ماشین بخواهد بیاید، یک دکتر از بین جمعیت پیدا شد و طبق راهنمایی او سر و صورت مرد را با دستمال کاغذی و پارچه بستیم.

کم‌کم که مردم جمع شدند، یکی از این آدم‌های منفی‌نگر نحس که همیشه از آن‌ها بیزار بوده‌ام، گفت: آقا! چرا نمی‌بریدش بیمارستان؟ گفتم: 115 گفته الان ماشین می‌رسد. گفت: آقا! اینجا ایران است!! تا یک ساعت هم اینجا بایستید، نمی‌آید!
من دوباره با 115 تماس گرفتم، گفتم: آقا به فلان آدرس ماشین فرستادید؟
از بس همه با هم تماس گرفته بودند، بنده خدا گفت: آقا ماشین نداریم، اگر می‌توانید خودتان به بیمارستان منتقل کنید.
ما هم گفتیم لابد نمی‌آید دیگر. پیرمرد را به زور سوار ماشین کردیم و برادرها را همراهش راهی بیمارستان کردیم. من ماندم و خواهر و مادر، کنار پیرزن و تماس گرفتم با خانواده خاله‌مان که جلوتر از ما می‌رفت که برگردند و ما را ببرند. هنوز چند دقیقه (شاید کمتر از ده دقیقه) نگذشته بود که دیدیم ماشین راهنماییی و رانندگی آمد. جالب بود! ما که به راهنمایی و رانندگی خبر نداده بودیم. دو دقیقه بعد از آن‌ها، آمبولانس آمد!!

پیرزن را از گردن و سر معاینه کردند که نکند گرم باشد و نفهمد که ضربه دیده است. خوشبختانه جز یک خراش روی پیشانی زن، اتفاقی برایش نیفتاده بود.

گفتم: آقا شما که گفتید ماشین نداریم؟ گفت: نزدیک ده نفر از این منطقه تماس گرفتند و هر کدام یک جور آدرس دادند، لابد مأمور ما فکر کرده چند تصادف در جاهای مختلف رخ داده، این شده که گفته ماشین‌ها همه اعزامند و ماشین نداریم.

راهنمایی و رانندگی هم گیر داد که چرا صحنه را به هم زده‌اید؟! گفتیم: آقا 115 گفت بیاریدش بیمارستان، نمی‌شد که بگذاریم بمیرد! گفت: به هر حال، نباید صحنه را به هم می‌زدید!

راهنمایی و رانندگی به کلانتری گزارش داد که بیایند موتور پیرمرد را ببرند.

ما با ماشین پسرخاله رفتیم بیمارستان. هر دو را سریعاً پانسمان کردند و بخیه و ... . (پیرمرد بیچاره بار چندمش بود که تصادف می‌کرد! دکتر که دیدش گفت: به! آقای سابقه‌دار!! :) )

پنج دقیقه نشده بود که مأمور نیروی انتظامی آمد و بعد از کمی پرس و جو و تکمیل گزارش، خواست که ماشین را به دلیل به هم زدن صحنه به پارکینگ منتقل کنیم.

ماشین و موتور به پارکینگ رفت، تا امروز (شنبه).

با توجه به اینکه بدون شک پیرمرد مقصر بود، راضی‌شان کردیم که رضایت دهند، ما هم رضایت می‌دهیم که بدون دادگاه همه چیز ختم به خیر شود.

خرج بیمارستان قریب به 150 هزار تومان شد که امروز تحویل ما دادند، اما خوشبختانه برادرِ فهمیده پیرمرد (چون سوء سابقه برادرش را می‌دانست) اجازه نداد ما حساب کنیم...

خلاصه، الحمد لله اتفاق هولناکی نبود، رضایت دادند و دادیم و بدون هیچ مشکلی همه چیز ختم به خیر شد.

اما، تجربه خوبی بود. نتیجه گرفتم که، اگر در جاده تصادف کردیم:

- ماشین را در همان حالت متوقف کنیم و جا به جا نکنیم. اگر صحنه به هم نخورد، راهنمایی و رانندگی با کشیدن کروکی و ... معمولاً مقصر را تشخیص می‌دهد و نیازی به بردن ماشین به پارکینگ و دردسرهای بعدی نیست. اما اگر به هم بخورد، همه چیز ضبط می‌شود تا کارشناس تصادف با بررسی‌های دقیق تصمیم بگیرد.

- اگر راهی به جز انتقال مصدوم به بیمارستان نیست، سعی کنیم باز هم ماشین‌ها را حرکت ندهیم. حتی الامکان از ماشین دیگران کمک بگیریم.

- سریعاً جلو ماشین‌هایی که از عقب می‌آیند را با شلوغ کردن جاده و علامت و ... بگیریم، اما نگذاریم ازدحام شود. (که البته طبیعی است تا پلیس نیاید کسی به حرف شما گوش نمی‌کند که بخواهد برود!)

- خونسردی‌مان را حفظ کنیم. سعی کنیم نکاتی که باید در این لحظه رعایت شود را مرور کنیم. (مثلاً با خود بگوییم: به 115 زنگ زدم، ماشین را متوقف کردم، خوب، حالا باید بروم سراغ گام بعد...)

- سریعاً با 115 یا 110 تماس بگیریم و اجازه ندهیم دیگران دوباره و سه‌باره و ده‌باره تماس بگیرند. داد بزنیم: آقایان! من تماس گرفتم، کسی تماس نگیرد.

- آدرس محل حادثه خیلی مهم است. آمبولانس می‌گفت شما گفته‌اید فلان مسیر، ما اول رفته‌ایم آنجا، کلی گشته‌ایم، دیدیم تصادفی رخ نداده، بعد احتمال دادیم اینجا باشد...

- دقت کنیم که شماره 115 در وسط جاده ممکن است روی 115 شهرهای مختلف بیفتد. مثلاً آمبولانس می‌گفت: ممکن است بار دوم روی مرکز فلان شهر افتاده و آنجا ماشین نداشته‌اند.

- نکته بسیار مهم: اشتباهی که خود من کردم این بود که 115 را در بیمارستان شهرمان تصور کردم و گفتم تا بخواهند بیایند، کلی طول می‌کشد. اما 115 ممکن است مرکز هلال احمری باشد که در وسط جاده است و چند کیلومتر بیشتر با شما فاصله ندارد و طبیعتاً در این حالت 115 یعنی آمدن یک بیمارستان سیار از نقطه‌ای نزدیک به پیش شما و از رفتن شما به بیمارستان که دورتر است، خیلی کمتر طول می‌کشد و ریسک آن بسیار بسیار کمتر است. پس اشتباه نکنید و تصور نکنید که اگر خودتان شخص را به بیمارستان منتقل کنید، سریع‌تر خواهد بود!

- سعی کنیم شخص مصدوم را دلداری دهیم، جملاتی مثل: هیچی نشده... آمبولانس گفت دو دقیقه دیگه اونجام و ... می‌تواند نوعی دلداری باشد.

- مصدومین را حرکت ندهیم. واقعاً ممکن است خطرات جبران‌ناثذیری به دنبال داشته باشد. از مصدوم انتظار نداشته باشیم در آن حالت به سؤال ما پاسخ درست بدهد یا حتی پاسخ بدهد! ممکن است نخاع او آسیب دیده باشد و فعلاً متوجه نشده باشد و بگوید درد ندارم...

- همه ارگان‌ها به خوبی با هم در تماس‌اند. پس نگران اینکه ماشین چه شد، موتور چه شد، من را بردند و فلان وسیله‌ام ماند نباشیم. جالب است که تا گوشی و سیم‌کارت ایرانسل پیرمرد و خورجین پر از گیلاس او که روی زمین ولو شده بود را هم بعداً در ماشین نیروی انتظامی دیدم و با موتورش تحویل پارکینگ شد و رسید گرفته شد. پس همه چیز تحت کنترل است.

- چه مقصر ما باشیم و چه نباشیم، از خدا کمک بخواهیم و سعی نکنیم با دروغ و دغل‌بازی خود را بی‌تقصیر و دیگری را مقصر جلوه دهیم. انصافاً هیچ چیز از چشم قانون دور نیست. تصمیم به همین راحتی در مورد تصادف گرفته نمی‌شود. کارشناس تصادف خواهد آمد و ...

- در اورژانس، خودمان باید فعال باشیم. منتظر نمانیم که دیگری برای مریض ما برانکارد و ... بیاورد. با اجازه و نظارت کادر اورژانس سریعاً اقدام کنیم.

- خوشبختانه قوانینی تصویب شده است که در اورژانس از بیمار هیچ پولی درخواست نشود، سریعاً و بدون پرسش اقدام شود و سپس موقع ترخیص صورتحساب صادر شود. پس نگران نباشیم که چون پول نداریم، بیمارمان زمین می‌ماند. مثل قدیم نیست که اگر پول نریزید، دست به بیمار نمی‌زنند.

- اگر ماشین به پارکینگ منتقل شد، در ابتدا تمام تجهیزات سؤال می‌شود و یک رسید به نیروی انتظامی تحویل داده می‌شود که اگر کار تمام شد، نیروی انتظامی آن رسید را مهر می‌کند و شما می‌توانید ماشین را تحویل بگیرید. بعضی‌ها پیشنهاد می‌کنند که تمام تجهیزات جداشدنی را با خود ببرید و در ماشین نگذارید. مثلاً ضبط صوت، کپسول آتش‌نشانی، آچارها و ... البته واقعاً جای نگرانی نیست، اما به هر حال، به نظر می‌رسد تا حدودی پیشنهاد خوبی باشد.

- در تصادف‌های کوچک، اگر رضایت طرفین تصادف باشد، بدون رفتن به دادگاه و ... همه چیز ختم به خیر می‌شود. اما اگر رضایت یکی نباشد یا اینکه بخواهید از بیمه استفاده کنید، معممولاً دادگاه و شورای حل اختلاف و پزشکی قانونی و ... جاهایی است که حتماً باید بروید و بیایید. که این‌ها را خوشبختانه تجربه نکرده‌ام، وگرنه توضیح می‌دادم.

 

چند نکته جانبی:

- اولاً که برخی حوادث باعث می‌شود انسان درس‌های جالبی بگیرد! مثلاً من سال‌ها بود گذارم به اورژانس و بیمارستان نیفتاده بود. وقتی دیروز وارد قسمت اورژانس شدم و مصیبت‌هایی که هر کسی به آن‌ها مبتلا بود را دیدم، اشک در چشمانم جمع شده بود! قدر این سلامتی و زندگی آرام را واقعاً نمی‌دانستم! خانمی را آوردند که یک انسان مست زیر کرده بود. جایی از زن بیچاره و فرزندش که در آغوشش بود، سالم نمانده بود! آقایی که به ویروسی مبتلا شده بود و دائماً تهوع داشت، خانمی که سرگیجه گرفته بود و نمی‌توانست روی پایش بایستد و خلاصه دسته دسته افرادی را می‌دیدم که می‌رفتند و می‌آمدند و انگار که به من سالم هشدار می‌دادند که قدر سلامتی‌ات را بدان. می‌گویند هر وقت دلت گرفت، به قبرستان سری بزن. احساس می‌کنم بد نیست گاهی اوقات انسان چند دقیقه‌ای را در اورژانس طی کند.

- دیروز صبر پرستاران را ستودم! انصافاً آفرین به این از خودگذشتگی و صبر. تحمل حتی یکی از این بیمارها برای من مشکل بود و از دیروز تا به حال هر وقت صورت پیرمرد را به خاطر می‌آورم، قلبم می‌ریزد! پرستارانی را تصور کنید که مجبورند دائماً، حتی در حالی که انگشت را زیر پوست بیمار کرده‌اند و می‌شویند، برای هم جوک بگویند و به زور بخندند که این همه غم به آن‌ها فشار نیاورد که از پا درآیند و دیوانه شوند! خدا صبرشان دهد.

- نکته جالب دیروز، این بود که فهمیدم خانم‌ها در مواجهه با یک مشکل بسیار خونسردتر از آقایان هستند. آن زن مسنی که با این آقا بود، چنان آرام و متین بود که باورنکردنی بود. نه، اذیت نکنید! به این خاطر نبود که خیالش راحت شده که کار شوهرش تمام شده است!!! :) واقعاً می‌گویم، بسیار صبور بود و دنبال راه حل می‌گشت و به شوهرش دلداری می‌داد.
از طرفی ایثار این زن هم مثال‌زدنی بود. به مادر ما می‌گفت: خانم! من بمیرم، شوهرم زخمی نشود، جانباز است، دوست ندارم اذیت شود.

به هر حال، تجربه‌ای بود که تا حدودی به خیر گذشت.
إن شاء الله همیشه سلامت باشید و کوچک‌ترین مشکلات شما را آزار نرساند.
امیدوارم که همیشه آرام و بادقت برانید و آرام و بادقت برانند!
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند


[از همه جا]
(ادامه متن ... | 2 نظرات| لينك ثابت | نسخه چاپی)

ارسال شده بوسیله Hamid در مورخه : شنبه، 29 خرداد، 1389 (2294 مشاهده)

مجموع خبرها 866 (289 صفحه | درهر صفحه 3)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | 76 | 77 | 78 | 79 | 80 | 81 | 82 | 83 | 84 | 85 | 86 | 87 | 88 | 89 | 90 | 91 | 92 | 93 | 94 | 95 | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | 101 | 102 | 103 | 104 | 105 | 106 | 107 | 108 | 109 | 110 | 111 | 112 | 113 | 114 | 115 | 116 | 117 | 118 | 119 | 120 | 121 | 122 | 123 | 124 | 125 | 126 | 127 | 128 | 129 | 130 | 131 | 132 | 133 | 134 | 135 | 136 | 137 | 138 | 139 | 140 | 141 | 142 | 143 | 144 | 145 | 146 | 147 | 148 | 149 | 150 | 151 | 152 | 153 | 154 | 155 | 156 | 157 | 158 | 159 | 160 | 161 | 162 | 163 | 164 | 165 | 166 | 167 | 168 | 169 | 170 | 171 | 172 | 173 | 174 | 175 | 176 | 177 | 178 | 179 | 180 | 181 | 182 | 183 | 184 | 185 | 186 | 187 | 188 | 189 | 190 | 191 | 192 | 193 | 194 | 195 | 196 | 197 | 198 | 199 | 200 | 201 | 202 | 203 | 204 | 205 | 206 | 207 | 208 | 209 | 210 | 211 | 212 | 213 | 214 | 215 | 216 | 217 | 218 | 219 | 220 | 221 | 222 | 223 | 224 | 225 | 226 | 227 | 228 | 229 | 230 | 231 | 232 | 233 | 234 | 235 | 236 | 237 | 238 | 239 | 240 | 241 | 242 | 243 | 244 | 245 | 246 | 247 | 248 | 249 | 250 | 251 | 252 | 253 | 254 | 255 | 256 | 257 | 258 | 259 | 260 | 261 | 262 | 263 | 264 | 265 | 266 | 267 | 268 | 269 | 270 | 271 | 272 | 273 | 274 | 275 | 276 | 277 | 278 | 279 | 280 | 281 | 282 | 283 | 284 | 285 | 286 | 287 | 288 | 289 ]


با وارد کردن ايميل خود در کادر زير مي‌توانيد از ارسال اخبار جديد در سايت از طريق ايميل، مطلع شويد:


و يا مي‌توانيد اخبار را از طريق RSS دنبال کنيد: 
feed

RSS چيست و چه كاربردي دارد؟
آدرس RSS مربوط به آفتابگردان



Home | Forums | Download | Learning | Music | Gallery | Search | Site Map | About Us | Contact Us

Copyright 2004-2009. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftabgardan-cc.com : Aftab.cc