كنترل پنل             جستجو               پرسشهای متداول            .:: آخرین پست‌های انجمن ::.            لیست اعضا            مدیران سایت             درجات        ورود
فهرست انجمن‌ها -> مسائل عمومي مربوط به گرافيك دوبعدي
پاسخ دادن به این موضوع
نگاهي بر مباني طراحي و گرافيك
پست تاریخ: دوشنبه 7 اسفند 1385 - 19:28    
sistemprof
عضو گروه مديريت آفتابگردان
عضو گروه مديريت آفتابگردان


پست: 956
عضو شده در: 3 بهمن 1384
محل سکونت: Tehran
blank.gif


امتياز: 8562

عنوان: نگاهي بر مباني طراحي و گرافيك خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

تعريف طراحي : طراحي يعني يك ايده جديد و يك فكر بكر – تجسمات و تصورات خلاق
در طراحي ايده بيشتر اهميت دارد و در نقاشي و ساير هنرها اجرا بيشتر اهميت دارد.

طراحى گرافيک در برگيرندهٔ نوعى زبان است با دستور نامعين و با الفبايى پيوسته در حال گسترش. ما تنها زمانى يک اثر گرافيکى را به درستى درک مي کنيم که بتوانيم زبان آنرا بفهميم.


تصوير زير در زماني تهيه شد كه چاپ تصوير زنان ممنوع شده بود و براي پاسخ به نياز بازار من از آن براي طراحي هاي زيادي از جمله آرايشگاه زنانه و حتي كفش و لباس زنانه استفاده كردم !
(البته ايده طرح متعلق به كس ديگري بود.)





شناخت هدف : در ابتداي طراحي بايد از خودمان بپرسيم هدف از طراحي چيست؟ معرفي يك كالا – نمايش قابليتهاي آن – نمايش زيبايي آن يا فروش كالا ويا ...
براي هر هدفي طراحي متفاوتي بايد داشته باشيم . فقط زيبايي كار دليل موفق بودن طراحي نيست .
يا مثل بعضي تلويزيوني مسخره بازي و خنداندن مخاطب دليل موفق بودن كليپ محسوب نمي شود. بحث در اين باره بيشتر به بازاريابي و اصول آن بر مي گردد كه انشالله در اين مورد به تفصيل صحبت خواهيم كرد.


به هر حال ايده ها بايد طوري باشند كه ما را در رسيدن به هدف نهايي كمك كنند و به قول هنرمندان يك حسي عميقي را به بيننده انتقال بدهد !دراين صورت ميتوانيم بگوييم كار ما موفق بوده است .

ما براي بيان ايده ها و احساسات و تاثر گذاري بايد با اصول شکل شناسی- فضا شناسی - ترکیب بندی -رنگ شناسی آشنايي كاملي داشته باشيم .

شناخت مبانی گرافيك ما را در رسیدن به درک رابطه ی درست اشکال با فضایی که درون آن قرار مي گيرند كمك مي كند.





آشنايي با خط و نقطه و كاربرد آنها در گرافيك


الف) نقطه :



نقطه اولين عنصر بصرى است كه مبداُ پيدايش وتحول فرم مى باشد. وجود نقطه مبين مكانى در فضاست.
يك نقطه داراى انرژى تصويرى است و هرگاه براى قوه بينايى مطرح شود وادراك گردد، موجوديت خود را اعلام كرده است. و هرگاه شروع به رشد كندجلوه خط يا عناصر ديگر را به خود مى گيرد.

بزرگى و كوچكى نقطه بستگى به فضاى قرارگيرى آن دارد و ممكن است از نظر شكل نيزمتفاوت باشد، امابه ندرت مى توان نقطه را در شكلهاى چهار گوش و يا چند ضلعى ديد.

پس در تعريف نقطه مى توان گفت : اولين اثرى كه يك شىء مثل مداد يا گچ و غيره بر روى صفحه مى گذارد نقطه محسوب مى شود. به تعبيرى ديگر نقطه ساده ترين واحد تقليل ناپذير ارتباطات بصرى است.

مفهوم نقطه در ارتباط مستقيم با اندازه ي صفحه اي ميباشد که در آن قرار ميگيرد.
نقطه در يک کادر کوچک مفهوم سطح به خود ميگيرد.



شکل نقطه ها به طور کلي بر دو قسمند:
شکلهاي هندسي
شکلهاي غير هندسي




نقطه گاهي از برخورد دو يا چند خط بوجود مي آيد:



نقاط گاهي منفي ميباشند مانند فاصله سر دو يا چند خط:



و يا نقاط منفی نقاط سفيد در زمينه ي سياه:



مهم ترين نقطه در يک محدوده نقطه مياني يا نقطه تعادل است که به آن نقطه ي اصلي نيز ميگويند .
نيروهاي عمل کننده بر آن در کادر يکديگر را خنثي مي کنند .



نقطه در پايين صفحه احساس سنگيني را القا ميکند و اين احساس سنگيني ناشي از جاذبه زمين است.




نقطه هر قدر به سمت بالاي صفحه حرکت کند سبکتر مي شود .




حرکت نقطه به سمت گوشه هاي کادر نقطه را به سمت خارج محدوده پرتاب مي کند .








نقاط علاوه بر ايجاد ارتباط با کادر بر روي يکديگر نيز تاثير مي گذارند.


دو نقطه همشکل و هم اندازه در واقع مثل دو جسم هم وزن هستند که به طور مساوي به يکديگر نيرو وارد کرده يا در راستاي معين همديگر را تقويت ميکنند . با تغيير فاصله اين دو نقطه نسبت به محدوده کشش آنها نيز بر يکديگر تغيير مي کند .



دو نقطه غير هم اندازه که داراي وزنهاي مختلف باشند داراي کشش متغيري نسبت به يکديگر هستند.
و دائما نقطه بزرگتر با وزن بيشتر نقطه کوچکتر با وزن کمتر را به خود جذب مي نمايد .در اين شرايط محدوده به دو قسمت مساوي يا نامساوي تقسيم مي شود.


[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: animeditor (دوشنبه 7 اسفند 1385 - 19:36)

پست تاریخ: یکشنبه 23 تیر 1387 - 13:11    
sistemprof
عضو گروه مديريت آفتابگردان
عضو گروه مديريت آفتابگردان


پست: 956
عضو شده در: 3 بهمن 1384
محل سکونت: Tehran
blank.gif


امتياز: 8562

عنوان: خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

خط

دومين عنصر بصرى و تجسمى ، خط مى باشد و مهمترين عنصر و شكل دهندهً موضوعات هنرى و تصويرى و از عناصر بنیادی هنرهای تجسمی است .
خط عنصری است یک بعدی و مهمترین خصیصه آن ویژگی طول آن است .

وجود دو نقطه در صفحه مبدا و انتهای خطی فرضی را مشخص می کند .



و نیز از به هم پیوستن تعداد بی شماری نقطه در یک راستا خط بوجود می آید .



حد فاصل دو صفحه ایجاد خط منفی میکند .



بعبارت ديگر خط طولى است بى عرض كه با نقطه شروع و به نقطه ختم مى شود. اما از نظر هنر هاى تجسمى و تصويرى خط تعريف ديگرى دارد؛

خط نقطه ايست كه در اثر نيرويى كه از يك جهت به او وارد آمده، حالت ايستايى خود را از دست داده، و بصورت يك عنصر تصويرى فعال در آمده است. بر خلاف نقطه كه داراى انرژى متمركز و ثابتى است، خط داراى انرژى تصويرى فعال و متحركى است كه به يك جهت ادامه دارد.

طبيعت نيز داراى انواع مختلف خط مى باشد. مفهوم خط وابسته به زمان و مکان نيز می باشد .

اطراف و سطوح هر شىً را خط مشخص مى كند و دو فضاى متفاوت سطوح و حجم ها را از هم جدا مى كند. بر خلاف تعريف فلسفى خط كه آنرا عنصرى يك بعدى مى شمارد. از نظر تصويرى و تجسمى ، خط با انواع مختلف آن، نازك و كلفت و نرم و خشن و ضعيف و قوى، مفاهيم و تعاريف گوناگونى را در بر مى گيرد.

انواع خط و ويژگي هاي خطوط

خط عمودى، خطى است نيرومند و فعال ، نمايشگر تعادل و ايستايى .

خط افقى، خطى است آرام و بى هيجان ( مثل انسانى كه خفته است) .و از نظر روانی احساس آرامش و سکون را تداعی می کند

خط مورب يا كج، عمودى است كه تعادل خود را از دست داده (خطى است عصبى و مهيج).

خط زاويه دار، خطى است كه مسير گردش آن در زمانهاى مختلف تغيير كرده است.

خط دندانه دار، از تكرار يكنواخت ويا نا هماهنگ خط زاويه دار پديد مى آيد.نمايشگر خشونت و عصبانيت.

خط منحنى، بخشى از يك دايره است. خطى است نرم و لغزنده و بدون خطر و آرامش دهنده.
خطوط منحنی نیروهای بیرونی و درونی یکدیگر را در نقطه به نقطه خود خنثی می کنند و احساس بصری ملایمی را القا می کنند .

خط مواج، خطى است كه از تكرار نا منظم منحنيها پديد آمده ـ امواج دريا‘ حركت بدن مار.
خط مارپيچ، تكرار منحنيهايى است كه گرد يك محور مى چرخند.



مفهوم خط :

به طور كلي دو نوع خط اساسا" وجود دارد كه ما براي ايجاد شكل و حجم و تجسم حركت از آنها استفاده ميكنيم .



الف )خطوط اكسپرسيو : خطوطي هستند كه احساس دروني وحالتهای عاطفی و روحی يك
هنرمند را نشان مي دهد .
اين خطوط با قاطعیت به کار گرفته می شود و با حرکات تند دست بر روی کاغذ جاری میشوند .
این نوع طراحی بازگو کننده تصور و احساس آنی هنرمند است .
به این نوع طراحی طراحی اکسپرسیو گویند .
حالاتي مانند حركت و جنبش – سكون – برجستگي و فرو رفتگي و جهت و ساير موارد را مي توانيم توسط اين خطوط نشان دهيم.





تاثیر خط در اثر رامبراند



خطوط اكسپرسيو شامل دو دسته زير مي شود:

1)خطوط صاف يا خشك مانند خطوط افقي – مودي – مايل .از اين خطوط به دليل ماهيت خود ميتوانيم براي بيان احساسات جدي ويا خشن خود استفاده كنيم . من اينجا از اين خطوط براي بيان اثر انفجار استفاده كرده ام.




2)خطوط منحني يا نرم مانند انواع منحني ها

از اين خطوط به دليل ماهيت خاص خود ميتوانيم براي بيان انعطاف پذيري و احساسات لطيف خود استفاده كنيم .
من براي بيان اثر عشق از اين خطوط به صورت زير استفاده كرده ام .
ضمن اينكه من از ضخامت بيشتر خط براي بيان جنسيت مرد استفاده كرده ام .شما هم سعي كنيد موارد مشابهي خلق كنيد !



تاثیر خط در اثری از پیکاسو


تاثیر خط در اثری از کاندینسکی


ب) خطوط كنستراكتيو: از يك خطوط منظم كه در نهايت به يك بافت منتهي مي شود.



ايجاد بافت به وسيله راپيد:


ايجاد بافت با پاستل:



ايجاد بافت با آبرنگ و نمک:

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست:

پست تاریخ: یکشنبه 23 تیر 1387 - 13:13    
sistemprof
عضو گروه مديريت آفتابگردان
عضو گروه مديريت آفتابگردان


پست: 956
عضو شده در: 3 بهمن 1384
محل سکونت: Tehran
blank.gif


امتياز: 8562

عنوان: خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

تركيب بندي يا كميوزيسيون :

تركيب يعني جاى دادن منطقى عناصر تجسمى در فضاى مورد نظر، در سطح دو بعدى ويا در فضاى سه بعدى تركيب بندى يا كمپوزيسيون* گفته مى شود تركيب بندى تحت قواعد و اصول معين و محاسبات دقيق انجام مى گردد و بين عناصر تصويرى ارتباط ، پيوند و روابط منطقى ايجاد مى كند.
نظم و ترتيب دادن ، برنامه ريزى كردن بين عناصر تصويرى ، منسجم نمودن قسمت ها با هم ، تركيب كردن و كنار هم قرار دادن آنها ، ساختار و سازماندهى عناصر تجسمى وبالاخره هماهنگ كردن همه اجزا ء با هم ، مفهوم تركيب را مشخص مى كند. تركيب بندي بايد علاوه بر تعادل و توازن داراي زيبايي هم باشد.

تركيب بندي صفحه بايد به نحوي باشد كه گردش چشم در تمامي صفحه بوجود بيايد يعني كل طرح ديده شود . يكي از عناصر تركيب بندي ايجاد تعادل در صفحه مي باشدو از اصول اساسي هنر است .

در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف پیام اثر خدشه دار می شود و تاثیر گذاری خود را از دست می دهد . به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده ی اثری آن را با محورهای افقی و عمودی ذهنی و فطری خود مقایسه می کند و وجود یا عدم تعادل را در آنها تشخیص می دهد .
هنر در برقراري ارتباط با مخاطب نوعي تعادل را جستجو مي كند .

تعادل در هنر بوسيله تقسيم بندي متوازن اجزاء صورت مي گيرد . رنگ ، نور و بافت نيز در حفظ تعادل يا عدم تعادل نقش دارند.

انواع تعادل در صفحه به سه دسته زير تقسيم مي شود:

1- تعادل قرينه اي يا متقارن مانند طراحي فرش و گليم

به کار گرفتن تعادل قرینه ساده ترین روش برای ایجاد تعادل بصری است زیرا همه چیز نسبت به محورهای افقی و عمودی که از اثر عبور می کنند سنجیده می شود .



ماهیهای خیال انگیز توسط هنرمندی ناشناس از قبایل اسکیمو .
شکل از بسیاری جهات حالت متقارن دارد ولی با اندک تصرفی در شکل مردمک چشم ها و نیز خط ستون فقرات(ماهی ماده) نر و ماده بودن حیوان مشخص شده است .


نقوش روی سفال . شوش . 5000 تا 8000 پیش از میلاد



2- تعادل غير قرينه اي يا نامتقارن

در این روش ایجاد تعادل بر اساس فاصله ی شکلها و عناصر نسبت به محورهای افقی و عمودی وسط کادر تعیین نمی شود بلکه انرژی بصری شکل ها بر اساس اندازه جهت تیرگی – روشنی رنگ بافت و شکل جای آن ها را نسبت به یکدیگر و نسبت به کادر تصویر مشخص می کند . بر همین اساس انرژی بصری پر تحرک ترین پویایی ترین در ترکیب هایی که از تعادل غیر متقارن استفاده کرده اند احساس می شود .
در تعادل غیر متقارن سطح بصری اثر به صورتی فعال و پیچیده با مخاطبان ارتباط بر قرار می کند هر چه تجربه هنر مند در شناخت و کار با عناصر بصری بیشتر باشد به شکل پخته تری می تواند عناصر بصری را بصورتی متعادل اما غیر متقارن در ترکیب خود استفاده کند و ترکیبهای موفق تری بوجود آورد .



3- تعادل تقريبي
چشمهای مخاطبان به طور طبیعی در جستجوی تعادل بصری است . در صورت عدم سازماندهی صحیح نیزوهای بصری و خدشه دار شدن هماهنگی میان اجرای یک ترکیب انرزی بصری عناصر یکدیگررا خنثی می سازند در حالیکه می توان در سطح یک اثر تجسمی عناصر بصری را نسبت به محور افقی و عمودی آن اثر سازماندهی کرد. برای مثال یک سطح سفید به خودی خود هیچ گونه واکنشی را باعث نمی شود اما به محض ایجاد یک لکه یا یک خط به روی آن معنادار خواهد شد .

یک ساختمان مدرن با استفاده از خط که توسط کنزو تانگه طراحی شده است .







تعادل بوسيله خط

به وجود آوردن تعادل در یک اثر تجسمی بستگی به چگونگی ایجاد هماهنگی میان عناصر واجرای آن اثر دارد .ترکيب خطوط زماني در محدوده ايجاد تعادل ميکند که چشم به راحتي در قسمتهاي مختلف صفحه گردش کرده و در بخش خاصي از آن متمرکز نشود.









ريتم در خط

در طبيعت جلوه هاى ريتميك بيشمار است. در واقع همه و وجودات طبيعى اعم از حيوانات و نباتات با نظم و انظباطى مشخص و قواعدى معين سرشار از جلوه هاى ريتميك هستند همگى آنها از قاعده هاى كلى پيروى مى كنند.

علاوه بر روايط ريتميك در اجزاء بدن انسان ، در نسبت ها و اندازه ها ى كلى بدن نيز ريتم حاكم است. مثل استخوانبندى ستوه فقرات، جناغ سينه، انگشتان دست و پا و....

فرم و ساختمان شكلى حلزون بر اساس حركت ريتميك افزايشى در اندازه از درون به بيرون، و بالعكس بصورت كاهشى از بيرون به درون شكل گرفته است. صفه استاد ( ايوان غربى مسجد جامع اصفهان) بناى سلجوقى با تزئينات مربوط به دوره صفوى، از لحاظ طراحى و آرايش نيم قوس هاى مقرنس ( يا مثلث هاى فضايى )به صورت ريتميك داراى حركتى از بيرون به درون و بالعكس مى باشد.



ريتم يكنواخت و منظم خيلى زود خسته كننده است، بنابراين هر تركيب هنرى بايد وجوه تكامل يابنده داشته باشد، يعنى فرم و تركيب بايستى هر چه ممكن است غنى باشدو پيوسته تركيباتى تجسمى و جديد بوجود آورد. در هنر مدرن خصوصا در كوبيسم و در هنر آبستره و در گرافيك اين جنبه را مى توان يافت.

هر گونه تغيير در مجموعه خطوط ضمن ايجاد حرکتهاي آرام . تند . سريع ايجاد ريتم مي کند.

تغییر اندازه ها و طول خطوط . تغییر فاصله ها و تغییر ضخامت خطوط عواملی می باشند تا ریتم بهتر ایجاد شود .

ريتم به دونوع منظم و غير منظم مي باشد. ایجاد ریتم در خطوط به اشکال گوناگونی صورت می گیرد.
1-ريتم منظم : در كادر يك نظم ايجاد مي كند :
با ایجاد یک رابطه منطقی بین فواصل,خطوط یا ابعاد و ضخامتها میتوانیم به یک ریتم منظم دست یابیم .





آيا حس جمع شدن نقاط و متفرق شدن نقاط به شما منتقل شده است ؟

2-ريتم نامنظم : بدون نظم خاصي داراي تعادل است :
اگر این رابطه منطقي بین فواصل,خطوط یا ابعاد و ضخامتها را بر هم زنیم ضمن ایجاد یک حرکت شاهد بوجود آمدن یک ریتم نامنظم و به هم ریخته و پر تحرک خواهیم بود .










[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست:


نمایش پستها:                 مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
پاسخ دادن به این موضوع
 

صفحه 1 از 1

تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
 Related Topics 


 information 

 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید


Copyright 2004-2017. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc