كنترل پنل             جستجو               پرسشهای متداول            .:: آخرین پست‌های انجمن ::.            لیست اعضا            مدیران سایت             درجات        ورود
فهرست انجمن‌ها -> علمي-آموزشي، اجتماعي، فرهنگي -> انجمن مذهبي
پاسخ دادن به این موضوع رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟
پست تاریخ: چهار‌شنبه 14 اردیبهشت 1390 - 06:45    
Nastarin
شروع فعاليت
شروع فعاليت


پست: 7
عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390

blank.gif


امتياز: 72

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

بنده اينورآب زندگي ميكنم و با توجه به تجارب و ديده هايم قصد دارم كمي از روش همسرگزيني رسمي و غير رسمي و يا عرفي اينور اب براتون تعريف كنم كه مناسب باموضوع تايپك هم هست و از انچه تو كشورهاي هلند، آلمان، اطريش و فرانسه و ايتاليا ديدم براتون بشكل كلي تعريف كنم و بخصوص كشورهاي آلماني زبان( اطريش و سوئيس و آلمان) بيشتربراتون تعريف كنم تا ابهاماتي در اين زمينه كمتربشه . طرز بينش و سنت و نورم هاي اجتماعي ما شايد نتونه اين نوع زندگي رو تصور كنه.

هدف اين صحبت ها نقدو بررسي و شناخت واقعيت اينجور كشورهاس. در كشورهاي بخش جنوبي اروپا از جمله ايتاليا و اسپانيا و يونان و پرتغال هنوز نورم هاي مربوط به ازدواج رسمي پررنگ تر به چشم ميخوره . چون نقش مذهب و نورم هاي مذهبي در زندگي اجتماعي و ازدواج و اختيار همسر با نفوذ تره.
برعكس در كشورهاي شمالي اروپا نورم ازدواج رسمي از صد سال به اين ور ها بعده جنگ جهاني دوم كم رنگ تر شده و جاشو به زندگي مشترك غير رسمي با عرفهاي اجتماعي داده كه بسياري از تعهدات ازدواج رسمي بشكل عرفي در ان جا داره و اينجور نيست كه جامعه انارشيستي رفتار كنه و هركي هر كاري دلش خواست با هركي انجام بده و عواقب قانوني هم نداشته باشه. قوانين در اينجا جايي كه پاي بچه وسط بياد، اصلا كوتاه نميان. علت اينكه چرا ازدواج اينجا ها كم رنگ شده رو هم تو نوشته به اش اشاره هايي كردم. با همه اينا آرزوي خيلي از دخترا و زنها اين كشورها اينه كه روزي ازدواج كنن و به شكل سنتي لباس عروسي سفيد زيبايي به تن كنن و مراسم عروسي داشته باشن و به خونه بخت برن و پوزش رو هم به اينو و اون بدن. ازدواج رسمي براي خيلي از دخترا و زنها هنوز ارج و قرب خودشو داره و مثل اينه كسي تو يك مسابقه برنده اول شده باشه. مدرنيزم از شدت اين آرزوها كم نكرده. مراسم عروسي هنوز بالاترين رنگ و نماي رومانتيك اش رو حفظ كرده.



به سئولات معقول دوستان در حد توان جواب ميدهم و به سئوالات نامعقول و نا مناسب با كمال تاسف جواب نميدهم. دوستان ديگراينورآب هم ميتوانند هر كجا نقص و كمبودي رو ديدن بگن تا تصحيح بشه و بيشتر توضيح داده بشه . خوشحال ميشم. در ضمن چيزي كه اينجا نقل ميكنم فقط يك گزارش ساده ايه ومبني بر اين نيستش كه با شون موافقم و يا مورد تائيدم هستن و يا اينكه علامه دهرم. عده اي از جونهاي ما چشم بسته بدون اطلاعات زياد خيلي روشها رو از غربي ها تقليد مي كنن و بدون اينكه اصلا بدونن واقعا اينور چه خبره و واقعيت ها چه جوريه .پس بريم سر مطلب.

قبل ازاينكه براتون تعريف كنم دخترا و پسرها چه جور زندگي مي كنند بايد بگم كه توي هر كدوم از اين كشورها چندين ميليون دختر و پسر مجرد وجود داره كه به اشون سينگل مي گن كه حسرت يك زندگي مشترك رو به دل دارن و ممكنه تا سن سي هم موفق نشن براي خودشون شريكي دست و پا كنن. درسته كه صداي طبل از دور خوشه. اما از نزديك به اون قشنگي ها هم كه ميگن نيست. خوب ميپرسيد واسه چي؟چرا اينجوريه. مگه نمگين روابط آزاده ؟ اينجا دختر و پسرا به اين راحتي ها هم كه ميگن همديگرو نمي پسندند هفت خوان رستميه كه بيا و ببين و دسته ديگه خيلي ها كمرو خجالتي هستن. با اينكه مدارسشون هم مشتركه و بقول گفتنينا از بچگي دختر و پسرا كنار نيمكت با هم بزرگ ميشن و اخلاق همديگه رو از بچگي مي شناسن. ولي بازبراشون مشكله. يكي از علل رواني اش هم ترس از شكست عاطفي و عشقيه. ترس ديگه از اينه دور و برشون اگه با هم نموندن راجع بشون چه فكرهايي بكنند. زيرا بعد از هر جدايي دوستان مشتركشون رو حتما هركدوم ازطرفين به شكل هايي از دست ميدن .دليل ديگه رواني اينه كه نميدونن طرف مقابل هم ايا به همون اندازه احساس دلبستگي ميكنه يا نه و ايا وفادار ميمونه يا نه ؟ ايا بعد يك مدت ميزاره ميره دلشون رو ميشكنه يا نه ؟ به خاطر اين مشكلات موسئسات رسمي و غير رسمي شريك يابي با صدها تست و دفترچه اطلاعات و آزمايش هاي روانشناسانه و تيپ شناسي و غيره مثلا در صدد حل مشكل اين دسته ادما هستند كه به پول ايران يك چند ميليوني خرج داره. ريشه همه ترسها بخاطر شكست عاطفي و ضررهايي كه پشت سراونه. مثلا اگه تو يك خونه مشترك زير يك سقف زندگيشون رو شروع كرده باشند. بايد هركدوم برن يك خونه ديگه پيدا كنن و كل سيستم زندگيشون به هم ميريزه و كلي خسارت مالي و رواني پشت سرش هست. خونه پيدا كردن و جابجا شدن هم يك چند ميليوني خرج داره. در واقع يك نوع طلاق رخ ميده كه بيشتر شكل عرفي داره با همان اثار عيني طلاق . تعداد اين موسئسات همسر يابي روز به روز داره زياد ميشه و مثل قارچ از هرگوشه اي سبزميشن.

دخترهايي هستند كه با سن شونزده سالگي تو دبيرستان و مدرسه اولين دوست پسرشون رو انتخاب ميكنند بعدش نشد يكي ديگه تا همين جوري وصل كن و قطع كن....ادامه داره تا..... شريك دلخواه و ثابت شون رو گير بيارن. اگر دختره خيلي خودشو تو دل پسره جا كرد بعد از اتمام كاراموزي شغلي راضي اش ميكنه برن اداره ازدواج با هم عروسي كنند واگه پسره به ازدواج تن نداد غيررسمي با هم بشكل همسرزندگي ميكنن و بچه دار ميبشن و خانوادشون تشكيل ميدن. در اينجور رابطه هاي ثابت هيچكدام از دو طرف حق خيانت و نامردي به هم رو ندارن و به شكل عرفي به هم بايد وفاداربمونن و به كسي حق ندارن نگاه كنن. اگه كسي به تعهدش عمل نكنه و خيانتي انجام بشه از هم جدا ميشن. دخترهاي جون و پسراهاي جوني كه به اين شكل با هم زندگي ميكنن يك حلقه نقره اي ساده هم تو دستشون ميكنن و به همه غير مستقيم مي فهمونن كه شريك دارن وديگه مجرد نيستن تا كسي دورو برشون نپلكه. بعضي از دخترها هم ممكنه با همون دوست پسراولشون با هم بمونن وبعد دوره شغل آموزي زندگي مشتركشون خانواده مشتركشون رو تشكيل بدن وبا وفاداري دو طرفه به پاي هم پير بشن و بچه هاشون رو بزرگ كننن و نوه هاشون رو ببينن .اين نوع زندگي مشترك با شريك ثابت اوليه بيشتر درروستا هايي رواج داره كه هنوزنشون ميده سنت در اونجا ها قوي تره . تو روستا ها عروسي ها هم به همين نسبت بيشتره.اغلب عروسي وقتي ديگه جديه كه پاي بچه به ميان مياد. بخاطر اومدن بچه اغلب با هم ازدواج ميكنند و اين به معني اينه كه مثلا اگه همه چي خوب پيش بره تا مرگ با هم ميمونن. يكي از مكانها كه ميشه شدت پايداري و وفاداري رو در نسل هاي پيرتر بخوبي به چشم ديد قبرستانهاست كه خانم هاي بيوه و يا اقايان بيوه هر يكشنبه ميان و روي قبر همسرشون گل ميكارن و شمع روشن ميكنن و قبرش رو ميشورن. خيلي از پيرها بعد مرگ همسرشون دوباره ازدواج نمكنن. من خيلي از خانم هاي پير رو ديدم كه حلقه شوهرشون رو حلقه خودشون تو دستشون انداختن و اين دو حلقه تو انگشت به معني اينه كه تا دم مرگ با ياد شوهرشون زنده ان و به فكر شوهر ديگه نيستن. در صد سال اخيره كه رابطه ازاد با توضيحات بالا تا حدودي براي خودش بين جونها جا باز كرده يك كم هم به دسته كوچكي از مادر بزرگهاي بيوه كه تك و تنها با حيوانات خو نگي شون هميشه زندگي ميكردن هم سرايت كرده ولي من اغلب ديدم كه افراد جونتر به اين مادر بزرگ ها كه سر پيري شريك زندگي ميگيرن ميخندن و مسخره شون مي كنن.. بعد جنگ ميليونها نفر كشته شدن و بسياري از نورم ها به هم ريخت و سرمايه داري از اين موقعيت سوء استفاده كرد و فمينسم ها هم در اين واقعه با سرمايه داري همدس شدن وبه بهانه تساوي زن و مرد و رواج اين شعار ها به بدبيني بين زن و مردها دامن زدن. زنها رو ترغيب به ترك خانه كردن و كار در اولويت قرار گرفت و شيرازه خانواده يواش يواش با نبود زن و بي توجهي به خونواده و تهي بودن اين مكان از وجود او از هم وا رفت . عواقب بعدي اين بود كه رشد جمعيت شديدا نزول كرد و نيروي كار جوان روز به روز كمتر شد و مقدار تعدادسالمندان بيشتر از نسل جوان رشد كردو جامعه پير زده شد. اين خطاي تاريخي سرمايه داري براي اين جوامع در حال حاضر خيلي گرون تموم شد و مشكلات جديد ديگر بوجود اومد. جوري كه در اين هفتاد و هشتاد سال گذشته رابطه ازاد رو آزاد گذاشتن تا مثلا بقول خودشون با اين روش رشد جمعيت رو بالا ببرن تا نيروي كار جوان بيشتر ايجاد بشه.

علت سستي سنت و نورم ازدواج دراين كشورها هم برميگرده به كارنامه كليسا و سخت گيري هاش در چند قرن گذشته اس. . برين خودتون بيشتر بخونين. چرا دولت ها زير بار اين زندگي مشترك بشكل غير رسمي رفتن؟ اين كشورها هر كدام به تكثيرجمعيت نيازمندن تا سيستم مالياتي و سيستم بازنشستگي و كلا سيستم اجتماعي شون رو پا وايسه. بخصوص آلمان كه از هر سه ازدواج يك نفر طلاق ميگره و ميزان زاد وولداز حد متعارف خيلي پائين تره. با قبول اين روش زندگي به اين راضي هستن تا شايد زاد وولد از اينام كمتر نشه و رشد جمعيت ضعيف تر نشه والا نميتونن درامد مالياتي داشته باشن و همه بودجه دولت ها با ماليات تامين ميشه. با ماليات كم هم كه نميشه جايي رو خوب اداره كرد.

دسته ديگه دخترا كه از خانواده با سروپا وصاحب رتبه اجتماعي ميان و دستشون به دهنشون ميرسه به اين راحتي ازدواج نميكنن. درس و دانشگاه و شغلشون براشون مهمتره وتو دانشگاه با شريك زندگيشون بتدريج آشنا ميشن بعد عشق و عاشقي وعبوراز هفت خان رستم واتمام تحصيل با هم ازدواج ميكنن و خانوادشون رو تشكيل ميدن. دسته ديگه دخترا و پسراهم به خاطر خجالتي بودن با وجود شغل خوب و متوسط مجرد مي مونن و يا ميرن موسئسه همسر يابي تا شايد بختشون گشوده بشه و يا در دهها كلوب شركت ميكنن تا بالاخره بختشون باز بشه. درسته كه زندگي جنسي تو اين كشورها از سن شونزده سالگي براي دخترا و پسرا آزاداه ولي پدرو مادرها از دور روش نظارت دارن و تمام نكات ايمني زندگي مشترك در مدارس و تو منازل به بچه ها بطور كامل آموزش داده ميشه تا دست از پا خطايي نشه و با سن كم بچه دار و يا دچار بيماري نشن .از سن هيجده سالگي ديگه پدرو مادرا زياد خودشون رو قاطي نميكنن، كنترل ها غيرمستقيم و بيشتر جنبه رواني داره. عده اي از دخترا هم سركار دوست پسرشون رو انتخاب ميكنن و با هم زندگي مشتركشون رو شروع ميكنن و خانوادشون رو تشكيل ميدن و به شكلي كه گفتم بشرط وفاداري با هم زندگي ميكنن تا پير بشن و شايد روزي هم هردو براي ثبت اين زندگي مشترك به اداره ازدواج برن. دولت بر روي زندگي مشترك غيررسمي نظارت داره و قانون حدو حدودها رو مشخص كرده و بچه هايي كه دراين زندگي مشترك بدنيا ميان داراي حق ارث از پدر و مادر هستن و پدر و مادر موظف به رعايت همه وظايف والديني هستن واگر خلاف و بي توجه اي و بي بند و باري مثل الكليسم از سوي پدرو مادرها اعمال بشه وبه بچه ها صدمه روحي و جسمي وارد بشه، از طريق بنيادهاي خانواده دولتي تعقيبات و تنبيهات زيادي در پي داره. حتي ممكنه بچه رو از پدرو مادر حقيقي بگيرن و به پدر و مادر عرفي سالم تر ديگه بدن تا والدين حقيقي تنبه بشن و به خودشون بيان . درفرانسه اين سخت گيري زيادتره.

در اينجا ازدواج كردن مكافات داره به اين راحتي ها هم نيست و تعهدات قانوني زياد داره كه با طلاق هم نميشه از زيرش فرار كرد. مردا زير بارازدواج نميرن چون بيشترضررمالي مي بينن تا زنها. زيرا اگه زن و شوهر با هم نسازن و كار به طلاق بكشه بايد هزينه زن سابقشون رو در زمان بيكاري تا وقتي كه زن سابقشون دوباره عروسي نكرده بدن واين موضوع ممكنه تا بيست و يا بيشترهم طول بكشه. از زمان طلاق بايد يه سال بدور از هم زندگي كنن تا طلاق اجراء بشه . هزينه طلاق هم كه به صندوق دادگاه خانواده واريز ميشه براي خانواده هاي كم درامد بالاس و صرف نداره حدود يك چند ميليوني به پول ايران ميشه. اگه بچه دارهم باشن كه ديگه بدتر و مرد بايد هزينه بچه ها رو تا حدود سن بيست و پنج سالگي يعني اتمام دوره شغل آموزي و يا اتمام دانشگاه بده. با اين واقعيت مردي كه يك بار طلاق گرفته براي ازدواج بعدي منبع مالي خيلي كمي داره وكمبود مالي يكي از دلائل مهمه كه ممكنه خيلي از زنها نپذيرنش و بازار ش كساد تر باشه .از نظر رواني هم زنها حوصله غر و دعوا زن سابق و بچه هاي زن ديگه رو ندارن و ترجيح ميدن با فرد مجردي زندگي كنن.

براي زنهاي شاغل ازدواج از يك طرف صرف نداره چون بيشتر از مردا بايد هرماه به دولت ماليات بدن. اينم برميگرده به اين كه درآمد زنها معمولا كمتر از مرداس و كسي كه درامد كمتري تو خونواده داره بايد بيشتر ماليات بده. ولي وقتي بشكل غير رسمي با هم زندگي ميكنن و هنوز بچه اي در ميان نيست. زن و مرد مشكل مالياتي و مالي كمتري دارن و حتي ممكنه هر كدوم خونه و سقف مستقل خودشون رو داشته باشه و اگر كار به جدايي كشيد كسي بي خونه نشه و هر كي بره دنبال زندگيش. ريشه مالي ازدواج رو خيلي تحت تاثير قرار ميده. از مهريه و جهزيه وشيربهاء و مراسم خريد و اين حرفها هم اينجا خبري نيست و هر دو زوج بايد با هرچي كه دارن زندگيشون روشروع كنن.اگه وسايل زندگي كافي هم نداشتن بايد با كار و صرفه جويي اونو به مرور زمان تامين كنن. هر طبقه اجتماعي هم بطور غيرمستقيم سعي مي كنه شريك زندگيش رو از همسطح هاي خودش انتخاب كنه و يا حداقل يك پله از خودش بالاتر باشه. شغل و درآمد مناسب مردا و زيبايي و جواني و سلامت زنها هنوز نورم اصلي ازدواجها رو تشكيل ميده كه بي ارتباط با اين دو امر نيست اول تولد فرزندان سالم از مادر سالم و روي پا نگهداشتن خونواده و تامين هزينه فرزندان با درامد كافي و خوب پدر . درآمد وشغل زن هم در جلب شريك زندگي بي تاثير نيست

دسته كوچكي و قليلي از دخترا و زنهاي نا موفق و خارج از نورم اجتماعي ممكنه به سرشون بزنه برن كول بوي( كه همون فاحشه مرده كه براي چند ساعت با قيمت خيلي بالا ) سفارش بدن. مردم به اين دسته قليل زنها مي خندند و كسي هم كه از اين كارا بكنه ميدونه خيلي بده، جايي روش نميشه بگه. ميدونه مطرود ميشه و براش ارزشي قائل نميشن.

شغل يابي و همسر يابي دو مشكلييه كه هر كشوري با اون مواجه.

در نوشته بعدي در مورد فوايد مو نوگامي و مشكلات پلي گامي توضيح ميدم.


این مطلب آخرین بار توسط Nastarin در جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 08:46 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (چهار‌شنبه 14 اردیبهشت 1390 - 08:40) Hamid (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 23:34) anari (سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 - 18:13)

پست تاریخ: چهار‌شنبه 14 اردیبهشت 1390 - 08:35    
sistemprof
عضو گروه مديريت آفتابگردان
عضو گروه مديريت آفتابگردان


پست: 956
عضو شده در: 3 بهمن 1384
محل سکونت: Tehran
blank.gif


امتياز: 8562

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

ronak60, خواهر گرامي !
جمله ضرورت اجتماعي است را درست متوجه نشدم . به نظرم اگر قرار است اجتماع ضرورت را تشخيص بدهد كه تشخيص داده كه بيش از يك همسر داشتن يعني جنگ جهاني سوم ! اگر هم قرار است قران را ملاك قرار دهيم كه باز برميگرديم به همان صحبت بنده .

اگر منظور ازدواج موقت است كه حكمش مشخص است و فقط شرايط عرفي جامعه براي افراد معمولي زياد مستعد اين كار نيست ولي براي خيلي ها مانند بسياري كارهاي ديگر به راحتي در خفا انجام مي شود و نگراني از بابت عدالت و اينها هم وجود ندارد! فقط مشكل اين است كه قانون فقط براي افراد معمولي است !
Wink

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست:

پست تاریخ: چهار‌شنبه 14 اردیبهشت 1390 - 22:07    
Hamid
مدیريت كل سایت
مدیريت كل سایت


پست: 5298
عضو شده در: 31 اردیبهشت 1384
محل سکونت: -::ساوه::-
iran.gif


امتياز: 46852

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

Nastarin, جان،
بی‌نهایت ممنون و منتظر بقیه مطالب شما در این زمینه هستیم.

خواهشی که دارم اینه که در مورد ایرانی‌های مقیم این کشورها هم صحبت کنید.
وقتی یه ایرانی (چه دختر چه پسر) وارد این کشورها می‌شه معمولاً چه وضعیتی پیدا خواهد کرد؟

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 21:27)

پست تاریخ: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390 - 00:57    
ronak60
خوب داره پيش مي‌ره
خوب داره پيش مي‌ره


پست: 81
عضو شده در: 8 اسفند 1388
محل سکونت: ساوه
iran.gif


امتياز: 902

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email

sistemprof,
اولا این یک راهکار دین برای این مسئله است و این می تونه پذیرفته بشه یا نشه.
ثانیا این جنگ جهانی رو عرف جامعه ایجاد کردند و دولت با تصویب قوانین می تواند جامعه را به این سمت سوق دهد.
ببخشید شما با چی مشکل دارید نظر اسلام یا چیز دیگه مگه همه دستورات اسلام اجرا میشه من یک پروژه در این زمینه نوشتم و سعی می کنم مطالبی رو اینجا بنویسم که در درسته و سند داره.
ببخشید اگه نمی تونم حق مطلب رو ادعا کنم که برای شما نا مفهومه.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 22:17)

پست تاریخ: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390 - 16:15    
Nastarin
شروع فعاليت
شروع فعاليت


پست: 7
عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390

blank.gif


امتياز: 72

عنوان: خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

از لطفتون آقا حميد خيلي ممنوم. در حد تجربيات سعي كردم به سئوالتون جواب بدم.
با ايرانيان مقيم اين كشورها زياد ارتباطي ندارم و اشتغالهاي خودم وظايف خودم به اين مسئله ارجعيت داره چون براي خودم وقت كافي نميمونه چه بمونه براي ديگران. چراغي كه به خانه رواست براي مسجد حرومه. دوستان ايراني من بيش از شمارانگشت دستام نيستش وهمين تعداد هم بعد اتمام تحصيل بخاطر يافتن كار تو كشورهاي مختلف پخش شدن و يكي دو تاشون هم برگشتن ايران. به اين علت هم بطور كامل نميدونم مختصات زندگي اين گروه اجتماعي اينجا در حال حاضر چه جوريه. از دوستان اينور اب كه ممكنه تجارب بيشتري داشته باشن لطفا بپرسين. از انچه كه گه گاه دور و برم بطورمختصرمي بينم ميتونم يك مقدار بگم.ايرانيان مقيم اين كشورها چند دسته اند
1. دانشجويان. اين دانشجويان باز خودشون به چند دسته اجتماعي تقسيم ميشن.
الف. دانشجويان مرفه از خانواده هاي پولدار. كه بدون هيچ مشكل مالي زندگي بسيار راحت و مرفه اي دارن و با پول بابا و ننه شون همه مشكلاتشون رو راست و ريس ميكنن ودغدغه مالي ندارن. پول كافي براي شهريه دانشگاه كلاسهاي مختلف زبان و هزينه هاي ديگه تحصيلشون دارن. در زمان تعطيلات دانشگاه وسط ترم به راحتي به مسافرت و گردش ميرن و مهموني و سفر ايرانشون سرجاشه. اين دسته همانطور كه مي شه ديد دوباره با تمديد انرژي زياد سردرسشون برمي گردن. در مجموع ميزان بچه پولدارهايي كه به اين كشورها ميان انگشت شماره. چون اينطرفها شرايط به مزاجشون نميخوره. وقتي پول دارن چرا جاهاي سرد وبي حال رو انتخاب كنن كه مردمشون بيشتر كنسرواتيترن .با اينكه مردم اينجا ها مودبانه رفتار ميكنن ولي خارجي هارو زياد تحويل نميگيرن . مردم عامي اينجا گه گاه با همه پول و پله يا تحقيرشون ميكنن و يا خودشون رو بازغير مستقيم ازشون كنار ميكشن؟ شايد فقط بين همون طبقه تحصيل كرده و همكلاسي هاي بومي كشوري دوست و رفيق داشته باشن و خوب اين براي بچه پول دارها كافي نيس. چون ادعاهايي براي خودشون دارن. مردم اينجور كشورها بيشتر با اقوام خودشون گرم ميگرن و خصلت هاي ناسيوناليسي بسيار قوي و شديدي دارن. ناگفته نمونه ريشه اقتصادي و مالي بازار كار و رقابت در ضعيف بودن رابطه ساكنين كشور ميزبان و خارجي ها بي تاثير نيستش

خارجي جماعت حتي پنجاه سال هم اينجا بمونه اگر حتي دستش به دهنش برسه و آبرو و برو بيايي داشته باشه تازه اگر خيلي لطف كنن به چشم مهمون به اش نگاه ميكنن. تو اين جوامع يكسري قوانين جا افتاده داره كه كسي به كسي در ملع عام كار نداره و كسي نميتونه در ملع عام كسي رو اذيت كنه و اگر اذيتي از سوي كسي روا بشه مجازات قانوني و كيفري سنگين داره. مگر اينكه در شرايط استثنايي فرد الكلي مريض و راست راديكال و نژادپرستي پيدا بشه و اونم جاي خلوت و بي سرو صدا بخواد يه فرد خارجي رو اذيت كنه. كلا قانون جلو اين كارها رو بشدت ميگيره.

در دوران تحصيل من بيش از دو تا از اينجور بچه پولدارها رو نديدم. اگه دوستان ديگه بيشتر ديدن بگن. با توجه به تجاربم تو كشورهاي اروپايي بيشتردانشجويان ايراني ازطبقه متوسط و يا طبقه فقير و محروم ميان اينجا ها . تعداد ايروني ها اينجا اونقدرهام زياد نيستش. بچه پولدارها بيشتر ميرن به قاره هاي ديگه با شرايط بهتروبا كشورهايي خوش اب و هواتربا مردمان سرحال تر.

ب. دانشجويان طبقه متوسط كه داراي والدين معلم، وكيل و دكتر وبازاري و غيره هستن. اين دسته دانشجويان با امكانات مالي محدود و مشخص كوشا ترين و پر تلاش ترين دانشجوها هستن كه بخاطر ذخيره علمي و زمينه مساعد خانوادگي وتربيتي و نداشتن غم نان تمام هم و غمشون مصروف درس ميشه و بچه هاي درسخونين. اين دسته در طول تحصيل بندرت ازدواج ميكنن چون وقتشون صرف درسه. بعد تحصيل بله. اين دسته يا با هموطن هاي دانشگاهي خود ازدواج ميكنن واگر شرايط مساعد وجود نداشت با همكلاسي هاشون ازكشورميزبان ازدواج ميكنن. از چند تا شون هم موقعه اتمام تحصيل شنيدم كه بعد اتمام درسشون اومدن ايران به قصد ازدواج و خدمت ولي اونجا خيلي از دخترا كه به خواستگاريشون رفته بودن اونقدر اداء واطواربراشون درآورده بودن و مهريه هاي سنگين مطرح كرده بودن و هزار و يك شرط و شروط سنگين براشون گذاشته بودن كه رستم دستان هم از پس اش بر نميومد........ وخوب بيچاره ها دست از پا درازتر برگشتنن وازتصميمشون پشيمون و منصرف شدن واينجا با دختراي تحصيل كرده همدرسي خارجي شون از كشور ميزبان و يا كشورهاي ديگه ازدواج كردن و خونوادشون روهم اينجا تشكيل دادن و خودشون رو با قوانين سخت اقامت و شرايط كاررقابت اميزاين كشورها تطبيق دادن .در اين كشورها بخصوص كه سطح بيكاري افراد متخصص عالي بومي به ميليونها و صدها هزارنفر ميرسه و رقابت يك متخصص ايراني با افراد بومي بسيار سخت تره. با توجه به تجربيات زندگي دانشجويي بايد بگم زندگي دانشجويي اينجا يك زندگي سخت ودرويش وار و پر رياضتيه . اگه يه دانشجو خيلي زرنگ باشه و بتونه زبانشو تكميل كنه و از پس امتحانات سخت و كمرشكن بر بياد وگليمشو از اب بيرون بكشه هنر كرده. اينجا مثل ايران نيست كه بابا پول شهريه رو دربياره و پرداخت كنه و مامان غذا و لباس و رختخواب و وسايل آسايش روآماده كنه. از اين نازپروري ها اينجورجاها خبري نيست. درموقع تحصيل يادمه گاهي دوستان دانشجوي ايروني رو ميددم كه ماهها رنگ يك غذاي ايروني هم نميديدن و فقط غذاي سروسرويس خسته كننده دانشگاه رو مصرف ميكردن. روزي يكيشون مثلا همه دوستان رو به نهاري دعوت كرد بعد شش هفت ساعت صرف وقت يك قورمه سبزي پخت كه وقتي تو بشقاب ميكشيد. سبزي خشك روچون بلد نبود درست دربياره مزه كاه و يونجه نيمه پخته رو ميداد و لوبيا ها هم نپخته بودن خورشت هم مزه نداش. كتشون هم ته اش سوخته وشفته و بي نمك بود. اينم مثلا از آشپزي اين دسته دانشجوها. فقط نيمرو و سرخ كردن كالباس رو خوب بلد بودن

توصيه من اينه اگه كسي قصد تحصيل در اينورا به سرش زد. اول بره پيش مامان وآبجيش يك دوره آشپزي و خانه داري كامل ياد بگيره تا به اين جور مزيقه ها دچار نشه و بتونه از پس وظايف روزانه اش خوب بر بياد. بعدش بره يك دوره كلاس زبان كامل تو ايران ثبت نام كنه تا سه چهار سال زمان و مقدارهنگفتي پول واعصاب صرفه جويي كرده باشه . تو اونجا هزينه كلاس زبان خيلي كمتره. ازهمه مهمتر اينه كه هر آقاپسري دوره سربازيشوتموم كرده باشه تا به اندازه كافي استقامت و تحمل زندگي سخت رو اينجاداشته باشه.به هرفردي هم توصيه ميشه يك شغل درست و حسابي فني بره و ياد بگيره و دست خالي پا نشه بياد. تا در مواقع ضروري بدردش بخوره. همونجور كه ميگن هنرآموز كه روزي به كارت آيد. در اخر هم گول هيچ موسئسه تبليغاتي دريافت پذيرش و مهاجرت و اينجور جا ها رو نخوره كه اين روزا تعدادش زياد شده و خدماتشون خيلي ضعيف و گرونه. خيلي از اينجور جاها فقط درباغ سبز نشون ميدن و سر شما رو شيره مي مالن تا پولهاتون رو از دستون در بيارن و از مشكلات و شرايط سخت زندگي و شرايط حقوقي ضعيف يك فرد خارجي تو اين كشورهاي مدرن چيزي نميگن. بريد از جاهاي رسمي مثل وزارت علوم وآموزش عالي و وزارت امور خارجه سئوال و كسب خبر كنيد تا به شكل فني و اساسي راهنمايي هاي لازم و اطلاعات به روز و آدرس هاي معتبردانشگاهها ومراكز مشاوره و راهنمايي رودر اختيارتون بذارن. اگه زبان خودتون خوبه خود تون مستقيم از دانشگاهها دفترچه راهنما رو درخواست كنيد كه خرجي نداره. بطور كلي وقتي بررسي ميكنم مي بينم. كسي كه اينجا يك تحصيل ليسانس و فوق ليسانس دست و پا شكسته رو تموم ميكنه با همين مقدار صرف زمان طولاني يعني سالهاي سال و صرف هزينه و استرس و اعصاب تو ايران ميتونه براحتي دو تا دكترا رو تموم كنه بذاره رو ميز. از ما گفتن و از شما شنيدن. اينم گوي و اينم ميدان ! صلاح خويش خسروان دانن


پ. دانشجوياني كه از طبقات محروم و كم درآمد ميان. اين دسته بخاطر كمبود مالي با زندگي دشواري دسته و پنجه نرم ميكنن. بعلت كمبودمالي بايد به كارهاي بسيار سخت و دشوار و كم درامد بپردازن تا بتونن پول شهريه كلاس زبان و هزينه هاي جاري تحصيلشون روبدشواري بدست بيارن و در حد بخور و نمير زنده باشن. بعلت كمبود وقت و استرس اغلب اونجوري كه بايد و شايد از پس وظايف تحصيلي سخت و سنگين برنميان و فقط دسته اي ميتونن تحصيليشون رو با مرارت زياد تموم كنن كه درس خون باشن و تحمل كم خوابي كم غذايي و محرميت هاي زياد و علاوه بر ان تحمل يكتنه تنهاي مطلق بودن رو داشته باشن. اينجا از كمك خبري نيست. به اين دسته فارق التحصيل ها الحق بايد مدال طلا داده بشه.

دسته ديگه دانشجو هاي محروم و بي بضاعت بخاطر دشواري مجبورن بعد از مدتي دست از تحصيل بردارن و درسشون نيمه تموم ميمونه چون روشون نميشه دست خالي اونجا برگردن ميرن با هزارزحمت يك كار ساده و پيش پا افتاده با درامد كم پيدا ميكنن تازه اگه بتونن اقامت موقتشون رو اصلا تمديد كنن خوبه. اقامت هاي محدوددانشجويي مشروط به پاس امتحانات و موفقيت در نوشتن تحقياته اونم نه از كارهاي ابكي . اين اضطراب ها بخشي از زندگي دانشجويي اينجارو تشكيل ميده. اجازه كار دانشجويي محدود به چند ساعت در ماهه و بعلت رقابت زياد اينجاها همون كارهاي پيش و پا افتاده هم حكم كيميارو داره و بسختي پيدا ميشه و به شانس زياد بستگي داره.نبايد فراموش بشه كه دانشجويان زيادي از كشورهاي ديگه و قاره هاي ديگه منجمله امريكاي جنوبي، افريقا ، اروپاي شرقي و كشورهاي چين و كره و غيره اينجا هر سال مثل سيل ميان و ميرن وبا اين محدويت ها سطح رقابت از هر طرف سنگين تره.

قوي ترين دسته رقيب دانشجويان بومي كشور ميزبانه كه از هر نظر مجهزن منجمله 1.به زبان مادري خودشون مسلطن و خود اين زمان امكان تحصيل و مطالعه كتابهاي سنگين را به شدت كاهش ميده. 2. از منبع مالي والدينشون بهره مندن و تحت حمايت خيلي خوبي هستن. 3. دسته اي از دانشجويان بومي از خانواده هاي كم درامد بواسطه قوانين حمايتي كشورشون از منابع مالي بهتري بهره مندن و با همون پول بخور و نمير هم شده زياد دغدغه مالي ندارن. 4. به قواعد و قوانين كشوربومي خودشون كاملا مسلطند و راحترمشكلاتشون رو حل ميكنن. 5. بخاطرحقوق شهرونديشون تو كشورشون از سطح دانش و فنون بهتري برخوردان و اگر بخوان تو دوره تحصيل يك مقدار هم كار كنند، كارهاي بهتر با شرايط بهتر و درامد بهتري نصيبشون ميشه و زمان كافي براي تحصيل دارن. همينطور كه ميگن. هركس را درملك و خاك خويش شهرياري بود.

2. افراد عادي گاهي بشكل متاهل با همسرشون به اينجا ميان و با همسرشون و بچه اي كه احتمالا دارند و يا بدنيا مياد زندگي مي كنند و حداقل از محيط خانوادگي برخوردان. اول كاربايد از صفر شروع كنن. يادگيري زبان و جا افتادن تو اين كشورها يك چند سالي براي خودش زمان ميبره در كنارش هم كارهاي پيش و پا افتاده و كم درآمد. تا خودشون روبه سطح ابتدايي مثلا يك فرد جنوب شهري و عامي اين كشورها برسونن و يك زندگي بخور و نمير بدست بيارن. خود همين تلاش سخت و زندگي سخت تا حدود زيادي ارتباطات را كم و ضعيف ميكنه و ايزوله ترميشن و محيط خانوادگشون اين مشكل رويك كم كمرنگ تر ميكنه و خونواده به هر حال براشون خوبه. تنها مكان ارتباطيشون با ساكنان بومي كشور ميزبان همون سركاره.شايد بعد سالها يك چند تا آشنا داشته باشن. كساني هم هستن كه زبانشون سالهاس راه نيافتاده و كما كان عده شون در پنج و شش و يا ده سال اوليه كم نيستش، بلد نبودن زبان حالت ايزوله اونا رو از ساكنين كشور ميزبان بيشتر و سطح مشكلات به همين ميزان هم زيادتره. اگر يك كار پيش و پا افتاده اي هم با هفت خان رستم و هزار و يك مشكل بدست بيارن براي زمان موقته تا دوباره يك كاري پيدا كنن. اين دسته هم اگه ميمونن و اين شرايط رو تحمل ميكنن بخاطر اينه كه بچه هاشون از تحصيل بهتر و يادگيري زبان بيگانه و احتمالا ازآينده شغلي بهتر از خودشون برخوردار بشن. اينجور پدرومادرها خودشون رو تا حدود زياد فداي بچه هاشون ميكنن و محروميت هاي زيادي رو تحمل ميكنن.

دسته ديگه افراد مجرد زندگيشون بمراتب سختره و از نظر رواني در شرايط مشكل تري بسر ميبرن. تعداد افرادي كه دچارافسردگي هاي عميق ميشن تو اين دسته كم نيستش اين دسته واقعا به حمايت و كمك نيازدارن. عده اي از اين افراد با ساكنين كشور بومي ازدواج ميكنن و عده اي ديگه هم ميان از ايران همسري اختيار ميكنن و اينجا باش زندگي ميكنن.

عده اي ديگه مجردها با استواري و استقامت موفق ميشن يك زندگي نسبي خوبي بعد از كار و تلاش زياد براي خودشون و خونواده اي كه تشكيل ميدن درست كنند كه قابل تقديره.


این مطلب آخرین بار توسط Nastarin در جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 10:16 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 22:12) Hamid (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 23:34) anari (سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 - 18:22)

پست تاریخ: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390 - 19:54    
Nastarin
شروع فعاليت
شروع فعاليت


پست: 7
عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390

blank.gif


امتياز: 72

عنوان: خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

چند پيشنهاد اينجا بيان ميكنم كه در همسر يابي بشكل مساعد وغير مستقيم شايد بي تاثير نباشه .

پيشنهاداتي به مقامات محترم وزارت علوم و آموزش عالي

1. يكي از پيشنهادها براي بهبود و افزايش ارتباط علمي و شغلي دانشجويان خارج از كشوراينه كه وزارت علوم با مذاكرات لازم با دانشگاههاي خارجي معتبرشرايطي رو مهيا كنه كه دانشجويان مقيم كشوردرترم هاي پايانيشون بتونه يك نصف سال( به حساب اينجا ميشه يك ترم تحصيلي) رو تو يكي از دانشگاههاي ايران ثبت نام كرده وبا دانشگاههاي ايراني ارتباط زنده داشته باشن. دانشگاههاي اينجا يك ترم خارج رفتن دارن ولي فكر كنم چون براي دانشجو هاي ايروني خرج داره ازش صرف نظر ميكنن. ولي اگه مقصدشون ايران باشه وضعيت فرق ميكنه. هم ميان خونوادشون رو مي بينن هم يك ترم بشكل مفيد با مراكز علمي كار ميكنن

اين فرصت به دانشجو كمك ميكنه با شرايط و مشكلات اونجا بخوبي آشنا بشه و بتونه درحل مشكلات علمي و فني پيشقدم بشه ودر همكاري هاي فني و اقتصادي شركت كنه. خود اين زمينه ها فرصت هايي رو به دانشجو ميده تا در مورد محل كار و خدمت اش تو ايران راغب تر بشه. در اين فرصت مناسب به شكل منطقي همسرمطلوب و مورد نظرش رو ازاونجا انتخاب كنه .

2. پيشنهاد بعدي استفاده وجذب دانش مورد نيازبدردبخور از طريق افراد علاقه مند ودوستدارمتخصصين و فارغ التحصيلان خارج از كشور به شكل افتخاري در بخش فني - علمي - اقتصادي - فرهنگي درهمه رشته هاست ........ كه بشكل حضوري( در صورت امكان مسافرت چون كساني كه اينجا كار ميكنن بيشتر از يك ماه مرخصي ندارن) وبه صورت مكاتبه اي از راه دوره مهيا بشه. اين دسته متخصصين در اوقات فراغت ازاينجا ميتونن بوسيله مكاتبه ازراه دور و با استفاده ازاينترنت به تبادل دانش و تجربه علمي حاصله خود با دانشگاههاي كشوروسازمان ها و نهادهاي اقتصادي و فني و علمي بپردازن. بدون اينكه اينجا زندگيشون مختل بشه. متخصصين علاقمند بسياري هستن كه از بذل دانش وعلم خود بعنوان ذكات علم دريغ ندارن ولي فرصت و شرايط لازم هم بايد براشون فراهم بشه تا ذكات علمشون روبخوبي عرضه كنن.

3.پيشنهاد سوم تاسيس دانشگاههاي مكاتبه اي فارسي زبان خصوصي در كشورهاي اروپايي براي متقاضيان مقيم و ساكن اينجاس. افراد علاقه مند ايروني با اين جور فرصت ها ميتونن تو اين دانشگاهها تو رشته هاي مورد علاقه شون با زبان مادري خودشون تحصيل كنن و ارتباط فرهنگي و علميشون رو با سرزمين اوليه شون به شكل پايا و مستحكم حفظ و تداوم بدن. كساني هستند كه مدرك ليسانس و فوق ليسانس اينجا رو گرفتن وميخوان تو يك رشته جديد دوباره ادامه تحصيل بدن و يا كساني هستن كه كار ميكنن ونون خونه رو درميارن شانس ورود به دانشگاههاي اينجا رو نداشتن.. ايندسته افراد ميتونن در كنار كار به تحصيل از راه دور بزبان فارسي بپردازن و زمان آزادشون با تحصيل علم پربشه وايندسته توان پرداخت اين هزينه رو هم دارن و در تحصيل بزبان مادريشون براشون آسونه. خانم هايي هستند كه خانه دارن وبه علت وظيفه مادري نميخوان خونواده شون رو تنها بذازن وبه دانشگاه برن و ميخوان كنار خانه داري به تحصيل مكاتبه اي ادامه بدن وقتشون هم اين اجازه رو بشون ميده. با اين مشغوليت مثبت زندگيشون از يكنواختي و افسردگي در ميادوتاثير مثبت روي خونوادشون ميذاره. اين دانشگاههاي مكاتبه اي پولي قادرن بخش وسيع ايي از ايرانيان علاقه مند به تحصيل اينجارو جذب كنه و خود اين زمينه ها مشاركت ها و همكاري هاي علمي زيادي رو تو رشته هاي مختلف علمي و اقتصادي و فني براي اونجا فراهم ميكنه .فرصتي هم مهيا ميشه تا خونواده هاي اينجا با ايجاد ارتباط هاي مداوم و مستمر با خونواده هاي اونجا بوسيله همين مادران خانه دار دانشگاههاي مكاتبه اي فارسي زبان بخاطر رفت و امد بيشتر به اونجا براي فرزندانشون از جمله دختر و پسر زمينه همسريابي رو فراهم كنند و وقت و فرصت بهتري براي اشنايي خونواده ها دو طرفه اماده ميشه و دعوت و رفت و امد بيشتر در گزينش همسر مناسب خيلي مفيده و در ايجاد هارموني و درك فرهنگي زمان عامل موثريه براي اين دو دسته خونوادها. شايد مقداري ازميزان دختراي مجرد و پسراي مجرد اونجا كاسته بشه و زمينه بازگشت يك عده فارغ التحصيلان جوان اينجا به اونجا فراهم بشه.

منابع مالي حاصله بدست اومده از اين دانشگاههاي مكاتبه اي رو ميشه صرف بهبود دانشگاهها و مراكزعلمي كشور كرد


این مطلب آخرین بار توسط Nastarin در شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 10:00 ، و در مجموع 3 بار ویرایش شده است.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 22:14) Hamid (جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 23:34)

پست تاریخ: جمعه 16 اردیبهشت 1390 - 22:28    
sistemprof
عضو گروه مديريت آفتابگردان
عضو گروه مديريت آفتابگردان


پست: 956
عضو شده در: 3 بهمن 1384
محل سکونت: Tehran
blank.gif


امتياز: 8562

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

ronak60, عزیز
خوشحال میشوم مطالب تکمیلی و مستند شما را در این انجمن ببینم . حرف بنده هم این است که آن قسمتی از اسلام را که مطابق عرف و دلخواه خودمان بوده (که در اینجا میتوان ان را سلیقه نامید) برداشته ایم و بقیه مطالب را رها کرده ایم . این در سایر بخشهای فرهنگ کشورمان هم به چشم می خورد . رانندگی - بوروکراسی اداری و نظام بانکی و...

هر کاری که دلمان میخواهد انجام می دهیم و دلمان هم خوش است که مسلمانیم . اگر شما هم به همین نکته می خواستید اشاره کنید باید بگویم بالاخره متوجه منظور شما شدم !

Nastarin, عزیز
از وقتی که میگذارید و مطالب مفیدی می نویسید بسیار سپاسگزارم . اگه ممکنه کشور مورد نظر را هم معرفی کنید بحث جامع تری خواهیم داشت.

با تشکر

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست:

پست تاریخ: شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 09:23    
Nastarin
شروع فعاليت
شروع فعاليت


پست: 7
عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390

blank.gif


امتياز: 72

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

در جواب سئوالتان بايد عرض بشه. بخاطر كاراهل سفرم و يه جا بند نميشم گاهي اين جا گاهي اونجا.اتريش كشوريه سرد و مرطوب مثل همه اروپاي مركزي و اروپاي غربي و اروپاي شرقي( وضعيت قاره اي بدتر) كه در مقايسه با كشور گرمسيري مثل ايران قابل مقايسه نيستش . اينجا زمستونهاي سرد و طولاني و برفي و تاريكه .علارغم سر سبز بودنش ولي بيشتر وقته سال سردو مرطوبه. مردم در طول سال وقت خود رو بيشتر زير سقف خانه ها و محل كار بسر مي برن. تو بهار و تابستونش هم خيلي روزا ادمو گول ميزنه. با اينكه ظاهرا آفتاب ميتابه ولي همين كه پاتو بيرون ميزاري سوز سرما ميره زير پوستت و حسابي حالتو ميگيره. برميگردي كت ضخيمي و شالي مي پوشي. چتري رو هم برميداري با يكي دو كيلو وزن اضافه دوباره راه ميفتي. وسط راه دوباره افتاب خانوم در مياد و بخارها رو گرم ميكنه و به شدت دچار عرق شديدي ميشي و نفست ميگيره و دوباره مجبوري با عرق زياد كتت رو دربياري همين كه يه كم خنك شدي دوباره يه نيم ساعت نگذشته باد سردي مياد دوباره حالت رو ميگيره با بارون سردي از يك گوشه غافلگيرت ميكنه. خوشحاليت از اينه كه چه خوب اين چتر رو برداشتم و مثل موش خيس خالي نشدي. به كساني كه داراي بيماري هاي استخوني و روماتيسم و فشار خون ضعيف هستن اين كشورها( اروپاي مركزي و غربي و شرقي) به هيچ وجه توصيه نميشه. تو جنگلاي اينجا و كشورهاي اروپاي شرقي و غربي بخصوص يه كنه خطرناكي زندگي ميكنه كه اندازه يه عدسه اگه روي كسي بيفته فوري ميره زير پوستش و شروع ميكنه به مكيدن خون و همونجا براي خودش جا خوش ميكنه. اين كنه چون روي هر حيون و موش و جونور و ادمي ميپره و ازشون خون ميمكه ميزان الودگييش به ويروسها خيلي خيلي زياده. خوب وقتي به اندازه كافي خون مكيدباد ميكنه و برجسته ميشه وفرد مبتلا رو به درد شديد و بي خوابي و سردرد بدي مبتلا ميكنه كه فرد بايد فوري خودش رو به دكتر برسونه و بده اين كنه قهو ه اي مايل به مشكي خطرناك رو در بيارن و يه واكسن مخصوص به اش بزن تا مفاصل از كار نيفته و يا به عفونت پوسته مغزي دچار نشه. امكان ابتلاء فرد به بيماري هاي خطرناكي مثل بيماري مفصلي دردناك - عوارض قلبي - عفونت جداره جمجمه و مغز هستش كه درد مفاصل و مغز ماههاي ماه طول ميكشه و ممكنه درد سالهاي سال ادامه داشته باشه و زندگي فردو فلج كنه. حتما فوري بايد دكتر رفت ودرپي درمون بود.
البته يك سري از ايروني ها هم هستن وقتي ميان اينجا توهمون چند سال اول بخاطر سرما و رطوبت به بيماري هاي استخواني و روماتيسم مبتلا ميشن. يه چند تاشون هم سر همين مشكل استخون درد و پا درد به ايران برگشتن. چون آب و هواي ايران به شون خوب ساخت تو ايران مونده گار شدن و حالا هم صاحب عيال و فرزند هستن.
يكي ديگه از بيماريهاي پردردسر بخاطر سرما و رطوبت بيماري هاي قارچيه. همه اش بخاطر بالا بودن رطوبت و سرماس. اين رطوبت و سرما براي رشد درختان كاج و صنوبر مناسبه برا ادما نه. بخاطر اين گول عكس هاي سرسبزكاج و صنوبر وسرو رو نخوريد. چون اونا هميشه سبزن. اين نوع جنگل ها اينجا زياده. چه فايده داره جنگل ها سر سبز باشن و لي نتونيد توشون حتي خيلي از روزهاي بهار و تابستون( استثناء بعضي روزا خشكه و مناسب براي پياده رويه ولي بقيه روزا رفتن نداره) و پائيز راه بريد. زير شر شر بارون خيس خالي بشيد و با وزش هر باد سرد بيشتر يخ بزنيد و احيانا دو سه تا كنه خطرناكم با خودتون بيارين تو خونتون. چند ماهي هم بخاطر همين كنه هايي كه زير پوستتون رفتن اسير درد شديدو سرگيجه وتهوع و دكتر و دوا بشيد و از كار و زندگي حسابي بيفتيد. يكي از دوستان بيچارتا چند ماه بخاطر رفتن همين كنه زير پوستش تو بيمارستان بود و نميتونست دست و پاش رو تكون بده.

از اواخر پائيزديگه نميگم چون هوا سرد و باروني و تاريكه. در موقع زمستون هم همه جنگلها خاكستريه و برگهاشون ميريزه سرما و برف و تاريك هم هست و رفتن و ديدن نداره.

ميزان استفاده از لباس گرم و پالتو و شال و كلاه و كفش محكم و با دوام از دانستني هاي اوليه زندگي در سه فصل سال تو اينجور جا هاس.

هر فرد عادي چه دانشجو چه غير دانشجودر سال به پول ايران بايد براي يه زندگي بخور و نمير 10 تا 11 ميليون تومان داشته باشه( براي اجاره خونه - خورد و خوراك - بيمه درماني ماهونه - بليط ماهونه رفت و آمد تراموا و اتوبوس - خريد پوشاك ضروري ارزان اونم فقط تو موقع حراجي ها در يه سال كه به شكل غير رسمي يه بار تو اوايل زمستونه و يه بار وسط تابستونه هستش.) هر ايرو فكر كنم تو ايران معادله 1300 تا 1400 تومان بشه. تازه هزينه كلاس زبون رو هم جدا حساب كنين كه تو متن زير ميزانش هر ماه( 380 يورو) گفته شده. براي كلاس زبان يه شش ماه حداقل لازمه گاهي هم يك سال ويا دوسال چون اين زبون خيلي سخته و حفظياتش زياد و فراره .وقت زيادي براي يادگيري لازم داره از انگليسي خيلي سخت تره. مارك تواين گفته هركي اين زبون رو ميخواد خوب و كامل و بي نقص يادبگيره بايد سي سال عمر براش بذاره.

از پول بليط هواپيماي رفت و برگشت ايران هم حرفي نمي زنيم. اگه زبونتون تكميل باشه دو سال پيش دانشگاهي رو با يه چهار تا شش سال دانشگاه حساب كنين ميشه شش سال. براي شش سال اقامت تو اينجور جا بايد يه شصت ميليون تومان خرج كنيد . به پول ايران ميشه باش يه مغازه و يا خونه خريد. تو آلمان هم شرايط و هزينه مشابه. سوئيس خرجش به خاطر گرون بودن فرانك بيشتر ه و مقدار سخت گيري در مورد پذيرش و تحصيل هم بيشتره. بچه ميليونرها معمولا تو سويس درس ميخونن

يه سايتي رو ديدم كه اطلاعات جامعي در مورد اتريش داشت براي خوندن بدنيستش و يك مقدار هقت خان رستم رو خوب تشريح كرده و مطالب سايت واقعيه و مثل دفتر راهنماي دانشگاهاي اينجاس. اميدوارم از بحث خارج نشده باشيم.

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تحصيل در اتريش

در اتريش حدود 18 دانشگاه و 110 موسسه آموزشی وجود دارد و زبان ملی و رسمی تدريس در اين دانشگاه ها آلمانی می باشد. البته در دوره ی دکترا و در بعضی از دانشگاه های خصوصی می توان به زبان انگليسی تحصيل کرد.

تحصيل در دانشگاه های اتريش برای دانشجويان خارجی – منجمله ايرانی – رايگان نيست و ترمی حدود 370 يورو شهريه تحصيلی دريافت می گردد. بضی از دانشگاه ها - مانند دانشگاه صنعتی گراتس (TU-Graz) - اين شهريه را به دانشجويان ايرانی در صورتيکه حداقل 9 واحد در ترم گذارنده باشند، برمی گردانند.

اخذ پذيرش برای (ادامه) تحصيل در دانشگاه های اتريش شرط اعطای ويزا از سوی دولت اتريش است. برای اخذ پذيرش در دانشگاه های اتريش داوطلب بايد دانشجوی رشته مورد نظر در کشور خود باشد و يا مدرک تحصيلی او - در کشوری که آن را کسب کرده است و همچنين در اتريش - برای ورود به دانشگاه کافی باشد. به عبارت ديگر ديپلم دبيرستان به تنهايی قابل قبول دانشگاه های اتريش نيست و قبولی در کنکور دانشگاه (سراسری يا دانشگاه آزاد) در رشته و مقطع مورد نظر، پيش شرط درخواست پذيرش است. دانشجويانی که در دانشگاه های ايران به تحصيل اشتغال دارندن و يا داشته اند، بايد گواهی صادره از دانشگاه و ريزنمرات مهر وموم شده ی خود ارايه دهند. در اين گواهی بايد منعکس باشد که فرد متقاضی از ادامه تحصيل منع نشده است.

مدارس عالی فنی (Fachhochschulen - FH's)، دانشکده های هنرهای عالی، و دانشگاهها در بعضی از رشته ها (مانند پزشکی، داروسازی، اقتصاد و روانشناسی) امتحان ورودی - شامل امتحان کتبی و مصاحبه حضوری - نيز برگزار می کنند. برای دريافت پذيرش بايد در اين امتحان ورودی شخصا شرکت کرد. علاوه بر اين مراکز آموزش عالی در اتريش سهميه برای پذيرش دانشجوی خارجی دارند و برآوردن تمامی شرايط برای اخذ پذيرش به معنی دريافت بدون چون و چرای آن نيست. مهلت درخواست پذيرش برای ترم تابستانی تا اول فوريه و برای ترم زمستانی تا اول سپتامبر می باشد. يعنی مراکز مربوطه بايد مدارک متقاضی را تا زمانهای نامبرده دريافت کرده باشند. توصيه می شود که از 6 ماه قبل از تاريخ مورد نظر برای ورود به اتريش و ادامه تحصيل، درخواست خود را به دانشگاه ارائه دهيد. دانشجويان خارجی بايد پس از ثبت نام دردانشگاه برای آموختن زبان آلمانی و در اکثر موارد در صورت پايين بودن نمرات چهار سال دبيرستان در دروس اصلی و مرتبط با رشته تحصيلی انتخاب شده، برای اين دروس، يک دوره يک ساله تا دوساله ی پيش دانشگاهی (Vorstudienlehrgang) را بگذرانند.

هزينه زندگی و تحصيل دراتريش ساليانه 7500 يورو می باشد که اين هزينه بايد برای اخذ ويزای تحصيلی يا به صورت ساپورت مالی يا وجه پرداخت شده به يک حساب بانکی در اتريش ارائه شود.

تامين بخشی ازهزينه ی تحصيل بوسيله کار ضمن تحصيل در اتريش رسماً امکان پذير است ولی عملا بسيار سخت. برای اين منظور فرد دانشجو بايد کارفرمايی پيدا کند که برای او از اداره کار، تقاضای اجازه ی کار کند. اما دريافت همين مجوز کار هم، که رسماً «کمتر از پاره وقت» ناميده می شود، به هيچ وجه کار ساده ای نيست. طبق قوانين جاری، کار کردن برای دانشجویان خارجی با درآمدی بيش از 332 يورو در ماه ممنوع است. قبل از دريافت اين اجازه ی کار لازم است ثابت شود که برای آن شغل، يک فرد اتريشی جويای کار و واجد شرايط و یا يک فرد خارجی که دارای اجازه کار است و بيکار و واجد شرايط، وجود ندارد. بعنوان مثال شهروندان کشورهای اتحاديه اروپا که در اتريش جويای کار هستند در اولويت بالاتری نسبت به دانشجويان خارجی قرار دارند. بضی از دانشگاه ها با توجه به نمره های بالای دانشجويان خارجی به آنها در خود محيط دانشگاه کارمی دهند.

نظام آموزشی در اتريش

تحصيلات ابتدايی و متوسطه

در اتريش کودکان از 5 سالگی وارد دوره يک ساله آمادگی (Vorschule) می شوند، سپس از 6 سالگی آموزش ابتدايی در دبستان (Volksschule) آغاز می شود. مدت دوره ابتدايی 4 سال است و در پايان اين دوره از دانش آموزان امتحان می گيرند. سپس تحصيلات متوسطه عمومی به مدت 4 سال آغاز می شود. دانش آموزان ممتاز در دوره ابتدايی به دبيرستان های جامع Allgemeinbildende Höhere Schule (AHS) راه می يابند و پس از دوره چهار ساله متوسطه عمومي (سيکل اول)، دوره چهار ساله آخری (سيکل دوم) را نيز در همين دبيرستان ها ادامه می دهند يا وارد کالج های فني- حرفه ای (Höhere Technische Lehranstalt – HTL) می شوند که دوره آن 5 ساله است. عده ای نيز وارد دبيرستان اقتصاد (Handelsakademie – HAK) می شوند. همه دانش آموزان دبيرستان ها و کالج ها از هر گرايشی در امتحانات نهايی دیپلم (Reifeprüfung) شرکت می کنند و در صورت قبولي، مدرک (Reifeprüfungszeugnis) دريافت می کنند که ديپلم دبيرستان است و دارندگانش «دانش آموختگان دبيرستان ها» (Maturanten) ناميده می شوند. بقيه دانش آموزان دبستان ها وارد مدارس متوسطه (Hauptschule) می شوند که 3 یا 4 ساله است. در اين دوره توجه زيادی به کارهای عملی می شود و دانش آموزان همراه مبانی نظری، کاربردهای عملی را نيز می آموزند. سپس دانش آموزان ممتاز وارد کالج های فني- حرفه ای (Höhere Technische Lehranstalt – HTL) و عده ای نيز وارد دبيرستان اقتصاد (Handelsakademie – HAK) می شوند. بقيه آنها وارد هنرستان (Berufsschule) يا مدارس تخصصی ورزشی و موسيقی می شوند و دوره 2 تا چهار ساله اين مدارس را می گذرانند.

تحصيلات دانشگاهی

مراکز آموزش عالی در کشور اتريش شامل دانشگاه ها، دانشکده های هنرهای عالي، مدارس عالی فنی و کالج های تخصصی دو تا سه ساله است. مراکز آموزش عالی اتريش در زمينه هنر و موسيقی از مراکز قوی هنری اروپا به شمار می آيند. از سال 1994 ميلادی تا کنون بيش از 40 مدرسه عالی فنی مجوز تاسيس گرفته اند که در رشته های مختلف دوره های 4 ساله ليسانس (کارشناسی) برگزار می کنند. تفاوت مدارس عالی فنی با دانشگاه ها در کاربردی و حرفه ای بودن تحصيلات است. در پايان دوره ها دانشجو بايد يک دوره شش ماهه تا يک ساله کارآموزی را در مراکز گوناگون بگذراند. شرط ورود به مدارس عالی فني، همان شرط ورود به دانشگاه هاست و در مواردی مدارک حرفه ای نيز مورد توجه قرار می گيرند.

مدارک لازم جهت اخذ پذيرش دانشگاه

مدارک زير با توجه به شرايط متقاضيان دسته بندی شده و نيازی نيست که همه متقاضيان کليه مدارک را جهت اخذ پذيرش داشته باشند. ترجمه رسمی مدارک ( با مهر دادگستری و وزارت امور خارجه و تاييد سفارت اتريش) بايد به زبان آلمانی يا انگليسی باشد. توجه کنيد که در ترجمه ها، تاريخ های مهم مانند زمان اخذ ديپلم و غيره بدون اشتباه و يکسان باشند. تاريخ تولد خود به تقويم ميلادی و نوشتار لاتين اسم خود و والدين را مطابق با گذرنامه اتان، دراختيار دارالترجمه قرار دهيد تا همه ی مدارک شما يکسان باشند. فرم پر شده و امضا شده ی درخواست پذيرش که از سابت دانشگاه مربوطه می توانيد download کنيد.
شرح حال مختصر(يک يا دو صفحه) با عکس به زبان آلمانی يا انگليسی
ترجمه و کپی پيوست شده ی مدرک ديپلم و ريز نمرات آن
ترجمه و کپی پيوست شده ی مدرک پيش دانشگاهی و ريز نمرات آن
ترجمه و کپی پيوست شده ی کارنامه قبولي در کنکور سراسری و يا دانشگاه آزاد در رشته و مقطع مورد درخواست (در صورتيکه درايران هنوز در اين رشته ثبت نام نکرده ايد)
ترجمه و کپی پيوست شده ی گواهی دانشگاه مبنی بر اينکه در ترم جاری دانشجوی تمام وقت و رسمی آن دانشگاه هستيد و از ادامه تحصيل منع نشده ايد (در صورتيکه در حال حاضر دانشجو هستيد، فارغ از اينکه در رشته و مقطع مورد درخواست است و يا غير از آن)
ريز نمرات مهر و امضا شده ی دروسی که تا به حال در دانشگاه گذارنده ايد به زبان انگليسی و يا ترجمه ی آن (در صورتيکه دروسی گذارنده ايد)
ترجمه و کپی پيوست شده ی مدرک فوق ديپلم، ليسانس يا فوق ليسانس و ريز نمرات مهر و امضا شده ی آنها (در صورتيکه دارای اين مدارک هستيد) - به جای دانشنامه، گواهی اتمام تحصيل دانشگاه هم مورد قبول است
ترجمه و کپی پيوست شده ی شناسنامه
گواهی زبان آلمانی ( در صورتيکه دوره ی زبان آلمانی گذارنده ايد)
ديگر مدارک دال بر تجربيات و آموزشهای حرفه ای يا فنی که در ايران جنبه ی رسمی دارند.

مدارک لازم جهت رواديد تحصيلی

درخواست رواديد بايد شخصا به سفارت اتريش در تهران ارائه شود. سفارت در صورت ناقص بودن مدارک از قبول درخواست رواديد امتناع خواهد کرد. بررسی درخواست رواديد بطورمعمول 2 تا 4 ماه بطول می انجامد.
فرم درخواست ويزای دانشجويی به زبان آلمانی که بطور کامل و خوانا پر شده و شخصا امضاء گرديده باشد
گذرنامه با مدت اعتبار کافی ( حداقل 6 ماه از تاريخ درخواست رواديد ) و فتوکپی از تمام صفحات مندرج آن
شناسنامه

تعهد نامه مالی از شخصی در اتريش

يا خود متقاضی در اتريش به نام خود حساب باز کرده است و مبلغ 7000 يورو به حساب خود پول گذاشته و تاييد آن را از بانک می گيرد و به سفارت ارائه می دهد
اصل و فتوکپی از پذيرش دانشگاه در اتريش
اصل و کپی مدارک تحصيلی دبيرستانی و دانشگاهی متقاضی در ايران
گواهی عدم سوء پيشينه
2 قطعه عکس
از شخص تضمين کننده مورد نياز می باشد:
Meldezettel (گواهی محل سکونت)
Mietvertrag oder Grundbuchauszug (اجاره نامه يا کپی سند منزل)
Arbeits- und Gehaltsbestätigung ( گواهی اشتغال به کار و گواهی حقوق)
در صورتيکه از طرف مدارس عالی فنی (Fachhochschulen - FH's)، دانشکده های هنرهای عالی، و يا دانشگاههای اتريش پس ازدرخواست پذيرش برای شرکت در امتحان ورودی دعوت شده ايد، می توانيد درخواست ويزای توريستی نماييد

کد:
http://www.vii.at/Aktuelles/studyinginaustria.htm


ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


: TOPاقدامات لازم پس از ورود

اولين اقدام بعد از وارد شدن به کشور اتريش معرفی کردن خود به شهرداری منطقه است. برگه امضا شده توسط شهرداری (Meldezettel ) يکی از مهمترین مدارک لازم در اتريش است که طبق قانون فرد تا ۳ روز پس از ورود به کشور يا جابجايی منزل بايد اطلاعات آدرس محل سکونتش را به شهرداری (Magistrat ) اعلام کند. طبق قانون پليس مجاز است کسانی که بدون اين برگه زندگی ميکنند را بازداشت کند. برای ثبت آدرس محل سکونت خود در شهرداری محل, نياز به تاييديه محل سکونت داريد. اين برگه تاييديه يا از طرف صاحبخانه, يا مديريت خوابگاه دانشجويی در اختيار شما قرار ميگيرد. کسانی که پس از ورود به طور موقت در منزل آشنايان/دوستان زندگی ميکنند نياز به امضاء صاحبخانه و در بعضی موارد کپی قرارداد خانه دارند. اقدام بعدی باز کردن حساب بانکی دانشجويی در يکی از شعب بانکهای مختلف اتريش است. در بانک شما را راهنمايی ميکنند که چه مدارکی نياز داريد.

سومين اقدام ثبت نام در دانشگاه است. که با در دست داشتن پذيرش ، يک قطعه عکس و گذرنامه با مراجعه بين ساعات ۸:۳۰ تا ۱۲:۰۰ ظهر به (Sekreteriat ) دانشگاه صورت ميگيرد. دانشجويانی که دانش زبان آلمانی کافی برای تحصیل ندارند به صورت غير رسمی ( Ausserordentlich ) ثبت نام ميکنند و نيازی به پرداخت شهريه دانشگاه ندارند. اما در همان روز قبض پرداخت شهريه کلاس زبان را از دانشگاه دريافت و به موسسه زبان موردنظر ارجاع داده ميشوند. ( شهريه کلاس زبان ۳۸۰ يورو در ماه است ). تمامی قبض ها باید بوسيله حساب بانکی پرداخت شود. لذا باز کردن حساب بانکی در مراحل اوليه بسيار مهم است.

پس از ثبت نام در کلاس زبان, با در دست داشتن برگه گواهی ثبت نام کلاس زبان, گواهی ثبت نام در دانشگاه, گواهی محل سکونت و در دست داشتن کارت بانکی , دانشجو بايد به اداره بيمه مرکزی مراجعه کرده و درخواست بيمه دانشجويی دهد. کارت بيمه چند هفته بعد از طريق پست به آدرس مندرج در گواهی محل سکونت فرستاده ميشود.

از آنجا که معمولا دانشجويان ايرانی ويزای ۴ ماهه «مخصوص اتريش» از ايران دريافت ميکنند ( ويزای نوع D که دانشجو مجاز به خروج از اتريش و ورود به محدوده شنگن نيست ) اقدام بعدی گرفتن کارت اقامت يکساله ( معتبر در تمام اروپای مشترک) است. گرفتن اين کارت منوط به در دست داشتن گواهی بيمه, ثبت نام دانشگاه, ثبت نام کلاس زبان برای دانشجويان غير رسمی , برگه محل سکونت و برگه تاييد موجودی در حساب بانکی به مبلغ: برای افراد زير ۲۴ سال ۳۸۰۰ يورو و برای بيش از ۲۴ سال ۶۸۰۰ يورو است. ( اين مبلغ ممکن است سالانه اندکی تغيير کند )

در تمام مراحل بالا , تنها کارت شناسايی معتبر ,گذرنامه ايرانی دانشجو است و هيچ مدرک عکس دار ديگری اعتبار ندارد. لذا در دست داشتن گذرنامه در تمام مراحل الزامی است.
کسی که با ويزای دانشجويی در کشور اقامت دارد, اجازه کار در کشور اتريش را ندارد . به شرط درخواست کارفرما يا برای کارآموزی ميتوان اجازه کار موقت يا نيمه وقت تا سقف حدودا ۳۴۰ يورو در ماه دربافت کرد. که بر اساس قانون کار در اتريش اين دريافت ماهيانه ۱۴ بار در سال است.

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

توضيح در مورد خط هاي اخري هم اينه كه پيدا كردن يك كارفرما تا به شما چند ساعتي كار بده كار حضرت فيله. چون براي مردم و دانشجوهاي خودشون كار ندارن و بيكاري زياده. دلتون رو به اين جمله اصلا خوش نكنين. در ضمن براي باز كردن حساب بانكي همين كارهاي بظاهر ساده اوليه يكي رو بايد با خودتون يدك بكشيد كه زبونش خوب باشه و با تجربه هم باشه تا تمامي مراحل رو براتون انجام بده و حرفها رو براتون ترجمه كنه تا ميادا اشتباهي رخ بده كه دردسر درست بشه.
نكته ديگه اينه كارت بيمه بايد صادر بشه تا يكي بتونه بره دكتر وگرنه ويزيت دكتر بشكل خصوصي هزينه اش خيلي زياده و سرما خوردگي و انزين و انفلونزا از بيماري هاي جاري پائيز و زمستون اينجا هاس.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: Hamid (شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 09:53) sistemprof (شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 16:35)

پست تاریخ: شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 11:44    
Nastarin
شروع فعاليت
شروع فعاليت


پست: 7
عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390

blank.gif


امتياز: 72

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

اينم جند خط در باره هزينه دانشگاه و زندگي تو سوئيس . نگفتم فقط بچه ميليونرها و ميلياردها ميتونن برن......

هزينه زندگي و شهريه يك سال تحصيل در زوريخ و ژنو در دانشگاه خصوصي 32000 هزار فرانك

در شهرهاي زوريخ و ژنو هزينه زندگي يك سال ميشه سالي 24 هزار فرانك. هر فرانك به قيمت فعلي ميشه هزار و سيصد تومان. شهريه دانشگاه خصوصي يك ساله كه دو ترمه شش ماهس ميشه هشت هزار فرانك . هزينه و شهريه يك سال يك دانشجو تو اين دانشگاه خصوصي ميشه 32000 هزار فرانك. شرايط ورودش هم تازه يك طرف.

هزينه زندگي و شهريه يك سال تحصيل در شهرهاي معمولي تو دانشگاههاي دولتي سوئيس معادل 13400 هزار فرانك

هزينه زندگی دانشجويي شامل اجاره اطاق - غذا - بيمه در سوئيس حداقل هر ماه 1000 فرانك يعني در سال 12 هزار فرانك و شهريه هر ترم شش ماهه هم 700 فرانك . هر سال شامل دو ترم شش ماهه ميشه يعني شهريه دانشگاه يك ساله 1400 فرانك. كه با هزينه زندگي روي هم ميشه سيزده هزارو چهارصد فرانك. اگه چند ساعت كاردانشجويي در ماه هم باشه خيلي مشكل ميشه پيدا كرد و فقط شايد تو تابستون بشه چند ساعتي كار كرد اونم كارهاي پيش پا افتاده اگه تازه كسي شانس بياره و صاحب كار راضي بشه وكاررو بده مثل كارهاي گارسوني- زمين شويي- كار نظافت و خدماتي- كارهاي خدماتي كشاورزي. روي كار كردن دانشجو نميتونه زياد حساب كنه. تو شهرهاي اصلي هزينه سنگين تره و دو برابره. اينم يه سايت كه يك كم اطلاعات داده و يادشون رفته خرج رو به ماه و سال قيد كنند.

رشته هاي خوب و بدرد بخور مثل داروسازي و پزشكي رو فقط به كساني كه تابعيت اون كشور رو دارن و كساني كه ساكن بومي اونجا ها هستن . ولي تو رشته هاي معمولي با حساب بالا دانشجو مي گيرن بشرطي كه زبانشون هم كامل باشه. خوب بد نيس دانشگاههاي دولتي ما هم تو فكر بيفتن و چند تا دانشگاه خصوصي تر و تميز بزنن براي گرفتن دانشجو ي خارجي با شهريه تو همين مايه دولتي اونا و خودشون رو دست كم نگيرن و عين استاندارد هاي درخواستي اونا رو از دانشجو هاي خارجي تو برنامه كارشون بذارن. بازار كار و كاسبي دانشگاههاي سوئيس با اين شرح خيلي رو براهه

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هزينه زندگی در کشور سوئيس متغير ميباشد و در شهرهای ژنو و زوريخ ميانگين هزينه زندگی بسيار زياد خواهد بود. هزينه ماهيانه و تقريبی ( در شهرهاي ديگه
اجاره اتاق يک نفره: 450 فرانک (معادل تقريبا 400,000 تومان)
غذا: 400 فرانک (معادل تقريبا 350,000 تومان)
بيمه پزشکی: 150 فرانک (معادل تقريبا 130,000 تومان)
مجموع هزينه های اقامتی يک دانشجو حداقل 1000 فرانک (معادل تقريبا 880,000 تومان)ميباشد . در ژنو و زوريخ هزينه‌های ماهيانه تقريبا به 2000 فرانک می رسد.

هزينه های تحصيل در سوئيس:
هزينه دانشگاههای دولتی در مقطع فوق ليسانس (کارشناسی ارشد) برای دانشجويان خارجی تقريبا ترمی 700 فرانک (معادل تقريبا 600,000 تومان) خواهد بود. دانشگاههای خصوصی آن تقريبا ترمی 4000 فرانک (معادل تقريبا 3,600,000 تومان) اخذ می نمايند .
کد:


http://www.applyabroad.org/wiki/



اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آب و هواش هم مثل بقيه كشورهاي اروپايي يخ و سرده و زمستون هاي خيلي سردي داره .فقط اواسط بهار تا وسط تابستان باز بستگي به سال داره هوا خوبه. منتها يك سال ممكنه از وسط بهار تا تابستون خوب باشه . سال بعدش سرد بشه. لباس گرم و پالتو كلفت و شال و كلاه و كفش ضد يخ صد در صد لازمه. كساني كه سرمايي هستن فراموشش كنن. براشون راحت نخواهد بود. درياچه و جويبار آبهاي زيبايي داره بخصوص مناطق آلپ. براي مسافرت و گردش و كوهنوردي در اواسط بهار تا تابستان خيلي خوبه.

آب و هوا:
سوئیس چهار فصل دارد .
زمستان (دسامبر –فوریه):
در اغلب اوقات برف در زمستان می باردو درجه حرارت به زیر صفر درجه می رسد.
فصل بهار ( مارس-می):
در فصل بهار هوا گرمتر از زمستان است ولی هنوز به لباس گرم نياز می باشد . درجه حرارت در این فصل بين 14 تا 2 درجه سانتی گراد متغير است .
فصل تابستان (جون – اواسط سپتامبر):
در فصل تابستان آب و هوا معتدل بوده و درجه حرارت بین 20 تا 30 درجه سانتی گراد متغير می باشد .
فصل پاييز: ( از اواسط سپتامبر _ نوابر):
در اين فصل درجه حرارت از 18 تا 10 درجه سانتی گراد متغير می باشد.

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست: sistemprof (شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 16:37) anari (سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 - 18:30)

پست تاریخ: سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 - 16:15    
kahroba
مدیر انجمن دانشجویی
مدیر انجمن دانشجویی


پست: 98
عضو شده در: 3 شهریور 1389
محل سکونت: ::..Saveh..::
blank.gif


امتياز: 1228

عنوان: پاسخ به «نظر اسلام در مورد دخترهایی که خواستگار برایشان نمی‌آید چیست؟» خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی

سلام؛
چند روز پیش به یکی از سایت‌ها، همین پیغام را «نظر اسلام در مورد دخترهایی که برایشان خواستگار نمی‌آید چیست؟ » گذاشتم. امروز پاسخ آن را به ایمیلم ارسال کردند:
من آن را خواندم، بد ندیدم اینجا هم بزارم که استفاده کنید Razz

نقل قول:
متن سوال:
سلام؛ خسته نباشید، من یک سؤال دارم و اون اینه که: نظر اسلام در مورد دخترانی که خواستگار برایشان نمی‌آید، چیست؟
پاسخ سوال:
پاسخ: @@@@ پرسشگر گرامی با عرض سلام و سپاس به خاطر ارتباطتان با این مرکز دغدغه ازدواج در سنین جوانی برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است، زیرا ازدواج یکی از مسایل اساسی زندگی انسان است که در دوره جوانی اتفاق می‌افتد. با توجه به عواملی که سن ازدواج را افزایش داده و موانعی که بر سر راه ازدواج برای جوانان وجود دارد، نباید نداشتن خواستگار موجب نگرانی و اضطراب شدید شود و نگرش فرد به جهان و نظام آفرینش را تغییر دهد یا موجب مشکلات روانی و بیماری گردد.
زیرا نه تعدد خواستگار نشانه یا دلیل برتری یا داشتن کمال فردی است و نه نداشتن آن نشانه نقص و ضعف. چنان نیست که همه دختران دارای خواستگارهای متعدد چنین و چنان باشند. خیلی از خانم‏های متأهل که در زندگی مشترک خود خوشبخت هستند، می‏گویند شوهر من اولین و آخرین خواستگارم بود.

در فضایی که نیرومندترین غرایز در وجود انسان یعنی غریزه جنسی، خروشان است، یک جوان مومن چه واکنشی باید داشته باشد؟ اسلام چه دستوراتی برای او دارد؟
اگر چه زمینه‏های فساد در جامعه فراوان است و دغدغه آن بسیاری از جوانان را آزرده می‏کند؛ اما خروش شهوت و برافروختگی غضب، در برابر عزم و اراده جوانان و جوان‏دلان نه تنها قابل فروکشی است؛ بلکه حتی با یک بار ایستادگی در برابر شهوت، می‏توان همچون یوسف و ابن‏سیرین به مقامات دست یافت و از رسوایی‏ها دور ماند. خاطره خوش آن تجربه نورانی در زندگی آدمی ماندگار خواهد شد؛ به طوری که در صحنه‏های بعدی بسیار آسان‏تر می‏تواند بحران‏ها را پشت سر بگذرد.
شاید این تجربه برای شما نیز اتفاق افتاده باشد. در این مسیر لطف خداوند و امدادهای غیبی او همیشه همراه و راه‏گشاست.

اسلام تعدیل غریزه جنسی را می‌خواهد که با ازدواج میسر می‌شود. در سوره نور آیه 32 کمک به جوانان برای ازدواج را یک وظیفه عمومی می‌داند، بنا بر این نباید تصور کنیم اسلام برای غریزه جنسی برنامه‌ای ندارد، کامل‌ترین و سالم‌ترین برنامه برای ارضای این غریزه در اسلام است.

در عین حال در صورت مهیا نبودن شرایط برای ازدواج، قرآن مجید راه مقابله با طغیان غریزه جنسی را در صورت فراهم نبودن زمینه ازدواج، عفت پیشگی و یا خویشتن داری در امور جنسی می‌داند و می‌فرماید:
«آن‌ها که وسیلة ازدواج ندارند، باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی‌نیاز کند» . (1)
البته این امر، نیاز به مقاومت دارد که در روایات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است. اگر شرایط ازدواج فراهم نباشد، بهتر است از شعله‏‌ور ساختن غریزه جنسی و تحریک و تهییج آن خودداری شود. این مقدار کنترل جنسی که آدمی تا قبل از ازدواج از تماس و معاشرت با جنس مخالف و عشق ورزیدن و دوست داشتن افرادی از جنس مخالف خودداری کند، امکان پذیر است. شکی نیست در این که غرایز و تحریکات وجود انسان‌، نیاز به کنترل دارد، همان گونه که اتومبیل به ترمز احتیاج دارد.
اولین گام در جهت خاموش ساختن شراره‏‌های سرکش غریزه جنسی ایجاد سد محکم دفاعی وبه ویژه بستن راه‏‌های نفوذ است.
مهم‌ترین جایگاه نفوذ شیطان برای ایجاد انحراف به ویژه انحرافات جنسی «مجاری اندیشه» است. پس اگر کسی موفق شود این خاکریز اول را به خوبی پاس دارد، از هر گزندی راحت خواهد شد. زیرا دیگر اصلا تحریکی به سوی گناه برای او رخ نخواهد داد. برای ایجاد چنین دژ نفوذ ناپذیری باید با جدیت تمام برای آرایش معنوی مجاری فکر و اندیشه اقدام کرد، آن هم نه اقدامی موقت و گذرا بلکه پیوسته و بالنده.
تسهیل کنترل غریزه جنسی در گرو اموری است که در صورت نیاز در مکاتبات بعدی بیان می‌شود.

فراموش نکنید: ازدواج کردن مانند امور دیگر نیاز به مقدماتی دارد. که بدون فراهم کردن مقدمات، حتی دعا کردن فایده‌ای ندارد. مثلا باید در جمع زنان حضور یابید. خود را نشان دهید یا از واسطه‌ها استفاده کنید. نقش واسطه‌ها در معرفی دختران خوب و شایسته و دم بخت را کم نگیرید. برخی دیگر از عوامل مادی و ظاهری که زمینه ازدواج را فراهم می‌کنند، عبارتند از:
1ـ خوش اخلاقی، پرهیز از گرفتگی چهره و عبوس نبودن ضمن حفظ کرامت و شخصیت و وقار.
2ـ خوش‌زبانی و داشتن بیانی نرم و مهربانانه همراه با دلسوزی.
3ـ پرهیز از زود رنجی و بالا بردن قدرت تحمل، ظرفیت و صبر و بردباری.
4ـ شادابی و نظافت و پاکیزکی.
5ـ رعایت کردن فرهنگ صحیح جامعه.
6ـ پرهیز از ابتذال اخلاقی، ‌ژولیدگی و بیان حرف‌ها و اظهارات دلسرد کننده.
7ـ پرهیز از افسردگی و گوشه‌گیری.
8ـ حضور در کانون‌های علمی و مذهبی، همچنین مساجد و جلسات مذهبی و شرکت در مجالس مراسم جشن و عقد و عروسی اقوام و خویشان با حفظ موازین و شئون اسلامی.

پی‌نوشت‌: 1. نور (24) آیه 33.

برگرفته از سايت:
کد:
http://www.pasokhgoo.ir/


كم‌تر از اين هم انتظار نداشتم كه چيزي بگويند.
اين سؤال را فقط به خاطر اين پرسيدم كه نظرشان را بدانم. اما در كل، اگر دقت كرده باشيد: همه‌ي كارهايي كه انجام مي‌دهيم، مدام مي‌گوييم كه: نظر اسلام چيست؟ آيا كاري را كه داريم انجام مي‌دهيم، اسلام قبول دارد يا ندارد؟! نكند كه حواسمان پرت شود، و كار خطايي كنيم، كه اسلام قبول ندارد؟
در كل متن بالا را خوندم، اما من هميشه كاري را انجام ميدم، كه مي‌دونم درسته!
نمي‌دانم چرا اسلام، آدم‌ها را مجبور به كارهاي خوب مي‌كند و همين امر باعث مي‌شود، خيلي‌ها كه من مي‌شناسم ديد خوبي نسبت به آن نداشته باشد!
از نظر من، چه دختر، چه پسر مي‌تواند خودش انتخاب كند، خودش بيابد، خودش فكر كند و نيازي به هيچ گونه واسطه نيست. البته اين نظر شخصي من هست.
خيلي حرفها دارم كه نمي‌تونم اينجا بزارم... به هر حال آدم‌ها جور وا جور هستن با نظرات مختلف Wink
من به شخصه، هميشه كاري را مي‌كنم، كه مي‌دونم درسته. به هر حال همه‌ي ما در اين سنين، آنقدر شعور داريم كه خوب را از بد تشخيص بديم...
درسته يه سري مسائل، نياز به پرس و جو داره و يا از ديگران كمك خواستن.
اما به شخصه من هميشه با اين گونه سؤالات، كاري را انجام ميدم كه مطمئنم درسته و لاغير!

[ وضعيت كاربر: ]

تشکر کردن از پست  پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول 
تشکرها از این پست:


نمایش پستها:                 مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
پاسخ دادن به این موضوع
 
رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3  بعدی
صفحه 2 از 3

تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
 Related Topics 


 information 

 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید


Copyright 2004-2017. All rights reserved.
© by Aftabgardan Cultural Center : Aftab.cc